رفتن به بالا

روزنامه فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی رۆژان

تعداد اخبار امروز : 0 خبر


  • یکشنبه ۲۹ مهر ۱۳۹۷
  • الأحد ۱۰ صفر ۱۴۴۰
  • 2018 Sunday 21 October

  • روزنامه روژان

    صاحب امتیاز و مدیر مسوول: سلیمان الله‌مرادی

    ..............................................................

    نشانی: سنندج - میدان آزادی - انتهای کوچه سجادی (کوچه رزان) - پلاک ۱۱۵

    کد پستی: ۳۳۹۵۳-۶۶۱۳۷

    ..............................................................

    تلفن: ۳۳۲۳۸۵۴۵-۰۸۷

    ای‌میل: info@rojanpress.com

    کانال تلگرام: rojanpress@


اوقات شرعی

  • شنبه ۱۲ شهریور ۱۳۹۵ - ۱۸:۵۱
  • کد خبر : 1180
  • هفته‌نامه روژان
  • چاپ خبر : چراغ تئاتر  کردستان روشن است
گفت‌وگو با هانا مرادی بازیگر تئاتر؛

چراغ تئاتر کردستان روشن است

واحد نمایش حوزه هنری انقلاب اسلامی استان کردستان نمایش «شامی با یهودا» را به نویسندگی وکارگردانی شهرام میرزایی کردستانی به مدت ۵ روز از ۱۶ لغایت ۲۰ مرداد ماه ۹۵ در سالن شماره دو پردیس سینمایی بهمن سنندج به اجرای عمومی گذاشت که با استقبال خوب شهروندان روبرو شد. در این نمایش «صابر دل بینا»، […]

واحد نمایش حوزه هنری انقلاب اسلامی استان کردستان نمایش «شامی با یهودا» را به نویسندگی وکارگردانی شهرام میرزایی کردستانی به مدت ۵ روز از ۱۶ لغایت ۲۰ مرداد ماه ۹۵ در سالن شماره دو پردیس سینمایی بهمن سنندج به اجرای عمومی گذاشت که با استقبال خوب شهروندان روبرو شد.
در این نمایش «صابر دل بینا»، «هانا مرادی» و «روزبه قبادی» به عنوان بازیگر ایفای نقش کردند.
اجرای این نمایش مقدمه‌ای شد برای آشنایی با خانم «هانا مرادی» که کاراکتر اصلی نمایش بود. آنچه می‌خوانید گفتگوی خبرنگار ما با این بازیگر موفق است:
به نام خبرنگار هفته‌نامه روژان به شما خسته نباشید می‌گویم.
سلام و خسته نباشید ممنون از دعوت شما.
لطفاً خودتان را بیشتر معرفی کنید؟
من «هانا مرادی» متولد سال ۱۳۶۰ سنندج، بازیگر و در حال حاضر نیز ساکن سنندج هستم.
در باره اهداف نمایش بفرمایید؟
نمایش «شامی با یهودا» به نویسندگی و کارگردانی آقای شهرام میرزایی کردستانی کاری ساده، روان و قابل‌درک با لایه‌های اجتماعی است که نگاهی کوتاه و روایت‌گرانه به زندگی قشر خاص نویسندگان و هنرمندان جامعه دارد و برشی از زندگی این خانواده را با پایانی از دید خود نویسنده‌ی اثر به نمایش می‌گذارد.
چقدر ازایفای نقشی که بازی کردید راضی هستید؟
راستش نقش را خیلی دوست داشتم و برای بهتر شدن و نزدیک شدن به شخصیت زن داستان، لازم بود کمی تحقیق کنم تا به درون‌مایه‌ی نقش وارد شوم و بتوانم در حد تواناییم آن‌را به نحو احسن ارائه دهم، چون بار دراماتیک داستان و پیچیدگی اثر بر عهده‌ی زن قصه بود که لازم است از آقای میرزایی بابت اعتمادشان و محول کردن نقش به بنده تشکر کنم. زنی دوقطبی با اختلال روانی که هم نگران خانواده و هم درصدد حفظ خانواده بود و مشوق شوهر و هم از افکاری عجیب رنج می‌برد که یک نوع روان‌گسیختگی یا همان شیزوفرنی بود که مشخصه آن از کارافتادگی فرآیند فکری و پاسخ‌گویی عاطفی که به صورت توهم شنیداری و توهم‌های جنون‌آمیز و عجیب وغریب و یا تکلم آشفته، نشان داده شد. سوء ظن به این‌که مورد آزار واقع شده و برعلیه او و خانواده‌اش توطئه‌چینی شده، دیدن و شنیدن چیزهایی که واقعیت ندارد. این درک من از کاراکتر زن قصه بود و فکر کنم تا حدود زیادی موفق بودم.
در مورد سوابق هنری خودتان بگویید؟ چند سال است کار هنری می‌کنید؟

