رفتن به بالا

روزنامه فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی رۆژان

تعداد اخبار امروز : 0 خبر


  • پنجشنبه ۲۷ دی ۱۳۹۷
  • الخميس ۱۰ جماد أول ۱۴۴۰
  • 2019 Thursday 17 January

  • روزنامه روژان

    صاحب امتیاز و مدیر مسوول: سلیمان الله‌مرادی

    ..............................................................

    نشانی: سنندج - میدان آزادی - انتهای کوچه سجادی (کوچه رزان) - پلاک ۱۱۵

    کد پستی: ۳۳۹۵۳-۶۶۱۳۷

    ..............................................................

    تلفن: ۳۳۲۳۸۵۴۵-۰۸۷

    ای‌میل: info@rojanpress.com

    کانال تلگرام: rojanpress@


اوقات شرعی

  • شنبه ۱۲ شهریور ۱۳۹۵ - ۱۹:۳۶
  • کد خبر : 1195
  • هفته‌نامه روژان
  • چاپ خبر : در داخل مینی بوس زن باردار فارغ شد
خاطره یک راننده مینی‌بوس خط روستایی

در داخل مینی بوس زن باردار فارغ شد

کاک صالح عبدی راننده مینی محور روستایی متولد سال ۱۳۳۲ است با ۳۲ سال سابقه رانندگی در جاده های پر پیچ و غم روستای شریف‌آباد دهستان چلچَمه بخش مرکزی شهرستان دیواندره مشغول فعالیت است. وی از سال ۶۳ به بعد با همین مینی بوس که در تصویر می بینیم در ناوگان حمل و نقل مسیر […]

کاک صالح عبدی راننده مینی محور روستایی متولد سال ۱۳۳۲ است با ۳۲ سال سابقه رانندگی در جاده های پر پیچ و غم روستای شریف‌آباد دهستان چلچَمه بخش مرکزی شهرستان دیواندره مشغول فعالیت است.
وی از سال ۶۳ به بعد با همین مینی بوس که در تصویر می بینیم در ناوگان حمل و نقل مسیر دیواندره و سقز تا روستا تردد می‌کند اما تاکنون تذکری از راهنمایی و رانندگی نگرفته است و حتی مهم‌تر از آن به گفته خود تحت هیچ شرایطی جان هیچ جانداری را در جاده نگرفته است.
آقای عبدی از کارهای شخصی خود گرفته تا داخل ماشینش نظم و پاکیزگی زیادی را در او می بینیم و محیط کاریش چیدمان خاصی دارد.
به گفته اهالی روستا وی را هیچ‌وقت در حال رانندگی باعجله ندیده‌اند. کاک صالح به دو پسر و دو دختر متاهل‌اش و حتی نوه‌هایش این آیه پیروز قرآن کریم را یاد داده است (ان‌الله مع‌الصابرین) خدا با صابرین است.
او نمازش را به موقع می‌خواند و همیشه شاکر نعمات الهی است و با هم‌سن و سالان خود سر شوخی بسیار دارد؛ طوری که قهقه خاطرات کوه رفتن و مسافرت را مرور می کند و از نوارهای داخل ماشینش پیداست که او علاقه‌مند نوای هوره است.
کاک صالح عبدی طی مدت مدت ۳۲ سال سابقه کارش در جاده روستاهای منطقه چلچَمه که در سال ۱۳۸۴ آسفالت شد و قبلا شن ریزی و ناهموار بود هیچ‌گونه سانحه تصادفی نداشته است. او صادقانه و بی ریا برای ما حرف می زند و با خنده می‌گوید من به دلیل سبقت غیرمجاز و سوار کردن مسافر اضافی جریمه‌ را تجربه کرده‌ام اما شُکر خدا هرگز تصادف و سانحه رانندگی نداشته‌ام و این نعمتی تمام نشدنی پروردگار برای من است که مسافران روستا در ماشینم احساس آرامش می‌کنند و به قول خودمانی برای مسافر شدن ماشین من دست و پا می‌شکنند.
صبر و حوصله این مرد ۶۳ ساله مثال زدنی است و آنگونه که خود می‌گوید دنیا رو آب ببره او جاده و دغدغه آرامش مسافرش را در نظر دارد.
کاک صالح گرچه سواد خواندن و نوشتن ندارد ولی جاده‌های ناهموار منطقه را عین کف دست بلد است و بهترین خاطرات پیشه‌اش را چنین برایمان نقل می کند:
خوشترین خاطرات من مربوط به زمانی است که امکانات روستا محدود بود. عصر یک روز سرد زمستانی زنی باردار با همسر و پدرش و زنان همراه وی را به دیواندره بردم که تو برف همراهان مرد در نصف راه ‘گومه زه‌رد’ پیاده شدیم، کمی بعد صدای گریه بچه رو شنیدیم که سالم به دنیا آمد و از خاطرهای بد من که آخرش شیرین شد این است که شبی با داداشم زن مریضش را از روستا به شهر بردیم بعد از مداوا ساعت یک نیمه شب تو راه برگشت براثر کولاک راهمان را گم کردیم و بعد از زیادی دردسر ماشینمان از جاده فاصله گرفت خلاصه اون شب تا صبح نخوابیدیم؛ صبح پیاده به اهالی روستا پناه بردیم و اهالی را باخبر کردیم تا برگشتیم دیدیم اهالی روستای یاپل ماشین را از برف نجات داده‌اند و آن‌را سالم آورده‌اند سر جاده و خودشان به شهر رفته‌اند.
با آرزوی سرافرازی و سربلندی برای این راننده مینی بوس ماهر و تمام راننده‌هایی که شبانه روز دلسوزانه در جاده‌های کشور در حال خدمت به جامعه هستند. ان شاالله
اکبر موفق دیواندره

اخبار مرتبط

نظرات

یادداشت روژان

به یاد کاک رحیم ذبیحی

هژیر الله‌مرادی انگار همین دیروز بود به دفتر روژان آمد، مانند همیشه با چهره‌ای خندان و چند ایده جدید که انجام هرکدام می‌توانست چراغی روشن فراروی نسل آینده باشد، کاک رحیم تنها یک کارگردان و فیلمساز عادی نبود. او غم مردم داشت و پشت هرکدام از آثارش می‌توان انبوهی از رنج و مرارت را دید. خود می‌گوید: غمی انسانی از من یک فیلمساز ساخت. در باره روژان نیز گفت: همان نشریه‌ای است که سالها انتظار بودنش را داشتیم. مرگ حق است اما افسوس که برای رحیم ذبیحی زود بود و طرحهایش ناتمام ماند. از تهیه فیلمی بنام «روزی، روزگاری شهرمان بانه» حرف می‌زد که نگاهی به وقایع تلخ روزهای جنگ و بمباران شهر داشت، وقایعی که بخشی از تاریخ فرهنگ پایداری کردستان را می‌توانست ثبت کند، فراخوان طرح را ما در روژان هم منتشر کردیم اما حیف که دست اجل مهلت نداد و خیلی زود روح بلندش به آسمان پرکشید و همه ما را در غم فقدان خود سوگوار کرد، روحش شاد و یادش گرامی.