رفتن به بالا

روزنامه فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی رۆژان

تعداد اخبار امروز : 0 خبر


  • پنجشنبه ۲۷ دی ۱۳۹۷
  • الخميس ۱۰ جماد أول ۱۴۴۰
  • 2019 Thursday 17 January

  • روزنامه روژان

    صاحب امتیاز و مدیر مسوول: سلیمان الله‌مرادی

    ..............................................................

    نشانی: سنندج - میدان آزادی - انتهای کوچه سجادی (کوچه رزان) - پلاک ۱۱۵

    کد پستی: ۳۳۹۵۳-۶۶۱۳۷

    ..............................................................

    تلفن: ۳۳۲۳۸۵۴۵-۰۸۷

    ای‌میل: info@rojanpress.com

    کانال تلگرام: rojanpress@


اوقات شرعی

  • شنبه ۲۶ شهریور ۱۳۹۵ - ۲۰:۴۰
  • کد خبر : 1282
  • هفته‌نامه روژان
  • چاپ خبر : نقدینگی تهاجمی با مارمالاد تورم!

در حال حاضر یکی از مشکلات اساسی و گریبانگیر دولت و ملت «نقدینگی» است که به دغدغه مشترک هر دو تبدیل شده است؛ یعنی دولت از افزایش نقدینگی می‌نالد و ملت هم از کمبود نقدینگی! این لابه‌لا هم عده‌ای به‌منظور کمک به دولت و کاهش نقدینگی در جامعه با دریافت حقوق‌های آن‌چنانی و وام‌های آن‌چنانی […]

در حال حاضر یکی از مشکلات اساسی و گریبانگیر دولت و ملت «نقدینگی» است که به دغدغه مشترک هر دو تبدیل شده است؛ یعنی دولت از افزایش نقدینگی می‌نالد و ملت هم از کمبود نقدینگی!
این لابه‌لا هم عده‌ای به‌منظور کمک به دولت و کاهش نقدینگی در جامعه با دریافت حقوق‌های آن‌چنانی و وام‌های آن‌چنانی تر و دپو کردن منابع مالی‌شان در کشورهای خارج، سعی در کاهش نقدینگی در سطح جامعه و کمک به دولت دارند!
اما نقدینگی چیست: به مجموعه پول (اسکناس و مسکوک در دست اشخاص) و شبه پول (سپرده‌های سرمایه‌گذاری مدت‌دار، سپرده‌های قرض‌الحسنه پس‌انداز و سپرده‌های متفرقه) نقدینگی گفته می‌شود. رشد بی‌رویه نقدینگی، باعث رشد سریع تقاضا برای کالاها و خدمات شده و چون در کوتاه‌مدت عرضه کالا و خدمات محدود است این امر منجر به ایجاد تورم در اقتصاد و فشار به اقشار آسیب‌پذیر جامعه می‌شود.
حال سؤالی که برای ما پیش‌آمده این است که این نقدینگی که دوستان اقتصادی میزان آن را کشور فی‌المجلس هزار هزار میلیارد اعلام فرموده‌اند الآن دقیقاً کجاست؟ چراکه نقدینگی مثل شیر دامداران نیست که در جوی آب ریخته شود یا مثل سیب‌زمینی و خرما دفن شود و یا مثل گوجه‌فرنگی تبدیل به رب و سس شود. ریال به ریالش حساب‌وکتاب دارد و باید به مافوق حساب پس داد.
خلق‌الله که در خوش‌بینانه‌ترین حالت هشتشان گرو یازده یا دوازده است و برای خرید یک خودروی قسطی اول باید کمپین تشکیل بدهند؛ بعد هم در گرداب وام‌های هبه شده از سوی دولت پراید را با مخلفاتش ۳۶ میلیون ابتیاع کنند. درواقع اگر ملت نقدینگی داشتند همان اول پراید را ۲۰ میلیون تومان می‌خریدند و اصلاً کمپین تشکیل نمی‌دانند. در ثانی این روزها کسی جرات حمل یا نگهداری پول ندارد و کارشناسان اقتصادی رادیو هم بهترین سرمایه‌گذاری در مملکت را افتتاح حساب سپرده و دریافت سود و انتظار شنیدن خبر شادی‌بخش برنده شدن در قرعه‌کشی بانک‌ها می‌دانند. از سوی دیگر بانک‌ها هم از کمبود منابع مالی می‌نالند تا جایی که معتقدند توان پرداخت وام‌ ده‌میلیونی ازدواج را ندارند و معتقدند اگر همین کارمزد ۱۰۲۶ ریالی تراکنش‌ها نباشد توانایی پرداخت حقوق کارمندانشان را هم ندارند! حالا بانک‌ها با کدام پول دلالی، بنگاه‌داری، تیم داری، بورس‌بازی و ساخت‌وساز می‌کنند؛ املاک و مستغلات و کارخانه و زمین و سهام می‌خرند و به کارمندان خود وام‌های یک درصد و به مدیران حقوق و پاداش‌های نجومی می‌دهند، اطلاع دقیقی در دست نیست و به ما هم ربطی ندارد! جستجوی اینترنتی و تحقیقات میدانی هم کمک چندانی به ما نکرد و ما فقط توانستیم در اینترنت مفهوم نقدینگی و اثرات آن بر زندگی مردم عادی را پیدا کنیم و چیزی از اثرات آن بر زندگی بانکداران و مدیران ارشد بانکی در فضای مجازی پیدا نکردیم!
بااین‌وجود از مسئولین محترم تقاضا داریم خواهشاً مراقب منابع مالی مملکت باشند و نشود دو روز دیگر خلق‌الله از ترس هر روز سری به بانک‌ها بزنند و آن چندرغاز پولی را که در بانک‌ها سپرده گذاشته‌اند، شمارش کنند و دوباره سر جایش بگذارند. خیر از جوانی‌تان ببینید…

منتشر شده در روژان شماره ۱۰۵

اخبار مرتبط

نظرات

یادداشت روژان

به یاد کاک رحیم ذبیحی

هژیر الله‌مرادی انگار همین دیروز بود به دفتر روژان آمد، مانند همیشه با چهره‌ای خندان و چند ایده جدید که انجام هرکدام می‌توانست چراغی روشن فراروی نسل آینده باشد، کاک رحیم تنها یک کارگردان و فیلمساز عادی نبود. او غم مردم داشت و پشت هرکدام از آثارش می‌توان انبوهی از رنج و مرارت را دید. خود می‌گوید: غمی انسانی از من یک فیلمساز ساخت. در باره روژان نیز گفت: همان نشریه‌ای است که سالها انتظار بودنش را داشتیم. مرگ حق است اما افسوس که برای رحیم ذبیحی زود بود و طرحهایش ناتمام ماند. از تهیه فیلمی بنام «روزی، روزگاری شهرمان بانه» حرف می‌زد که نگاهی به وقایع تلخ روزهای جنگ و بمباران شهر داشت، وقایعی که بخشی از تاریخ فرهنگ پایداری کردستان را می‌توانست ثبت کند، فراخوان طرح را ما در روژان هم منتشر کردیم اما حیف که دست اجل مهلت نداد و خیلی زود روح بلندش به آسمان پرکشید و همه ما را در غم فقدان خود سوگوار کرد، روحش شاد و یادش گرامی.