425311837_67588
من از سال ۱۳۷۸ در زمینه‌ی هنر مشغول فعالیت هستم. خوشبختانه در زمینه‌های مختلف هم تجربه کسب کرده‌ام. درزمینه‌ی تئاتر، جمله‌ی مشهوری که زیاد شنیده‌شده، این است که: «از دوران مدرسه شروع کردم». در دبیرستان یک گروه مستقل به اسم «شین» داشتیم و جوایز زیادی در جشنواره‌های دانش‌آموزی دریافت کردیم. بودن در این گروه نقطه عطفی برای من بود چراکه باعث شد علاقه‌ به فعالیت‌های هنری را در وجود خودم کشف کنم. کار حرفه‌ایم را با آموزش در کلاس شریف‌ترین مرد تئاتر استان آقای «ابراهیم کاظمی» شروع کردم و با اجرای کار صحنه‌ای «دنگ» به نویسندگی و کارگردانی خلاق‌ترین مرد تئاتر استان زنده‌یاد «علیرضا رضایی» به روی صحنه رفتم که در اولین جشنواره تئاتر کردی سقز جوایز زیاد دریافت کردیم خوشبختانه من با کارگردان‌های خوبی همکاری داشتم در طول سالیان که افتخار می‌کنم جزو بهترین‌های استان هستند، ازجمله «علیرضا رضایی»، «رضا هوشمند معنوی»، «کبرا ملکی»، «صابر دلبینا» که البته باید اشاره‌ کنم اولین اجرای نمایشنامه‌خوانی تئاتر کاری از استادم آقای دلبینا بود به نام «عروسی خون» تجربه خوبی بود که خوشبختانه بعدها به شکل جشنواره «وتار» این نوع اجرا هم مرسوم شد. دیگر اینکه همکاری‌هایی با خانم «بهار لطافتیان» و آقایان «شهرام میرزایی» و «حسن ترقی» داشتم که همکاری با آن‌ها برای من مایه مباهات است. اجراهای «دیلان»، «دنگ»، «چه‌رمگ»، «ماه و پلنگ»، «وهم سرد»، «عروسی خون»، «چند فصل از خاطرات یک کافه‌چی»، «خالخالوکه»، «شای مشکان»، «اوتیسم»، «شهر روباه‌ها» و چند تجربه دیگر که به اجرای صحنه‌ای ختم نشد. ماحصل این تجربه ها کسب چند جایزه بازیگری بود که البته ملاک موفقیت وکامل بودن، گرفتن این جوایز نیست و فقط مشوقی برای متعهد و مشتاق‌تر بودن جهت بهتر شدن در کار است. چند کار استدیویی داستانی کودک به سفارش وزارت روشنبیری اقلیم کردستان عراق به تهیه‌کنندگی «رامین شیخ الاسلامی» و «هیرش فرهمند» که به‌صورت پکیچ کامل دی‌وی‌دی و کتاب تهیه شده انجام داده‌ام و همچنین در زمینه فیلم، در ساخت چند فیلم کوتاه در سمت‌های مختلف از جمله بازیگری و دستیار کارگردانی مشارکت ‌داشته‌ام. از تجربه‌های نویسندگی و گارکردانی خودم می‌توانم به دو کار اشاره کنم: نخست یک کار سفارشی علوم پزشکی به نام «مادر» و یک فیلم مستقل به نام «کات» که در اولین جشنواره بین‌المللی فیلم کوتاه سلیمانه رتبه اول را کسب کرد. اولین تجربه حرفه‌ایم در زمینه بازیگری، بازی در فیلم بلند «چریکه هورام» به کارگردانی «فرهاد مهرانفر» بود که کمک زیادی به نگرش و دیدگاهم نسبت به بازیگری کرد. همچنین فیلم بلند «خیال ارغوانی» به سفارش تلوزیون «کردستان تی وی» که در اربیل اکران شد. همچنین بازیگر و مجری طرح در سریال «خانه شماره ۱۳» که به سفارش «کوردسات» تهیه شد، بودم. همچنین این روزها گه‌گاهی به دور از هیاهو به دنیای رنگ و خط سری میزنم و نقاشی می‌کشم.
