رفتن به بالا

روزنامه فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی رۆژان

تعداد اخبار امروز : 0 خبر


  • جمعه ۲۷ مهر ۱۳۹۷
  • الجمعة ۸ صفر ۱۴۴۰
  • 2018 Friday 19 October

  • روزنامه روژان

    صاحب امتیاز و مدیر مسوول: سلیمان الله‌مرادی

    ..............................................................

    نشانی: سنندج - میدان آزادی - انتهای کوچه سجادی (کوچه رزان) - پلاک ۱۱۵

    کد پستی: ۳۳۹۵۳-۶۶۱۳۷

    ..............................................................

    تلفن: ۳۳۲۳۸۵۴۵-۰۸۷

    ای‌میل: info@rojanpress.com

    کانال تلگرام: rojanpress@


اوقات شرعی

  • شنبه ۱۲ شهریور ۱۳۹۵ - ۱۹:۱۴
  • کد خبر : 1186
  • هفته‌نامه روژان
  • چاپ خبر : آدلر کردستان جاودانه گشت
یادی از حسین کوهکن

آدلر کردستان جاودانه گشت

روانشناس

هدف از وجود انسان، چیرگی، کمال، ایمنی و برتری است. هر کودکی با موانع بسیار زیادی در زندگی مواجه می شود، به طوری که هیچ کودکی تا به حال بدون تلاش برای شکلی از معنا پرورش نیافته است. ( آلفرد آدلر ۱۹۳۷-۱۸۷۰ )
بسیاری، آگاهی از مرگ و حسادت نسبت به برادر را معرف روان کودکی «آدلر» می‌دانند. او دچار نرمی استخوان بود. (کمبود ویتامین D که ویژگی آن نرم شدن استخوانهاست)، باعث شد از بازی با کودکان محروم شود. در ۳ سالگی، برادر کوچکتر وی در تختی که کنار وی قرار داشت، در گذشت. در ۴سالگی، خود آدلر در اثر «ذات‌الریه» نزدیک بود بمیرد، هنگامی که وی شنید دکتر به پدرش می گوید: (پسرت از دست رفته است) تصمیم گرفت دکتر شود.
آدلر نسبت به برادر بزرگترش و کودکان همسایه که همگی سالم‌تر و نیرومندتراز او بودند احساس حقارت می کرد (حسد هم می ورزید) در نتیجه او تصمیم گرفت تا برای غلبه بر احساس حقارت و جبران محدودیتهای جسمانی‌اش، به سختی تلاش کند. دست و پا چلفتی بودن و ناجذاب بودن او که باز مانده بیماریش بودند، خود را مجبورساخت تا به ورزشها و بازیها بپیوندد.
او به تدریج پیروز شد و حس اعتماد به نفس و پذیرش اجتماعی را به دست آورد. او برای همراهی دیگران علاقه‌ای را به وجود آورد و این مردم‌آمیزی را در تمام زندگی خود حفظ کرد. آدلر در نظریه شخصیت خود بر اهمیت گرده همسالان تأکید نمود و اعلام داشت که روابط کودکی با همشیره‌ها و با کودکان خارج ازخانواده بسیار مهم‌تر از آن است که فروید تصورمی کرد.
آدلر ابتدا در مدرسه ناخشنود بود. او دانش آموز متوسطی بود. معلمی به پدر او توصیه کرد که وی را نزد یک نقاش به شاگردی بگذارد زیرا معتقد بود که این پسر به درد هیچ کار دیگری نمی‌خورد؛ دورنمایی که آدلر آن را وحشتناک دانست. او مخصوصاً در درس ریاضیات ضعیف بود. امّا پایداری نمود و سرانجام از یک دانش آموز ضعیف به شاگرد اولی رسید.
آدلر در دانشگاه وین به تحصیل رشته پزشکی پرداخت. او به عنوان چشم‌پزشک وارد حرفه شخصی شد و بلافاصله به پزشکی عمومی تغییرش داد. به مداوای بیماریهای علاج ناپذیرعلاقمند بود. امّا از درماندگی خود در پیشگیری از مرگ، مخصوصاً در مورد بیماران جوان‌تر چنان اندوهگین شد که ترجیح داد درعصب‌شناسی و روان‌پزشکی تخصص بگیرد و القصه قهرمان نظریه احساس حقارت، جهانی شد.1469593292-136kurdtoday
کم نیستند آدلرهای جهانی که در گوشه و کنار این گیتی، گمنام هستند و تاریخ بدانها جفا نموده و می‌نماید. آدلر کردستان بزرگ «امپراطورهنرمعماری» حسین عثمانی (حسین کوهکن، فرهاد ثانی) ۸۶ سال زندگی کرد. با نگاهی ژرف به زندگی این مرد قهرمان و اسوه صبر و مقاومت در قرن ۲۱سه نکته اساسی یافت می شود.
۱- شباهت خیلی زیاد نحوه زندگی او با آدلر و تقویت حس اعتماد بنفس در ضمیر خویش
۲- خلق آثار بی‌همتا در دل کوه بسان اخذ درجه دکتری آدلر که هر دو جهانی شدند
۳- اعلان و ترویح فرهنگ «خواستن، توانستن است» حتی تنها
امپراطور هنر معماری کردستان منحصر به دو بال ایمان وعلم بود. وی خود را زود شناخت و به نقش انسان خلیفه‌الله واقف گشت و ایفای نقش نمود و این مهم در حوزه بال ایمان و خدا شناسی وی ظهور نمود؛ هم چنین در حوزه بال علم هرچند امی بود امّا علم واقعی را از خدای خویش از تجلی طبیعت فرا گرفت و با ایمان و عمل «زیست واقعی» را به اوج رساند و خودشکوفایی را به میراث برای ملت کرد به ارمغان آورد.
آدلر کردستان، در خانواده‌ای متدین لیکن ضعیف از حیث مالی روز ۶مهر ۱۳۰۹ در روستای دروله سفلی از توابع شهرستان جوانرود از اهالی طایفه امامی دیده به جهان گشود و روز ۵ مرداد ۹۵ دار فانی را وداع گفت (آدلر کردستان ۱۳۹۵-۱۳۰۹ )
فقر مالی مانع تحصیل او شد لیکن درس شجاعت، سخاوت، اعتماد بنفس، نوع دوستی و…. را با رتبه عالی آموخت. ۱۹ سال در دانشکده معماری عملی تحصیل کرد و خواهان اخذ مدارک عملی بالاتری بود امّا مرگ مانع شد. دانشکده او فاقد تشریفات سیاسی بود. مدیر دانشکده فیش نجومی در دست نداشت! درس نابودی را آموزش نمی داد، فاصله طبقاتی را گسترش نداد.

