رفتن به بالا

روزنامه فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی رۆژان

تعداد اخبار امروز : 0 خبر


  • سه شنبه ۱ آبان ۱۳۹۷
  • الثلاثاء ۱۲ صفر ۱۴۴۰
  • 2018 Tuesday 23 October

  • روزنامه روژان

    صاحب امتیاز و مدیر مسوول: سلیمان الله‌مرادی

    ..............................................................

    نشانی: سنندج - میدان آزادی - انتهای کوچه سجادی (کوچه رزان) - پلاک ۱۱۵

    کد پستی: ۳۳۹۵۳-۶۶۱۳۷

    ..............................................................

    تلفن: ۳۳۲۳۸۵۴۵-۰۸۷

    ای‌میل: info@rojanpress.com

    کانال تلگرام: rojanpress@


اوقات شرعی

  • شنبه ۵ شهریور ۱۳۹۵ - ۱۳:۳۷
  • کد خبر : 1127
  • هفته‌نامه روژان
  • چاپ خبر : مادر، طناب دار را از گردن قاتل فرزندش باز کرد

روژان: پدر و مادر مقتول در کنار چوبه دار در کنار هم مشورتی کوتاە کردند و پدر رو به قاتل گفت: برای رضای خدا رضایت دادم و از قصاص تو گذشتم و مادر مقتول با دیدن این صحنه هق هق زد زیر گریه و به سمت قاتل فرزندش رفت و آرام طناب دار را از گردن وی بازکرد.