وضعیت تئاتر کردستان را چگونه ارزیابی می‌کنید؟
وضعیت تئاتر استان مثل همه‌ی هنرهای دیگر در نوسان است. در بخش‌هایی قوی و در بخش‌هایی ضعیف که عوامل زیادی دخیل هستند، از جمله مکان مناسب کار و تمرین و اجرا، بودجه کافی و همکاری مدیران مربوطه. ولی با همه‌ی این اوصاف، چراغ تئاتر استان، روشن و امیدوارکننده است. کما این‌که در حال حاضر تکاپوی زیادی جریان دارد. همه‌ی همکاران عزیز مشغول آماده شدن برای جشنواره‌های متعددی هستند، از جمله جشنواره‌ی استانی کُردی، نمایشنامه‌خوانی و تئاتر خیابانی و همه از بزرگ و کوچک، سخت مشغول تمرین و آماده‌سازی هستند. من به شخصه خوشبینم و امیدوارم همچون سال‌های نه چندان دور طلایی تئاتر استان، بازهم شاهد درخشش این هنر مقدس و قابل احترام و مظلوم باشیم.
آیا همچنان مسافر این مسیر هستید؟ فعالیت در زمینه‌ی بازیگری، انتخاب همیشگی شماست؟
بله من عاشق کارم و همچنان در حال آزمون و خطا و یادگیری هستم و می‌توانم بگویم که تئاتر، یکی از محرک‌های پر انرژی زندگی‌ام است. پرداختن به این هنر باعث بالندگی و آرامش در زندگیم شده و من را به درک بهتری از جهان‌بینی درست از دنیای پیرامون و زندگی شخصی‌ام رسانده و امیدوارم بتوانم همچنان خدمت‌گزار این هنر والا باشم.
چه صحبتی با جوانانی که به بازیگری علاقه‌مند هستند، دارید؟
جوانان عزیز این مملکت که به حق، نجیب‌ترین و باهوش‌ترین مردمان این سرزمین و جهان هستند، به نظر من که خود هم هنوز در پی یادگیری هستم، این است که هر هنری را هدفمند دنبال کنند و فقط صرف وقت پر کردن نباشد. استعداد خودشان را پیدا کرده و پرورش دهند و چون به نظر من همه انسان‌ها سرشت خدایی دارند و ذاتا هنرمند هستند، باید ابن نعمت الهی را در درون خود پیدا کنیم و پرورش دهیم، چه نقاشی، چه خط، چه موسیقی، چه فیلم، چه عکاسی و چه تئاتر تا به آرامش درونی در زندگی دست پیدا کنیم و اعتماد به نفس و مهربانی را در درون خود پرورش دهیم که این امر خوشبختانه طی سال‌های اخیر به‌صورت آکادمیک در حال اجرا است. در استان کردستان که پر از گنجینه‌های هنری است، هم به‌صورت تحصیلات دانشگاهی و هم به‌صورت دوره‌های فشرده آموزشی در کلاس‌های حوزه‌های مربوطه، هر ساله در خانه تئاتر سنندج، با نظارت آقای رستمی اجرا می‌گردد. در پایان دوره با ارائه‌ی کار اجرایی می‌توانید گامی پیش‌تر به‌سوی هدف خود بردارید.
