رفتن به بالا

روزنامه فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی رۆژان

تعداد اخبار امروز : 0 خبر


  • پنجشنبه ۲۷ دی ۱۳۹۷
  • الخميس ۱۰ جماد أول ۱۴۴۰
  • 2019 Thursday 17 January

  • روزنامه روژان

    صاحب امتیاز و مدیر مسوول: سلیمان الله‌مرادی

    ..............................................................

    نشانی: سنندج - میدان آزادی - انتهای کوچه سجادی (کوچه رزان) - پلاک ۱۱۵

    کد پستی: ۳۳۹۵۳-۶۶۱۳۷

    ..............................................................

    تلفن: ۳۳۲۳۸۵۴۵-۰۸۷

    ای‌میل: info@rojanpress.com

    کانال تلگرام: rojanpress@


اوقات شرعی

  • دوشنبه ۱۰ مرداد ۱۳۹۵ - ۱۲:۴۳
  • کد خبر : 1040
  • هفته‌نامه روژان
  • چاپ خبر : اگر من مدیرعامل بانک شوم چقدر اختلاس می‌کنم؟

همه ما عنوان دزدی را یک عنوان مجرمانه می‌دانیم ولی افرادی که از طرق نامشروع به مال‌اندوزی می‌پردازند همیشه به‌عنوان افرادی زرنگ، تیز و باهوش ستایش می‌شوند. این موضوع نشان می‌دهد که هیچ‌کدام از ما در ذات خویش با دزدی مشکلی نداریم بلکه فقط از اینکه دیگران دزدی کنند و مبادا چیزی برای ما باقی نماند نگران هستیم.

