رفتن به بالا

روزنامه فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی رۆژان

تعداد اخبار امروز : 0 خبر


  • سه شنبه ۳۰ بهمن ۱۳۹۷
  • الثلاثاء ۱۳ جماد ثاني ۱۴۴۰
  • 2019 Tuesday 19 February

  • روزنامه روژان

    صاحب امتیاز و مدیر مسوول: سلیمان الله‌مرادی

    ..............................................................

    نشانی: سنندج - میدان آزادی - انتهای کوچه سجادی (کوچه رزان) - پلاک ۱۱۵

    کد پستی: ۳۳۹۵۳-۶۶۱۳۷

    ..............................................................

    تلفن: ۳۳۲۳۸۵۴۵-۰۸۷

    ای‌میل: info@rojanpress.com

    کانال تلگرام: rojanpress@


اوقات شرعی

  • شنبه ۱ مرداد ۱۳۹۵ - ۲۲:۰۲
  • کد خبر : 1028
  • هفته‌نامه روژان
  • چاپ خبر : گفت‌وگو با مرد جنجالی دهه۷۰سنندج
صابر میرکانی: برای3نفر شغل ایجاد کرده‌ام

گفت‌وگو با مرد جنجالی دهه۷۰سنندج

به علت نداشتن شغل و گرفتار شدن در کارهای روزمره تصمیم به مهاجرت و سفر گرفتم و مدت ۴ ماه را در اروپا و کشورهای سوئد و المان و فرانسه گذراندم؛ اما به دلایل عاطفی و علاقه خاص به زادگاهم و علی‌رغم فراهم بودن شرایط برای ماندن در اروپا و زندگی مطلوب، تصمیم گرفتم برگردم…

روژان: در سنندج کمتر شهروندی است که مرد جنجالی و حاشیه‌دار دهه‌های ۷۰ و ۸۰ شهر را نشناسد و از وی خاطره‌ای نداشته باشد. مردی با ۱۹۰ کیلوگرم وزن که پایگاه و پاتوق اصلی‌اش در آن ایام چهارراه انقلاب یا همان سیروس بود. صابر میرکانی مشهور به «صابرَ مره»؛ کسی که در آن روزها بسیاری ترس مواجه با وی را داشتند زیرا همواره درصدد ایجاد حاشیه و دعوا و زدوخورد بود. بسیاری هنوز موتور هوندای ۱۲۵ وی را که در مواردی با آن در سطح شهر تردد می‌کرد به یاد دارند. کمتر روز و هفته‌ای بود که خبر از دعوای سنگین در سنندج به گوش نرسد و یک‌طرف ماجرا صابر نباشد. در مقطعی از زمان، محدودیت‌های قانونی به سبب رفتارهای وی وضع شد و همین امر باعث شد که صابر تغییر رویه دهد. امکان و شرایط مهاجرت به اروپا برایش میسر و فراهم شد ولی به سبب دل‌بستگی به زادگاهش فقط قریب ۴ ماه توانست دوری از دیارش را تحمل کند. صابر اکنون دارای زندگی و منشی جدید و متفاوت از گذشته است و نه‌تنها برای همشهریانش مزاحمتی ایجاد نمی‌کند بلکه با روی آوردن به ورزش و امور اجتماعی از طریق اشتغال در دکه‌ای واقع در میدان جهاد سنندج به گفته خودش کارآفرین است و برای سه دانشجوی جوان هم شغل ایجاد کرده است. ماحصل تغییر در رفتار صابر در مصاحبه با وی بیشتر روشن می‌شود.

