رفتن به بالا

روزنامه فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی رۆژان

تعداد اخبار امروز : 0 خبر


  • چهارشنبه ۲۳ آبان ۱۳۹۷
  • الأربعاء ۵ ربيع أول ۱۴۴۰
  • 2018 Wednesday 14 November

  • روزنامه روژان

    صاحب امتیاز و مدیر مسوول: سلیمان الله‌مرادی

    ..............................................................

    نشانی: سنندج - میدان آزادی - انتهای کوچه سجادی (کوچه رزان) - پلاک ۱۱۵

    کد پستی: ۳۳۹۵۳-۶۶۱۳۷

    ..............................................................

    تلفن: ۳۳۲۳۸۵۴۵-۰۸۷

    ای‌میل: info@rojanpress.com

    کانال تلگرام: rojanpress@


اوقات شرعی

  • دوشنبه ۲۵ مهر ۱۳۹۵ - ۱۸:۱۰
  • کد خبر : 1453
  • هفته‌نامه روژان
  • چاپ خبر : جامعه پزشک محور

وقتی که بیماری از انواع مختلف آن بر تار و پود جامعه تنیده می‌شود، نیاز به طبیب به سرعت افزایش می‌یابد و تمام نهادهای جامعه در خدمت تولید پزشکان با تخصص‌های گوناگون قرار می‌گیرد؛ به این معنی این حرکت که از مشخصه های جامعه آفت‌زده و کم‌سواد است از خانواده که عقده‌ی بیسوادی و رنج‌های […]

وقتی که بیماری از انواع مختلف آن بر تار و پود جامعه تنیده می‌شود، نیاز به طبیب به سرعت افزایش می‌یابد و تمام نهادهای جامعه در خدمت تولید پزشکان با تخصص‌های گوناگون قرار می‌گیرد؛ به این معنی این حرکت که از مشخصه های جامعه آفت‌زده و کم‌سواد است از خانواده که عقده‌ی بیسوادی و رنج‌های ناشی از آن با ذهنیت پزشک شدن، به خورد کودکان تازه به دنیا آمده داده می‌شود، شروع شده و بدون توجه به توانایی‌های آن در طول مسیر زندگی هم پیوسته از سوی نهادهای مختلف اجتماعی که متشکل و متاثر از ناهنجاری‌های محیطی هستند به آنان دیکته می‌شود، به همین خاطر پزشک یک شخصیت بُت‌واره پیدا کرده و تا جایگاه پرستش ارتقا می‌یابد؛ بدینگونه نابرابری‌ در سیستم‌های آموزشی که بی تاثیر از نارسایی‌های محیط اطراف نیستند شدت می گیرد و یک آموزگار با کنایه به شاگرد کند ادراکی کلاس طعنه چوپان شدن یا رفتگری می‌زند و چون از طبقه‌ی هرم نیازهای مازلو عبور نکرده و غم نان بر او به سختی سایه انداخته است بیمارگونه از تعریف پزشک و پزشکی لب به سخن می‌گشاید تا جایی که در ذهن کودکان بدون توجه به توانایی‌های درونی و نیازهای بیرونی جامعه در رشته‌های مختلف همگرایی شدیدی به پزشک شدن یافت می‌شود و به جرات می توان گفت که اغلب دانش‌آموزان روزی این هدف نامعلوم و تزریقی از سوی جامعه و نهادهای مختلف آن را دنبال نموده‌اند و هنوز هم با دیده‌ی حسرت به آن می‌نگرند؛ اینگونه است که ما در حوزه های مهم دیگر اجتماع کمیتمان شدیدا می‌لنگد.
جای تاسف است یک مهندس بهداشت که در اینجا و در سرزمین ما حتی از واژه مناسب برای کار خود محروم مانده است کار پیشگیری را انجام می‌دهد و قبل از آنکه میکروب‌ها بخواهند در محیط اطراف منتشر و تکثیر شوند اقدام به پاکسازی محیط می‌کند ولی در پایین‌ترین طبقه شغلی جامعه قرار می‌گیرد و شغل آنان که دروازه سلامت شهر و روستا است از لحاظ غنی‌سازی و مهندسی شدن مورد غفلت جامعه و نهادهای آموزشی قرار می‌گیرد؛ طوری که حتی کار با زباله و درآمدهای ناشی از آن هم وجه‌ی زشتی پیدا می‌کند. این در حالی است که اگر جایگاه این مشاغل به درستی تعریف و در لایه‌های مختلف اجتماع توجیه شوند می‌توان از تب و تاب پزشک شدن برای عبور از ناامنی گرسنگی و پیدا کردن حاشیه امن درآمد خوب و پایدار گذر کرد. این را می‌توان به سادگی از رفتارهای مردم در مراسم، مجالس و محیط کار روزانه فهمید که اغلب کسبه و بازاریان سطح شهر هنوز هم از مجاری هدایت آب‌های سطحی در شهرها به عنوان کانال دفع زباله و ضایعات تولیدی روزانه استفاده می کنند که نشان از این است اهمیت مدیریت موثر و مفید زباله و بازیافت آنرا در سطح اجتماعی درک نکرده‌ایم در حالیکه در جوامع پیشرفته این موضوع بامدیریت هوشمندانه به تولید ثروت، ایجاد اشتغال و پاکیزکی محیطی کمک شایانی می کند.
بیمار شدن جامعه همان و تشکیل ذهنیت پزشک شدن در ذهن و ناخواداگاه کودکان، دانش آموزان و محصلان همان آفتی است که گردش چرخ‌های توسعه را کند کرده و جنبه های مختلف اجتماع از قبیل سلامت اجتماعی، سلامت محیط زیست، سلامت روان، سلامت جسم، سلامت کار، سلامت درآمد همگی جای خود را به پیش‌واژه درمان داده‌اند یعنی درمان اجتماعی، درمان محیط زیست، درمان روان، درمان جسم، درمان کسب و کار، درمان درامد که این در نوع خود مصیبت بزرگ تمرکز به طبابت و پزشکی و غفلت از ابعاد حیاتی و تحول ساز جامعه است.
ما به متخصصان برجسته‌ی تاریخ دان، حقوقدان، جغرافی دان، ریاضی دان، شیمی دان، جامعه شناس، مردم شناس، فیلسوف، مهندس بهداشت، نقاش، طراح، معمار، و… که حرف‌هایی برای گفتن خارج از کسب مدرک دانشگاهی داریم تا جامعه از تمام ابعاد رشد چشم گیری داشته باشد .

