رفتن به بالا

روزنامه فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی رۆژان

تعداد اخبار امروز : 0 خبر


  • یکشنبه ۲۹ مهر ۱۳۹۷
  • الأحد ۱۰ صفر ۱۴۴۰
  • 2018 Sunday 21 October

  • روزنامه روژان

    صاحب امتیاز و مدیر مسوول: سلیمان الله‌مرادی

    ..............................................................

    نشانی: سنندج - میدان آزادی - انتهای کوچه سجادی (کوچه رزان) - پلاک ۱۱۵

    کد پستی: ۳۳۹۵۳-۶۶۱۳۷

    ..............................................................

    تلفن: ۳۳۲۳۸۵۴۵-۰۸۷

    ای‌میل: info@rojanpress.com

    کانال تلگرام: rojanpress@


اوقات شرعی

  • شنبه ۵ شهریور ۱۳۹۵ - ۱۳:۲۳
  • کد خبر : 1117
  • هفته‌نامه روژان
  • چاپ خبر : ایران و حق تعین سرنوشت کردها

چرا برخی از مسئولین ایران از موضع مخالفت با حق تعیین سرنوشت کردهای عراق صحبت می‌کنند؟

چرا برخی از مسئولین ایران از موضع مخالفت با حق تعیین سرنوشت کردهای عراق صحبت می‌کنند؟
مسلم این است که کردها بنا به تصدیق همه مسئولین جمهوری اسلامی ایران (و حتی رژیم پهلوی)، از بنیان‌گذاران ایران و اصیل‌ترین ایرانیان‌اند. چه رژیم پهلوی و چه نظام جمهوری اسلامی و همه مورخین و محققین ایرانی و عربی و غربی می‌دانند که کردستان‌های عراق و سوریه و ترکیه و کردهای اکنون واقع شده در جمهوری‌های شوروی سابق از جمله ارمنستان، جمهوری آذربایجان، گرجستان و روسیه و حتی افغانستان و لبنان، همگی ایرانی و بخش‌های جداشده از ایران‌اند که از پانصد سال گذشته تاکنون به سبب بی‌لیاقتی و ضعف حکومت‌های صفویه تا قاجار از ایران جدا شده‌اند.
همه ایرانیان و همه دنیا آگاه‌اند که رژیم‌های عرب و ترک عراق و سوریه و ترکیه که ساخته دست استعمارند، چه بخش هائی از کردستان را در اختیار گرفته و چه جنایت هائی در حق این بخش از ایرانیان روا نکرده‌اند.
انفال کردها در عراق، به‌عنوان فاجعه‌ای جهانی و ژنوسایدی به رسمیت شناخته‌شده، تبعید و آواره کردن میلیون‌ها کرد در عراق و سوریه و ترکیه، ویران کردن شهرها و روستاها در این سه کشور، دریغ کردن حتی شناسنامه از کردها در سوریه، مجبور کردن و تهدید به مرگ و زندان، در صورت پنهان نکردن هویت ملی و قبول نکردن هویت اجباری ترکی در ترکیه و ده‌ها و صدها اهانت ظالمانه و آشکار به این انسان‌های کرد، حاصل ظلم غیر انسانی رژیم‌های غاصب بخش هائی از کردستان و سکوت و یا همراهی برخی از هم‌نژادهای ایرانی بوده است.
باوجودی که همه رهبران کرد به‌صراحت و قاطعیت خود را ایرانی‌تر از هر ایرانی دانسته‌اند و احزاب کردی در ترکیه و سوریه و عراق، بر وحدت نژادی و فرهنگی با ایرانیان تأکید کرده‌اند، دستیابی کردها به‌حق حیات را تهدیدی برای ایران قلمداد کردن، از خود راندن کردها به‌جای همدلی و جذب نیست؟
