رفتن به بالا

روزنامه فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی رۆژان

تعداد اخبار امروز : 0 خبر


  • جمعه ۲۷ مهر ۱۳۹۷
  • الجمعة ۸ صفر ۱۴۴۰
  • 2018 Friday 19 October

  • روزنامه روژان

    صاحب امتیاز و مدیر مسوول: سلیمان الله‌مرادی

    ..............................................................

    نشانی: سنندج - میدان آزادی - انتهای کوچه سجادی (کوچه رزان) - پلاک ۱۱۵

    کد پستی: ۳۳۹۵۳-۶۶۱۳۷

    ..............................................................

    تلفن: ۳۳۲۳۸۵۴۵-۰۸۷

    ای‌میل: info@rojanpress.com

    کانال تلگرام: rojanpress@


اوقات شرعی

  • شنبه ۲۶ شهریور ۱۳۹۵ - ۱۹:۰۲
  • کد خبر : 1267
  • هفته‌نامه روژان
  • چاپ خبر : آبیدر را از حلقوم زمین‌خواران نجات دادیم
بازخوانی پرونده ساخت پارک جنگلی آبیدر به روایت یکی از مدیران دوران سازندگی

آبیدر را از حلقوم زمین‌خواران نجات دادیم

هر شهری تاریخی دارد و اماکن دیدنی و باستانی که نام آن بدان زنده است. سنندج را همه به نام آبیدر می شناسند؛ کوهی در بخش غربی شهر که مامن و ماوای دوستداران طبیعت است. شاعران بسیاری در دامان این کوه تربیت شده‌اند که اینک اشعار و آثارشان در وصف آبیدر زینت بخش کتابخانه های […]