عباد زینبی

* لطفاً مختصری خود را معرفی کنید.
به نام خدا صابر میرکانی متولد ۱۳۴۷ و چهارمین فرزند خانواده هستم. در محله پیرمحمد سنندج دوران کودکی را طی کردم و تا پایه پنجم ابتدایی درس‌خوانده‌ام.
* نام شما که مطرح می‌شود همه به ذهن خود کسی که همواره درصدد نزاع و درگیری و ایجاد نوعی بی‌نظمی بود را تداعی می‌نمایند چرا این‌گونه است؟
– در سال‌هایی که بر من گذشت و سختی‌هایی که کشیدم و نیز جو غالب در اطراف من باعث به وجود آمدن آن نوع رفتارها شد؛ البته ریشه و دلیل اصلی آن بیکاری و نداشتن شغل مناسب بود. حتی در ایامی که بازداشت و یا دستگیر و یا تبعید می‌شدم بعد از اتمام دوران محکومیتم به مسئولین در حوزه‌های مختلف مراجعه می‌کردم برای اشتغال و به‌کارگیری در مکانی مناسب. مثلاً درخواستی برای دادن امتیاز یک باب نانوایی را با یکی فرمانداران وقت دهه هفتاد مطرح کردم ولی پاسخی موجه نگرفتم و همین امر کمک کرد به سمت کارها و اقدامات خلاف عرف و قانون سوق داده شوم.
* اشاره به بازداشت و زندانی شدن نمودی؛ بیشترین زمان زندانی و تبعیدی چه مدتی و به کدام شهرها تبعید شدی؟
ایام زندان من یک سال الی سه سال و تبعید به شهرهای بافق یزد، زرند کرمان و رفسنجان بود.
* وقوع نزاع و درگیری توسط شما در زمان کدام‌یک از فرماندهان انتظامی در کردستان بود و واکنش آن‌ها در مقابل رفتارهای شمارا دوست داریم از زبان خودتان بشنویم؟
– در زمان فرماندهی سردار رستگارپناه و سردار رادن بود و بارها در زمان دستگیری و یا سایر مواقع آن‌ها همیشه به من تذکر و اخطار می‌دادند؛ ولی ای‌کاش بجای برخوردهای سلبی در همان دوران برایم شغلی و کسب‌وکاری فراهم می‌کردند. در زمان سردار رادان و فرماندهی ایشان در کردستان بارها سردار شهید امان‌اللهی و زنده‌یاد حاج‌آقا ابوترابی مسئول ستاد آزادگان کشور سفارش و با سردار رادان در خصوص وضعیت زندگی من مذاکره و صحبت نمودند. یاد و نامشان گرامی باد.
* از دوستان قدیمی خود و یا همکلاسی‌هایت آیا هستند افرادی که جایگاه مدیریتی مناسب داشته و به شما کمک کرده باشند.
– بله بسیاری از آن‌ها در شغل‌هایی مانند ریاست بانک و کارشناس دارایی و حتی معاون استاندار بوده و هستند اما نتوانسته‌اند مرا یاری دهند.
* اکنون با توجه بررسی به عمل‌آمده و اذعان بسیاری از مردم سنندج و حتی متولیان حوزه شهری در رفتار شما تغییرات محسوسی به وجود آمده دوست داریم این تغییر در رفتار و منش را از زبان خودتان بشنویم.
– قریب چند سالی است که با حمایت شهردار وقت سنندج مهندس حسام شریعتی و همچنین معاون خدمات شهری ایشان جناب مهندس شیرزادی و نیز مساعدت و حمایت فراوان فرماندار وقت سنندج جناب آقای میرزایی مجوز یک باب بوفه در ورودی جاده سنندج به کرمانشاه به من داده شد و همین دکه کوچک شکر خدا منشأ تحولات مثبت در من شد. بر خود لازم می‌دانم از همه این عزیزان و سایر کسانی که به من کمک کردند تشکر کنم.
* حال بیشتر وقت خود را صرف چه‌کارهایی مکن؟
– اکنون به دلیل داشتن یک شغل خوب و خدمات‌رسانی به شهروندان و مسافران عبوری حسابی سرم شلوغ است و فرصت فکر کردن به هیچ موردی جز امورات بوفه را ندارم و در همین راستا نیز شکر خدا برای سه نفر از جوانان سنندجی که دانشجو نیز هستند اشتغال‌زایی کرده‌ام.

صابر

* تصمیم به تشکیل خانواده و ازدواج نداری؟
– چرا خیلی علاقه داشته و درصدد انتخاب یک گزینه مطلوب هستم.
* داستان مهاجرت و رفتن به اروپا چه بود؟
– به علت نداشتن شغل و گرفتار شدن در کارهای روزمره تصمیم به مهاجرت و سفر گرفتم و مدت ۴ ماه را در اروپا و کشورهای سوئد و المان و فرانسه گذراندم؛ اما به دلایل عاطفی و علاقه خاص به زادگاهم و علی‌رغم فراهم بودن شرایط برای ماندن در اروپا و زندگی مطلوب، تصمیم گرفتم برگردم و دوست دارم که در کشور و دیار خود بمانم و اگر بمیرم پیکرم در زادگاهم دفن شود.
* چگونه وزن سنگین خود را از ۱۹۰ کیلو به ۱۲۵ کیلو کاهش دادید؟
– با ورزش کردن و پیاده‌روی در صبح‌ها مثلاً از بهاران تا میدان گاز هرروز پیاده‌روی و در مواردی کوه‌پیمایی می‌کنم و خوردن نان را که عامل اصلی چاقی است چندین سال است از برنامه غذایی خود حذف کرده و بیشتر میوه و سبزی‌ می‌خورم.
* دوست داری به گذشته و دهه هفتاد برگردی!
– اصلاً به‌هیچ‌عنوان. اکنون بسیاری از عادت‌های گذشته را ترک کرده‌ام.
* برای افرادی که درصدد ایجاد مزاحمت و یا شرارت و درگیری در سطح شهر هستند چه توصیه‌ای دارید؟
– این افراد کارهایشان جز ضرر به خود و تباه شدن نتیجه‌ای ندارد و باید به جامعه و میان مردم بازگردند و در کنار مردم باشند؛ البته مسئولین نیز باید درصدد ایجاد شغلی مناسب برای آن‌ها باشند چون به عقیده و باور من ریشه بسیاری از بزه‌کاری‌ها و تخلفات افراد در بیکاری است.
* در فعالیت‌های اجتماعی و سیاسی مشارکت می‌کنید.
بله حضور دارم و بارها پیش‌آمده افراد و خانواده‌های نیازمندی که شناخته‌ام را به بهزیستی و کمیته امداد برای کمک معرفی کرده‌ام و انصافاً این دو نهاد نیز کمک و حمایت کرده‌اند. جا دارد که از مسئولین این نهاد وعلی الخصوص جناب قریشی مدیرکل بهزیستی کردستان تشکر کنم.
* در پایان اگر حرفی ناگفته دارید!