این سخن حکیمانه حضرت مولانا وصف‌ حال و شرح بسیاری از پریشانی‌های ماست که می‌فرمایند؛ گر حکم شود که مست گیرند/ در شهر هر آنچه هست گیرند.
این بدان معنی است که ما خود اهل هر دوزوکلک و دروغ و ریایی هستیم ولی نه‌تنها هیچ‌وقت عیب و عار خود را نمی‌بینیم بلکه همیشه عیب دیگران را در بوق و کرنا کرده و به نحوی با یادآوری معایب و مشکلات دیگران معایب خودمان را پنهان می‌کنیم. شاید بکار بردن فرافکنی تعریف مناسبی برای این رفتارهای ما باشد.
دکتر محمود سریع‌القلم در یادداشتی نوشته بود؛ «روحانی، احمدی‌نژاد، خاتمی، رضا پهلوی، هاشمی رفسنجانی هیچ فرقی ندارند وقتی من عوض نشوم؟! خاتمی و هاشمی و احمدی‌نژاد و روحانی و … چه فرقی دارند وقتی ما خودمان مردمان آگاه و درستی نیستیم؟»
در موضوع مفاسد اقتصادی اعم از اختلاس‌های چند هزارمیلیاردی، فیش‌های حقوقی کلان مدیران نهادهای دولتی و … اقشار و آحاد مختلف جامعه ایرانی در محافل، سخنرانی‌ها، نوشتار و جستارهای گوناگون و متعدد به‌گونه‌ای در مورد فاسد بودن و دزد بودن متهمین (مجرمین) اظهار نظر می‌کنند که انگار خود تابه‌حال مرتکب هیچ خطا و کج‌رفتاری نشده‌اند؛ اما اگر هرکدام از ما اندکی در رفتار و کردار خود تأمل‌کنیم هزاران خطای بزرگ و کوچک را می‌یابیم که به‌سادگی از کنار آن‌ها رد می‌شویم. به‌عنوان مثال؛
از پیاده‌روهای هر خیابانی که عبور می‌کنیم هیچ مغازه‌ای را نمی‌بینیم که با چیدمان کالاهای خویش حداقل یک تا دو متر به داخل پیاده‌رو تعرض نکرده باشد. یک جنس مشابه را در هر تعداد مغازه‌ای قیمت کنید به همان تعداد قیمت‌های متفاوت خواهید شنید؛ حتی بعضی از فروشنده‌ها بسته به وضعیت ظاهری خریدار قیمت‌ها را بالا و پایین می‌برند. البته می‌توان مواردی از قبیل کلاه‌برداری و کم‌فروشی و … را نیز به این موضوع اضافه کرد. فردی که این‌چنین از افراد دیگر دزدی می‌کند چنانچه در منصبی قرار گیرد و منابع مالی در اختیارش باشد چه خواهد کرد؟
یک پزشک که تمام مهروموم‌های تحصیل خویش از بیت‌المال و پول مالیات و … استفاده کرده است پس از اتیان سوگند بقراط در کمال خونسردی از بیماران خویش طلب رشوه می‌کند؛ آن‌هم بیماری که در حال درد و رنج کشیدن بوده و یا ممکن است در حال مرگ باشد. البته این دسته سوای افرادی از همین صنف هستند که به تجارت و بیزنس و ساخت‌وساز روی آورده‌اند. چنین افرادی اگر وزیر و مدیرعامل شوند به تصور شما آن زمان چه خواهند کرد؟
همه ما شنیده‌ایم که مسند قضاوت کرسی پیامبر بوده و قاضی در جای پیامبر به داوری میان مردم می‌پردازد اما چند روز پیش سخنگوی قوه قضاییه اعلام کرد که ۱۸ نفر از قضات به دلیل فساد از کار برکنار شده‌اند. این فساد چه اخلاقی باشد چه مالی خللی به اصل موضوع وارد نمی‌کند. اگر چنین افرادی در مناصب بالاتر کار می‌کردند چه اتفاقی می‌افتاد؟
اگر انگیزه افراد متقاضی نمایندگی شوراهای محلی و مجلس شورای اسلامی از ورود به این حوضه پرسیده شود بالاتفاق بانگ خدمت به مردم برمی‌آورند؛ اما همین افراد میلیاردها تومان برای رسیدن به کرسی نمایندگی هزینه می‌کنند درحالی‌که تمام حقوق چهار سال نمایندگی به یک میلیارد هم نمی‌رسد، گذشته از اینکه باید پرسید این چه خدمتی است که خادم برای ادای آن بیشتر از یک میلیارد تومان هزینه می‌کند؟ به‌راستی اگر این خادمین وزیر و مدیرعامل بانک‌ها شوند چند گل به دروازه تیم خویش می‌زنند؟
مواردی که شرح آن‌ها رفت فقط چند مورد اندک از حجم گسترده تخلفاتی است که همه ما به‌گونه‌ای در آن‌ها شریک هستیم و دردناک‌تر از همه آن‌ها بی‌تفاوتی ما در قبال اتفاق افتادن این مسائل در زندگی روزمره است. جالب است که همه ما عنوان دزدی را یک عنوان مجرمانه می‌دانیم ولی افرادی که از طرق نامشروع به مال‌اندوزی می‌پردازند همیشه به‌عنوان افرادی زرنگ، تیز و باهوش ستایش می‌شوند. این موضوع نشان می‌دهد که هیچ‌کدام از ما در ذات خویش با دزدی مشکلی نداریم بلکه فقط از اینکه دیگران دزدی کنند و مبادا چیزی برای ما باقی نماند نگران هستیم. ضرب‌المثل معروف «مرگ خوب است ولی برای همسایه» وصف‌الحال چنین موضوعی است. حال هرکدام از ما اندکی در رفتار خویش تأمل‌کنیم و ببینیم در روز چقدر از دیگران دزدی می‌کنیم؟ اگر منابع بیشتری در اختیار ما قرار گیرد آیا به همان میزان دزدی ما نیز بیشتر خواهد شد؟ اگر ما مدیرعامل یک بانک شویم چه میزان اختلاس خواهیم کرد؟ با این تفاصیل و تعاریف، شاید میزان فساد ما بیشتر از افرادی همانند، جزایری، خاوری و بابک زنجانی و … باشد.

اخبار مرتبط

نظرات

یادداشت روژان

به یاد کاک رحیم ذبیحی

هژیر الله‌مرادی انگار همین دیروز بود به دفتر روژان آمد، مانند همیشه با چهره‌ای خندان و چند ایده جدید که انجام هرکدام می‌توانست چراغی روشن فراروی نسل آینده باشد، کاک رحیم تنها یک کارگردان و فیلمساز عادی نبود. او غم مردم داشت و پشت هرکدام از آثارش می‌توان انبوهی از رنج و مرارت را دید. خود می‌گوید: غمی انسانی از من یک فیلمساز ساخت. در باره روژان نیز گفت: همان نشریه‌ای است که سالها انتظار بودنش را داشتیم. مرگ حق است اما افسوس که برای رحیم ذبیحی زود بود و طرحهایش ناتمام ماند. از تهیه فیلمی بنام «روزی، روزگاری شهرمان بانه» حرف می‌زد که نگاهی به وقایع تلخ روزهای جنگ و بمباران شهر داشت، وقایعی که بخشی از تاریخ فرهنگ پایداری کردستان را می‌توانست ثبت کند، فراخوان طرح را ما در روژان هم منتشر کردیم اما حیف که دست اجل مهلت نداد و خیلی زود روح بلندش به آسمان پرکشید و همه ما را در غم فقدان خود سوگوار کرد، روحش شاد و یادش گرامی.