رفتن به بالا

روزنامه فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی رۆژان

تعداد اخبار امروز : 0 خبر


  • یکشنبه ۲۹ مهر ۱۳۹۷
  • الأحد ۱۰ صفر ۱۴۴۰
  • 2018 Sunday 21 October

  • روزنامه روژان

    صاحب امتیاز و مدیر مسوول: سلیمان الله‌مرادی

    ..............................................................

    نشانی: سنندج - میدان آزادی - انتهای کوچه سجادی (کوچه رزان) - پلاک ۱۱۵

    کد پستی: ۳۳۹۵۳-۶۶۱۳۷

    ..............................................................

    تلفن: ۳۳۲۳۸۵۴۵-۰۸۷

    ای‌میل: info@rojanpress.com

    کانال تلگرام: rojanpress@


اوقات شرعی

  • شنبه ۲۶ شهریور ۱۳۹۵ - ۲۰:۴۶
  • کد خبر : 1287
  • هفته‌نامه روژان
  • چاپ خبر : تعادل طبیعت

اگر در کتاب‌های درسی ما بجای مطرح کردن مباحث بی‌اهمیت، به آموزش مسائل زیست‌محیطی می‌پرداختند و با تکرار اهمیت این مقوله مهم و حیاتی، آن را نهادینه کرده بودیم روزانه شاهد این‌همه تعارضات نبودیم.

همه ما در ارتباطات روزمره خود با دیگران، این سخنان را می‌شنویم که سال‌ها پیش این‌همه سیل و ویرانی، این‌همه بلا و مصیبت، این‌همه تخریب و خسارت وجود نداشته است. سال‌ها پیش سرطان با این شدت وجود نداشت. سال‌ها پیش دیابت، نازایی، بیماری‌های مادرزادی، نفس آدم‌های کره زمین را به شمارش نیانداخته بود؛ اما متأسفانه امروزه من و شما هرروز شاهد چنین اتفاقات ناگوار و ویرانگری هستیم. شاید اگر به این موضوع فکر کرده بودیم که دلیل تمام این بیماری‌ها و بلایای طبیعی، به هم زدن تعادل طبیعت توسط ما انسان‌ها صورت گرفته است کمی در اعمال و رفتار خودمان تأمل و تفکر می‌کردیم. تعادل بین خاک و آب‌وهوا تنها دلیل وجود زندگی بر روی کره زمین است. اگر در کرات دیگر آب‌وهوا موجود باشد، میزان و ترکیب آن‌ها با زمین متفاوت است و درجات گرما و سرما در دیگر کرات برای زندگی انسان مناسب نیست؛ اما ما انسان‌ها که زمانی بخشی از طبیعت بودیم و دوشادوش با طبیعت پیش می‌رفتیم اینک با گستاخی تمام پیش روی طبیعت ایستاده و به بزرگ‌ترین بلا برای جان طبیعت تبدیل‌شده‌ایم. ما انسان‌ها با خود لقب اشرف مخلوقات و جانشین خداوند بر زمین را یدک می‌کشیم غافل از اینکه نه‌تنها به‌عنوان جانشین به وظایف خود عمل نمی‌کنیم بلکه بدون در نظر گرفتن تعادل طبیعت، کمر همت به نابودی زمین و سایر موجودات دیگر بسته‌ایم. عملکرد جامعه انسانی در چند دهه گذشته و برخلاف شعارهای انسانی و اخلاقی، بسیار شرم‌آور است و برای شانه خالی کردن از زیر بار مسئولیت بارها شنیده‌شده که گفته می‌شود، حفاظت از محیط‌زیست و منابع طبیعی کار دولت است و از دست مردم کاری ساخته نیست؛ صدالبته که سیاست‌گذاری‌های کلان در این زمینه وظیفه دولت است اما ثابت‌شده که همیشه شعار دولت‌ها بیشتر از اعمال آنان است پس نباید به امید دولت‌ها بنشینیم بلکه باید با آموزش و آگاه ساختن مردم، تشویق و جمع‌کردن آن‌ها به حضور در سازمان‌های مردم نهادی که آرمانشان نجات طبیعت است، بکوشیم تا گامی در راستای حفظ تعادل طبیعت برداریم. جایگاه ایران در رتبه‌بندی بین کشورهای جهان در حفاظت از محیط‌زیست، جایگاه شرم‌آوری است و نشان‌دهنده ناآگاهی و بی‌سوادی مردمان سرزمینی است که مدعی فرهنگ و تمدن چندین هزارساله هستند اما همین مردم و مسئولین مدعی، به‌راحتی دست به تخریب منابع طبیعی می‌زنند، جنگل‌ها را به‌عمد آتش می‌زنند، آب‌های زیرزمینی را آلوده می‌کنند، به‌راحتی به حریم حیوانات تجاوز می‌کنند، در شهرها و توسط شهرداری‌ها سگ‌ها را می‌کشند اما هیچ‌کس نبوده و نیست تا از این جنایات جلوگیری کند؛ و چه‌بسا که این‌کارهای قبیح را جنایت نمی‌دانند و با گستاخی تمام خود را مالک زمین و موجودات دیگر می‌دانند غافل از اینکه وجود این افکار در ذهن ما انسان‌ها تنها و تنها به دلیل نبود آگاهی و سواد زیست‌محیطی شکل‌گرفته است.
اگر در کتاب‌های درسی ما بجای مطرح کردن مباحث بی‌اهمیت، به آموزش مسائل زیست‌محیطی می‌پرداختند و با تکرار اهمیت این مقوله مهم و حیاتی، آن را نهادینه کرده بودیم روزانه شاهد این‌همه تعارضات نبودیم. اگر بجای صرف بودجه‌های کلان از طرف دولت که به بهانه توسعه در بسیاری از نقاط تعادل طبیعت را برهم زده است، بودجه بسیار اندکی صرف فرهنگ‌سازی برای حفظ محیط‌زیست شده بود دیگر امروزه با این‌همه بحران زیست‌محیطی روبرو نبوده و کمتر شاهد بروز بیماری‌های لاعلاج و کشنده بودیم. به باور صاحب‌نظران در علوم پزشکی و زیستی، وقت بازگشت به دامان طبیعت و حفاظت از آن فرارسیده و باید همه در این مهم سهیم باشیم یعنی هم دولت دست از شعار بردارد و با کردار در حفاظت از محیط‌زیست، وظیفه خود را به نحو احسن انجام دهد و هم مردم با صیانت از منابع طبیعی ثابت کنند که به چنین جایگاه شرم‌آوری در رده‌بندی جهانی راضی نیستند و با نگاهی به پشت سر و تأملی در رفتار و کردار اجداد خود، نسبت به طبیعت، عرق شرم جبین را پاک‌کرده و با حسی عاشقانه، زمین، این مادر شایسته دوست داشتن را در آغوش بگیریم.