واقعیت امر و جبر تاریخی این است که کردها بعد از آن‌همه مرارت و مبارزه برای رهایی از قید اشغال و ظلم و تحقیر، به حقوق خود دست خواهند یافت. ولی جفا در حق کردها در تاریخ به زیان ملی ایران تمام خواهد شد.
در شرایطی که جدائی پاره کردستانی که به عراق چسبانده شده است، قریب‌الوقوع به نظر می‌رسد، شاید شایسته باشد که نظام برآمده از انقلاب مردم، به‌جای تهدید، از درِ حمایت و جلب نظر حدود ۵۰ میلیون کرد برآید. مخالفت با امری قریب‌الوقوع سودی برای ایران ندارد. رهبران سیاست در ایران هشیارتر و آینده‌نگرتر از آن هستند که با مخالفت و ضدیت آشکار با حقوق مردم کرد در کردستان عراق، پیشینه‌ای برای تاریخ ایران بسازند که به وحدت ملت ایرانی در آینده آسیب وارد کند.
در شرایطی که انتظار می‌رفت کردستان ایران، آبادتر و پیشرفته‌تر از دیگر کردستان‌های واقع‌شده در عراق و سوریه و ترکیه باشد، همه دلسوزان کشور می‌دانند و می‌بینند که مردم کردستان ایران، از سر بیکاری و نبود امکانات شایسته در ایران، برای کار و تحصیل و حتی کولبری، راهی کردستان عراق و یا اروپا و آمریکا می‌شوند.
درست‌تر این بود که دستگاه‌های حاکم بر ایران، به‌جای عناد با سرنوشت ده‌ها میلیون کرد هم‌نژاد خود و مساعدت دولت‌های جنایتکار در سرکوب آن‌ها، به حمایت و هم‌دلی با کردهای محصور در این کشورها برخیزند و به‌جای بی‌توجهی به کردستان در ایران مانده و تبدیل آن به عقب‌مانده‌ترین بخش کشور، آن را مانند کره جنوبی در مقابل کره شمالی، چنان آباد سازند که همه بخش‌های دیگر باعلاقه و اشتیاق به سرزمین مادری کردها علاقه‌مند گردیده و به آن رغبت نشان دهند و به عینه ببینند که نظام برآمده از انقلاب مردمی، چگونه با مردم خود رفتار می‌کند.
کردها تنها به عراق و سوریه و ترکیه و … تقسیم و پخش نشده‌اند. میلیون‌ها کردی که در ایران مانده‌اند، از نظام خود انتظار دارند به حمایت و پشتیبانی از برادران و خواهران آن‌ها در این بخش‌های جدا مانده برخیزند؛ بنابراین پرواضح است که تهدید برخی از مسئولین و مخالفت آشکار آن‌ها با حقوق انسانی و طبیعی خواهران و برادرانشان در عراق، مورد انتظار نیست.
چرا باید آرزوی خوشبختی کردهای دیگر بخش‌ها در ترکیه و عراق و سوریه برای کردهای ایران قدغن و امنیتی باشد؟ چرا نباید کردهای ایران از دولت و نظام سیاسی کشورشان انتظار داشته باشند که به یاری و پشتیبانی آن‌ها بشتابند؟ اساساً چرا نباید کشور ما همچنان که برای امنیت و رفاه مردم فلسطین و لبنان و سوریه و… دل می‌سوزاند، برای هم‌وطنان ما در دیگر کشورها دل بسوزاند؟ آیا کردها کمتر از سوری‌ها و فلسطینی‌ها و لبنانی‌ها، متحدی استراتژیک برای ایران‌اند؟ برای دنیا مقبول‌تر و پذیرفتنی‌تر است اگر ایران از کردهای دیگر کشورها حمایت کند و هیچ کشوری نمی‌تواند این حمایت و پشتیبانی را، دخالت در کشورهای دیگر بنامد.
