رفتن به بالا

روزنامه فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی رۆژان

تعداد اخبار امروز : 0 خبر


  • یکشنبه ۲۹ مهر ۱۳۹۷
  • الأحد ۱۰ صفر ۱۴۴۰
  • 2018 Sunday 21 October

  • روزنامه روژان

    صاحب امتیاز و مدیر مسوول: سلیمان الله‌مرادی

    ..............................................................

    نشانی: سنندج - میدان آزادی - انتهای کوچه سجادی (کوچه رزان) - پلاک ۱۱۵

    کد پستی: ۳۳۹۵۳-۶۶۱۳۷

    ..............................................................

    تلفن: ۳۳۲۳۸۵۴۵-۰۸۷

    ای‌میل: info@rojanpress.com

    کانال تلگرام: rojanpress@


اوقات شرعی

  • شنبه ۱۵ مرداد ۱۳۹۵ - ۱۳:۲۶
  • کد خبر : 1064
  • هفته‌نامه روژان
  • چاپ خبر : تجلیل از جایگاه خبرنگاری به‌جای خبرنگاران

سازمانی که نتواند حقوق و مزایای خبرنگاران خود را تأمین کند نباید این انتظار را داشته باشد که خبرنگارانش مستقل عمل کنند.

باوجوداینکه قرار مصاحبه ساعت ۹ است ولی آقای رئیس در حال صحبت کردن با یکی اعضای شورا است. نیم ساعت گذشته ولی جلسه با عضو شورای شهر هنوز تمام نشده است. خودش را با روزنامه‎ها و هفته‎نامه‎هایی که روی میز عسلی دفتر ولو شده‎اند، سرگرم می‎کند.
ساعت از ۱۰ گذشته است از مسئول دفتر می‎خواهد که یک‌بار دیگر قرار مصاحبه را به رئیس گوشزد کند. مسئول دفتر با اکراه وارد اتاق رئیس می‎شود و بعد از چند لحظه برمی‎گردد و می‎گوید: «آقای رئیس فرمودند ممکن است علاف شوید سؤالاتتان را تحویل بنده بدهید تا ایشان سر فرصت جواب بدهند!»
این ماجرا و ماجراهایی ازاین‌دست، قصه پر غصه خبرنگارانی است که برای چند دقیقه مصاحبه با یک مسئول شهرستانی یا استانی باید از هفت‌خوان رستم بگذرند و ساعت‎ها معطل بمانند.
مارا متهم نکنید؛ این نوع برخورد با خبرنگاران ربطی به دولت جدید و دولت‎های گذشته ندارد و متأسفانه بسیاری از مسئولان حال و گذشته به دلایل مختلف سیاسی، اجتماعی و فرهنگی و یا حتی از روی کم آگاهی نسبت به مقوله اطلاع‎رسانی و رسالت این قشر زحمتکش، نگاه شایسته و قابل احترامی به خبرنگاران ندارند و گاها با آنان رفتار «ویزیتوری» داشته و به بهانه‎های واهی از مصاحبه سرباز می‎زنند!
درصورتی‌که اخبار، یادداشت‎ها، مقالات، گزارشات خبری که مسئولان محترم همه‌روزه در جراید، خبرگزاری‎ها و سایت‎ها مطالعه می‎کنند و بعضاً در جلسات و سخنرانی‎هایشان به آن‌ها استناد می‎کنند، ماحصل کار و تلاش شبانه‎روزی و طاقت‌فرسای همین خبرنگاران و نویسندگانی است که برای تهیه یک خبر یا گزارش در شهر خودشان باید هر نوع برخوردی را تحمل کنند و ساعت‎ها در انتظار بمانند.
تجلیل فقط در روز خبرنگار
در طول این سال‎ها تجلیل از خبرنگاران تنها در این روز صورت گرفته است و بر اساس رسم دیرینه تعدادی از خبرنگاران در این روز بخشی از مشکلات را بازگو کردند و نوشتند؛ مسئولان هم طبق سنت حسنه همیشگی، شنیدند و تائید کردند و وعده دادند و در سال بعد همین سناریو تکرار شد و یا مسئولان جای خود را به دیگری سپردند و از وعده‎های داده‌شده اظهار بی‎اطلاعی کردند!
