رفتن به بالا

روزنامه فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی رۆژان

تعداد اخبار امروز : 0 خبر


  • پنجشنبه ۲۷ دی ۱۳۹۷
  • الخميس ۱۰ جماد أول ۱۴۴۰
  • 2019 Thursday 17 January

  • روزنامه روژان

    صاحب امتیاز و مدیر مسوول: سلیمان الله‌مرادی

    ..............................................................

    نشانی: سنندج - میدان آزادی - انتهای کوچه سجادی (کوچه رزان) - پلاک ۱۱۵

    کد پستی: ۳۳۹۵۳-۶۶۱۳۷

    ..............................................................

    تلفن: ۳۳۲۳۸۵۴۵-۰۸۷

    ای‌میل: info@rojanpress.com

    کانال تلگرام: rojanpress@


اوقات شرعی

  • یکشنبه ۳۰ مرداد ۱۳۹۵ - ۱۲:۱۶
  • کد خبر : 1084
  • هفته‌نامه روژان
  • چاپ خبر : پیاده‌روها مکان‌های فراموش‌شده

روژان: در شهرسازی ما اولویت با سواره است و در توجه به ایجاد محیط‌های کالبدی مناسب، انسانی و امن برای تردد عابر پیاده در شهر دچار عارضه توسعه‌نیافتگی هستیم.

بعد از یک روز کاری، خسته‌وکوفته از محل کارش بیرون آمد تا سوار بر تاکسی به‌طرف منزل برود، همین‌که وارد پیاده‌رو شد یک‌مرتبه تعادل خودش را از دست داد و نزدیک بود نقش بر زمین شود که خود را کنترل کرد و شکوه کنان با نگاهی به پشت سر، پله‌ای را دید که معلوم نبود قبل از او چند نفر دیگر هم از آن پایین افتاده و به این حادثه گرفتارشده باشند.
مشکلات و معضلات شهری موضوعی است که روزانه در همه رسانه‌ها به آن پرداخته می‌شود و مسوولان هم در حد توان به رفع آن‌ها همت می‌گمارند اما گاهی بعضی مشکلات در شهرها به دلایلی فراموش می‌شوند!
دکتر حسین ایمانی، جامعه‌شناس و عضو هیئت‌علمی دانشگاه با تحلیل نقش پیاده‌رو به لحاظ شهرسازی و تأثیرات اجتماعی آن، معتقد است: به لحاظ شهرسازی برنامه‌های شهرهای مدرن مبتنی بر اولویت خودرو و جدایی محل زندگی از محل کار است درحالی‌که با از بین رفتن پویایی زندگی و روابط گرم گذشته بین افراد جامعه این نوع شهرسازی کیفیت زندگی را کم کرده و حاشیه‌نشینی و یا جدایی افراد از مراکز تجمع آدم‌ها باعث کم شدن تعاملات اجتماعی شده است که پیاده‌روی در پیاده‌رو باعث ایجاد بسیاری از تعاملات مثبت بین شهرنشینان می‌شود. لذا این موضوع مهم که «ما افراد جامعه ضمن قدم زدن دیگران را درک می‌کنیم و سعی می‌کنیم خود را نیز نشان بدهیم و اثر این نگاه در لحظه‌ای بودن آن است.» در حال محو شدن است.
خلاصه اینکه باید گفت: در شهرسازی ما اولویت با سواره است و در توجه به ایجاد محیط‌های کالبدی مناسب، انسانی و امن برای تردد عابر پیاده در شهر دچار عارضه توسعه‌نیافتگی هستیم.
ازآنجایی‌که پیاده‌روهای هر شهری جزء فضاهای عمومی آن به شمار می‌رود قدم زدن در آن‌ها از حقوق حقه شهروندان و به‌نوعی جزئی از خاطرات هر فرد است؛ اما این مهم در کشور ما به‌ویژه در شهرهایی چون سنندج که به سبب توپوگرافی آن معابر با شیب قابل‌توجه فراوانی دارد آن‌قدر نادیده گرفته‌شده است که می‌توان این شهر را شهری بدون پیاده‌رو امن و مناسب نامید که پیاده‌روهایش نه‌تنها خاطراتی را زنده نمی‌کند، بلکه کلافگی و آرامش‌زدایی از ذهن و در بعضی موارد پیچیدگی پاها را به ارمغان می‌آورد.
موضوع آنجا جالب‌تر می‌شود که علیرغم سخت‌گیری‌های فراوان و بعضاً غیر ضرور مراجع و متولیان ساخت‌وساز و نظارت بر صنعت فراگیر ساختمان کمترین توجهی به این فضای عمومی که همان پیاده‌روهاست نمی‌شود.
از همان وقت که در سازمان نظام‌مهندسی ساختمان مسئولیت مدیریت فنی و اجرائی سازمان را به عهده گرفتم بر این فکر بودم که چگونه می‌توانم به‌عنوان یک مهندس به رفع مشکلات ناشی از بی‌دقتی‌های عوامل اجرایی از شهرداری‌ها، مهندسین و استادکارها و کارگرانی که اغلب مهارت لازم را ندارند تا مالکینی که بخش اعظمی از آن‌ها صرفاً به فکر کاهش هزینه‌های ساخت‌وساز هستند، کمکی کرده باشم.
من منکر تلاش‌های شهرداری‌ها، سازمان نظام‌مهندسی ساختمان، مهندسین طراح و ناظر این سازمان در ساخت ساختمان‌ها نیستم اما نکته اینجاست که ما شهرنشینان در بسیاری موارد جهت رفاه حال خود حقوق عمومی را نادیده گرفته و یادمان می‌رود که آسایش ما در خانه‌هایمان با آسایش تمام همشهریانمان گره‌خورده است.
آری مسکن محل سکنی و آرامش است اما منصفانه نیست که تأمین سکنی و آرامش ساختمانی که آرامش را در داخل آن می‌جوییم به قیمت برهم زدن آرامش محیط اطرافمان باشد. لذا بر آن شدم تا به یکی از مسائل مهمی که هرروز در محیط شهرها با آن روبرو هستیم و آن تردد در پیاده‌روهاست بپردازم.
حق تردد امن در پیاده‌رو، حق طبیعی هر شهروندی است و من نگارنده در این مقال نمی‌خواهم به استانداردهای پیاده‌روها بپردازم و یا اینکه موضوعاتی نظیر تصرف پیاده‌روها توسط موتورسواران و مغازه‌داران و یا کنده‌کاری و حفاری‌های طولی و عرضی و بازسازی چندروزه و یا چندماهه آن‌ها و یا پوشش ناهمگون کف پیاده‌روها را موردبحث قرار دهم بلکه می‌خواهم صرفاً به موانع موجود بر سر راه عابران اشاره‌کنم تا بلکه کمکی به رفع این نقیصه کرده باشیم چراکه به نظرم قابل‌توجه‌ترین مشکل این پیاده‌روهای غیراستاندارد، اختلاف ارتفاع‌ها و پله‌های کوچک و بزرگی است که عملان امکان پیاده‌روی در پیاده‌روها را نه‌تنها برای سالمندان و والدینی که دست کودکان نوپای خود را گرفته و مشغول پیاده‌روی هستند بلکه تقریباً برای همگان را سخت و در بسیاری موارد تقریباً ناممکن کرده است تا جایی که شهروندانمان به‌ناچار عطای پیاده‌روی در پیاده‌رو را به لقایش بخشیده و برای رهایی از دست این‌همه پلکان به بخش سواره روی کوچه و خیابان روی می‌آورند؛ و عملاً پیاده‌روها ملک لایملک مالکان ساختمان‌های مشرف بر پیاده‌روها شده و آنان به میل و سلیقه خود هر تعداد پله را که صلاح می‌بینند در پیاده‌رو ایجاد می‌نمایند.
این پله‌ها و یا رمپ‌هایی که ما بی‌توجه از کنار آن‌ها می‌گذریم در دو حالت ساخته می‌شوند:
۱- جهت دسترسی به ساختمان‌هایی که بدون توجه به «بر و کف» ساختمان احداث‌شده‌اند و دسترسی این ساختمان‌ها که در احداث آن‌ها رقوم ارتفاعی صحیح ورودی ساختمان مراعات نشده است مستلزم ایجاد پله در پیاده‌رو می‌باشد.
۲- در کوچه‌ها و خیابان‌های شیب‌دار با افقی نمودن پیاده‌رو در محل ورودی خودرو به پارکینگ و یا حیاط ساختمان بالاجبار پیاده‌رو به سطوحی با شیب‌های متفاوت و اختلاف ارتفاع‌ها و پله‌های غیرضروری و غیراستاندارد تبدیل می‌شود.
چرا با بی‌توجهی به مقررات ملی ساختمان و نادیده گرفتن حقوق شهروندان چشمانمان را بر این‌همه بی‌قانونی بسته و فضا را برای نقش‌آفرینی و بعضاً سوءاستفاده تعدادی از مالکان ساختمان‌ها فراهم کرده‌ایم که باسلیقه خود نقش‌هایی ناهمگون را بر تارک کف پیاده‌روهای خسته شهرهایمان ترسیم کرده‌اند و ما هم به‌سادگی انواع و اقسام اختلاف ارتفاع‌ها و پله‌ها با ارتفاع‌ها، عمق‌ها (کف پله‌ها) و عرض‌های متفاوت را به‌عنوان لکه‌هایی ناهمخوان با ماهیت وجودی پیاده‌روها پذیرفته و در قبال تضییع حقوق شهروندانمان ساکت نشسته‌ایم؟ به‌راستی چرا این‌گونه عمل می‌کنیم؟

