رفتن به بالا

روزنامه فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی رۆژان

تعداد اخبار امروز : 0 خبر


  • پنجشنبه ۲۴ آبان ۱۳۹۷
  • الخميس ۶ ربيع أول ۱۴۴۰
  • 2018 Thursday 15 November

  • روزنامه روژان

    صاحب امتیاز و مدیر مسوول: سلیمان الله‌مرادی

    ..............................................................

    نشانی: سنندج - میدان آزادی - انتهای کوچه سجادی (کوچه رزان) - پلاک ۱۱۵

    کد پستی: ۳۳۹۵۳-۶۶۱۳۷

    ..............................................................

    تلفن: ۳۳۲۳۸۵۴۵-۰۸۷

    ای‌میل: info@rojanpress.com

    کانال تلگرام: rojanpress@


اوقات شرعی

  • دوشنبه ۲۵ مهر ۱۳۹۵ - ۱۸:۲۰
  • کد خبر : 1455
  • هفته‌نامه روژان
  • چاپ خبر : سیاوچه‌مانه .

روژان: سیاوچمانه باید در کنار حفظ فرم گذشته خود به آفرینش فرم‌های نو نیز روی آورد و ابداع جزئی از ذات آن گردد و کسانی که متخصص این سبک هستند بتوانند بدون محدودیت و آزادانه دست به آفرینش بزنند و آزاد بودن باید در کنار خلاقیت هنرمند وی را به تعالی و پیشرفت هنری سوق دهد.