شاید حرمت قلم و دوربین خبرنگار را در طول سال نگه‌داشتن به‌مراتب خوش‎تر و گواراتر از دادن وعده‎های رنگارنگ و اعطای یک کارت اعتباری یا صرف یک افطاری یا یک وعده شام و ناهار باشد.
شاید برگزاری یک جشنواره استانی مطبوعات و انتخاب چند خبرنگار به‌عنوان خبرنگار برتر و اعطای یک جلد کتاب و یک تندیس یادگاری بسیار خوش‎تر از تعریف و تمجیدهای کلیشه‎ای در روز خبرنگار باشد. شاید تلاش برای ارتقا سطح خبرنگاری در استان زیبنده‎تر از وعده‎های همیشگی و تکراری باشد و شایدهای دیگری که می‌توان خودکفا کردن سازمان‌های خبری در رأس آن باشد.
خبرنگاری یک شغل فانتزی نیست!
متأسفانه نگاه بسیاری از سازمان‎ها و نهادها که خدمات اجتماعی ارائه می‌دهند، به مشاغل سخت‌، یک نگاه مکانیکی و سخت‌افزاری است؛ یعنی در تعریف مشاغل سخت یک شرایط ویژه و طاقت‎فرسا نظیر کار در شرایط آب و هوایی سخت، کار با مواد شیمیایی یا وسایل خطرناک را در نظر می‎گیرند درحالی‌که بسیاری از مشاغل که دارای ظاهر اطوکشیده و باکلاسی هستند، در باطن یک شغل سخت و زیان‌آور هستند.
خبرنگاری یکی از مشاغلی است که در ظاهر آراسته و شیک است ولی در عمل یکی از سخت‎ترین مشاغل دنیا است.
همسر مدیر خبر صداوسیمای کردستان در دهه ۸۰ نقل می‌کرد «زندگی آرام و بی‌دردسری داشتیم؛ تا اینکه همسرم به‌عنوان مدیر خبر انتخاب شد. پس‌ازاین انتصاب نان خوش از گلویمان پایین نرفت؛ با آغاز پخش خبر، اگرچه به‌ظاهر در خانه و در جمع خانوادگی بود اما فکرش تو محل کارش بود و هنگام پخش خبر، جزق و وزق‌ش روح ما را آزار می‌داد».
کار فراوان، استرس و اضطراب بالا، نیاز به‌سرعت عمل در انتقال مطالب، وقت‎گیر بودن، دستمزد پائین، برخوردهای غیرحرفه‎ای درون‌سازمانی، عدم آشنایی افراد با رسالت خبرنگار، گستره بالای حیطه کار، مخاطرات جسمی و روحی و … از ویژگی‎ها و شاخصه‎های حرفه پرخطر خبرنگاری است که آن را در زمره یکی از سخت‎ترین مشاغل قرار داده است.
دردمندانه‎تر اینکه سازمان تأمین اجتماعی نیز خبرنگاری را شغل سخت و زیان‌آور نمی‌داند و ازنظر این سازمان کماکان مشاغلی سخت و زیان‎آور محسوب می‎شوند که به‌نوعی دارای خطرات سخت‎افزاری باشند.
نگاه مسئولان به خبرنگاران
شاید برای عده‌ای که همواره خبرنگاران را در رسانه ملی و در نشست‎های خبری پشت میزهایی که با آب‌معدنی و پیش‌دستی‌های پر از میوه تزئین شده‎اند، دیده‎اند این باور به وجود بیاید که در همه جای کشور با خبرنگاران چنین برخوردی می‎شود و خبرنگاران دارای اجروقرب فراوانی هستند و در گردش قدرت جایگاهی هم‌طراز با مدیران دارند! غافل از اینکه در بسیاری از شهرها مسئولان به خبرنگاران نگاه حرفه‎ای ندارند و حتی در برخی موارد (علی‎الخصوص شهرهای کوچک‎تر) از مصاحبه و تماس با خبرنگاران ابا دارند! و از آنان به‌عنوان قربانیان عزا و عروسی بهره می‌برند.
