رفتن به بالا

روزنامه فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی رۆژان

تعداد اخبار امروز : 0 خبر


  • شنبه ۲۷ بهمن ۱۳۹۷
  • السبت ۱۰ جماد ثاني ۱۴۴۰
  • 2019 Saturday 16 February

  • روزنامه روژان

    صاحب امتیاز و مدیر مسوول: سلیمان الله‌مرادی

    ..............................................................

    نشانی: سنندج - میدان آزادی - انتهای کوچه سجادی (کوچه رزان) - پلاک ۱۱۵

    کد پستی: ۳۳۹۵۳-۶۶۱۳۷

    ..............................................................

    تلفن: ۳۳۲۳۸۵۴۵-۰۸۷

    ای‌میل: info@rojanpress.com

    کانال تلگرام: rojanpress@


اوقات شرعی

  • شنبه ۳۰ مهر ۱۳۹۵ - ۱۳:۰۳
  • کد خبر : 1479
  • هفته‌نامه روژان
  • چاپ خبر : دفاع از زریبار، دفاع از توسعه است

روژ‌ان: نابودی کره زمین و زیست‌بوم انسانی مسئله‌ای نیست که تنها دامن‌گیر شرق یا غرب و یا جهان توسعه‌یافته و یا عقب‌مانده باشد. بحران محیط‌زیست بحرانی عالم‌گیر و جهانی است؛ چه در ایالت شیکاگو و یا در شاخ آفریقا یا هندوراس و یا مریوان، مسئله شاید شدت و کم‌وزیاد داشته باشد اما به‌طور قطع در تمام نقاط مسکونی و غیرمسکونی کره زمین نابودی یک معنی و مفهوم خواهد داشت آن‌هم اینکه دیگر زمین شرایط زیست انسانی نخواهد داشت.

قرن‌های بعد از رنسانس صنعت و تکنولوژی، غرب رشد سرسام‌آوری یافت؛ این گسترش چندین مسئله جدی را برای تاریخ بشر بر روی این کره خاکی به دنبال داشته است تااندازه‌ای که میزان تغییرات موجود در زمین و جو آن به حدی است که گاه دانشمندان آب و هواشناسی را با پدیده‌هایی مواجه می‌کند که نه‌تنها تحلیل و پیشنهادی برای رفع آن‌ها ندارند بلکه موجب یاس و ناامیدی فزاینده انسان می‌گردد در برابر آنچه می‌تواند قرن آتی را با پایانی غم‌انگیز برای سرنوشت نوع بشر رقم بزند.
نیاز و ضرورت انسان برای رشد و توسعه و رفاه و آسایش به همراه خلاقیت و آفرینندگی موجب ظهور مسئله‌ای در زندگی انسان شد که از زمان سکونت انسان بر روی زمین تا عصر مدرن سابقه نداشته است، اختراع ماشین و ابزارهای خودکار برای تولید و توسعه و سهولت در امور زندگی اجتماعی. انسان عصر مدرن با تغییر نگرش فلسفی از آسمان به زمین، خود را همچون سوژه‌ی دانا و خالق و شناسنده هستی تعریف نمود و در پی چنین وضعیتی در میان چرخه طبیعی زمین مدار و دایره جهان گردید و میل سیری‌ناپذیرش همچون قادر مطلق به دنبال تغییر زمین بنا به اراده و سلیقه خود برآمد، التهاب ناشی از اختراعات و تلذذ آنی از جریان رفاه بخش و خادمی همچون ماشین انسان را در ابتدا از ابعاد مخرب چنین پدیده‌ای غافل نمود و سوار بر ماشین آرزوها، جهان را همچون دهکده‌ای کوچک قابل دسترس و کنترل نمود. اما گذر زمان وقوع بحران‌های جهانی، خشونت، خشک‌سالی، تغییرات شدید آب و هوایی در آستانه ورود به دوره پست‌مدرن، اندیشمندان را به تجدید نظر در پروژه مدرنیته واداشت تا جایی که کسانی همچون «یورگن هابرماس» آن را پروژه ناتمام مدرنیته نام نهادند، ویرانگری و صنایع مخربی که در به وجود آوردن بحران‌های عمومی و مهم‌تر از همه محیط زیست به‌طور اساسی مورد بازنگری قرار گرفتند و دیگر توسعه به معنی صرف قرن نوزده از برنامه متفکران مدرن خارج گردید.