اخبار مرتبط

نظرات

یادداشت روژان

به یاد کاک رحیم ذبیحی

هژیر الله‌مرادی انگار همین دیروز بود به دفتر روژان آمد، مانند همیشه با چهره‌ای خندان و چند ایده جدید که انجام هرکدام می‌توانست چراغی روشن فراروی نسل آینده باشد، کاک رحیم تنها یک کارگردان و فیلمساز عادی نبود. او غم مردم داشت و پشت هرکدام از آثارش می‌توان انبوهی از رنج و مرارت را دید. خود می‌گوید: غمی انسانی از من یک فیلمساز ساخت. در باره روژان نیز گفت: همان نشریه‌ای است که سالها انتظار بودنش را داشتیم. مرگ حق است اما افسوس که برای رحیم ذبیحی زود بود و طرحهایش ناتمام ماند. از تهیه فیلمی بنام «روزی، روزگاری شهرمان بانه» حرف می‌زد که نگاهی به وقایع تلخ روزهای جنگ و بمباران شهر داشت، وقایعی که بخشی از تاریخ فرهنگ پایداری کردستان را می‌توانست ثبت کند، فراخوان طرح را ما در روژان هم منتشر کردیم اما حیف که دست اجل مهلت نداد و خیلی زود روح بلندش به آسمان پرکشید و همه ما را در غم فقدان خود سوگوار کرد، روحش شاد و یادش گرامی.