تاریخ سلطنت پهلوی پراست از تشکیل اتحادیه‌ها و مثلث‌های ترکیه – ایران – عراق علیه کردها. جمهوری اسلامی برای مخالفت با مظالم و اشتباهات رژیم پادشاهی قیام کرده است.
اکنون دیگر برجهانیان معلوم شده است که کردها عمده‌ترین نیروی منطقه در مبارزه با تروریسم و نجیب‌ترین نیروی رهائی‌بخش مردم اسیر از دست داعشیان و آزادکننده سرزمین‌های اشغال‌شده توسط گروه‌های تروریست هستند. دیگر برجهان ثابت‌شده است که کردها نه‌تنها تهدیدی برای هیچ ملتی نیستند، بلکه هر بخش از کردستان، پناهگاه امن همه ادیان و مردمانی است که از تروریسم و بنیادگرائی کور بیزارند. با این اوصاف طبیعی است که مردم صلح‌دوست و نجیب ایران و نظام آن‌ها هم با این مردم هم‌صدا باشند و آن‌ها را درراه برکندن ریشه تروریسم و خشونت و استقرار امنیت و دمکراسی در منطقه یاری کنند. همچنان که در جنگ با صدام به کمک کردهای ستمدیده عراق شتافت.
در شرایطی که همه کشورها و قدرت‌های دور و نزدیکی که هیچ‌گونه قرابت نژادی با کردها ندارند، تلاش می‌کنند خود را به آن‌ها نزدیک کرده و از پتانسیل‌های اتحاد با آن‌ها سودگیرند، چرا کشور هم‌خانه آن‌ها به‌جای تحبیب و دوستی، از در فاصله گرفتن و دوری برآید؟
شاید این یادآوری‌ها اندکی دیر باشند. ولی جلو ضرر را از هر جا گرفتن نفع است.
طبیعی و معقول است که دولت‌ها و کشورها به دنبال یارگیری و یافتن متحدانی برای خود باشند. اکنون دولت‌های بزرگ روسیه و چین، متحدان کنونی ایران به شمار می‌روند. جنبش فلسطین هم تا دیروز متحد ایران بود (البته نه بدون چشم‌داشت، بلکه با دریافت هدایا و هزینه‌ای شاید گزاف). جنبش هائی همچون فلسطین و غیره را که کمترین قرابتی با ملت ایران دارند، تنها می‌توان متحدان موقتی به شمار آورد و دیدیم که آن‌ها تا کجا جمهوری اسلامی را همراهی کردند. لیکن کردها با هزار رشته با ایرانیان پیوند خورده‌اند. شاید ناصواب باشد اگر متحدان طبیعی و استراتژیک را رانده و متحدان موقتی را با هزار انعام و هدیه نگاه‌داریم تا هر زمان که سر کیسه سفت شد، به این اتحاد پشت کنند. این همان اشتباهی بود که شاه مرتکب شد.
اگر جمهوری اسلامی و مردم اکثراً شیعه ایران حق‌دارند و لازم می‌دانند از شیعیان در دیگر کشورها حمایت و پشتیبانی کنند، به همان اندازه و شاید بسیار بیشتر از آن، باید از هم‌وطنان کرد با جدیت پشتیبانی و حمایت کنند. چراکه اولاً هم‌نژادند؛ دوما درگذشته بخشی از ایران بوده‌اند؛ سوما خود را اکثراً ایرانی‌نژاد می‌دانند و چهارم اینکه بخش بزرگی از کردستان و کردها در ایران مانده‌اند و وجود و حضور دارند. پس منطقی و طبیعی است که از کردهای دیگر کشورها هم حداقل مانند شیعیان سوریه و عراق پشتیبانی و حمایت شود.
چراها و مصلحت‌های دیگر فراوان‌اند که امید می‌رود با عقلانیت ملی به آن‌ها توجه شود. چراکه منافع استراتژیک و درازمدت مردم و کشور ما در آن نهفته است.