هر شهری تاریخی دارد و اماکن دیدنی و باستانی که نام آن بدان زنده است. سنندج را همه به نام آبیدر می شناسند؛ کوهی در بخش غربی شهر که مامن و ماوای دوستداران طبیعت است. شاعران بسیاری در دامان این کوه تربیت شده‌اند که اینک اشعار و آثارشان در وصف آبیدر زینت بخش کتابخانه های معتبر کردستان و ایران است.
بافت طبیعی آبیدر برای نخستین بار در در اوایل دهه هفتاد دستخوش تغییراتی شد و با احداث تاسیسات و توسعه درختکاری و ایجاد فضای سبز نام بزرگترین پارک تفریحی غرب کشور را به خود گرفت.
از جمله افرادی که در اجرای پارک جنگلی آبیدر دستی داشته است؛ عبدالقادر سجادی است. او در سال ۱۳۷۲ به عنوان معاون شهردار سنندج از استاندار وقت دستور می گیرد تا طرح مطالعاتی توسعه آبیدر را تهیه کند. وی می‌گوید پس از دریافت ابلاغیه استاندار، ابتدا از تصرف اراضی و ساخت و سازهای غیر قانونی جلوگیری کردیم و ظرف یک ماه تمامی بناهای غیر مجاز تخریب کردیم و با کمک سازمان همیاری طرح احداث پارک را آغاز نمودیم. آنچه می خوانید خاطرات این مدیر سازندگی از چگونگی فرایند طرح توسعه پارک آبیدر است:
* آقای سجادی شما را بنام یکی از مجریان طرح پارک جنگلی آبیدر می‌شناسند. چه تناسبی بین سنندج و آبیدر می بینید؟
– هر شهری شناسه ای دارد؛ مثلاً شهر کرمانشاه را با نام طاق بستان و کوه بیستون می‌شناسند و شهر همدان را با گنجنامه و عباس آباد؛ باری شهر سنندج نیز از نظر تاریخ خصوصا تفریح گاه و تفرجگاه، تاریخی منحصر به خود دارد شهر سنندج با نام آبیدراشتهار یافته است. آبیدر سرفراز ریشه در تاریخ کردستان دارد. بحث در مورد آبیدر را بانام دوست و چند بیت از مهیندخت معتمدی شاعره بنام کردستان آغاز می‌کنم:
نثار دوست
چو تابنده خورشید گیتی فروز
کشد از میان تیغ زرین روز
بر آرد سر از کوهسار بلند
زآبیدر آن رشک زیبا پرند
شود زاگرس تاج گوهر نشان
بفرق سینه آبیدرش سنه به جان
آبیدرِ زیبامنظر از دیرباز تفریحگاه مردم شهر سنندج بوده است. آبیدر دیدنی است و در طول تاریخ برای دیدار کنندگان جلوه‌گری طناز خرم و سرسبز و دل انگیز و برای مردم سنندج همواره نماد استقامت بوده است که در دورانی دستخوش تخریب کنندگان منابع طبیعی قرار گرفت. صرفنظر از تجاوز آشکار و پنهان به حریم این کوه که با مقاومت دوستداران طبیت روبرو شدند برخی افراد از راه قانون وارد شدند و کمیسیون ماده پنج را ابزاری برای تصرف و نابودی آبیدر و زیبایی‌های آن علم کردند. ابتدا چشم اندازهای دیدنی از جمله مسناو – تکیه وچمن- مبارک آباد و سپس صادق آباد صحراهای سبز وخرم را تغییر کاربری دادند و به افراد خاص بذل و بخشش کردند (لطف به بی سکونتها نکردند چون اقشار بی سکنی در آن سهیم نبودند).
* در باره تاریخچه ساخت پارک جنگلی آبیدر توضیح بدید؟
– در زمان استانداری آقای رحیمی و شهرداری سید احسن علوی که اینجانب معاونت خدمات شهری و امور اجتماعی شهرداری سنندج را عهده دار بودم بر حسب عادت و وظیفه از شهر بازدید می کردم متوجه شدم که در قلب و دامنه آبیدر ساخت و ساز بی‌رویه صورت گرفته است و متصرفین و زمین‌خواران دامنه‌ها را قطعه بندی کرده و آنرا بفروش می رسانند. سریعاً گزارشی مستدل تهیه نمودم که در آن ذکر کرده بودم که آبیدر چون «تپه خه‌جی»، «قشلاق»، «عباس آباد» و «کانی کوزله» نیست که فاضلاب را راهی رودخانه نمایند و بتوان آن را به اگوی خارج از شهر هدایت کرد. اگر این ساخت وساز در آبیدر صورت گیرد، فاجعه‌ای شهر را در بر خواهد گرفت که دیگر راه علاج میسور نخواهد بود. ۱۳ واحد مسکونی که به‌صورت غیر مجاز احداث شده بود و متصرفین حتی یک واحد استخر بر فراز امیریه راه‌اندازی کرده بودند که در جلسه شورای فنی استانداری پس از استماع گزارش دستور قاطع قلع وقمع را برای اینجانب صادر و شهردار وقت نیز تایید کردند و بدون درنگ با هماهنگی با دستگاه قضایی و نیروهای انتظامی، خودروهای لازم تخریب و خاکبرداری را به محل اعزام و تخریب ساخت وساز بی رویه را با وجود مقاومت سرسختانه متصرفین آغاز کردیم تا ۱۲ واحد را تخریب و یک واحد را که سر کرده متصرفین برای خود احداث کرده بود جهت دفتر عمران آبیدر نگه داشتیم. البته استاندار وقت خسارات ساخت وسازها را با زمین معوض شهرداری جبران کردند.
موضوع به این سادگی به اتمام نرسید و شب بعد منزل مسکونی اینجانب مورد محاصره مسلحانه متصرفین قرار گرفت. من نیز موضوع را به استاندار و شهردار اطلاع دادم و نیروی‌های انتظامی به داد اینجانب رسیدند و خواست خدا بر این بود که با وجود تیراندازی به محل سکونت اینجانب جان سالم به در بردم. از پای ننشستیم با حمایت استاندار، قبل از تهیه طرح شروع به عمران آبیدر نمودیم. در اینجا لازم می‌دانم ابتدا از استاندار وقت و سپس آقای فرزاد پورانی مدیر عامل وقت سازمان همیاری شهرداری‌های استان که واقعا مساعدت ایجاد راههای دسترسی در عمران آبیدر را برای حقیر تسهیل کردند قدردانی کنم . مهندس «ختمی‌ماب» مدیر کل وقت کشاورزی و سایر مدیران دستگاههای اجرائی