رفتن به بالا

هفته‌نامه فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی رۆژان

تعداد اخبار امروز : 0 خبر


  • چهارشنبه ۳۱ مرداد ۱۳۹۷
  • الأربعاء ۱۰ ذو الحجة ۱۴۳۹
  • 2018 Wednesday 22 August

  • هفته‌نامه روژان

    صاحب امتیاز و مدیر مسوول: سلیمان الله‌مرادی

    ..............................................................

    نشانی: سنندج - میدان آزادی - انتهای کوچه سجادی (کوچه رزان) - پلاک ۱۱۵

    کد پستی: ۳۳۹۵۳-۶۶۱۳۷

    ..............................................................

    تلفن: ۳۳۲۳۸۵۴۵-۰۸۷

    ای‌میل: info@rojanpress.com

    کانال تلگرام: rojanpress@


اوقات شرعی

  • شنبه ۱۰ مهر ۱۳۹۵ - ۱۳:۴۱
  • کد خبر : 1353
  • هفته‌نامه روژان
  • چاپ خبر : سایه‌ای که روشن است

روژان: بخش زیادی از شهرت و نیکنامی در عرصه فعالیت سیاسی استقبال از انتقاد و فسادناپذیری و عملکرد مثبت است.

امروز در جامعه‌ای نظیر ایران، سنت به یک موضوع سیاسی تبدیل شده و یا به عبارتی سنت و سیاست باهم همراه شده‌اند؛ از راهکارها و عملکردها گرفته تا استمرار فعالیت‌های انتزاعی در مطالعه رفتار سیاسی فرد و اجتماع. در حقیقت باید اعتراف کرد رابطه آن‌چنانی میان سیاست و فلسفه وجود ندارد؛ یعنی پرسش در باره ماهیت سیاست و امر سیاسی باید پرسشی فلسفی باشد و فلسفه مرتبط و پاسخگوی سیاست.
زمانی که سخن از پاسخگویی به میان می‌آید لاجرم مسئولیت را هم در پی دارد و بدون ایده مسئولیت نمی‌توان از دمکراسی سخن گفت و دمکراسی هم بدون تفکر و اخلاق دمکراتیک محقق نخواهد شد. فضای سیاسی جامعه ما همواره از کمبود چنین اصول اخلاقی رنج‌برده است و این خلأ و همچنین نبود انگیزه و تعمق کافی برای پرسش و پاسخ و تأمل انتقادی باعث شده است که سیاستمداران برای پیشبرد امورشان به سنت‌های ایدئولوژیک و اسطوره‌ای پناه ببرند و با عدم توفیق در درک و انجام پرسشگری فلسفی و انتقادی در حوزه سیاست با ورشکستگی مواجه خواهیم شد و درنهایت مجبوریم خود را به منابعی ایدئولوژیک متصل کنیم که به گمانمان مشروعیت آفرین خواهد بود؛ غافل از آنکه زیست جهان سیاست فضای نقد مداوم و تحلیل و گفتگو است.
هدف از این مقدمه پرداختن به رویکردی است که این روزها در عرصه فعالیت سیاسی جامعه ما به‌وفور مشاهده می‌شود و سیاستمداران ما برای مشروعیت طلبی خود را در سایه کسانی قرار می‌دهند که نزد افکار عمومی دارای مقبولیت هستند؛ فارغ از تعاریف و مناقشاتی که بر سر دایره حدود شناسایی کنشگر سیاسی و سیاستمداران وجود دارد در اینجا مراد از سیاستمداران کلیه کسانی است که در فعالیت‌های سیاسی نقش مستقیم دارند و یا در عرصه نوشتن و تحلیل فضای سیاسی مشغول هستند.