هنر همچون پنجره‌ای است برای تفسیر جهان همچون زیست‌بوم انسانی و ابژه شناخت. ذات هنر به‌گونه‌ای است که با تفسیر جهان روح انسانی را توانا گرداند و در این راستا با ارائه ظرفیت‌های ویژه به انسان شرایطی را فراهم می‌نماید که جهان‌های متفاوت در ذهن و ضمیر انسانی به موافقت و آمیختگی دست یابند.
جهان و زیست‌بوم انسان همچون ابژه شناخت موضوع شناسایی دین، فلسفه، علم و هنر است و هرکدام از این گفتمان‌های بشری از زاویه دید خود بدان می‌نگرند و دال‌های گفتمانی متفاوتی از یک موضوع واحد خلق می‌نمایند زمانی که این گفتمان‌ها در یک نقطه مشترک بر تعریفی مسالمت‌آمیز و واقع‌گرایانه با رویکرد انسانی به توافقی دست نیابند اصطکاک و خشونت اجتناب‌ناپذیر خواهد بود هنر در این میان می‌تواند با گفتمان خاص خود شرایط امتزاج و ترکیب این گفتمان‌ها را فراهم نموده و یک کلیت واحد به هستی بنمایاند و فضای بین جهانی و استعلایی در این وضعیت حادث خواهد شد و آن دم که چنین انسجام و امتزاجی روی دهد می‌توان مدعی بود که روح انسانی به رستگاری رسیده است و همین لحظه‌هاست که انسان احساس جاودانگی می‌نماید.
فرم و محتوای هنر در عصر کلاسیک از فاکتورهایی شکل گرفته است که در جهانی ثابت و کم تغیر چنین وضعی را پدید آورده است در این مقال منظور از هنر صرفاً موسیقی و به‌طور خاص آوازی است که در منطقه هورامان سیاوچمانه نامیده می‌شود این آواز در غیاب آلات و ابزارهای موسیقی پا به عرصه می‌گذارد نوایی در وصف طبیعت، عشق و با اشعاری که گاه برگرفته از فرهنگ مردم و گاه از دیوان اشعار شاعران، تعریف فنی و تخصصی از سیاوچمانه نه مدنظر است و نه در تخصص من و در اینجا بحث بر سر جایگاه سیاوچمانه در عصر سنت و مدرن است و همچنین پرداختن به ضعف های ساختاری و فرمی آن درگذشته و اکنون.
سیاوچمانه همچون هنر و ابژه استعلایی در عصر سنت سازگاری تام با وضعیت و ویژگی‌های اعصار گذشته داشته است و توانسته است در تفسیر جهان و آرامش بخشیدن به سوژه‌ها در راستای نگرش تفسیری ایفای نقش نماید. سنت منظور تعریفی است که فلاسفه مدرن برای قبل از دوران رنسانس نموده‌اند و همچون مقابل و پیشامدرن تعریف می‌شود و این دوره با رنسانس هنری در اروپا به پایان رسیده و اینک در برخی از نقاط جهان هنوز سنت سیطره تام دارد و یا دوره تزلزل و گذار را طی می‌نماید.
هنر کلاسیک و سیاوچمانه هم به‌تبع آن دارای ویژگی‌هایی است که در فرم و محتوای آن قابل پیگیری است اولین ویژگی وجود قالب و فرمی ثابت است بدین‌سان هنرمند به تکراری می‌پردازند که قرن‌ها قبل از وی ابداع‌شده و نه خواهان تغیر آن است و نه توانایی آن را دارد درواقع سنتی اخلاقی با چهارچوب مشخص است و هنرمند تنها در دایره آن می‌تواند هنرنمایی کند سیاوچمانه از گذشته تاکنون در همان قوالبی است که بنا به برخی شواهد از ۱۸ یا ۴۰ و یا کمتر و بیشتر تجاوز نکرده و تمام هنرمندان گذشته و حال در این فرم‌های مشخص سیاوچمانه خوانی کرده‌اند.