درواقع هنوز برای برخی مسئولان اهمیت و جایگاه اطلاع‎رسانی، چندان آشکارنشده است که از مصاحبه و اظهار شرح فعالیت‎ها و اقداماتشان طفره می‎روند. هرچند هستند مسئولانی که درنهایت ادب و احترام با خبرنگاران برخورد می‎کنند و همواره پذیرای آن با روی گشاده هستند، ولی روی سخن با افرادی است که حرمت قلم و شأن خبرنگاران را حفظ نمی‎کنند و از مصاحبه و اطلاع‎رسانی گریزانند ولی از سویی انتظار نشر و پراکندن به‌موقع اخبار و گزارش اداره متبوعشان را نیز دارند! حکایت کسی که در بانک حسابی باز نکرده ولی انتظار برنده شدن جایزه در قرعه‌کشی بانک دارد!
تجلیل از جایگاه خبرنگاری به‌جای خبرنگاران
آنچه مسلم است این است که جایگاه خبرنگاری در کشور هنوز آن‌چنان‌که باید تعریف‌نشده و رسالت خبرنگاران بر همگان آشکار نیست. قلم و کاغذ تنها ابزار لازم برای خبرنگاری است و ازآنجاکه ورود به این عرصه بی‌نیاز از تائید یک سازمان دولتی و یا تشکیلات قدر و قانونمند صنفی است صاحبان رسانه هر کس و ناکسی را به‌عنوان خبرنگار بکار می‌گیرند و دردناک‌تر اینکه سازمان‌های خبری اعم از رسانه ملی، خبرگزاری‌ها و مطبوعات به‌عنوان کارفرما حقی برای خبرنگاران متناسب با سختی کار در نظر نمی‌گیرند؛ یعنی حقوق و مزایای یک کارمند اداری شاید به‌مراتب بیشتر از یک خبرنگار در رسانه ملی باشد و این داستان برای سایر سازمان‌های خبری نیز صدق می‌کند. این درحالی‌که است که بر اساس اخلاق حرفه‌ای صاحبان رسانه باید خبرنگاران خود را از هرگونه دریافت انعام از دیگران ازجمله مدیران دولتی و خصوصی منع ‌کنند؛ در واقع، سازمانی که نتواند حقوق و مزایای خبرنگاران خود را تأمین کند نباید این انتظار را داشته باشد که خبرنگارانشان مستقل کار کنند. دادن هدایا از سوی مدیران امروزه به آفتی تبدیل شده که رسالت واقعی سازمان‌های خبری را به‌شدت زیر سؤال برده است. شاید دیده باشید در دستگاهی که اثر کمتری از عرضه خدمت صادقانه دیده می‌شود اما با تیتر و عکس درشت هرروز بر صفحه نشریه یا در ویترین خبرگزاری‌ها یا رسانه ملی قرار می‌گیرد؛ شک نکنید این عکس‌ها و تیترها متأثر از هدایایی است که مدیران به خبرنگاران داده‌اند. بسیاری از مدیران دفاتر خبرگزاری‌ها در استان‌ها از برخورد با این معضل به دلایل مختلف ازجمله سنگینی هزینه معیشت و دریافت حقوق ناچیز خبرنگاران عاجز و ناتوان‌اند و چه‌بسا علیرغم میل باطنی، تن به خواست و اراده خبرنگاران خود در انتشار خبرهای تشریفاتی و حشونویسی می‌دهند. بی‎شک اگر سازمان‌های خبری ازلحاظ مالی تأمین شوند و ارزش و جایگاه واقعی خبرنگاری و اهمیت خبر و خبررسانی شفاف در جامعه نهادینه شود، قطع به‌یقین بسیاری از مشکلات جامعه حل خواهد شد.