آیا به زبان کردی هم اجرا داشته‌اید؟
برای جشنواره‌ی کردی، چند اجرا در سقز داشته‌ام که البته کارهای خوبی هم بود. دنگ جرمگ خالخالوکه و شای مشکان و کارهای کودکان که در استودیو ضبط شده، همه به زبان کردی بوده و دو کار دیگر که به مرحله اجرا نرسیده است.
چه میزان از اهمیت دادن مسئولین و ادارات ذیربط به این حرفه رضایت دارید؟
در گفته‌های خود اشاره کردم که عوامل زیادی در خلق یک اثر هنری دخیل هستند، چه تئاتر، چه فیلم، چه نمایشگاه‌های هنری و… که نبود هر کدام باعث ضعف در اجرا می‌شود. در این چند سال آخر اتفاق خوبی که افتاده، حضور رییس حوزه هنری، آقای امین مرادی مدیری با درایت و دلسوز با پشتکار و مدبر را به فال نیک می‌گیرم که کمی از آلام هنرمندان را التیام بخشیده و مشوق خوب و متعهدی هستند. مدیریت منسجم آقای عبید رستمی رییس خانه تئاتر استان که البته همچنان با کمبود بودجه و فضای مناسب و سالن‌های مخصوص اجرای تئاتر دست و پنجه نرم می‌کنند که گاهی اوقات باعث توقف یک پروژه می‌شود که امیدوارم این مشکلات به زودی رفع شوند و بهای بیشتری به این هنر و هنرمندان خوب استان داده شود که سال‌های زیادی بدون هیچ چشمداشت مالی و بیمه‌ای و امنیت کاری به کار خودشان با عشق ادامه می‌دهند.
در پایان اگر حرف خاصی در مورد تئاتر برای مردم و جامعه تئاتر کشور عموما و تئاتر کردستان خصوصا دارید بفرمایید؟
با تشکر از همراهی شما بزرگواران که این فرصت را به من دادید تا کمی از گفته‌ها را با همشهریان عزیزم به اشتراک بگذارم و چون این سعادت به بهانه اجرای شامی با یهودا بود، خواستم که از همه عزیزانی که از اولین روز شروع کار تا پایان، همراه و همدل گروه بودند، به عنوان یکی از اعضای گروه، از آقایان: دکتر فردین اخلاقیان رییس دانشگاه کردستان، کیومرث ایران‌دوست رییس دانشکده هنر دانشگاه کردستان، امین مرادی رییس حوزه هنری، کاکی عزیز پرسنل خوب و نجیب سینما بهمن و همه دوستان عزیزی که در کنارمان بودند سپاسگزارم و یک تشکر ویژه از آقای صابر دلبینا و شهرام میرزایی که در طول این سال‌ها همچنان به تئاتر استان ارزش و اعتبار داده‌اند و یک تشکر ویژه از مردم شریف و هنردوست و فهیم استان که همیشه حامی هنر و هنرمندان استان بوده‌اند. امیدوارم شاهد اجراها و استقبال بیشتری باشیم. در آینده در استانی که به حق قطب قوی از هنر ایران را به دوش می‌کشد و هنرمندان فاخری در خودش جای داده و مایه مباهات این سرزمین هستند، خدا را شاکر و خوشحالم و به شهر و دیارم می‌بالم.
از هفته‌نامه خوب و موفق روژان نیز متشکرم. مانا و پیروز باشید.
گفتگو: عطا امانی