نیز با دستور اکید استاندار هر یک مساعدت لازم معمول داشتند و همزمان آبرسانی به وسیله پمپاژ قشلاق جهت عمران آبیدر آغاز گردید. بدینگونه عمران آبیدر آغاز و طرح گردشگری نیز همزمان در حال تهیه شدن قرار گرفت. نکته مهم قابل طرح، همت شروع به کار کردن طرح بود و از آن به بعد در توطئه ای که توسط مترصدان منافع شخصی از اعتبارات آبیدر داشتند سید احسن علوی از سمت شهرداری عزل و مدتی بعد از آن اینجانب که اکثر بنیادهای عمران آبیدر را در روال قرار داده بودم البته با استعانت افرادی که قبلاً نام آنان ذکر شد، و پس از اجرای آبرسانی به آبیدر از طریق پمپاژ و نصب تندیس کوزه به‌شان و تندیس کوهنورد در حالیکه طرح آبیدر هنوز ناتمام بود به شهرداری مریوان منصوب (تبعید محترمانه) شدم و با حمایت معاون محترم استاندار کارگر ۸۹ روزه فضای سبز، به معاونت شهردار منصوب و جایگزین اینجانب گردید وهمین تغییرات موجب نقص در اجرای طرح گردشگری آبیدر شد. البته لازم به یاد آوری است مهم نجات آبیدر بود که از مباهات دوران خدمتی سید احسن علوی و اینجانب می‌باشد. زیرا ما چشم طمع به مال اندوزی نداشتیم و ترقی آبیدر با حمایت شخص استاندار مقدور گردید و نیت ما بس اقدام وعمل بود که به انجام رساندیم و اینگونه آبیدر را از ساخت وساز بی رویه رهایی بخشیدیم و حال نیز آبیدر را چشم سنندج برفراز شهر می پندارم و به صراحت می گویم اگر حمایت استاندار عمران طلب و مقتدر وقت نبود هیچگاه نیل به هدف که حفظ آبیدر بود تحقق نمی یافت.
در وصف آبیدر شعرای بنامی چون خانم مهیندخت معتمدی واستاد گرانمایه مرحوم حق شناس وغفار وارستگان اشعاری که از دل برآمده سروده‌اند که دلنشین و زمزمه شهروندان سنندجی است.
* خاطرات تلخ و شیرین شما در باره آبیدر.
– از خاطرات گذشته آبیدر چه بگویم از خسرو آباد تا صحرای امیریه و دامنه های آبیدر محل تفریح و تفرج شهروندان بود؛ چه زیبا و دلنشین بود عصرگاه پنج شنبه به دامنه های آبیدر خصوصاً امیریه می رفتیم و با استقرار در گوشه ای از این صحرای دلنشین لذت می بردیم؛ شب را با موسیقای سنتی و ساز و دهل و بازی های سر گرم کننده سپری می‌کردیم و برخی جمعه غروب به منازل خود بر می گشتند و هرآن کس از افراد خانواده به توانایی خود در حمل وسایل لازم کمک می‌کردند و برخی چند روزی از هفته را می ماندند و بزرگان خانواده صباحان راهی شهر می شدند که مایحتاج روز را خریداری و پس از کسب و کار غروب با آنچه تهیه کرده بودند به دامنه آبیدر مراجعه می کردند. زندگی، ماشینی نبود و زندگی بدون آلایندگی و آلودگی سالم رقم می‌خورد.
* پارک جنگلی آبیدر موافقان و مخالفینی داشت در این رابطه اگر ممکنه توضیح دهید.
– بله هر طرح عمرانی موافقان ومخالفانی دارد. آنچه مسلم است نیک اندیشان به آتی آبیدر موافق و بد اندیشان منفعت طلب مخالفین طرح بودند. باید یاد آور شوم که نهادهای دولتی سپاه -ادارات امنیتی- دولتمردان مرکزی نه تنها مخالفتی نداشتند بلکه حمایتشان ستودنی بود. مخالفان، مطابق معمول که اینک نیز هستند رانت خوران شهرمان بودند که نمونه آن در احداث برجی توسط شهرداری سنندج فقط با هدف محصور کردن چشم انداز آبیدر و آنچه که انجام دادند و در شهرداری منطقه سه و معاونت شهرسازی وقت بهره گرفتند و هم اکنون نیز پرونده در دادگاه صالحه مختومه نگردیده است.
* طرح اولیه‌ای که برای توسعه آبیدر تهیه شد همین است که الان می‌‌بینیم؟
– آبیدر پس از عزل شهردار وقت و تبعید اینجانب توسعه آنچنانی به خود ندید و با کمال تاسف طرح گردشگری آبیدر ناتمام رها شد. نظر به ینکه شهردار جدید مورد توجه خاص بود دیگر در این زمینه هیچ تلاشی انجام نداد و پیشرفت آبیدر متوقف شد. قرار بود در آبیدر شش سایت سواره ایجاد گردد و پیست دوچرخه‌سواری و اسب دوانی ایجاد شود که به لطف شهردار محترم جدید مسکوت ومتوقف شد و طرح ناقص ماند اما همینکه توانستیم آبیدر را حفظ کنیم به نظرم کار بس ارزنده‌ای بانجام رساندیم.
در دوران شهرداری آقای مهندس حسام شریعتی باز هم تخریب طبیعت آبیدر ازسرگرفته شد و کوهپایه‌های آن با لانه‌های زنبور عسل بنام گلدان بتونی مستور گردید و فضاهای سبز و خرم و دلنشین آن به سنگفرش لاشه ای کوچه و محلات مبدل گردید و آبیدر به اشغال دکه داران و قلیان فروشان و دستفروشان درآمد وهم اکنون عرصه بر خانواده‌هایی که دل به آبیدر خوش داشتند، چنان تنگ گردیده که رغبت آبیدر رفتن را از مردم سلب نموده و آقای فخری شهردار کنونی وارث این ناهنجاری‌ها تک و تنها باید سرو سامان دهی به آبیدر را در برنامه های خود قرار دهد.
* اگر شهردار فعلی از شما بخواهد برای کمک به توسعه پارک جنگلی آبیدر کمک می‌کنید؟
– اگر در این رابطه و هر موردی در ارتباط با مبارزه با فضای خاکستری شهر و فضای آلوده بصری و سماعی سوالی باشد و کمکی بخواهند با کمال میل دریغ نخواهم کرد اما سیستم اجرایی در حال حاضر پاسخگوی نیازهای مردم نیست و نیاز به تصمیمی جدی و عزمی فراگیر هست. شهرداری به تنهایی نمی‌تواند کاری انجام دهد.