بسان بیماری آدلر زمانی در سال ۱۳۴۳ در حین شکار پای چپش مورد اصابت گلوله قرارمی‌گیرد و بعد از مدتی به سبب عفونت زیاد و انتقال دیرهنگام (هدیه فقر مالی) به بیمارستان پایش را از دست می‌دهد.
بدین صورت آدلر کردستان مجبور به گوشه‌گیری و معلولیت می‌شود که با فطرت این ابرمرد کرد حاشا و کلا اصلا هم‌خوانی نداشت. مضافاً اینکه جراحت وی، مصادف بود با جنگ تحمیلی ایران و عراق که مشکلات دو چندان می‌شود. باز بسان زندگی آدلر که گذشت هنگام فرموده پزشک «پسرت از دست رفته است» و آدلر همان لحظه تصمیم می گیرد پزشک شود؛ آدلرکردستان نیز بعد ازنقص عضو تصمیم می‌گیرد با زندگی مبارزه کند و اینچنین بود که به دل کوه پناه می‌برد؛ تنها با یک تیشه و مشغول افکار در تبلور جاودانه زرتشت می شود. «گفتار نیک، کردار نیک، پندارنیک». امید بر این اساس روح عرفانی و آزاده‌اش قرین بهشت باشد.
هرچند هنگام تحصیل در این دانشکده او را اخراج نمودند و قلم او را از وی گرفتند امّا او به مرحله خودشکوفایی رسیده بود و بیدی نبود با این بادها بلرزد. دوام آورد و دو باره به دانشکده معماری بازگشت و ۱۹ سال با امید و صبر آموخت و رساله دکتری خویش را با رتبه عالی تحویل داد و همان طوری که اشاره شد اگر مرگ رخصت می داد مدارج عال تری اخذ می‌کرد.
بسان آدلرکه رشته پزشکی آموخت بعد به عصب شناسی و روان پزشکی روی آورد؛ آدلر کردستان نیز موسقیی را آموخت و در دل کوه با نوای دل‌نشین شمشال هوای کوهساران را عرفانی می‌کرد.
امّا آدلر کردستان ویژگی بارزی دیگری داشت که محال است آدلر اتریشی داشته باشد و یا حداقل کم‌رنگ تراست؛ بدین معنا که سخاوت آدلر کردستانی پر رنگ تر بود.
آدلر کردستان هرچند خود در اوج فقر می زیست امّا ایمان او و نوع‌دوستی او، هرگز این اجازه نداد تا ایمان و علم را فراموش کند. توریستها و گردشگرانی که از آثارخلق شده وی باز دید می‌کردند مبالغی را به وی می‌دادند که آدلر کردستان باجمع آوری این مبالغ بعداً به مساجد و مدارس منطقه پیشکش نمود که در نوع خویش بی نظیر بود است.
بیاییم فرهنگ آبادانی (نه تخریب) و مقاومت (نه تسلیم) را از آدلر کردستان بیاموزیم.
حتم‌الیقین آدلر کردستان استعدادهای شکفته نشده زیادی داشت که شرایط و محیط مهیا نبود و گرنه این مهم محقق می‌گردید.
سعدیا مرد نکو نام نمیرد هرگز

