رفتن به بالا

روزنامه فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی رۆژان

تعداد اخبار امروز : 0 خبر


  • سه شنبه ۱ آبان ۱۳۹۷
  • الثلاثاء ۱۲ صفر ۱۴۴۰
  • 2018 Tuesday 23 October

  • روزنامه روژان

    صاحب امتیاز و مدیر مسوول: سلیمان الله‌مرادی

    ..............................................................

    نشانی: سنندج - میدان آزادی - انتهای کوچه سجادی (کوچه رزان) - پلاک ۱۱۵

    کد پستی: ۳۳۹۵۳-۶۶۱۳۷

    ..............................................................

    تلفن: ۳۳۲۳۸۵۴۵-۰۸۷

    ای‌میل: info@rojanpress.com

    کانال تلگرام: rojanpress@


اوقات شرعی

  • شنبه ۱۹ شهریور ۱۳۹۵ - ۲۱:۲۲
  • کد خبر : 1228
  • هفته‌نامه روژان
  • چاپ خبر : اندک‌اندک تا رسیدن به خدا

عرفا و بزرگان دین و ادب برای تکامل انسان و رسیدن به سر قله یقین و عالم ملکوت  و بالاخره ملاقات باخدا، هر یک در دنیای فکر و اندیشه خود داستانی نمادین و سمبلیک بیان می‌کنند، بعضی از اشیاء و پدیده‌های مادی را در نظر خود مجسم می‌کنند و معلوم می‌شود که از چه راهی […]

عرفا و بزرگان دین و ادب برای تکامل انسان و رسیدن به سر قله یقین و عالم ملکوت  و بالاخره ملاقات باخدا، هر یک در دنیای فکر و اندیشه خود داستانی نمادین و سمبلیک بیان می‌کنند، بعضی از اشیاء و پدیده‌های مادی را در نظر خود مجسم می‌کنند و معلوم می‌شود که از چه راهی وارد مرحله تکامل شده و چه موانع و مشکلاتی را تحمل کرده تا به آرمان و آرزوی واقعی خود نائل شده‌اند. آری گویی اینان نوعی جوش‌وخروش درونی دارند و بی‌صبرانه منتظر پرواز به آن عالم معنوی هستند؛ اما چون در قالب تن و دنیای مادی گرفتارند و امکان خلاصی از آن‌ها برایشان میسر نیست ناگزیر نمایش‌نامه‌هایی مرتبط با تمایلات درونی‌شان ترسیم می‌کنند. مانند هر یک از داستان‌های زیر که توسط سه تن از بزرگان علم و اندیشه هرکدام با شیوه‌ای و تخیلی زیبای عارفانه اگرچه تفاوت‌هایی سبکی، لفظی و معنوی در آن‌ها وجود دارد اما در مجموع و در یک تطبیق هر سه‌ به‌یک راه ‌رفته و یک نتیجه از آن‌ها گرفته می‌شود و آن سیر و سلوک عاشقان و رسیدن به معشوق است.
اینک داستانی از شیخ اجل سعدی شیرازی:
یکی قطره بــــاران ز ابری چکید
خجل شد چو پهنای دریــــا بدید
که جایی که دریاست من کیستم
گـــر او هست حقّــا که من نیستم
چو خود را به چشم حقارت بدید
صـدف در کنارش به جان پرورید
سپهرش به جـــایی رسانید کـــار
که شد نامـور لـــوء لــوء  شـاهوار
بلندی ازآن یافت کـو پست شد
در نیستی کــوفت تـــا هست شد
داستان دوّم و سوّم با زبان کردی (هورامی) :
اینک داستان آبشار یا (تاف) دیوزناو و از شاعر معروف ماموستا بیسارانی که شاعر دلیل نا آرامی، آشفتگی و سر به سنگ کوبیدن او را می‌پرسد و آبشار رسیدن به لقای حق را مسیر و هدف خود معرفی می‌کند.
تــافی دێوەزنــــاو، تــافی دێوەزنــــاو
تافی شەیدای عەشق، تافی دێوەزناو
بـــە سۆزی سەدای ســــازی تەرانــــە
مەشـــــانۆ کــوکــو مــــرواری دانــــە
پەرسام ئەر هەی تاف دێوەزناو مەکان
جــە شێــوەی دێـوان گێرتەنت نێشـان
دایـمەن سەرســـام، عــاشق شێـوەنی
جە عشقی کــی‌یەن پەی تەور لێوەنی؟
وات جە عشق ئانە منش کەرد پەیدا
هە ر جە عشقی وێش شێتم کەرد شەیدا
هەر که‌س عاشقەن پێسە جەستەش بۆ
پێسە جویای وەسڵ ئاوات وەىستەش بۆ
* و داستان سوم از مولوی کرد سرگذشت یک تکه سنگ بی قیمت که به صورت یک تکه بلور درمی آید:
ڕوێ فکر بەخت سیــای وێم مەکەرد
پە ی چێش هەر پەستی پەرێ من ئاوەرد
یاران گشت کەیف وەش ، سەفا فەراوان
یەک یەک وە ئەعلای مەقــامـان یــاوان
گــرد سەرشـــار مەی لەقـــا نمــاوە
هەرمن بەستەی خاک چەم ئەو دمـاوە
جەو فکـرە دابێم یەک هــام دەرد وێـم
ریـــزە بلـــوورێ قــەدێمش دا پێــــم
ئامـــا وە جواو رێزەی قەدیم سـال
بــە زوان حـــال فصێح تر جە قـاڵ
وات من سەنگی بێم کەفتەی هەواران
بێ قەدرو قیمەت نــاڕەوای شـــاران
گــرتم نە گەردەن بێ باک و شـادان
بە ڵای پیک سەخت کوورەی ئوستادان
ورد بێـم جوشم  وەرد تـاویــامەوە
تــاوە روتبــەی بەرز ســەر نیــامەوە
عـــالــەمێ تازەدیم هوەیــدا بـــی
شەخسێ عەجیو تەر جە من پەیدا بی
بیــم وە بلۆور پڕ جە سەفاو نوور
لایق وە سوحبەت بەزم سەلـم و توور
گا جای (ماءالورد)عەتر عەبیر بیم
بۆ بەخش دەمــاخ شـا تا وەزیر بیــم
گا ماوای سەهبای کۆنەی پڕ تەئسیر
نەشئە پەخەش حال پەی بۆڕناو وپەی پیر
نە جەرگەی یاران شۆخ دیدە مەس
مەکەردم گەردش مەشیم دەس وە دەس
جەو بێ قیمەتی وە قیمەت یاوام
وە پایەی رۆتبەی عالی سەر ســاوام
دەورەی دووبارەی ڕای حەق هەرکەس دیش
بــۆی باخچەی ئەبەد مەیــۆ نەبینیش
جەو بۆنو ئەو نوور هەڵای تاقی یەن
نـــە ڕیــزەی من دا بەرقش باقیـــەن