اخبار مرتبط

نظرات

یادداشت روژان

نگاهی به سوانح دلخراش جاده‌ای در راه‌های استان کردستان

گوش‌هایی که نمی‌شنوند و چشم‌هایی که نمی‌بینند

بامداد سەشنبه ۲۰ تیر درحالیکه غالب مردم براساس نظم و گردش شبانەروز در بستر خواب بودند جمعیتی از شهر سنندج، به اقتضای نیاز و کار ضروری عزم سفر کردند تا در این گردش روزگار به نیازهای خود پاسخ دهند اما انگار مقدر چنین بود که به مقصد نرسند و در همان ابتدای سفر راهی دیار باقی شوند. حادثه دلخراشی که به سبب ارتباطات پیشرفته و شبکەهای اجتماعی خواب را در همان نیمەهای شب از چشم هموطنان ربود و به خبر اول خبرگزاری‌های ایران تبدیل شد، به گونەای که سه روز عزای عمومی اعلام شد و مقامات کشور از رئیس جمهور و رئیس مجلس گرفته تا بسیاری از وزرا و شخصیت‌های مطرح کشور با صدور پیامهایی به ابراز همدردی با مردم داغدار کردستان پرداختند و  روز پنجشنبه نیز خبر آن در صفحه اول همه روزنامەهای سراسری قرار گرفت. مرگ دست کم ۱۱ نفر که به سبب نوع حادثه قلب بسیاری‌ها را جریحەدار کرد. نکته حائز اهمیت در این رویداد تلخ ایجاد موجی از حزن و اندوه در عرصه استانی و ملی بود که اگر نبود این ابراز همدردی‌ها شاید تالم ناشی از آن برای  خانواده‌های داغدار قابل تحمل نبود. اما پیرامون این سانحه نکاتی قابل تامل است که بیان آن ضروری به نظر می‌رسد: ۱- تلنگری بود به مسوولان که هشدار رسانه‌ها و کارشناسان را جدی بگیرند. نقطه وقوع حادثه به عنوان مکانی حادثه خیز بارها مورد نقد قرار گرفته بود اما دریغ از یک پاسخ منطقی! ۲- بارها گفتیم و بار دیگر تکرار می‌کنیم، مردم کمبودها و ناملایمات را تحمل می‌کنند اما بی‌توجهی، اهمال، فخرفروشی و بی‌عدالتی ازسوی مسئولان را تحمل نمی‌کنند. شکی نداریم که با هزینه چندبرابرهم که شده این مسیر تحت فشار افکارعمومی در کوتاه‌ترین زمان اصلاح خواهد شد، همچنانکه قطعه‌ای از مسیر راه سنندج- حسین آباد، در سال 1382 پیش پس از واژگونی تانکر حامل مواد شیمیایی MTBE و سرازیر شدن مواد آن به داخل آب سد قشلاق بلافاصله اصلاح شد، آیا بهتر نیست قبل از وقوع حوادث تلخ و تحمیل هزینه‌های بسیار گوشها را بروی انتقادات بگشایند و اینقدر بیخیال نباشند. حتما باید جان چند نفر گرفته شود تا معبری حادثه خیز اصلاح شود؟ 3- بارها از تردد تانکر‌های نفتکش در جاده‌های کردستان به عنوان ارابەهای مرگ و کابوس نام برده شده است و سال‌هاست واژگونی تانکر‌ها که نفت و مشتقات نفتی عراق را از طریق جاده‌های باریک و ناامن کردستان به ویژه مریوان و سنندج به ایران می‌آورند یا محصولات نفتی فراوری شده مانند بنزین و گازوئیل را به آن کشور منتقل می‌کنند، همچون کابوسی مردم و محیط زیست منطقه کردستان را تهدید می‌کند. گفته می‌شود در سوآپ نفتی ایران و عراق روزانه ۳۰ تا ۶۰ هزار بشکه نفت خام از طریق مرز به پالایشگاه‌های کرمانشاه، شازند، تهران و تبریز انتقال داده می‌شود و ایران معادل آن را در بنادر صادراتی جنوب تحویل مشتریان عراق می‌دهد. آمار تردد روزانه از ۶۰ تا ۴۰۰ کامیون در محور مریوان – سنندج که یکی از باریک‌ترین و ...