اخبار مرتبط

نظرات

یادداشت روژان

نگاهی به سوانح دلخراش جاده‌ای در راه‌های استان کردستان

گوش‌هایی که نمی‌شنوند و چشم‌هایی که نمی‌بینند

بامداد سەشنبه ۲۰ تیر درحالیکه غالب مردم براساس نظم و گردش شبانەروز در بستر خواب بودند جمعیتی از شهر سنندج، به اقتضای نیاز و کار ضروری عزم سفر کردند تا در این گردش روزگار به نیازهای خود پاسخ دهند اما انگار مقدر چنین بود که به مقصد نرسند و در همان ابتدای سفر راهی دیار باقی شوند. حادثه دلخراشی که به سبب ارتباطات پیشرفته و شبکەهای اجتماعی خواب را در همان نیمەهای شب از چشم هموطنان ربود و به خبر اول خبرگزاری‌های ایران تبدیل شد، به گونەای که سه روز عزای عمومی اعلام شد و مقامات کشور از رئیس جمهور و رئیس مجلس گرفته تا بسیاری از وزرا و شخصیت‌های مطرح کشور با صدور پیامهایی به ابراز همدردی با مردم داغدار کردستان پرداختند و  روز پنجشنبه نیز خبر آن در صفحه اول همه روزنامەهای سراسری قرار گرفت. مرگ دست کم ۱۱ نفر که به سبب نوع حادثه قلب بسیاری‌ها را جریحەدار کرد. نکته حائز اهمیت در این رویداد تلخ ایجاد موجی از حزن و اندوه در عرصه استانی و ملی بود که اگر نبود این ابراز همدردی‌ها شاید تالم ناشی از آن برای  خانواده‌های داغدار قابل تحمل نبود. اما پیرامون این سانحه نکاتی قابل تامل است که بیان آن ضروری به نظر می‌رسد: ۱- تلنگری بود به مسوولان که هشدار رسانه‌ها و کارشناسان را جدی بگیرند. نقطه وقوع حادثه به عنوان مکانی حادثه خیز بارها مورد نقد قرار گرفته بود اما دریغ از یک پاسخ منطقی! ۲- بارها گفتیم و بار دیگر تکرار می‌کنیم، مردم کمبودها و ناملایمات را تحمل می‌کنند اما بی‌توجهی، اهمال، فخرفروشی و بی‌عدالتی ازسوی مسئولان را تحمل نمی‌کنند. شکی نداریم که با هزینه چندبرابرهم که شده این مسیر تحت فشار افکارعمومی در کوتاه‌ترین زمان اصلاح خواهد شد، همچنانکه قطعه‌ای از مسیر راه سنندج- حسین آباد، در سال 1382 پیش پس از واژگونی تانکر حامل مواد شیمیایی MTBE و سرازیر شدن مواد آن به داخل آب سد قشلاق بلافاصله اصلاح شد، آیا بهتر نیست قبل از وقوع حوادث تلخ و تحمیل هزینه‌های بسیار گوشها را بروی انتقادات بگشایند و اینقدر بیخیال نباشند. حتما باید جان چند نفر گرفته شود تا معبری حادثه خیز اصلاح شود؟ 3- بارها از تردد تانکر‌های نفتکش در جاده‌های کردستان به عنوان ارابەهای مرگ و کابوس نام برده شده است و سال‌هاست واژگونی تانکر‌ها که نفت و مشتقات نفتی عراق را از طریق جاده‌های باریک و ناامن کردستان به ویژه مریوان و سنندج به ایران می‌آورند یا محصولات نفتی فراوری شده مانند بنزین و گازوئیل را به آن کشور منتقل می‌کنند، همچون کابوسی مردم و محیط زیست منطقه کردستان را تهدید می‌کند. گفته می‌شود در سوآپ نفتی ایران و عراق روزانه ۳۰ تا ۶۰ هزار بشکه نفت خام از طریق مرز به پالایشگاه‌های کرمانشاه، شازند، تهران و تبریز انتقال داده می‌شود و ایران معادل آن را در بنادر صادراتی جنوب تحویل مشتریان عراق می‌دهد. آمار تردد روزانه از ۶۰ تا ۴۰۰ کامیون در محور مریوان – سنندج که یکی از باریک‌ترین و ...