قاتلی که حکم اعدامش در حال اجرا بود با گذشت خانواده مقتول به زندگی بازگشت.
بیش از سه سال از آن حادثه دردناک می گذرد و “رشاد-ر” باید تاوان کاری را که انجام داده است در بالای چوبه دار پس می‌داد.
“رشاد” جوانی که سه سال و چند ماه است پشت میله‌های زندان روزهای تاریک زندگی‌اش را می گذراند و تنها زمزمه اعدام کافی بود تا همیشه عذاب وجدان سراغش بیاید و سخت ترین و دلهره‌آورترین لحظات زندگی‌اش را لمس کند.
او در یک نزاع در محله حاجی آباد سنندج با فرو کردن چاقویی در سینه “دلیر احمدی” وی را روانه سینه قبرستان کرد چون چاقو چند سانتی متر از قلب مقتول را پاره کرده بود. “رشاد” آن لحظه با دیدن صحنه و فوران خون از سینه جوان مقتول محل حادثه را ترک کرد اما دستگیر و روانه زندان شد و پس از مدتی بنا به حکم قضایی به دلیل قتل نفس به اعدام محکوم شد.
“رشاد” روزهای روشن زندگی‌اش داشت رو به تاریکی می رفت و فکر اعدام هر روز بیشتر او را عذاب می داد و اولیای دم نیز راضی به رضایت نبودند و خواستار اشد مجازات یعنی اعدام برای قاتل فرزندشان بودند؛‌‌‌‌‌ ولی تنها یک معجزه می‌توانست او را نجات دهد و این معجزه با بخشش خانواده مقتول میسر می شد.
دوشنبه هفته قبل خبر دادند که حکم اعدام رشاد در زندان سنندج اجرا می‌شود چون با هر دو خانواده قاتل و قربانی آشنایی داشتم و تا حدودی در جریان پرونده و تلاش معتمدین شهر و همچنین مسؤلان دادگاه و زندان جهت گذشت اولیای دم بودم تصمیم به رفتن گرفتم.
صبح زود بیدار شدم؛ هوا هنوز گرگ و میش بود. به جلو درب زندان مرکزی سنندج که رسیدم تعداد زیادی از خانواده و بستگان قاتل حضور داشتند که اجازه ورود به داخل زندان بە آنها داده نشده. نیم ساعتی جلو درب زندان منتظر شدم تا اینکه مسؤلین زندان خانواده قربانی را جهت خداحافظی با پسر قاتلشان به داخل زندان بردند و اجازه ورود من نیز بعد از هماهنگی داده شد.
مسؤلان زندان مشغول مقدمات بودند تا آفتاب نزده حکم جوانی که یک جوان دیگر را به قتل رسانده است اجراء شود.
در سالن جلسات داخل زندان تعدادی از مسؤلین و معتمدین، دلسوزان و فعالان فرهنگی و اجتماعی با خانواده قربانی همچنان که پیشتر صحبت کرده و برای جلب رضایت به منزلشان مراجعه کرده بودند مشغول بحث بودند و از اولیای دم خواهش می کردند که فرد قاتل را قصاص نکنند و از خون پسرشان بگذرند چون لذتی که در گذشت هست در انتقام نیست.
سخنان حاضرین بی تاثیر نبود اما خانواده قربانی مصمم به اجرای حکم بودند. سکوت تلخی بر محوطه حیاط زندان سایه افکنده بود ” رشاد” از شب گذشته فهمیده بود فردا روز سرنوشت‌سازی است و باید کوله بار سفر ببندد و راهی دیار باقی شود.
تعدادی از خیرین و دلسوزان و رئیس زندان و معاون دادستان سنندج همچنان برای اخذ رضایت از اولیای دم پیش‌قدم بودند و از آنان می‌خواستند که گذشت کنند. رشاد جوانی که چند سال است، نام قاتل را به با خود یدک می کشد باید تا لحظاتی دیگر بالای چوبه دار برود. در گوشه‌ای از حیاط زندان به سوی پدر و مادر مقتول آمد و با لحن ملایمی که همراه با گریه بود درخواست بخشش کرد؛ مادر قربانی بدون اینکه حرف بزند فقط اشک می ریخت و اسرار به قصاص داشت.
“رشاد” می داند که خانواده‌اش و شورای صلح زندان، مسؤلان دادگاه، خیرین و دلسوزان شهر بارها و بارها از خانواده مقتول خواسته‌اند که وی را ببخشند، اما آنها همچنان بر اجرای حکم قصاص تاکید دارند، به آنها حق می‌دهد که نتوانند از حق خود بگذرد و بعد روی چهارپایه چوبه دار قرار می گیرد. طناب دار را بر دور گردنش محکم کردند، اما حاضرین باز هم به تلاش خود ادامه دادند تا اولیای دم گذشت کنند.
ماموستای زندان چند آیه از قرآن کریم تلاوت کرد و بعد حکم صادره توسط کارمند دادگاه شعبه کیفری نیز خوانده شد و نوع قصاص و دلیل آن دوباره به اطلاع قاتل و خانواده مقتول و مسؤلان حاضر رسید و دستور اجرای حکم صادر شد.
پدر و مادر مقتول در کنار چوبه دار در کنار هم مشورتی کوتاە کردند و پدر رو به قاتل گفت: برای رضای خدا رضایت دادم و از قصاص تو گذشتم و مادر مقتول با دیدن این صحنه هق هق زد زیر گریه و به سمت قاتل فرزندش رفت و آرام طناب دار را از گردن وی بازکرد.
هق‌هق گریه‌های مادر داغدار تمام حیاط زندان را فرا گرفته بود با صدای نرم و آرامی در حالی که حس مادرانه تمام وجودش را فرا گرفته بود به قاتل جگرگوشه‌اش گفت: تو فرزند دلبند مرا ناجوانمردانه کشتی و ما را داغدار کردی، زندگیمان از هم پاشیده، تنها دختر و دیگر فرزند پسرم بیش از سه سال است خواب راحتی نداشته‌اند، خودم هم هر دوشنبه و پنچ شنبه کارم شده رفتن بە سر مزار فرزند مقتولم… ولی من بخاطر کسب رضای خدا از تو گذشتم که امیدوارم خدا از ما راضی باشد. صدای صلوات و گریه شوق حاضرین به ویژه خانواده قاتل همه فضا را پر کرده بود؛ لحظاتی که توصیف آن سخت است. رشاد بر دست و پای پدر و مادر دلیر افتاد؛ همان دوست هم‌محله‌ایش که سه سال پیش در یک نزاع ساده موجب مرگش شد.
اینگونه روز دوشنبه خورشید مردانگی و ایثار بار دیگر بر بام سنندج شهر دارالاحسان طلوع کرد و خصلت انسانی و مفهوم ضرب‌المثل معروف “لذتی که در گذشت هست در انتقام نیست” تجلی یافت تا جان انسان دیگری گرفته نشود. آن روز اقدام ارزشمند همه وابستگان خانواده احمدی (مقتول) به ویژه کاک عبدالله احمدی پدر قربانی و مادربزرگوار و مهربان مقتول “سرشین مجیدی” در تاریخ فداکاری و گذشت و بزرگواری این سرزمین برای همیشه به ثبت رسید و الگوی برای جامعه و آیندگان شد.
در پایان لازم می‌دانم از تلاش های مجدانه شورای صلح زندان، مسؤلین دادگاه، مهتمدین دلسوز شهرمان شهر به ویژه اشرف زانیار، مهدی حسام شریعتی و همچنین جوهری دادستان سنندج و کولیوند معاون وی، فرزاد زارعی رئیس دفتر دادستان و دیگر عوامل حاضر در صحنه اعدام که منجر به گذشت اولیای دم شد قدردانی کنم. باشد که ایثار و گذشت همچنان خصلت ماندگار همگان در دیارمان باشد/ یحیی صمدی