نابودی کره زمین و زیست‌بوم انسانی مسئله‌ای نیست که تنها دامن‌گیر شرق یا غرب و یا جهان توسعه‌یافته و یا عقب‌مانده باشد. بحران محیط‌زیست بحرانی عالم‌گیر و جهانی است؛ چه در ایالت شیکاگو و یا در شاخ آفریقا یا هندوراس و یا مریوان، مسئله شاید شدت و کم‌وزیاد داشته باشد اما به‌طور قطع در تمام نقاط مسکونی و غیرمسکونی کره زمین نابودی یک معنی و مفهوم خواهد داشت آن‌هم اینکه دیگر زمین شرایط زیست انسانی نخواهد داشت.
توسعه پایدار به‌عنوان برنامه‌ای مدون و منسجم در تمام سازمان‌های جهانی و برنامه کشورهای توسعه‌یافته گنجانده شده است، بدین معنی که هر امری در راستای توسعه صنعتی صورت گرفته و خواهد گرفت التزام می‌نماید که شاخصه‌های زیست‌محیطی، شرایط جغرافیایی، فرهنگی و اجتماعی مدنظر قرار گیرد و صنایعی که قبلاً بدون چنین فاکتورهایی آغاز به کار کرده‌اند اصلاح شوند و درصورتی‌که چنین امری امکان نداشته باشد تغییر مکان، تغییر کاربری و تعطیلی کارگاه مدنظر قرار گیرد. موضوع فوق صرفاً بر مبنای امری تحمیلی و اجباری نخواهد بود؛ احساس نیاز بشر برای بقای کره خاکی جهت زیست نسل‌های آینده امری خطیر و حساس است و انسان‌های مدرن با چنین بینشی به توسعه در قرن کنونی با میل و رغبت خواهند پرداخت؛ بنابراین همگان همچون تربیتی مدرن و مسئولیتی همگانی بر این امر اصرار می‌ورزند.
ورود کشورهای جهان سوم به عصر مدرن و تجربه مدرنیته به‌مثابه پدیده‌ای غربی بدین شکل نخواهد بود که تمام ناکارآمدی‌ها و تجربیات ناموفق مدرنیته غربی را از سر بگذرانیم و اشتباهات و سهل‌انگاری توسعه صنعت در غرب را تکرار نماییم؛ هرچند متأسفانه اینک در عرصه سدسازی، راه‌سازی، شهرسازی، بهره‌برداری از منابع زیرزمینی، استقرار کارخانه‌ها و صنایع اشتباهاتی به‌مراتب بدتر و بحران‌زاتر از قرن نوزدهم و بیستم غرب را تکرار می‌نماییم.
خوانش نقادانه توسعه صنعتی در غرب می‌توانست ما را گامی به جلوتر براند و از سوی دیگر نیازی به اصلاح و تعدیل در زیرساخت‌های صنعتی خود نداشته باشیم اما به‌عنوان نمونه موردی ساخت سدهای گوناگون، جابجایی منابع آب، خارج از بستر طبیعی، عدم توجه به منابع آب زیرزمینی، چشمه‌ها و تالاب‌ها، خاورمیانه و بخصوص ایران آینده را با بحران جدی مواجه خواهد نمود.