مرحوم مهندس بهاء‌الدین ادب از سیاستمدارانی بودند که در کسوت نمایندگی مجلس و دیگر مناصب دولتی و بخش خصوصی، منشأ خدماتی شدند که در نزد افکار عمومی واجد مقبولیت و جایگاه ویژه‌ای بود و به نظر می‌رسد اقدامات، فعالیت، عملکرد و کارنامه ایشان و همچنین انتقادات و اشکالاتی که بر ایشان واردشده است بر همگان عیان است و لازم به یادآوری نبوده و در پیوستار این نوشته نمی‌گنجد. از زمان فوت نامبرده تاکنون هرساله و بخصوص در سالگرد فوت ایشان نام ادب بهانه‌ای شده است تا افراد زیادی در سایه ایشان قرار گیرند و مقالات و نوشته‌های فراوانی در اتصال به ایشان و وصف و تجلیل و بزرگداشت ایشان چاپ و پخش شود. بسیار کسانی از تصویر ایشان در نشان‌واره‌ها و نمادهایشان استفاده می‌کنند و سیاسیون و کنشگرانی هم به افشای همدیگر نسبت به مزاحمت و بدنام کردن مرحوم در زمان حیاتشان بپردازند؛ خلاصه هرساله در سالگرد ایشان بازاری بنام ادب گرم می‌شود و خیلی‌ها هم از این فضا سوءاستفاده می‌کنند.
آنچه موجب مقبولیت و خوش‌نامی ادب نزد مردم شده است نه ترکیب نام و فامیلش و نه اتصالش به شخص و گروهی خاص و نه نوشته‌ها و سروصدای تبلیغاتی ایشان در مشروع ساختن خود و اقداماتش بوده است؛ ادب را اصول اخلاقی و مسئولیت‌پذیری وی در عرصه سیاست مشهور کرد و پایبندی به ارکان اخلاقی مدرن عبارت از مسئولیت اخلاقی، تلاش در جهت بهبود وضع انسان‌ها، نقدپذیری و فسادناپذیری فاکتورهایی بودند که مهندس ادب را به نیکنامی شهره کرد و این‌ها در سایه دانش و آگاهی و اطلاع از امر سیاسی و اوضاع منطقه و جهان، تربیت مدرن و تعامل و گفتگوی مستمر با افکار عمومی و قدرت به وجود آمده است نه در توارث و نه در نسبت نصبی و سببی و یا هر مؤلفه‌ای که در دنیای سنت قهرمان‌پروری و اسطوره‌سازی می‌نمود.
سیاست مدرن در تعامل مستمر با پرسشگری و نقد قرار دارد و عرصه وظایف، مسئولیت‌ها، اختیارات و پاسخگویی کاملاً مشخص و واضح است؛ بنابراین کنشگر سیاسی باید ملتفت به این موضوعات بوده و بر اساس آن، گام بردارد. این روزها افراد فراوانی در سایه نام ادب به دنبال پنهان کردن ضعف‌ها و کاستی‌های خود هستند و می‌پندارند در سایه چنین فردی می‌توانند پنهان شوند؛ غافل از آنکه این سایه خود روشنایی است و تاریکی در آن راهی ندارد و زیر چتر نام ادب، خدمت صادقانه، اخلاق مدرن، تعامل و تساهل و نقدپذیری و احترام به حقوق و آزادی‌های دیگران جای می‌گیرد و توهین و افتراء، فحاشی‌های رکیک سیاسی و متهم کردن دیگران جهت تبرئه و اثبات خود مسائلی هستند نه‌تنها در سایه نام ادب جای نمی‌گیرند بلکه اخلاق سیاسی مدرن به‌دوراز چنین رفتارهایی است. آن مرحوم به لقب ادب بود به منش مؤدب.
جهان امروز جهان تعامل، گفتگو و پذیرش تفاوت‌ها و تساهل است. در امر سیاسی هم‌چنین وضعی کماکان استوار است و شایسته است سیاست ورزی از اسطوره‌سازی و قهرمان گرایی فاصله بگیرد و با نقد مداوم به بازسازی فضاهای بحران‌زده در عرصه‌های عینی بپردازد و این مهم در سایه قرار گرفتن به امید مشروعیت میسر نخواهد بود. بخش زیادی از شهرت و نیکنامی در عرصه فعالیت سیاسی استقبال از انتقاد و فسادناپذیری و عملکرد مثبت است. امروز اگر جوانان ما می‌خواهند وارد عرصه فعالیت سیاسی شوند باید بجای الصاق نشان و نشان‌واره‌ی دیگران بر سینه؛ از منش و اخلاق و عملکرد بزرگانی چون ادب درس بیاموزند و با رویکردی انتقادی آن‌ها را بازخوانی نمایند. چنین خوانشی به همراه تسلط بر علم و شرایط مدرن می‌تواند در آینده به بارآورنده کسانی گردد که بتوانند کارزار سیاست را به عرصه نیک‌نامی و جاودانگی تبدیل نمایند؛ همچنان که نام ادب اینک در میان ما جاودانه شده است.