آموزش هنر در دوران گذشته به شکل شفاهی بوده است و هیچ‌گونه کلاس و آموزش رسمی صورت نگرفته است و براین اساس آموزش از نسلی به نسل دیگر و از پدر به فرزندان انجام‌گرفته است و بنابراین هنر نیز همچون پیشه و حرفه‌های قدیم گاه در چند نسل و میان یک خانواده حفظ‌شده است و فنون و رموز آن‌هم به شکل شفاهی به نسل‌های بعد منتقل‌شده است.
ویژگی دیگر هنر کلاسیک عدم وجود نظریه و پایه‌های علمی بوده است هنر سنتی فی‌البداهه و بسته به ذوق و سلیقه و خلاقیت اولین مبدعین آن بوده است آواز سیاوچمانه بسته به اینکه نوای دینی و لاهوتی، سرودی عاشقانه و ناسوتی و یا داستان زندگی انسان زاگرس نشین بوده باشد چندان تفاوتی ندارد و به‌هرروی نخستین ابداع‌کنندگان آن باذوق و خلاقیت خود بدین کار دست‌زده و نسل‌های بعدازآن پیروی کرده‌اند.
هنر و عصر مدرن
ازنظر بسیاری‌ از متفکران‌ علوم‌ اجتماعی‌ مدرنیسم‌ دورانی‌ تاریخی‌ است‌ که‌ پس‌ از رنسانس فرهنگی‌ اروپای‌ پس‌ از قرون‌ میانی‌ آغاز شد در این‌ دوران‌ چهره‌ زندگی‌ بشر در اروپا تغییرات‌ شگرف‌ و اساسی‌ کرده‌ است‌. از مهم‌ترین‌ حوادث‌ این‌ دوران‌ پیشرفت‌ سریع‌ علوم‌ و فنّاوری‌ جدید، وقوع‌ انقلاب‌های‌ دموکراتیک‌ در اروپا، استقلال‌ آمریکا و گسترش‌ نظام‌ اقتصادی‌ مبتنی بر مبادله‌ کالا در سراسر جهان‌ و افزایش‌ تدریجی‌ دین‌گریزی‌ (سکولاریسم‌) است‌. پرسش‌ مهم‌ درباره‌ این‌ دوران‌ آن‌ است‌ که‌ چه‌ چیز اندیشه‌ بشر را در این‌ دوران‌ از دوران‌ دیگر متمایز می‌کند و پاسخ‌ آن‌ همان‌ چیزی‌ است‌ که‌ «پروژه‌ فکری‌ مدرنیسم‌» یا «اندیشه‌ روشنگری‌» نام‌گرفته‌ است‌. اصطلاح‌ عصر روشنگری‌ گاه‌ با دوران‌ مدرن‌ به‌ یک‌ معنا به‌ کار می‌رود. پروژه‌ فکری‌ مدرنیسم‌ در معنای‌ کلی‌ و فلسفی‌ یعنی‌ آرمان‌ حاکمیت‌ فرد بر زندگی‌ فردی‌ و اجتماعی‌ انسان‌. به‌ بیان‌ دیگرعنصر اصلی‌ پروژه‌ فکری‌ و فلسفی‌ مدرنیسم‌ خردباوری‌ است‌؛ اما خردباوری‌ به‌ معنای‌ وسیع‌ آن‌ جوهر فلسفه‌ از آغاز پدید آمدن‌ آن‌ در غرب‌ است‌.
بنابراین‌ شاخصه‌ اصلی‌ مدرنیسم‌ خردباوری‌ است‌ اما در پس‌ این‌ خردباوری‌ که‌ ریشه‌ در اندیشه‌ دکارت‌ دارد دو اصل‌ همراه‌ است‌: اول‌ فردباوری‌ که‌ خودپرستی‌ و خود مدارنگری‌ و گرایش‌ افراطی‌ به‌ مالکیت‌ فردی‌ را در دل‌ می‌پروراند و دوم‌ شالوده باوری‌ که‌ همزاد مطلق‌باوری ‌است‌.
از ویژگی‌های‌ مدرنیسم‌ در عرصه‌ اجتماع‌ سکولاریزاسیون‌ یا زمینی شدن‌ و علمانی‌ گردیدن سنت‌ و فرهنگ‌ است‌ که‌ عبارت‌ است‌ از اینکه‌ اختیار تفسیر، توجیه‌ و پاسداری‌ از سنت‌ از حوزه‌های‌ دینی‌ جداشده‌ و به‌ قلمرو عرفی‌ جامعه‌ منتقل‌ می‌شود. عرفی‌ شدن‌ دارای‌ دو ساخت ‌عمده‌ عینی‌ و ذهنی‌ است‌. ساخت‌ ذهنی‌ متضمن‌ این‌ نکته‌ است‌ که‌ باورهای‌ متافیزیکی بازنگری‌ شود یعنی‌ رویکرد به‌ امور عالم‌، ماهیت‌ دینی‌ خود را از کف‌ داده‌ و علم‌ و هنر در توجیه آن‌ها مؤثر می‌شود، آن‌گونه‌ که‌ جولین-بک‌ می‌نویسد در اصل‌ استفاده‌ کردن‌ از ساحت‌های‌ مختلف علم‌ و هنر و دین‌ و… برای‌ تشریح‌ و توجیه‌ یکی‌ از این‌ بخش‌ها به‌تنهایی‌ از دستاوردهای مدرنیته‌ است‌. درست‌ در ابتدای‌ همین‌ دوران‌ است‌ که‌ مثلاً برای‌ حل‌ بسیاری‌ از پیچیدگی‌های مثلثات‌ و هندسه‌ از ترکیب‌ این‌ دوشاخه‌ از دانش‌ ریاضی‌، هندسه‌ تحلیلی‌ شکل‌ می‌گیرد.