خبر صدور مجوز سازمان محیط‌زیست و ساخت پالایشگاه در دشت مریوان و کنار دریاچه زریبار را که شنیدم هیچ‌گونه بهت و تعجبی را در من ایجاد نکرد چون سابقه برنامه‌های دیگر همچون سد داریان و اینک به‌قرار سد بلبر را که شنیده‌ام شکی ندارم همین خط تصمیم‌گیری بدون انحراف مسیر خود را می‌پیماید؛ اینکه باوجود پتانسیل‌های جدی مریوان و دریاچه زریبار در صنعت توریسم چرا مجوز ساخت پالایشگاه صادرشده است واقعاً مضحک است. اهداف و سرفصل‌های توجیهی طرح توسعه صنعتی منطقه، اشتغال، جلوگیری از تردد تانکرهای نفت و کاهش سوانح رانندگی و مرگ‌ومیر عنوان شده است؛ آیا با استخدام صد نفر بومی و چهارصد تکنسین غیر بومی کوچک‌ترین شاخصه توسعه پایدار دیده شده است؟ آیا ورود سالانه هزاران گردشگر برابر با استخدام پانصد نفر، آن‌هم با شرایط مشخص استخدامی است و میزان بهره‌مندی مریوان از کدام‌یک به‌صرفه‌تر است؟ آیا در این مجوز به‌اصطلاح زیست‌محیطی وضعیت دریاچه زریبار، زیستگاه حیات وحش، کشاورزی و باغداری مردم، بافت روستاها و… دیده شده است؟ آیا چنین طرحی برای سوداندوزی جمعی اندک که در دولت‌های گذشته و حال رانت‌های کلان در صنایع را به راه انداخته‌اند نخواهد بود؟ آیا با چنین طرح‌هایی از میزان سوانح و مرگ‌ومیر ناشی از جاده‌های مرگ در کردستان جلوگیری خواهد شد؟ آیا باوجود داشتن مرز بین‌المللی و جاده اصلی دو شهرستان به مرکز استان و پایتخت و معطلی آن از چند دهه قبل ساخت پالایشگاه می‌تواند توجیهی برای نامناسب بودن جاده‌های ارتباطی باشد؟ آیا ورود نفت از مرز باشماق و اقلیم کردستان امری دائمی خواهد بود؟ طرح سؤال‌ها و پاسخ تمامی آن‌ها امری است که لازم است به عهده متخصصین امر گذاشته شود. اما من می‌دانم مریوان و دریاچه زریبار دو چشم این منطقه‌اند و نابودی یکی به معنای نابودی دیگری است. هویت زریبار با مریوان تمایزی ندارد و این را هم خوب می‌دانم پتانسیل‌های توریستی این منطقه شک و شبهه و سؤال بردار نبوده و پایانی بر آن نیست و مسیر توسعه پایدار مریوان در راستای توجه به شرایط اجتماعی و فرهنگی و حفظ مراقبت از اکوتوریسم و خصوصاً زریبار خواهد بود. توجه به وضعیت حقوقی زریبار، فراهم نمودن زیرساخت‌های بنیادی همچون راه ارتباطی و توسعه صنعت توریسم نه‌تنها به رشد و توسعه منطقه بلکه برای کل کشور هم همچون نقطه قوت توریستی خواهد بود و در فراهم آوردن درآمد کافی در بودجه عمومی کشور تأثیر بسزایی خواهد داشت.
همچون آن معادله رایج شاید اقتصاددان از دید درآمدزایی و زیست‌شناس از نگاه زیستی و هرکس از دیدگاه خاصی به ارزش واقعی زریبار بپردازد اما از نگاه منِ مریوانی و دوستدار طبیعت تنها یک‌دم نشستن در مقابل منظره نیلگون زریبار در یک بعدازظهر جمعه به تمام ارزش اقتصادی و… پالایشگاه‌های جهان می‌ارزد.