اخبار مرتبط

نظرات

یادداشت روژان

نگاهی به سوانح دلخراش جاده‌ای در راه‌های استان کردستان

گوش‌هایی که نمی‌شنوند و چشم‌هایی که نمی‌بینند

بامداد سەشنبه ۲۰ تیر درحالیکه غالب مردم براساس نظم و گردش شبانەروز در بستر خواب بودند جمعیتی از شهر سنندج، به اقتضای نیاز و کار ضروری عزم سفر کردند تا در این گردش روزگار به نیازهای خود پاسخ دهند اما انگار مقدر چنین بود که به مقصد نرسند و در همان ابتدای سفر راهی دیار باقی شوند. حادثه دلخراشی که به سبب ارتباطات پیشرفته و شبکەهای اجتماعی خواب را در همان نیمەهای شب از چشم هموطنان ربود و به خبر اول خبرگزاری‌های ایران تبدیل شد، به گونەای که سه روز عزای عمومی اعلام شد و مقامات کشور از رئیس جمهور و رئیس مجلس گرفته تا بسیاری از وزرا و شخصیت‌های مطرح کشور با صدور پیامهایی به ابراز همدردی با مردم داغدار کردستان پرداختند و  روز پنجشنبه نیز خبر آن در صفحه اول همه روزنامەهای سراسری قرار گرفت. مرگ دست کم ۱۱ نفر که به سبب نوع حادثه قلب بسیاری‌ها را جریحەدار کرد. نکته حائز اهمیت در این رویداد تلخ ایجاد موجی از حزن و اندوه در عرصه استانی و ملی بود که اگر نبود این ابراز همدردی‌ها شاید تالم ناشی از آن برای  خانواده‌های داغدار قابل تحمل نبود. اما پیرامون این سانحه نکاتی قابل تامل است که بیان آن ضروری به نظر می‌رسد: ۱- تلنگری بود به مسوولان که هشدار رسانه‌ها و کارشناسان را جدی بگیرند. نقطه وقوع حادثه به عنوان مکانی حادثه خیز بارها مورد نقد قرار گرفته بود اما دریغ از یک پاسخ منطقی! ۲- بارها گفتیم و بار دیگر تکرار می‌کنیم، مردم کمبودها و ناملایمات را تحمل می‌کنند اما بی‌توجهی، اهمال، فخرفروشی و بی‌عدالتی ازسوی مسئولان را تحمل نمی‌کنند. شکی نداریم که با هزینه چندبرابرهم که شده این مسیر تحت فشار افکارعمومی در کوتاه‌ترین زمان اصلاح خواهد شد، همچنانکه قطعه‌ای از مسیر راه سنندج- حسین آباد، در سال 1382 پیش پس از واژگونی تانکر حامل مواد شیمیایی MTBE و سرازیر شدن مواد آن به داخل آب سد قشلاق بلافاصله اصلاح شد، آیا بهتر نیست قبل از وقوع حوادث تلخ و تحمیل هزینه‌های بسیار گوشها را بروی انتقادات بگشایند و اینقدر بیخیال نباشند. حتما باید جان چند نفر گرفته شود تا معبری حادثه خیز اصلاح شود؟ 3- بارها از تردد تانکر‌های نفتکش در جاده‌های کردستان به عنوان ارابەهای مرگ و کابوس نام برده شده است و سال‌هاست واژگونی تانکر‌ها که نفت و مشتقات نفتی عراق را از طریق جاده‌های باریک و ناامن کردستان به ویژه مریوان و سنندج به ایران می‌آورند یا محصولات نفتی فراوری شده مانند بنزین و گازوئیل را به آن کشور منتقل می‌کنند، همچون کابوسی مردم و محیط زیست منطقه کردستان را تهدید می‌کند. گفته می‌شود در سوآپ نفتی ایران و عراق روزانه ۳۰ تا ۶۰ هزار بشکه نفت خام از طریق مرز به پالایشگاه‌های کرمانشاه، شازند، تهران و تبریز انتقال داده می‌شود و ایران معادل آن را در بنادر صادراتی جنوب تحویل مشتریان عراق می‌دهد. آمار تردد روزانه از ۶۰ تا ۴۰۰ کامیون در محور مریوان – سنندج که یکی از باریک‌ترین و ...