به‌ این‌ اعتبار شهروندان‌ جامعه‌، تعهدات‌، وظایف‌، قراردادها و امور روزانه‌ خویش‌ را بدون‌ توجه‌ به‌ نیروهای‌ فراطبیعی‌ ملاحظه‌ نموده‌ و به‌طورکلی‌ تقوا و پرهیزگاری‌ در جامعه‌ جای‌ خود را به‌ تعهدات‌ سیاسی‌ ناشی‌ از قراردادهای‌ اجتماعی‌ می‌دهد. در جامعه‌ سنتی‌ تکالیف‌ به‌ مرجعی غیرزمینی‌ معطوف‌ است‌ اما در نظام‌ مدرن‌ ذهنیت‌ جدید و وجدان‌ فردی‌ جانشین‌ آن‌ می‌شود. حال‌ ساحت‌ عینی‌ عرفی‌ شدن‌ و سکولار شدن‌ را تفسیر می‌کنیم‌. در این‌ قلمرو نمادهای‌ دینی‌ و آداب‌ و آئین‌ها از روحیات‌ اجتماعی‌ جدا می‌شوند. به‌ این‌ معنا که‌ در حوزه‌ آموزش‌وپرورش، قانون‌گذاری‌ و به‌طورکلی‌ مدیریت‌ و حاکمیت‌ جامعه‌ نیروهای‌ متافیزیکی‌ در قالب‌ دین‌ مرجعیت خود را از دست‌ می‌دهند. درواقع‌ جنبه‌ عینی‌ سکولار شدن‌ را باید در نظام‌ آموزش‌وپرورش، نظام قضایی‌ و به‌طورکلی‌ در سه‌ قوه‌ مجریه‌، مقننه‌ و قضائیه‌ کشور به‌وضوح‌ ملاحظه‌ کرد. حال‌آنکه‌ در نظام‌های‌ دین‌مدار سه‌ قوه‌ به‌ نسبت‌های‌ گوناگون‌ به‌ سنت‌های‌ دینی‌ تکیه‌دارند.
نر مدرن‌ از همه‌ الگوهای‌ فلسفی‌ مدرنیسم‌ تبعیت‌ نمی‌کند و گاه‌ به‌ بعضی‌ از زیرساخت‌های‌ آن‌ هجوم‌ می‌آورد، چنانکه‌ اشاره‌ شد ازنظر شولت‌ ساس‌ مدرنیته‌ دو شکل‌ مختلف را طی‌ می‌کند: یک‌ وجه‌ که‌ ناشی‌ از نظام‌ سرمایه‌داری‌ است‌ و بخشی‌ که‌ مفهوم‌ زیبایی‌شناختی‌ دارد. وجه‌ اول‌ ایمان‌ به‌ گستره‌ علم‌ و خرد دارد و وجه‌ دوم‌ در قالب‌ گسترش‌ جنبش‌ پیش‌ رو (آوانگارد) متجلی‌ می‌شود. این‌ دو وجه‌ در بسیاری‌ نکات‌ باهم‌ به‌ معارضه‌ برمی‌خیزند. هنر مدرن ‌زاییده‌ وجه‌ دوم‌ مدرنیته‌ است‌. گاه‌ هنر مدرن‌ خود منتقد مدرنیته‌ است‌. شاید با برشمردن‌ ویژگی‌های‌ هنر مدرن‌ بتوان‌ این‌ وجوه‌ افتراق را در شکل‌ فلسفی‌ آن‌ ردیابی‌ کرد.
ویژگی‌های‌ هنر مدرن‌ با تسامح را می‌توان چنین برشمرد:
– هنرمند قرن‌ بیستم‌ صرفاً به‌ تغییرات‌ سبکی‌ بسنده‌ نمی‌کند و ضمن‌ استفاده‌ از ابزار مواد و مصالح‌ سنتی‌، مواد و مصالح‌ و ابزار تازه‌ای‌ را در رشته‌ خود به‌ کار می‌گیرد.
– تأکید بر خودمختاری‌ هنر و دنبال‌ کردن‌ آرمان‌ هنر برای‌ هنر. هنر مدرن‌ می‌خواهد خود نهایت‌ خود باشد نه‌ وسیله‌ تبلیغ‌ و ترویج‌ و تحکیم‌ آموزه‌های‌ سیاسی‌ دینی‌ و اخلاقی‌.
– هنر مدرن‌ خصلت‌ چالشگری‌، طغیانگری‌، پرخاشگری‌ و گزندگی‌ و (در ملایم‌ترین‌ حالت‌) نقدکنندگی‌ دارد. گذشته‌ از فوتوریسم‌ و رئالیسم‌ سوسیالیستی‌ که‌ ستایشگر عظمت‌ کارگر در ساختمان‌ کمونیسم‌ است‌، هنر مدرن‌ با ستایش‌ و پرستش‌ و تکریم‌ میانه‌ای‌ ندارد.
– درهم‌آمیختگی‌ رشته‌های‌ مختلف‌ هنری‌ در هنر مدرن‌.
– تجربه‌ فرم‌های‌ جدید و برون‌مرزی‌ به‌ این‌ معنا که‌ هنر مدرن‌ جغرافیای‌ خاص‌ مؤلف‌ اثر را پشت‌ سر می‌گذارد و به‌ دنبال‌ جغرافیایی‌ گسترده‌تر رو به‌ تجربه‌ فرمهای‌ دیگر می‌آورد.
– تجربه‌ عناصر فلسفی‌ و استفاده‌ از عناصر انتزاعی‌ در ساخت‌ فرمهای‌ جدید اعم‌ از بازی‌های ‌مکانی‌، زمانی‌، در نمایشنامه‌ها و یا بازی‌ با رنگ‌، فرم‌، پرسپکتیو، حجم‌، سطح‌ و دیگر اصول پایه‌ای‌ هنرهای‌ تجسمی‌.