مرده آن است که نامش را به نیکویی نبرند

/جمال دبیری

اخبار مرتبط

نظرات

یادداشت روژان

نگاهی به سوانح دلخراش جاده‌ای در راه‌های استان کردستان

گوش‌هایی که نمی‌شنوند و چشم‌هایی که نمی‌بینند

بامداد سەشنبه ۲۰ تیر درحالیکه غالب مردم براساس نظم و گردش شبانەروز در بستر خواب بودند جمعیتی از شهر سنندج، به اقتضای نیاز و کار ضروری عزم سفر کردند تا در این گردش روزگار به نیازهای خود پاسخ دهند اما انگار مقدر چنین بود که به مقصد نرسند و در همان ابتدای سفر راهی دیار باقی شوند. حادثه دلخراشی که به سبب ارتباطات پیشرفته و شبکەهای اجتماعی خواب را در همان نیمەهای شب از چشم هموطنان ربود و به خبر اول خبرگزاری‌های ایران تبدیل شد، به گونەای که سه روز عزای عمومی اعلام شد و مقامات کشور از رئیس جمهور و رئیس مجلس گرفته تا بسیاری از وزرا و شخصیت‌های مطرح کشور با صدور پیامهایی به ابراز همدردی با مردم داغدار کردستان پرداختند و  روز پنجشنبه نیز خبر آن در صفحه اول همه روزنامەهای سراسری قرار گرفت. مرگ دست کم ۱۱ نفر که به سبب نوع حادثه قلب بسیاری‌ها را جریحەدار کرد. نکته حائز اهمیت در این رویداد تلخ ایجاد موجی از حزن و اندوه در عرصه استانی و ملی بود که اگر نبود این ابراز همدردی‌ها شاید تالم ناشی از آن برای  خانواده‌های داغدار قابل تحمل نبود. اما پیرامون این سانحه نکاتی قابل تامل است که بیان آن ضروری به نظر می‌رسد: ۱- تلنگری بود به مسوولان که هشدار رسانه‌ها و کارشناسان را جدی بگیرند. نقطه وقوع حادثه به عنوان مکانی حادثه خیز بارها مورد نقد قرار گرفته بود اما دریغ از یک پاسخ منطقی! ۲- بارها گفتیم و بار دیگر تکرار می‌کنیم، مردم کمبودها و ناملایمات را تحمل می‌کنند اما بی‌توجهی، اهمال، فخرفروشی و بی‌عدالتی ازسوی مسئولان را تحمل نمی‌کنند. شکی نداریم که با هزینه چندبرابرهم که شده این مسیر تحت فشار افکارعمومی در کوتاه‌ترین زمان اصلاح خواهد شد، همچنانکه قطعه‌ای از مسیر راه سنندج- حسین آباد، در سال 1382 پیش پس از واژگونی تانکر حامل مواد شیمیایی MTBE و سرازیر شدن مواد آن به داخل آب سد قشلاق بلافاصله اصلاح شد، آیا بهتر نیست قبل از وقوع حوادث تلخ و تحمیل هزینه‌های بسیار گوشها را بروی انتقادات بگشایند و اینقدر بیخیال نباشند. حتما باید جان چند نفر گرفته شود تا معبری حادثه خیز اصلاح شود؟ 3- بارها از تردد تانکر‌های نفتکش در جاده‌های کردستان به عنوان ارابەهای مرگ و کابوس نام برده شده است و سال‌هاست واژگونی تانکر‌ها که نفت و مشتقات نفتی عراق را از طریق جاده‌های باریک و ناامن کردستان به ویژه مریوان و سنندج به ایران می‌آورند یا محصولات نفتی فراوری شده مانند بنزین و گازوئیل را به آن کشور منتقل می‌کنند، همچون کابوسی مردم و محیط زیست منطقه کردستان را تهدید می‌کند. گفته می‌شود در سوآپ نفتی ایران و عراق روزانه ۳۰ تا ۶۰ هزار بشکه نفت خام از طریق مرز به پالایشگاه‌های کرمانشاه، شازند، تهران و تبریز انتقال داده می‌شود و ایران معادل آن را در بنادر صادراتی جنوب تحویل مشتریان عراق می‌دهد. آمار تردد روزانه از ۶۰ تا ۴۰۰ کامیون در محور مریوان – سنندج که یکی از باریک‌ترین و ...