گسترش فرهنگ عمومی جامعه، آگاهی‎بخشی و جلوگیری از بروز جرم و بزه، گسترش فرهنگ صرفه‎جویی و اصلاح الگوی مصرف و بی‎شمار خدمات و توقعات اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی، آموزشی دیگر را می‎توان از رسانه‎های مختلف دیداری و شنیداری مطالبه کرد.
یکی دیگر از مشکلات اساسی خبرنگاران، آشنا نبودن مسئولان روابط عمومی و روسای دفاتر مسئولان ادارات به وظایف خبرنگاران و اهمیت و جایگاه اطلاع‎رسانی است تا جایی که در بسیاری از شهرها مسئولان روابط عمومی ادارات از تعداد خبرنگاران و حتی وجود آن‌ها اظهار بی‎اطلاعی می‎کنند و یا در مکاتباتشان با دفاتر نشریات از آنان به‌عنوان خبرگزاری یاد می‌کنند!
بدون شک برگزاری جلسه با روابط عمومی ادارات و سازمان‎ها و توجیه ایشان در نحوه برخورد با خبرنگاران و آگاهی‌بخشی در خصوص رسالت خبرنگاران و لزوم همکاری (حتی در سطح پائین) می‌تواند در بالا رفتن کیفیت اخبار منتشره و گزارش وقایع، پیشرفت‎ها و دستاوردهای استان مؤثر باشد.
برگزاری دوره‎های مختلف خبرنگاری از دیگر دغدغه‎های خبرنگاران است که می‌تواند در حل برخی مشکلات حرفه‌ای مؤثر باشد. گوشزد به روسای ادارات شهرستان‎ها که افرادی با عنوان خبرنگار در این شهرها فعال هستند و حداقل برای کلاس کار اداره خودشان هم که شده سالی یک‌بار نشست خبری برگزار کنند و درنهایت تلاش در جهت بهبود معیشت خبرنگاران و حذف «نگاه به این حرفه مقدس به‌عنوان شغل دوم» نیز از منتظرانه‎های شیرین و گوارای خبرنگاران استان است.
مقالات، یادداشت‌ها و اظهارنظرهای بسیار در این روزها در باب نقش رسانه و اهمیت اطلاع‌رسانی و سختی کار خبرنگاران از زبان کارشناسان و اصحاب جراید و اساتید دانشگاه و متخصصین علوم ارتباطات و روزنامه‌نگاری بیان می‌شود اما شاید هیچ‌کدام از آن‌ها به‌اندازه نگاه دقیق و کارشناسانه معاون مطبوعاتی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی قرین به واقعیت نباشد. دکتر حسین انتظامی که خود سالها در مناصب مدیرمسئولی نشریات متعدد انجام وظیفه کرده است معتقد است «نباید خبرنگاران، مدیران دولتی را صاحب‌کار خود بدانند و از آن‌ها توقع دریافت حقوق و پاداش داشته باشند». این اظهارات موشکافانه و دقیق ناظر بر رسالتی است که قانون بر دوش مطبوعات و مجموعه رسانه‌های جمعی نهاده است. اگر واقع‌بینانه به اصل ماجرا نگاه کنیم، دریافت هرگونه کادو و پاداش و یا حمایت مالی مدیر یک دستگاه دولتی از خبرنگار فلان روزنامه دقیقاً حکم دخالت در امور آن روزنامه را دارد.. به نظر می‌رسد بهترین راه در این رابطه بازتوان کردن نشریات و خبرگزاری‌هاست و تأمین نیازهای مالی آنان. ازاین‌رو معاونت مطبوعاتی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی به‌صراحت اعلام کرده است که مطبوعات باید جز به درآمد خود به منابع دولتی متکی نباشند امید که این اصل موردتوجه متولیان و مدیران استان کردستان نیز قرار گیرد و به‌جای دادن یک هدیه ۵۰ هزارتومانی به تقویت بنیه مالی رسانه‌ها بپردازند.