– توجه‌ به‌ مخاطب‌ عام‌ و ایجاد اشکال‌ قابل‌ فهم‌ برای‌ مخاطب‌ عام‌ مثل‌ موسیقی‌ پاپ‌ یا نقاشی‌ پاپ‌ آرت‌
– توجه‌ به‌ رکن‌ پویایی‌ و انتقادی‌ بودن‌ و بعضاً خردورزانه‌ بودن‌ هنر با دست‌کاری‌ در عناصر پایه‌ای‌ هنر به‌عنوان‌ مثال‌ در نمایش‌های‌ اجرا شده‌ برشت‌ پیش‌ کشیدن‌ فاصله‌گذاری‌، بازهای کلامی‌ یا موقعیتی‌ در نمایشنامه‌های‌ ابزورد و…
نوربرت‌ لینتن‌ می‌نویسد تاریخ‌ هنر مدرن‌ معمولاً بر اساس‌ جنبش‌های‌ هنری‌ نقل‌ می‌شود؛ فوویسم‌، کوبیسم‌، فوتوریسم‌، اکسپرسیونیسم‌ و جز این‌ها تحولات‌ این‌ جنبش‌ها همچون رخدادهای‌ گروهی‌ در برابر عموم‌ ظاهر می‌شوند و در موردی‌ (همچون‌ فوتوریسم‌ و سورئالیسم‌) این‌ واقعیت‌ وجود داشت‌ که‌ هنر و محیط‌ برآمدن‌ جنبش‌ آن‌، با هماهنگی‌ یکدیگر متحول ‌می‌شدند. ولی‌ در اغلب‌ موارد هیچ‌ جنبش‌ واقعی‌ وجود نداشت‌ – آنچه‌ وجود داشت‌ بیش‌ از تربیتی ‌تسهیل‌کننده‌ برای‌ هنرمندانی‌ نبود که‌ اهداف‌ کم‌ و بیش‌ مشترکی‌ را دنبال‌ می‌کردند ولی‌ فاقد تکیه‌گاهی‌ بودند که‌ عضویت‌ در یک‌ آکادمی‌ یا جامعه‌ نظام‌یافته‌ای‌ فرا می‌آورد یا صرفاً یک همبستگی‌ تحمیل‌شده‌ از خارج‌ بود.
با ورود به عصر مدرن که کسانی چون مارکس که نقش انسان را در برابر جهان و طبیعت تنها توصیف و ستایش تعریف کرده‌اند اینک عصری را واردشده‌ایم که عصر بی‌ثباتی و تزلزل است و همچون یک رودخانه جهان در حال گذر است و انسان هیچ‌وقت نمی‌تواند دو بار در یک نقطه ثابت و تکراری قدم بگذارد انسان مدرن انسان خواهان تغییر است از جهان هستی و کائنات گرفته تا عرصه هنر و موسیقی بنابراین در راستای تغییر جهان مدرن به‌کلی متحول شده است تکنولوژی و صنعت، نظام سرمایه‌داری، جنگ و خشونت مدرن شرایطی را به وجود آورده است که سوژگی از انسان گرفته‌شده و به ماشین منتقل‌شده است این وضعیت بحران‌هایی را به وجود آورده است که فکر گذر از مدرنیته در غرب به دو شکل کلید خورده است متفکران مکتب انتقادی کسانی چون هابرمارس به دنبال تکمیل پروژه مدرنیته افتاده‌اند و کسانی چون نیچه و فوکو هم از عصر پست‌مدرن سخن می‌گویند در این فرایند هم هنر مدرن با تمام ویژگی‌های مثبت همچون آزادی هنرمند، خلاقیت و نظریه‌پردازی، رویکرد و روحیه انتقادی دچار در دوره مدرن گردید که کسانی چون تئودور آدورنو به دنبال پالایش آن از این برچسب‌های صنعتی و زایده عصر سرمایه‌داری برآمدند.
اولین ویژگی که موجب تنزل جایگاه هنر شده است و باعث ابتذال شده است هنر همچون ابزاری مصرفی به بازار مدرن پا نهاده است و همین موجب خصلت توده پسند آن و از بین رفتن خلاقیت در هنر شده است یعنی به‌واسطه تقاضای مصرف‌کننده هنر به تمایلات توده‌ها خزیدن گرفته است.
هنر توده پسند به سمتی سیر می‌نماید که توده‌ها خواهان آن هستند و درزمانی که توده‌ها به دنبال ایدئولوژی و تفکرات سیاسی خاص حرکت می‌کنند هنر نیز ناچار است که چنین سیری را بپیماید و در پایان همچون سلاح نبرد توده‌ها در برابر همدیگر قرار گیرد و با پایا تنش‌ها هم هنر ناچار باید جبهه‌ای نو و سلاحی نو گردد.