اخبار مرتبط

نظرات

یادداشت روژان

نگاهی به سوانح دلخراش جاده‌ای در راه‌های استان کردستان

گوش‌هایی که نمی‌شنوند و چشم‌هایی که نمی‌بینند

بامداد سەشنبه ۲۰ تیر درحالیکه غالب مردم براساس نظم و گردش شبانەروز در بستر خواب بودند جمعیتی از شهر سنندج، به اقتضای نیاز و کار ضروری عزم سفر کردند تا در این گردش روزگار به نیازهای خود پاسخ دهند اما انگار مقدر چنین بود که به مقصد نرسند و در همان ابتدای سفر راهی دیار باقی شوند. حادثه دلخراشی که به سبب ارتباطات پیشرفته و شبکەهای اجتماعی خواب را در همان نیمەهای شب از چشم هموطنان ربود و به خبر اول خبرگزاری‌های ایران تبدیل شد، به گونەای که سه روز عزای عمومی اعلام شد و مقامات کشور از رئیس جمهور و رئیس مجلس گرفته تا بسیاری از وزرا و شخصیت‌های مطرح کشور با صدور پیامهایی به ابراز همدردی با مردم داغدار کردستان پرداختند و  روز پنجشنبه نیز خبر آن در صفحه اول همه روزنامەهای سراسری قرار گرفت. مرگ دست کم ۱۱ نفر که به سبب نوع حادثه قلب بسیاری‌ها را جریحەدار کرد. نکته حائز اهمیت در این رویداد تلخ ایجاد موجی از حزن و اندوه در عرصه استانی و ملی بود که اگر نبود این ابراز همدردی‌ها شاید تالم ناشی از آن برای  خانواده‌های داغدار قابل تحمل نبود. اما پیرامون این سانحه نکاتی قابل تامل است که بیان آن ضروری به نظر می‌رسد: ۱- تلنگری بود به مسوولان که هشدار رسانه‌ها و کارشناسان را جدی بگیرند. نقطه وقوع حادثه به عنوان مکانی حادثه خیز بارها مورد نقد قرار گرفته بود اما دریغ از یک پاسخ منطقی! ۲- بارها گفتیم و بار دیگر تکرار می‌کنیم، مردم کمبودها و ناملایمات را تحمل می‌کنند اما بی‌توجهی، اهمال، فخرفروشی و بی‌عدالتی ازسوی مسئولان را تحمل نمی‌کنند. شکی نداریم که با هزینه چندبرابرهم که شده این مسیر تحت فشار افکارعمومی در کوتاه‌ترین زمان اصلاح خواهد شد، همچنانکه قطعه‌ای از مسیر راه سنندج- حسین آباد، در سال 1382 پیش پس از واژگونی تانکر حامل مواد شیمیایی MTBE و سرازیر شدن مواد آن به داخل آب سد قشلاق بلافاصله اصلاح شد، آیا بهتر نیست قبل از وقوع حوادث تلخ و تحمیل هزینه‌های بسیار گوشها را بروی انتقادات بگشایند و اینقدر بیخیال نباشند. حتما باید جان چند نفر گرفته شود تا معبری حادثه خیز اصلاح شود؟ 3- بارها از تردد تانکر‌های نفتکش در جاده‌های کردستان به عنوان ارابەهای مرگ و کابوس نام برده شده است و سال‌هاست واژگونی تانکر‌ها که نفت و مشتقات نفتی عراق را از طریق جاده‌های باریک و ناامن کردستان به ویژه مریوان و سنندج به ایران می‌آورند یا محصولات نفتی فراوری شده مانند بنزین و گازوئیل را به آن کشور منتقل می‌کنند، همچون کابوسی مردم و محیط زیست منطقه کردستان را تهدید می‌کند. گفته می‌شود در سوآپ نفتی ایران و عراق روزانه ۳۰ تا ۶۰ هزار بشکه نفت خام از طریق مرز به پالایشگاه‌های کرمانشاه، شازند، تهران و تبریز انتقال داده می‌شود و ایران معادل آن را در بنادر صادراتی جنوب تحویل مشتریان عراق می‌دهد. آمار تردد روزانه از ۶۰ تا ۴۰۰ کامیون در محور مریوان – سنندج که یکی از باریک‌ترین و ...