رفتن به بالا

روزنامه فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی رۆژان

تعداد اخبار امروز : 0 خبر


  • سه شنبه ۲۹ آبان ۱۳۹۷
  • الثلاثاء ۱۱ ربيع أول ۱۴۴۰
  • 2018 Tuesday 20 November

  • روزنامه روژان

    صاحب امتیاز و مدیر مسوول: سلیمان الله‌مرادی

    ..............................................................

    نشانی: سنندج - میدان آزادی - انتهای کوچه سجادی (کوچه رزان) - پلاک ۱۱۵

    کد پستی: ۳۳۹۵۳-۶۶۱۳۷

    ..............................................................

    تلفن: ۳۳۲۳۸۵۴۵-۰۸۷

    ای‌میل: info@rojanpress.com

    کانال تلگرام: rojanpress@


اوقات شرعی

  • شنبه ۱ مرداد ۱۳۹۵ - ۲۱:۱۷
  • کد خبر : 1017
  • هفته‌نامه روژان
  • چاپ خبر : سیاست در کردستان هنوز مقهور گفتمان دهۀ شصت است
صاحبه با آزاد محمدیانی سخنگوی جبهۀ متحد کرد؛

سیاست در کردستان هنوز مقهور گفتمان دهۀ شصت است

روژان: جبهه به‌عنوان اصلی بنیادین به دنبال راه‌حلی فارغ از هر نوع خشونت و عصبیت برای حل مسئلۀ کورد بود و همواره معتقد بوده است برای اینکه تفنگ‌ها خاموش شوند زبان دیالوگ و گفتگو باید در میان باشد.

افشین غلامی: جبهه متحد کرد به‌عنوان یک ارگان سیاسی در طی مدت یازده سال از عمر خود با فرازوفرودهای زیادی روبرو بوده است. این تشکل که هنوز در پی کسب مجوز و تائید رسمی از سوی وزارت کشور برای ثبت به‌عنوان حزبی قانونی است، خود را تشکیلاتی دموکراتیک و ملزم به رعایت قانون می‌داند و تلاش دارد تا نظر مسئولان کشوری را به اوضاع مناطق کردنشین ایران بهبود بخشد. گذار از انتخابات اخیر مجلس شورای اسلامی محک جدیدی بود تا این تشکل سیاسی با نقاط ضعف و قوت خود بیشتر آشنا شود و بتواند در فضای واقعی سیاسی به تعامل بپردازد. به همین منظور و برای اطلاع از آخرین دیدگاه‌های جبهه متحد کرد نسبت به وقایع پس از انتخابات دهمین دوره مجلس شورای اسلامی گفتگویی با دکتر آزاد محمدیانی سخنگوی جبهه متحد کرد انجام داده‌ایم که مشروح آن ازنظر خوانندگان می‌گذرد:

– چرا بعدازاینکه هیچ‌کدام از کاندیداهای جبهه اجازه ورود در عرصۀ انتخابات را پیدا نکردند، موضع جدی از جبهه دیده نشد؟
اگر منظور این است که جبهه اعلام موضع نکرده است، مسلماً این‌طور نیست چون جبهه از لحظه‌ای که به‌طور شفاف اعلام کرد که در انتخابات حضور خواهد داشت تا پایان انتخابات و بعدازآن نیز طی چند بیانیه مواضع خود را شفاف اعلام کرد؛ اما اگر منظور این است که چرا جبهه موضعی تند نداشته است، باید در پاسخ گفت که جبهۀ متحد کرد مانند همۀ جریان‌های سیاسی داخل کشور خود را ملزم به رعایت قوانین کشور دانسته و در تمام سال‌های فعالیت خود سعی کرده این قوانین را پاس بدارد. این در حالی است که جبهه نسبت به رویدادها و انتخابات نیز با رویکردی انتقادی اوضاع را رصد کرده و در هر فرصتی دغدغه‌های نقادانۀ خود را به گوش نهادها و ارگان‌های ذی‌ربط حکومتی رسانده است و سعی کرده نگرش این نهادها را نسبت به واقعیت‌های مناطق کردنشین بهبود بخشد که متأسفانه فعلاً چنین اتفاقی رخ نداده است.