اخبار مرتبط

نظرات

یادداشت روژان

نگاهی به سوانح دلخراش جاده‌ای در راه‌های استان کردستان

گوش‌هایی که نمی‌شنوند و چشم‌هایی که نمی‌بینند

بامداد سەشنبه ۲۰ تیر درحالیکه غالب مردم براساس نظم و گردش شبانەروز در بستر خواب بودند جمعیتی از شهر سنندج، به اقتضای نیاز و کار ضروری عزم سفر کردند تا در این گردش روزگار به نیازهای خود پاسخ دهند اما انگار مقدر چنین بود که به مقصد نرسند و در همان ابتدای سفر راهی دیار باقی شوند. حادثه دلخراشی که به سبب ارتباطات پیشرفته و شبکەهای اجتماعی خواب را در همان نیمەهای شب از چشم هموطنان ربود و به خبر اول خبرگزاری‌های ایران تبدیل شد، به گونەای که سه روز عزای عمومی اعلام شد و مقامات کشور از رئیس جمهور و رئیس مجلس گرفته تا بسیاری از وزرا و شخصیت‌های مطرح کشور با صدور پیامهایی به ابراز همدردی با مردم داغدار کردستان پرداختند و  روز پنجشنبه نیز خبر آن در صفحه اول همه روزنامەهای سراسری قرار گرفت. مرگ دست کم ۱۱ نفر که به سبب نوع حادثه قلب بسیاری‌ها را جریحەدار کرد. نکته حائز اهمیت در این رویداد تلخ ایجاد موجی از حزن و اندوه در عرصه استانی و ملی بود که اگر نبود این ابراز همدردی‌ها شاید تالم ناشی از آن برای  خانواده‌های داغدار قابل تحمل نبود. اما پیرامون این سانحه نکاتی قابل تامل است که بیان آن ضروری به نظر می‌رسد: ۱- تلنگری بود به مسوولان که هشدار رسانه‌ها و کارشناسان را جدی بگیرند. نقطه وقوع حادثه به عنوان مکانی حادثه خیز بارها مورد نقد قرار گرفته بود اما دریغ از یک پاسخ منطقی! ۲- بارها گفتیم و بار دیگر تکرار می‌کنیم، مردم کمبودها و ناملایمات را تحمل می‌کنند اما بی‌توجهی، اهمال، فخرفروشی و بی‌عدالتی ازسوی مسئولان را تحمل نمی‌کنند. شکی نداریم که با هزینه چندبرابرهم که شده این مسیر تحت فشار افکارعمومی در کوتاه‌ترین زمان اصلاح خواهد شد، همچنانکه قطعه‌ای از مسیر راه سنندج- حسین آباد، در سال 1382 پیش پس از واژگونی تانکر حامل مواد شیمیایی MTBE و سرازیر شدن مواد آن به داخل آب سد قشلاق بلافاصله اصلاح شد، آیا بهتر نیست قبل از وقوع حوادث تلخ و تحمیل هزینه‌های بسیار گوشها را بروی انتقادات بگشایند و اینقدر بیخیال نباشند. حتما باید جان چند نفر گرفته شود تا معبری حادثه خیز اصلاح شود؟ 3- بارها از تردد تانکر‌های نفتکش در جاده‌های کردستان به عنوان ارابەهای مرگ و کابوس نام برده شده است و سال‌هاست واژگونی تانکر‌ها که نفت و مشتقات نفتی عراق را از طریق جاده‌های باریک و ناامن کردستان به ویژه مریوان و سنندج به ایران می‌آورند یا محصولات نفتی فراوری شده مانند بنزین و گازوئیل را به آن کشور منتقل می‌کنند، همچون کابوسی مردم و محیط زیست منطقه کردستان را تهدید می‌کند. گفته می‌شود در سوآپ نفتی ایران و عراق روزانه ۳۰ تا ۶۰ هزار بشکه نفت خام از طریق مرز به پالایشگاه‌های کرمانشاه، شازند، تهران و تبریز انتقال داده می‌شود و ایران معادل آن را در بنادر صادراتی جنوب تحویل مشتریان عراق می‌دهد. آمار تردد روزانه از ۶۰ تا ۴۰۰ کامیون در محور مریوان – سنندج که یکی از باریک‌ترین و ...