بحران تولید کالایی باعث شده است که هنر به ابتذال کشیده شود و تا حدودی خصلت‌های مدرن خود را نیز فاقد شود اما در این میان تکلیف ما چیست؟ به‌عنوان جوامعی که هنوز پایی در سنت داریم و دست به دامان مدرنیته هم برده‌ایم و به عبارتی در عصر گذار به سر می‌بریم اگر جهد و تکاپوی علمی و انتقادی در میان نباشد و به بازخوانی سنت و ورود به عصر مدرن دست نیابیم هم ازآنجا رانده خواهیم شد و هم ازاینجا مانده و تنها ضایعات سرمایه‌داری، فرهنگ مصرفی، هنر توده پسند، خشونت و لذات آنی مدرنیته سهم ما خواهد بود
اولین جرقه‌های رنسانس در هنر اروپایی به وجود آمد و اینک در برابر هنر سیاوچمانه که قصد استمرار آن را در عصر مدرن داریم چه باید کرد؟ آیا قبول آن با همان خصلت‌های گذشته کمکی به نمایاندن آن همچون میراثی انسانی خواهد نمود؟ خیر قطعاً پاسخ منفی است و ما ناچاریم دست به تغییر بزنیم اولین گام ساختن زیربنای علمی و تئوریک و امتزاج آن با تکنیک‌ها و فنون علمی موسیقی است و برای مدرن شدن ناچارا باید علمی بود و علمی اندیشید در کنار علمی شدن باید روش‌های آموزش مدرسی و کتابی آن را هم ابداع نماییم تا در مدارس بتوانیم همچون بخشی از موسیقی این سرزمین تدریس شود و با داشتن استعداد هنری روش ارائه آن را هم متدیک و علمی آموزش داد.
سیاوچمانه باید در کنار حفظ فرم گذشته خود به آفرینش فرم‌های نو نیز روی آورد و ابداع جزئی از ذات آن گردد و کسانی که متخصص این سبک هستند بتوانند بدون محدودیت و آزادانه دست به آفرینش بزنند و آزاد بودن باید در کنار خلاقیت هنرمند وی را به تعالی و پیشرفت هنری سوق دهد.
منتقد بودن و نقدپذیری در همه ساحت‌های زندگی انسان مدرن پذیرفته‌شده است و در هنر هم امری بسامان است و هنر مدرن منتقد جامعه و بحران‌های آن است و موضع خودش را همیشه بدین شکل حفظ نموده است صرف پرداخت به توصیف و ستایش در سیاوچمانه در عصر کنونی موجب بی‌توجهی بدان خواهد شد و در بازار رقابت جایی از آن خود نخواهد داشت.
هنر مدرن باروح والا و تعالی‌بخش امیدوارکننده و آزادی‌بخش است به دنبال رهایی انسان از سلطه ساختارها و ماشین است باوجود بحران معنوی و اخلاقی و همچنین خلأ عاطفی در جهان هنر مدرن امید می‌آفریند و به انسان میل به جاودانگی می‌بخشد.
سیاوچمانه از اعصار گذشته تاکنون با محتوایی از توصیف، ستایش طبیعت، معبود حقیقی و مجازی، عشق و روایت‌های ناسوتی توانسته است فضای بین جهانی برای انسان زاگرس نشین ایجاد نماید و انسان هم با انس و دوستی و حیران ماندن در راز جهان و طبیعت با این سروده‌ها و آوازها به جاودانگی رسیده است اما اینک فضای ذهنی به دنبال تغییر است و سکون و ثبات را نمی‌پذیرد به دنبال تنوع است لاجرم دین، فرهنگ و هنرش هم باید بدین سو میل نماید وگرنه از قافله عقب خواهد ماند. امروز ابتذال در موسیقی، تولید کالایی، توده پسندی که در بعد از مدرن شدن هنر در غرب پدید آمده بود اینک قبل از بکار بردن ویژگی‌های مدرن هنر همچون آزادی، خلاقیت و نظریه‌پردازی در این سرزمین ریشه دوانده است و گفتمان مصرف‌گرا به شکل عریان در حال نمایاندن خود در عرصه هنر است و این وضعیتی ناگوار است باید آوازهای این سرزمین بار دیگر تعالی‌بخش روح و روان انسان باشند نه طلایه دار ابتذال و مصرف‌گرایی.

