رفتن به بالا

روزنامه فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی رۆژان

تعداد اخبار امروز : 0 خبر


  • پنجشنبه ۲۷ دی ۱۳۹۷
  • الخميس ۱۰ جماد أول ۱۴۴۰
  • 2019 Thursday 17 January

  • روزنامه روژان

    صاحب امتیاز و مدیر مسوول: سلیمان الله‌مرادی

    ..............................................................

    نشانی: سنندج - میدان آزادی - انتهای کوچه سجادی (کوچه رزان) - پلاک ۱۱۵

    کد پستی: ۳۳۹۵۳-۶۶۱۳۷

    ..............................................................

    تلفن: ۳۳۲۳۸۵۴۵-۰۸۷

    ای‌میل: info@rojanpress.com

    کانال تلگرام: rojanpress@


اوقات شرعی

  • یکشنبه ۳۰ مرداد ۱۳۹۵ - ۱۳:۲۶
  • کد خبر : 1101
  • هفته‌نامه روژان
  • چاپ خبر : سپاس‌نامه

روژان: کاش همان اندازه که نهادهای متولی به فکر کشف جرم و جلوگیری از اختلاس و مفاسد اقتصادی و برخورد با آنها هستند افراد وظیفه مند و مسئولیت پذیر را نیز به عنوان کارمندان وظیفه‌شناس و خادمین واقعی مردم معرفی می‌کردند.

بانک یکی از بنگاه‌هایی است که تقریباً از صفر تا صد آحاد جامعه به‌نوعی مشتری آن‌ها محسوب می‌شوند. با توجه به نوع سیستم مالی و پولی کشور ما و نیز فرایند انجام معاملات در بازار، حجم مراجعین بانک‌ها شاید بیشتر از هر اداره‌ای باشد و این موضوع و نیز اصل مشتری مداری در بانک‌ها ایجاب می‌نماید که کارکنان و عوامل این بنگاه‌ها به‌عنوان پل ارتباطی بین بنگاه و مشتری، ضمن حفظ منافع مادی و معنوی دستگاه به گونه‌ای با افراد برخورد نمایند که حداکثر جذب مشتری برای بانک را به دنبال داشته باشد که این مهم جز با رعایت اصول منشور اخلاقی کارمندی امکان پذیر نخواهد بود.
در منشور اخلاقی اکثر بانک‌ها حداقل سه اصل مشترک؛ رعایت ادب، سرعت و دقت به چشم می‌خورد. الغرض در مورخ ۱۶/۰۵/۱۳۹۵ به همراه یکی از دوستان به بانک ملت شعبه صلاح‌الدین ایوبی سنندج (چهارراه چهارباغ) مراجعه نمودم که نحوه برخورد یکی از کارمندان، انگیزه‌ای برای تحریر این مرقومه گردید. چرا که اصول مشتری‌مداری و حقوق ارباب‌رجوع بعضاً به دلایل مختلفی در ادارات و سازمان‌ها رعایت نمی‌شود و همین موضوع شاید منجر به ایجاد شکاف بین مردم و دستگاه‌های اداری شود. تجربه حدود پانزده سال کارمندی و مدیریت نگارنده در چند واحد در از یکی از ادارات، تعداد محدود و معدودی از چنین افرادی را در خاطره خویش ثبت نموده است. اگر در هر اداره، نهاد و موسسه‌ای، افراد بر حسب وظیفه کارمندی، برخورد مناسب و متعارفی با ارباب رجوع داشته باشند ضمن زدودن خستگی از جسم و روان ارباب رجوع می‌توانند اعتماد آنها را به دستگاه جلب نموده و در مجموع شکاف و فاصله بین دستگاههای اداری با مردم را کم کنند. ایشان به نام آقای رئوف زندی که مدیر یکی از واحدهای شعبه بانک مورد اشاره نیز می‌باشد در نهایت ادب، متانت و سرعت، شعار بانک برای جلب مشتریان را تجلی بخشیده است. جالب‌تر آنکه خلاقیت وی در ثبت اسامی مشتریان بر روی کاغذ به جهت جلوگیری از ضایع شدن حقوق مشتریان و رعایت نوبت را باید به این خصایص افزود. البته اینگونه برخورد با ارباب‌رجوع را از عوامل بانک قرض‌الحسنه مهر ایران هم بیاد دارم. افرادی همچون آقایان رحیمی، احمد حق‌مرادی و ریبوار منبری نه به عنوان افرادی صاحب اختیار بلکه با دلسوزی توأم با متانت نسبت به رتق و فتق امور مراجعین خویش اقدام می نمایند.
به راستی چنین افرادی جزو سرمایه‌های اداری و حتی اجتماعی این مملکت بوده که بایستی آنها را پاسداشت. کارمندانی که ضمن برخوردی شایسته و تکریم مراجعین با وظیفه‌شناسی و انجام به موقع کار آنها هم در امورات تسهیل‌گری نموده و هم اینکه موجبات اعتلای نام موسسه و نهاد متبوع خویش می‌گردند. ای کاش همان اندازه که نهادهای متولی به فکر کشف جرم و جلوگیری از اختلاس و مفاسد اقتصادی و برخورد با آنها هستند افراد وظیفه مند و مسئولیت پذیری همچون افراد فوق‌الاشاره را نیز به عنوان کارمندان وظیفه شناس و خادمین واقعی مردم معرفی می‌کردند تا با وجود مفسدین اقتصادی و دزدان بیت‌المال همچون خاوری و زنجانی و … هم از اعتماد مردم به سیستم اداری و بانکی کشور کاسته نمی‌شد و هم اینکه دیگر کارکنان و مستخدمین ادارات نیز چنین افرادی را به عنوان الگوی اخلاقی و کاری خویش قرار می‌دادند.
در خاتمه بنده به عنوان یک شهروند ضمن تقدیر و تشکر از آقای رئوف زندی و آرزوی صحت و عافیت برای وی و طلب تداوم همین مشی کاری و خدمتی از متولیان بانک مذکور درخواست می‌نمایم به نحو مقتضی نامبرده را مورد تفقد و تکریم درخور و شایسته زحمات و خدماتش قرار دهند.

اخبار مرتبط

نظرات

یادداشت روژان

به یاد کاک رحیم ذبیحی

هژیر الله‌مرادی انگار همین دیروز بود به دفتر روژان آمد، مانند همیشه با چهره‌ای خندان و چند ایده جدید که انجام هرکدام می‌توانست چراغی روشن فراروی نسل آینده باشد، کاک رحیم تنها یک کارگردان و فیلمساز عادی نبود. او غم مردم داشت و پشت هرکدام از آثارش می‌توان انبوهی از رنج و مرارت را دید. خود می‌گوید: غمی انسانی از من یک فیلمساز ساخت. در باره روژان نیز گفت: همان نشریه‌ای است که سالها انتظار بودنش را داشتیم. مرگ حق است اما افسوس که برای رحیم ذبیحی زود بود و طرحهایش ناتمام ماند. از تهیه فیلمی بنام «روزی، روزگاری شهرمان بانه» حرف می‌زد که نگاهی به وقایع تلخ روزهای جنگ و بمباران شهر داشت، وقایعی که بخشی از تاریخ فرهنگ پایداری کردستان را می‌توانست ثبت کند، فراخوان طرح را ما در روژان هم منتشر کردیم اما حیف که دست اجل مهلت نداد و خیلی زود روح بلندش به آسمان پرکشید و همه ما را در غم فقدان خود سوگوار کرد، روحش شاد و یادش گرامی.