– احساس می‌شود بعد از انتخابات فعالیت‌های جبهه کم شده است، دلایل آن چیست و جبهه برای ماه‌ها و سال‌های آتی چه برنامه‌ای دارد؟
پیش‌ازاین نیز بارها گفته‌شده است که هر جریان یا حزب سیاسی در فصول انتخابات فعالیت‌های خود را بیشتر کرده و سعی می‌کند بیش‌ازپیش افکار عمومی را از برنامه‌های خود آگاه ساخته و تحت تأثیر قرار دهد؛ بر این اساس طبیعی بود که جبهه در سال پیش که منتهی به یک انتخابات مهم می‌شد فعالیت‌های خود را گسترش داده و سیاست اعلانی را یکی از سیاست‌های خود قرار دهد که بعد از انتخابات این فعالیت‌ها روند طبیعی خود را بازیافته است. این در حالی است که در مصاحبه‌ای که در سال پیش داشتم گفته شد که چه جبهه بتواند وارد مجلس شود چه اجازۀ ورود به آن پیدا نکند درهرحال جبهۀ بعد از انتخابات با جبهۀ قبل از آن تفاوت‌هایی خواهد داشت. حال بعدازاین انتخابات جبهه با یک سری از واقعیات روبرو شده که می‌توان به‌عنوان فرصت به آن نگریست یا چون تهدید که هرکدام از این دو شق به نوع رفتار و مدیریت آتی جبهه ارتباط پیدا خواهد کرد. اینکه جبهه توانست سرمایۀ اجتماعی خوبی گردآورده و برنامه و ایده‌های خود را به جامعه بشناساند فرصتی مناسب است، اما اینکه جبهه چطور می‌تواند انتظاراتی را که در این سرمایۀ اجتماعی ایجاد کرده مدیریت کند و پاسخگو باشد مهم‌ترین بخش آن است. درصورتی‌که جبهه بدعمل کند می‌تواند به تهدیدی علیه خود تبدیل شود که متأسفانه آنچه اکنون مشاهده می‌شود نوعی ناهماهنگی و بی‌برنامگی است که ساختار جبهه از آن رنج می‌برند. درواقع می‌توان گفت این انتخابات توانست کاستی‌ها و مشکلاتی را که مدت‌ها بود با آن دست‌به‌گریبان بود برای خود اعضا و ناظرین آن نمایان سازد. البته با توجه به تاریخ یازده‌سالۀ جبهه و توان بالای خودانتقادی آن، امیدوارم این مشکلات و کاستی‌ها مرتفع شود.

– نوعی شکاف بین جبهه و جریان روشنفکری کردی احساس می‌شود تا چه اندازه این مسئله را تأیید می‌کنید؟
واقعیت این است که جامعۀ کردی جامعه‌ای است با آسیب‌های متعدد، مهم‌ترین آسیب این جامعه نبودن ارتباطی منطقی و ارگانیک بین نهادها، طبقات و لایه‌های مختلف اجتماعی است، علاوه بر این هیچ اشتراک و توافق نظری در مورد تعابیر و مفاهیم، بین این لایه‌های اجتماعی و حتی روشنفکران به چشم نمی‌خورد. اگر شکافی بین جبهه و روشنفکر یا جریان روشنفکری کردی دیده می‌شود، بین روشنفکر و جامعه، بین هنرمند و جامعه، بین جریان‌های سیاسی و روشنفکری نیز شکافی عمیق وجود دارد. بر همۀ حوزه‌های ادبیات کردی اعم از شعر، داستان، رمان و … فضایی به‌دوراز فضای ذهنی انسان کردی و جامعۀ آن حاکم است، چهره‌های شاخص و جدی ادبیات کردی به‌نوعی در این جامعه مهجور هستند و روشن‌فکران به‌عنوان پل ارتباطی هنرمند و جامعه توان برقراری این ارتباط را نداشته‌اند. سیاست کوردی در ذهن بخشی از مردم و حتی نخبگان جامعه هنوز مقهور گفتمان دهۀ شصت ایران و کردستان است و در ذهن بخشی دیگر از نخبگان، روشنفکران و حتی مردم عادی فرسخ‌ها از واقعیت سیاسی و اجتماعی کردستان فاصله گرفته، راه‌حل‌ها را از شبکه‌های ماهواره‌ای آن‌سوی دنیا می‌جویند. آنچه گفته شد این سردرگمی و سراسیمگی است که می‌توان در چهرۀ جامعۀ آسیب‌زدۀ کردستان دید که به‌تبع نمی‌توان جبهۀ متحد کرد را فارغ از این فضا تحلیل کرد. متأسفانه این واقعیت جامعه‌ای است که نه جبهه توانسته شکاف بین خود و روشنفکر آن را پرکرده و آسیب‌های متعدد آن را شناسایی کرده و راه‌حلی برای آن بیابد، نه روشنفکر کورد توانسته و شاید نخواسته این مسائل و آسیب‌های عدیده را موردتوجه قرار دهد و به‌عنوان شاخک‌های حساس جامعه حرکت و جریان‌های سیاسی کوردی را مورد بازخوانی قرار داده و سعی نماید هویتی جدید برای آن ترسیم کند.