اخبار مرتبط

نظرات

یادداشت روژان

نگاهی به سوانح دلخراش جاده‌ای در راه‌های استان کردستان

گوش‌هایی که نمی‌شنوند و چشم‌هایی که نمی‌بینند

بامداد سەشنبه ۲۰ تیر درحالیکه غالب مردم براساس نظم و گردش شبانەروز در بستر خواب بودند جمعیتی از شهر سنندج، به اقتضای نیاز و کار ضروری عزم سفر کردند تا در این گردش روزگار به نیازهای خود پاسخ دهند اما انگار مقدر چنین بود که به مقصد نرسند و در همان ابتدای سفر راهی دیار باقی شوند. حادثه دلخراشی که به سبب ارتباطات پیشرفته و شبکەهای اجتماعی خواب را در همان نیمەهای شب از چشم هموطنان ربود و به خبر اول خبرگزاری‌های ایران تبدیل شد، به گونەای که سه روز عزای عمومی اعلام شد و مقامات کشور از رئیس جمهور و رئیس مجلس گرفته تا بسیاری از وزرا و شخصیت‌های مطرح کشور با صدور پیامهایی به ابراز همدردی با مردم داغدار کردستان پرداختند و  روز پنجشنبه نیز خبر آن در صفحه اول همه روزنامەهای سراسری قرار گرفت. مرگ دست کم ۱۱ نفر که به سبب نوع حادثه قلب بسیاری‌ها را جریحەدار کرد. نکته حائز اهمیت در این رویداد تلخ ایجاد موجی از حزن و اندوه در عرصه استانی و ملی بود که اگر نبود این ابراز همدردی‌ها شاید تالم ناشی از آن برای  خانواده‌های داغدار قابل تحمل نبود. اما پیرامون این سانحه نکاتی قابل تامل است که بیان آن ضروری به نظر می‌رسد: ۱- تلنگری بود به مسوولان که هشدار رسانه‌ها و کارشناسان را جدی بگیرند. نقطه وقوع حادثه به عنوان مکانی حادثه خیز بارها مورد نقد قرار گرفته بود اما دریغ از یک پاسخ منطقی! ۲- بارها گفتیم و بار دیگر تکرار می‌کنیم، مردم کمبودها و ناملایمات را تحمل می‌کنند اما بی‌توجهی، اهمال، فخرفروشی و بی‌عدالتی ازسوی مسئولان را تحمل نمی‌کنند. شکی نداریم که با هزینه چندبرابرهم که شده این مسیر تحت فشار افکارعمومی در کوتاه‌ترین زمان اصلاح خواهد شد، همچنانکه قطعه‌ای از مسیر راه سنندج- حسین آباد، در سال 1382 پیش پس از واژگونی تانکر حامل مواد شیمیایی MTBE و سرازیر شدن مواد آن به داخل آب سد قشلاق بلافاصله اصلاح شد، آیا بهتر نیست قبل از وقوع حوادث تلخ و تحمیل هزینه‌های بسیار گوشها را بروی انتقادات بگشایند و اینقدر بیخیال نباشند. حتما باید جان چند نفر گرفته شود تا معبری حادثه خیز اصلاح شود؟ 3- بارها از تردد تانکر‌های نفتکش در جاده‌های کردستان به عنوان ارابەهای مرگ و کابوس نام برده شده است و سال‌هاست واژگونی تانکر‌ها که نفت و مشتقات نفتی عراق را از طریق جاده‌های باریک و ناامن کردستان به ویژه مریوان و سنندج به ایران می‌آورند یا محصولات نفتی فراوری شده مانند بنزین و گازوئیل را به آن کشور منتقل می‌کنند، همچون کابوسی مردم و محیط زیست منطقه کردستان را تهدید می‌کند. گفته می‌شود در سوآپ نفتی ایران و عراق روزانه ۳۰ تا ۶۰ هزار بشکه نفت خام از طریق مرز به پالایشگاه‌های کرمانشاه، شازند، تهران و تبریز انتقال داده می‌شود و ایران معادل آن را در بنادر صادراتی جنوب تحویل مشتریان عراق می‌دهد. آمار تردد روزانه از ۶۰ تا ۴۰۰ کامیون در محور مریوان – سنندج که یکی از باریک‌ترین و ...