اخبار مرتبط

نظرات

یادداشت روژان

نگاهی به سوانح دلخراش جاده‌ای در راه‌های استان کردستان

گوش‌هایی که نمی‌شنوند و چشم‌هایی که نمی‌بینند

بامداد سەشنبه ۲۰ تیر درحالیکه غالب مردم براساس نظم و گردش شبانەروز در بستر خواب بودند جمعیتی از شهر سنندج، به اقتضای نیاز و کار ضروری عزم سفر کردند تا در این گردش روزگار به نیازهای خود پاسخ دهند اما انگار مقدر چنین بود که به مقصد نرسند و در همان ابتدای سفر راهی دیار باقی شوند. حادثه دلخراشی که به سبب ارتباطات پیشرفته و شبکەهای اجتماعی خواب را در همان نیمەهای شب از چشم هموطنان ربود و به خبر اول خبرگزاری‌های ایران تبدیل شد، به گونەای که سه روز عزای عمومی اعلام شد و مقامات کشور از رئیس جمهور و رئیس مجلس گرفته تا بسیاری از وزرا و شخصیت‌های مطرح کشور با صدور پیامهایی به ابراز همدردی با مردم داغدار کردستان پرداختند و  روز پنجشنبه نیز خبر آن در صفحه اول همه روزنامەهای سراسری قرار گرفت. مرگ دست کم ۱۱ نفر که به سبب نوع حادثه قلب بسیاری‌ها را جریحەدار کرد. نکته حائز اهمیت در این رویداد تلخ ایجاد موجی از حزن و اندوه در عرصه استانی و ملی بود که اگر نبود این ابراز همدردی‌ها شاید تالم ناشی از آن برای  خانواده‌های داغدار قابل تحمل نبود. اما پیرامون این سانحه نکاتی قابل تامل است که بیان آن ضروری به نظر می‌رسد: ۱- تلنگری بود به مسوولان که هشدار رسانه‌ها و کارشناسان را جدی بگیرند. نقطه وقوع حادثه به عنوان مکانی حادثه خیز بارها مورد نقد قرار گرفته بود اما دریغ از یک پاسخ منطقی! ۲- بارها گفتیم و بار دیگر تکرار می‌کنیم، مردم کمبودها و ناملایمات را تحمل می‌کنند اما بی‌توجهی، اهمال، فخرفروشی و بی‌عدالتی ازسوی مسئولان را تحمل نمی‌کنند. شکی نداریم که با هزینه چندبرابرهم که شده این مسیر تحت فشار افکارعمومی در کوتاه‌ترین زمان اصلاح خواهد شد، همچنانکه قطعه‌ای از مسیر راه سنندج- حسین آباد، در سال 1382 پیش پس از واژگونی تانکر حامل مواد شیمیایی MTBE و سرازیر شدن مواد آن به داخل آب سد قشلاق بلافاصله اصلاح شد، آیا بهتر نیست قبل از وقوع حوادث تلخ و تحمیل هزینه‌های بسیار گوشها را بروی انتقادات بگشایند و اینقدر بیخیال نباشند. حتما باید جان چند نفر گرفته شود تا معبری حادثه خیز اصلاح شود؟ 3- بارها از تردد تانکر‌های نفتکش در جاده‌های کردستان به عنوان ارابەهای مرگ و کابوس نام برده شده است و سال‌هاست واژگونی تانکر‌ها که نفت و مشتقات نفتی عراق را از طریق جاده‌های باریک و ناامن کردستان به ویژه مریوان و سنندج به ایران می‌آورند یا محصولات نفتی فراوری شده مانند بنزین و گازوئیل را به آن کشور منتقل می‌کنند، همچون کابوسی مردم و محیط زیست منطقه کردستان را تهدید می‌کند. گفته می‌شود در سوآپ نفتی ایران و عراق روزانه ۳۰ تا ۶۰ هزار بشکه نفت خام از طریق مرز به پالایشگاه‌های کرمانشاه، شازند، تهران و تبریز انتقال داده می‌شود و ایران معادل آن را در بنادر صادراتی جنوب تحویل مشتریان عراق می‌دهد. آمار تردد روزانه از ۶۰ تا ۴۰۰ کامیون در محور مریوان – سنندج که یکی از باریک‌ترین و ...