– طبقات و لایه‌های اجتماعی برای این‌که بتوانند سازمان یابند نیازمند جریانی منطقی هستند که بتواند این وظیفه را به انجام برساند، جبهۀ متحد کرد چگونه می‌تواند نگاه‌ها را متوجه خود ساخته و نقش سازمان بخشیدن به این جامعه را به عهده بگیرد؟
واقعیت سیاسی کردستان ایران، موانع قانونی پیش روی جبهه، ضعف تشکیلاتی و برنامه در درون این جریان و عدم وجود اراده‌ در دولت برای اعطای مجوز قانونی به آن برای نظم بخشیدن به فعالیت‌ها، ازجملۀ این موانع و دلایل هستند که تا الآن باعث شده‌اند جبهه نتواند این نقش را که انتظار می‌رود به‌عنوان تنها جریان سیاسی فعال در داخل کردستان ایران ایفا کند. در هر مقطعی چنانچه این موانع برطرف شدند می‌توان انتظار داشت و امیدوار بود که جبهه به‌عنوان سازمانی سیاسی این وظیفۀ اجتماعی و سیاسی را به انجام برساند. البته این بدان معنی نیست که جبهه یا هر جریان و سازمان دیگری دست روی دست گذاشته منتظر بماند تا شرایط بهبود یافته و موانع پیش روی آن برداشته شود تا کار خود را انجام دهد. اولین گامی که جبهه لازم است در این جهت بردارد؛ سازمان دادن و ایجاد وفاق بین نیروهای خود و باز تحلیل شرایط برای یافتن راهی در جهت برداشته شدن موانع قانونی فعالیت است، اگر این اتفاق افتاد می‌توان امیدوار بود گام نخست در راه رسیدن به این اهداف برداشته‌شده است.

– برخی از جریان‌های سیاسی پیشنهاد جبهه برای ایفای نقش میانجی میان حکومت و نیروهای سیاسی اپوزسیون را جدی نگرفته و حتی جبهه را رقیب خود می‌دانند، نظر شما در این خصوص چیست؟
هر جریان یا سازمان سیاسی برای رسیدن به راه‌حل سعی می‌کند همه احتمالات رسیدن به یک‌راه حلی منطقی و درست را موردتوجه قرار داده و به‌عنوان بخشی از برنامۀ خود بر روی آن‌ها تمرکز کند. معتقدم جبهه نیز این پیشنهاد را به‌عنوان یکی از احتمالات برای رسیدن به راه‌حلی برای مسئلۀ کورد به بحث گذاشته است که این امکان می‌تواند وجود داشته باشد که در مقطعی به آن فکر کرد. درواقع می‌توان گفت جبهه شاید در آن مقطع مطمئن بود که این پیشنهاد جدی گرفته نمی‌شود چراکه اراده‌ای از سوی طرفین و به‌خصوص از طرف دولت برای رسیدن به چنین نتیجه‌ای دیده نمی‌شد. علاوه بر این جبهه به‌عنوان اصلی بنیادین بر این حقیقت پای می‌فشارد که باید دنبال راه‌حلی فارغ از هر نوع خشونت و عصبیت برای حل مسئلۀ کورد بود و همواره معتقد بوده است برای اینکه تفنگ‌ها خاموش شوند زبان دیالوگ و گفتگو باید در میان باشد، به همین دلیل است که جبهه هر راه‌حلی در این چهارچوب را موردتوجه و تأکید قرار داده و می‌دهد.
جبهه، محصول واقعیت سیاسی و اجتماعی کردستان ایران است، گفتمان جبهه گفتمانی است در چهارچوب گفتمان مسلط جهانی که عناصر مفهومی خود را از وضعیت حاکم بر کردستان ایران تأمین می‌کند. بر اساس این ویژگی‌ها جبهه نمی‌تواند رقیب هیچ جریانی باشد، درواقع مواضع آن نیز در چهارچوب تعبیر و تحلیل جبهه از رخدادها و وقایعی است که در حال رخ دادن هستند نه در تعارض و تباین با دیگر جریان‌ها. به همین دلیل معتقدم که عدم استقبال از این پیشنهاد، به این دلیل نبوده است که جبهه را رقیب خود دانسته یا می‌دانند بلکه می‌توان دلایل آن را در مسائلی دیگر جست که بیشتر به خود آن‌ها ارتباط پیدا می‌کند.