انتظاری که از مسئولین دارم اشتغال‌زایی برای جوانان بیکار کردستانی است و دوست دارم که هیچ جوانی به‌طرف کارهای خلاف سوق داده نشود. چون اگر کسی در این ایام آلوده به هر کار خلافی بشود سخت و بازگشت وی به درون جامعه ناممکن است. امیدوارم همه دارای زندگی مطلوب و شغل شرافتمندانه باشند و تشکر و سپاس از همه‌کسانی که توانستند مسیر زندگی مرا عوض کنند.

اخبار مرتبط

نظرات

یادداشت روژان

بیانیه تحریریه روزنامه روژان در واکنش به دروغ‌پردازی برخی کانال‌های مجازی

مغز فندقی‌ها/ قلم مسئول و مصیبت‌های آن

بدواً عرض می‌کنیم ما کسانی که در روژان قلم می‌زنیم با اطمینان، به اتفاق همکارانمان در دیگر نشریات استان آرزو کرده و می‌کنیم که ای کاش فعل و فعالیت مسئولان ما به گونه‌ای بود که رفاه و آسایش و امنیت خاطر را به مردم هدیه می‌کرد و از قِبَل حرف و حرکتشان مملکت بر ریل توسعه می‌چرخید؛ آن وقت ما محررین، توسن قلم را در دشت بلاغت و فصاحت جولان می‌دادیم و با ردیف کردن همة صناعات ادبی در رسا و ثنای مسئولان، مثنوی‌ها می‌سرودیم و به نشانه شکرگزاری، دست نیاز به سوی پروردگار دراز می‌کردیم که خدایا این سروران را از سر ما دریغ مدار که سروریشان باعث سرفرازی ما شده است؛ اما چه کنیم که چنین نیست؛ ما هم بنا به وظیفه دینی و اخلاقی و حرفه‌ای خود مجبوریم آلام مردم را بازگو و به سمع و نظر مردم برسانیم شاید دستی از آستین همت به در آید و تیمارگری بنشیند. ما کی هستیم که چنین حقی داریم؛ فعالان عرصه رسانه‌‌‌های جمعی که رکن چهارم دموکراسی‌اش می‌نامند و برقراری نظم و نسق، مستلزم وجود و فعالیت مثبت ماست؛ مائی که از قواعد و قوانین بهره می‌گیریم و در پی هدایت امور در بستر بهبود به نام مردم و از سوی مردم می‌گوئیم و می‌نویسیم. در واقع ما آئینه تمام‌قد رفتارهای مسئولان هستیم؛ اگر خوبند خوب نشان می‌دهیم و اگر بدند بد. نه در خفا، که به صراحت می‌گوییم: از آنجا که در شرایط فعلی شرایط سختی بر جامعه حاکم است لذا ما مجبور به بیان حقایقی می‌شویم که ممکن است برای حضرات مسئولان تلخ و گزنده باشد لذا توقع اخم و تخم، خط و نشان کشیدن و... هم هست که دیده و شنیده‌ایم اما ایفای مسئولیت، بالاتر از همه خطرات است، چه ما به ارزش قلم و تراوشاتش نیک آشنائیم و می‌دانیم که خدای منان به آن سوگند خورده است؛ «ن والقم و ما یسطرون». در چنین حالتی کسی نباید از ما توقع واژگون‌کاری و باژگون‌گوئی داشته باشد؛ اگر خواهان تعریف و تمجید هستید بفرمائید؛ مسئولیت و اختیار دارید به مردم خدمت کنید تا مشمول عنایت شوید و گرنه ما معذوریم. نویسندگان و دست‌اندرکاران این نشریه به شهادت صفحه‌های روژان در تمام سال‌های عمر، همیشه فریادگر مردم و مصالح و منافعشان بوده‌اند؛ به ناحق سیاه را سفید و سفید را سیاه نکرده‌اند و در بستر این سیر، فشار را هم تحمّل نموده‌اند. در این میان گاهاً اظهار نظرهائی در مورد روژان ابراز می‌شود که جای تاسف است؛ جدیداً در منبعی نه چندان شناخته شده برای مردم، انگ و رنگی به روژان زده‌اند که گویا ارگان سپاه است و با استفاده از رانت، 85 تن کاغذ از دولت گرفته است!! در باره این انگ‌نامه که ظاهرا به بهانه تجلیل مدیرکل ارشاد اسلامی از روژان به بیرون تراوش پیدا کرده است باید گفت عجبا از این استدلال، استخراج و استنتاج؟ بازدید مدیرکل ارشاد کردستان و اهدای لوح تقدیر، امری مرسوم است و هرازچند‌گاهی صورت می‌گیرد و تمام دفاتر نشریات ...