اخبار مرتبط

نظرات

یادداشت روژان

بیانیه تحریریه روزنامه روژان در واکنش به دروغ‌پردازی برخی کانال‌های مجازی

مغز فندقی‌ها/ قلم مسئول و مصیبت‌های آن

بدواً عرض می‌کنیم ما کسانی که در روژان قلم می‌زنیم با اطمینان، به اتفاق همکارانمان در دیگر نشریات استان آرزو کرده و می‌کنیم که ای کاش فعل و فعالیت مسئولان ما به گونه‌ای بود که رفاه و آسایش و امنیت خاطر را به مردم هدیه می‌کرد و از قِبَل حرف و حرکتشان مملکت بر ریل توسعه می‌چرخید؛ آن وقت ما محررین، توسن قلم را در دشت بلاغت و فصاحت جولان می‌دادیم و با ردیف کردن همة صناعات ادبی در رسا و ثنای مسئولان، مثنوی‌ها می‌سرودیم و به نشانه شکرگزاری، دست نیاز به سوی پروردگار دراز می‌کردیم که خدایا این سروران را از سر ما دریغ مدار که سروریشان باعث سرفرازی ما شده است؛ اما چه کنیم که چنین نیست؛ ما هم بنا به وظیفه دینی و اخلاقی و حرفه‌ای خود مجبوریم آلام مردم را بازگو و به سمع و نظر مردم برسانیم شاید دستی از آستین همت به در آید و تیمارگری بنشیند. ما کی هستیم که چنین حقی داریم؛ فعالان عرصه رسانه‌‌‌های جمعی که رکن چهارم دموکراسی‌اش می‌نامند و برقراری نظم و نسق، مستلزم وجود و فعالیت مثبت ماست؛ مائی که از قواعد و قوانین بهره می‌گیریم و در پی هدایت امور در بستر بهبود به نام مردم و از سوی مردم می‌گوئیم و می‌نویسیم. در واقع ما آئینه تمام‌قد رفتارهای مسئولان هستیم؛ اگر خوبند خوب نشان می‌دهیم و اگر بدند بد. نه در خفا، که به صراحت می‌گوییم: از آنجا که در شرایط فعلی شرایط سختی بر جامعه حاکم است لذا ما مجبور به بیان حقایقی می‌شویم که ممکن است برای حضرات مسئولان تلخ و گزنده باشد لذا توقع اخم و تخم، خط و نشان کشیدن و... هم هست که دیده و شنیده‌ایم اما ایفای مسئولیت، بالاتر از همه خطرات است، چه ما به ارزش قلم و تراوشاتش نیک آشنائیم و می‌دانیم که خدای منان به آن سوگند خورده است؛ «ن والقم و ما یسطرون». در چنین حالتی کسی نباید از ما توقع واژگون‌کاری و باژگون‌گوئی داشته باشد؛ اگر خواهان تعریف و تمجید هستید بفرمائید؛ مسئولیت و اختیار دارید به مردم خدمت کنید تا مشمول عنایت شوید و گرنه ما معذوریم. نویسندگان و دست‌اندرکاران این نشریه به شهادت صفحه‌های روژان در تمام سال‌های عمر، همیشه فریادگر مردم و مصالح و منافعشان بوده‌اند؛ به ناحق سیاه را سفید و سفید را سیاه نکرده‌اند و در بستر این سیر، فشار را هم تحمّل نموده‌اند. در این میان گاهاً اظهار نظرهائی در مورد روژان ابراز می‌شود که جای تاسف است؛ جدیداً در منبعی نه چندان شناخته شده برای مردم، انگ و رنگی به روژان زده‌اند که گویا ارگان سپاه است و با استفاده از رانت، 85 تن کاغذ از دولت گرفته است!! در باره این انگ‌نامه که ظاهرا به بهانه تجلیل مدیرکل ارشاد اسلامی از روژان به بیرون تراوش پیدا کرده است باید گفت عجبا از این استدلال، استخراج و استنتاج؟ بازدید مدیرکل ارشاد کردستان و اهدای لوح تقدیر، امری مرسوم است و هرازچند‌گاهی صورت می‌گیرد و تمام دفاتر نشریات ...