اخبار مرتبط

نظرات

یادداشت روژان

نگاهی به سوانح دلخراش جاده‌ای در راه‌های استان کردستان

گوش‌هایی که نمی‌شنوند و چشم‌هایی که نمی‌بینند

بامداد سەشنبه ۲۰ تیر درحالیکه غالب مردم براساس نظم و گردش شبانەروز در بستر خواب بودند جمعیتی از شهر سنندج، به اقتضای نیاز و کار ضروری عزم سفر کردند تا در این گردش روزگار به نیازهای خود پاسخ دهند اما انگار مقدر چنین بود که به مقصد نرسند و در همان ابتدای سفر راهی دیار باقی شوند. حادثه دلخراشی که به سبب ارتباطات پیشرفته و شبکەهای اجتماعی خواب را در همان نیمەهای شب از چشم هموطنان ربود و به خبر اول خبرگزاری‌های ایران تبدیل شد، به گونەای که سه روز عزای عمومی اعلام شد و مقامات کشور از رئیس جمهور و رئیس مجلس گرفته تا بسیاری از وزرا و شخصیت‌های مطرح کشور با صدور پیامهایی به ابراز همدردی با مردم داغدار کردستان پرداختند و  روز پنجشنبه نیز خبر آن در صفحه اول همه روزنامەهای سراسری قرار گرفت. مرگ دست کم ۱۱ نفر که به سبب نوع حادثه قلب بسیاری‌ها را جریحەدار کرد. نکته حائز اهمیت در این رویداد تلخ ایجاد موجی از حزن و اندوه در عرصه استانی و ملی بود که اگر نبود این ابراز همدردی‌ها شاید تالم ناشی از آن برای  خانواده‌های داغدار قابل تحمل نبود. اما پیرامون این سانحه نکاتی قابل تامل است که بیان آن ضروری به نظر می‌رسد: ۱- تلنگری بود به مسوولان که هشدار رسانه‌ها و کارشناسان را جدی بگیرند. نقطه وقوع حادثه به عنوان مکانی حادثه خیز بارها مورد نقد قرار گرفته بود اما دریغ از یک پاسخ منطقی! ۲- بارها گفتیم و بار دیگر تکرار می‌کنیم، مردم کمبودها و ناملایمات را تحمل می‌کنند اما بی‌توجهی، اهمال، فخرفروشی و بی‌عدالتی ازسوی مسئولان را تحمل نمی‌کنند. شکی نداریم که با هزینه چندبرابرهم که شده این مسیر تحت فشار افکارعمومی در کوتاه‌ترین زمان اصلاح خواهد شد، همچنانکه قطعه‌ای از مسیر راه سنندج- حسین آباد، در سال 1382 پیش پس از واژگونی تانکر حامل مواد شیمیایی MTBE و سرازیر شدن مواد آن به داخل آب سد قشلاق بلافاصله اصلاح شد، آیا بهتر نیست قبل از وقوع حوادث تلخ و تحمیل هزینه‌های بسیار گوشها را بروی انتقادات بگشایند و اینقدر بیخیال نباشند. حتما باید جان چند نفر گرفته شود تا معبری حادثه خیز اصلاح شود؟ 3- بارها از تردد تانکر‌های نفتکش در جاده‌های کردستان به عنوان ارابەهای مرگ و کابوس نام برده شده است و سال‌هاست واژگونی تانکر‌ها که نفت و مشتقات نفتی عراق را از طریق جاده‌های باریک و ناامن کردستان به ویژه مریوان و سنندج به ایران می‌آورند یا محصولات نفتی فراوری شده مانند بنزین و گازوئیل را به آن کشور منتقل می‌کنند، همچون کابوسی مردم و محیط زیست منطقه کردستان را تهدید می‌کند. گفته می‌شود در سوآپ نفتی ایران و عراق روزانه ۳۰ تا ۶۰ هزار بشکه نفت خام از طریق مرز به پالایشگاه‌های کرمانشاه، شازند، تهران و تبریز انتقال داده می‌شود و ایران معادل آن را در بنادر صادراتی جنوب تحویل مشتریان عراق می‌دهد. آمار تردد روزانه از ۶۰ تا ۴۰۰ کامیون در محور مریوان – سنندج که یکی از باریک‌ترین و ...