اخبار مرتبط

نظرات

یادداشت روژان

نگاهی به سوانح دلخراش جاده‌ای در راه‌های استان کردستان

گوش‌هایی که نمی‌شنوند و چشم‌هایی که نمی‌بینند

بامداد سەشنبه ۲۰ تیر درحالیکه غالب مردم براساس نظم و گردش شبانەروز در بستر خواب بودند جمعیتی از شهر سنندج، به اقتضای نیاز و کار ضروری عزم سفر کردند تا در این گردش روزگار به نیازهای خود پاسخ دهند اما انگار مقدر چنین بود که به مقصد نرسند و در همان ابتدای سفر راهی دیار باقی شوند. حادثه دلخراشی که به سبب ارتباطات پیشرفته و شبکەهای اجتماعی خواب را در همان نیمەهای شب از چشم هموطنان ربود و به خبر اول خبرگزاری‌های ایران تبدیل شد، به گونەای که سه روز عزای عمومی اعلام شد و مقامات کشور از رئیس جمهور و رئیس مجلس گرفته تا بسیاری از وزرا و شخصیت‌های مطرح کشور با صدور پیامهایی به ابراز همدردی با مردم داغدار کردستان پرداختند و  روز پنجشنبه نیز خبر آن در صفحه اول همه روزنامەهای سراسری قرار گرفت. مرگ دست کم ۱۱ نفر که به سبب نوع حادثه قلب بسیاری‌ها را جریحەدار کرد. نکته حائز اهمیت در این رویداد تلخ ایجاد موجی از حزن و اندوه در عرصه استانی و ملی بود که اگر نبود این ابراز همدردی‌ها شاید تالم ناشی از آن برای  خانواده‌های داغدار قابل تحمل نبود. اما پیرامون این سانحه نکاتی قابل تامل است که بیان آن ضروری به نظر می‌رسد: ۱- تلنگری بود به مسوولان که هشدار رسانه‌ها و کارشناسان را جدی بگیرند. نقطه وقوع حادثه به عنوان مکانی حادثه خیز بارها مورد نقد قرار گرفته بود اما دریغ از یک پاسخ منطقی! ۲- بارها گفتیم و بار دیگر تکرار می‌کنیم، مردم کمبودها و ناملایمات را تحمل می‌کنند اما بی‌توجهی، اهمال، فخرفروشی و بی‌عدالتی ازسوی مسئولان را تحمل نمی‌کنند. شکی نداریم که با هزینه چندبرابرهم که شده این مسیر تحت فشار افکارعمومی در کوتاه‌ترین زمان اصلاح خواهد شد، همچنانکه قطعه‌ای از مسیر راه سنندج- حسین آباد، در سال 1382 پیش پس از واژگونی تانکر حامل مواد شیمیایی MTBE و سرازیر شدن مواد آن به داخل آب سد قشلاق بلافاصله اصلاح شد، آیا بهتر نیست قبل از وقوع حوادث تلخ و تحمیل هزینه‌های بسیار گوشها را بروی انتقادات بگشایند و اینقدر بیخیال نباشند. حتما باید جان چند نفر گرفته شود تا معبری حادثه خیز اصلاح شود؟ 3- بارها از تردد تانکر‌های نفتکش در جاده‌های کردستان به عنوان ارابەهای مرگ و کابوس نام برده شده است و سال‌هاست واژگونی تانکر‌ها که نفت و مشتقات نفتی عراق را از طریق جاده‌های باریک و ناامن کردستان به ویژه مریوان و سنندج به ایران می‌آورند یا محصولات نفتی فراوری شده مانند بنزین و گازوئیل را به آن کشور منتقل می‌کنند، همچون کابوسی مردم و محیط زیست منطقه کردستان را تهدید می‌کند. گفته می‌شود در سوآپ نفتی ایران و عراق روزانه ۳۰ تا ۶۰ هزار بشکه نفت خام از طریق مرز به پالایشگاه‌های کرمانشاه، شازند، تهران و تبریز انتقال داده می‌شود و ایران معادل آن را در بنادر صادراتی جنوب تحویل مشتریان عراق می‌دهد. آمار تردد روزانه از ۶۰ تا ۴۰۰ کامیون در محور مریوان – سنندج که یکی از باریک‌ترین و ...