اخبار مرتبط

نظرات

یادداشت روژان

نگاهی به سوانح دلخراش جاده‌ای در راه‌های استان کردستان

گوش‌هایی که نمی‌شنوند و چشم‌هایی که نمی‌بینند

بامداد سەشنبه ۲۰ تیر درحالیکه غالب مردم براساس نظم و گردش شبانەروز در بستر خواب بودند جمعیتی از شهر سنندج، به اقتضای نیاز و کار ضروری عزم سفر کردند تا در این گردش روزگار به نیازهای خود پاسخ دهند اما انگار مقدر چنین بود که به مقصد نرسند و در همان ابتدای سفر راهی دیار باقی شوند. حادثه دلخراشی که به سبب ارتباطات پیشرفته و شبکەهای اجتماعی خواب را در همان نیمەهای شب از چشم هموطنان ربود و به خبر اول خبرگزاری‌های ایران تبدیل شد، به گونەای که سه روز عزای عمومی اعلام شد و مقامات کشور از رئیس جمهور و رئیس مجلس گرفته تا بسیاری از وزرا و شخصیت‌های مطرح کشور با صدور پیامهایی به ابراز همدردی با مردم داغدار کردستان پرداختند و  روز پنجشنبه نیز خبر آن در صفحه اول همه روزنامەهای سراسری قرار گرفت. مرگ دست کم ۱۱ نفر که به سبب نوع حادثه قلب بسیاری‌ها را جریحەدار کرد. نکته حائز اهمیت در این رویداد تلخ ایجاد موجی از حزن و اندوه در عرصه استانی و ملی بود که اگر نبود این ابراز همدردی‌ها شاید تالم ناشی از آن برای  خانواده‌های داغدار قابل تحمل نبود. اما پیرامون این سانحه نکاتی قابل تامل است که بیان آن ضروری به نظر می‌رسد: ۱- تلنگری بود به مسوولان که هشدار رسانه‌ها و کارشناسان را جدی بگیرند. نقطه وقوع حادثه به عنوان مکانی حادثه خیز بارها مورد نقد قرار گرفته بود اما دریغ از یک پاسخ منطقی! ۲- بارها گفتیم و بار دیگر تکرار می‌کنیم، مردم کمبودها و ناملایمات را تحمل می‌کنند اما بی‌توجهی، اهمال، فخرفروشی و بی‌عدالتی ازسوی مسئولان را تحمل نمی‌کنند. شکی نداریم که با هزینه چندبرابرهم که شده این مسیر تحت فشار افکارعمومی در کوتاه‌ترین زمان اصلاح خواهد شد، همچنانکه قطعه‌ای از مسیر راه سنندج- حسین آباد، در سال 1382 پیش پس از واژگونی تانکر حامل مواد شیمیایی MTBE و سرازیر شدن مواد آن به داخل آب سد قشلاق بلافاصله اصلاح شد، آیا بهتر نیست قبل از وقوع حوادث تلخ و تحمیل هزینه‌های بسیار گوشها را بروی انتقادات بگشایند و اینقدر بیخیال نباشند. حتما باید جان چند نفر گرفته شود تا معبری حادثه خیز اصلاح شود؟ 3- بارها از تردد تانکر‌های نفتکش در جاده‌های کردستان به عنوان ارابەهای مرگ و کابوس نام برده شده است و سال‌هاست واژگونی تانکر‌ها که نفت و مشتقات نفتی عراق را از طریق جاده‌های باریک و ناامن کردستان به ویژه مریوان و سنندج به ایران می‌آورند یا محصولات نفتی فراوری شده مانند بنزین و گازوئیل را به آن کشور منتقل می‌کنند، همچون کابوسی مردم و محیط زیست منطقه کردستان را تهدید می‌کند. گفته می‌شود در سوآپ نفتی ایران و عراق روزانه ۳۰ تا ۶۰ هزار بشکه نفت خام از طریق مرز به پالایشگاه‌های کرمانشاه، شازند، تهران و تبریز انتقال داده می‌شود و ایران معادل آن را در بنادر صادراتی جنوب تحویل مشتریان عراق می‌دهد. آمار تردد روزانه از ۶۰ تا ۴۰۰ کامیون در محور مریوان – سنندج که یکی از باریک‌ترین و ...