اخبار مرتبط

نظرات

یادداشت روژان

نگاهی به سوانح دلخراش جاده‌ای در راه‌های استان کردستان

گوش‌هایی که نمی‌شنوند و چشم‌هایی که نمی‌بینند

بامداد سەشنبه ۲۰ تیر درحالیکه غالب مردم براساس نظم و گردش شبانەروز در بستر خواب بودند جمعیتی از شهر سنندج، به اقتضای نیاز و کار ضروری عزم سفر کردند تا در این گردش روزگار به نیازهای خود پاسخ دهند اما انگار مقدر چنین بود که به مقصد نرسند و در همان ابتدای سفر راهی دیار باقی شوند. حادثه دلخراشی که به سبب ارتباطات پیشرفته و شبکەهای اجتماعی خواب را در همان نیمەهای شب از چشم هموطنان ربود و به خبر اول خبرگزاری‌های ایران تبدیل شد، به گونەای که سه روز عزای عمومی اعلام شد و مقامات کشور از رئیس جمهور و رئیس مجلس گرفته تا بسیاری از وزرا و شخصیت‌های مطرح کشور با صدور پیامهایی به ابراز همدردی با مردم داغدار کردستان پرداختند و  روز پنجشنبه نیز خبر آن در صفحه اول همه روزنامەهای سراسری قرار گرفت. مرگ دست کم ۱۱ نفر که به سبب نوع حادثه قلب بسیاری‌ها را جریحەدار کرد. نکته حائز اهمیت در این رویداد تلخ ایجاد موجی از حزن و اندوه در عرصه استانی و ملی بود که اگر نبود این ابراز همدردی‌ها شاید تالم ناشی از آن برای  خانواده‌های داغدار قابل تحمل نبود. اما پیرامون این سانحه نکاتی قابل تامل است که بیان آن ضروری به نظر می‌رسد: ۱- تلنگری بود به مسوولان که هشدار رسانه‌ها و کارشناسان را جدی بگیرند. نقطه وقوع حادثه به عنوان مکانی حادثه خیز بارها مورد نقد قرار گرفته بود اما دریغ از یک پاسخ منطقی! ۲- بارها گفتیم و بار دیگر تکرار می‌کنیم، مردم کمبودها و ناملایمات را تحمل می‌کنند اما بی‌توجهی، اهمال، فخرفروشی و بی‌عدالتی ازسوی مسئولان را تحمل نمی‌کنند. شکی نداریم که با هزینه چندبرابرهم که شده این مسیر تحت فشار افکارعمومی در کوتاه‌ترین زمان اصلاح خواهد شد، همچنانکه قطعه‌ای از مسیر راه سنندج- حسین آباد، در سال 1382 پیش پس از واژگونی تانکر حامل مواد شیمیایی MTBE و سرازیر شدن مواد آن به داخل آب سد قشلاق بلافاصله اصلاح شد، آیا بهتر نیست قبل از وقوع حوادث تلخ و تحمیل هزینه‌های بسیار گوشها را بروی انتقادات بگشایند و اینقدر بیخیال نباشند. حتما باید جان چند نفر گرفته شود تا معبری حادثه خیز اصلاح شود؟ 3- بارها از تردد تانکر‌های نفتکش در جاده‌های کردستان به عنوان ارابەهای مرگ و کابوس نام برده شده است و سال‌هاست واژگونی تانکر‌ها که نفت و مشتقات نفتی عراق را از طریق جاده‌های باریک و ناامن کردستان به ویژه مریوان و سنندج به ایران می‌آورند یا محصولات نفتی فراوری شده مانند بنزین و گازوئیل را به آن کشور منتقل می‌کنند، همچون کابوسی مردم و محیط زیست منطقه کردستان را تهدید می‌کند. گفته می‌شود در سوآپ نفتی ایران و عراق روزانه ۳۰ تا ۶۰ هزار بشکه نفت خام از طریق مرز به پالایشگاه‌های کرمانشاه، شازند، تهران و تبریز انتقال داده می‌شود و ایران معادل آن را در بنادر صادراتی جنوب تحویل مشتریان عراق می‌دهد. آمار تردد روزانه از ۶۰ تا ۴۰۰ کامیون در محور مریوان – سنندج که یکی از باریک‌ترین و ...