رفتن به بالا

هفته‌نامه فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی رۆژان

تعداد اخبار امروز : 0 خبر


  • یکشنبه ۶ خرداد ۱۳۹۷
  • الأحد ۱۲ رمضان ۱۴۳۹
  • 2018 Sunday 27 May

  • هفته‌نامه روژان

    صاحب امتیاز و مدیر مسوول: سلیمان الله‌مرادی

    ..............................................................

    نشانی: سنندج - میدان آزادی - انتهای کوچه سجادی (کوچه رزان) - پلاک ۱۱۵

    کد پستی: ۳۳۹۵۳-۶۶۱۳۷

    ..............................................................

    تلفن: ۳۳۲۳۸۵۴۵-۰۸۷

    ای‌میل: info@rojanpress.com

    کانال تلگرام: rojanpress@


اوقات شرعی

  • شنبه ۸ آبان ۱۳۹۵ - ۱۳:۱۶
  • کد خبر : 1549
  • هفته‌نامه روژان
  • چاپ خبر : دعوت به تماشای فیلم فروشنده

هر مخاطب اثر، به‌صورت تعمدی یا حتی غیر عمد درصدد مقایسه برمی‌آید. اینکه این اثر فلان نویسنده با سایر آثار او چه تفاوت‌هایی دارد و یا ارتباط این اثر با کارنامه‌ی هنری خالق آن چیست. این کار از جهاتی حائز اهمیت است اما پیش‌ازاین کار باید به بررسی هر اثر به‌صورت مستقل پرداخت. به این […]

هر مخاطب اثر، به‌صورت تعمدی یا حتی غیر عمد درصدد مقایسه برمی‌آید. اینکه این اثر فلان نویسنده با سایر آثار او چه تفاوت‌هایی دارد و یا ارتباط این اثر با کارنامه‌ی هنری خالق آن چیست. این کار از جهاتی حائز اهمیت است اما پیش‌ازاین کار باید به بررسی هر اثر به‌صورت مستقل پرداخت. به این منظور می‌توان گفت آنچه در حوصله‌ی این متن می‌گنجد، تنها معرفی کوتاهی است از فیلم» فروشنده« و نه ارتباط این اثر با سایر آثار فرهادی و یا کارگردان‌های تأثیرگذار بر فیلم‌سازی او .
«فروشنده» در یک درام اجتماعی جایی برای مقایسه باقی نمی‌گذارد؛ زیرا وقت این کار را ندارد. فیلم در یک نگاه جدید و با استفاده از تلمیحات مثال‌زدنی، مخاطب را وارد دنیای خود می‌کند. در آخرین فیلم اصغر فرهادی، مخاطب با خرید یک بلیط و نشستن به روی صندلی سینما، یک برد را تجربه می‌کند. برد ازاین‌جهت که این فیلم تنها محدود به خود داستان رعنا و عماد (زن و شوهر جوانی که با کنش‌های نشاط و پژمردگی آرامش و آشوب بخشش و انتقام و… مواجه‌اند(نیست. بلکه فیلم گریزهای زیبایی به متن یک تاتر “ مرگ فروشنده نوشته‌ی آرتور میلر “، یک داستان “ گاو نوشته‌ی غلامحسین ساعدی و به طبع آن نسخه‌ی سینمایی آن ساخته‌ی “ داریوش مهرجویی “ و چند آهنگ و به‌طورکلی یک جامعه دارد.
این ارجاعات در فیلم با یک منطق ریاضی‌وار کنار هم چیده شده‌اند و یا به نحوی بتوان گفت این شخصیت‌ها هستند که دست به خوانش های متناسب بازندگی خود می‌زنند. رعنا و عمادی که بازیگران یک تاتر هستند؛ درجایی از زندگی خود، زندگی را مانند یک نمایشنامه تاتر می‌بینند و درجایی دیگر که مشغول بازی بر روی صحنه هستند از نقش خود بیرون می‌آیند و دیالوگ‌های خود را بیان می‌کنند حال‌آنکه ما همه‌ی این‌ها را روی پرده‌ی سینما می‌بینیم.
جزئیات به‌طوری کنار هم مانند یک جورچین چیده شده‌اند که ممکن است مخاطبی را از فیلم دور کند. مخاطبی را که توقع دیدن برشی سینمایی از زندگی دارد. مخاطبی که دوست ندارد دست یک نویسنده را در اثر ببیند؛ اما با همه‌ی این‌ها اصغر فرهادی خالق این درام است و این اثر در تعریفیت خود در قالب نمایشی قرار می‌گیرد. نویسنده‌ی اثر خود را مجاز می‌داند که از توضیح بپرهیزد و یک‌راست به سراغ مسئله‌ی فیلم برود. مسئله‌ای که یک بحران فردی اجتماعی را بیان می‌کند
اگر فرهادی می‌خواست این مسئله را به نحوی دیگر بیان کند شاید مقدمه‌ای طولانی‌تر از آنچه که حالا با آن روبه روایم، به وجود می‌آمد؛ اما آنچه در همین مقدمه فعلی هم مشخص است، توجه ی فرهادی به روابط بین فردی است. روابطی که تحت تأثیر حوادث، به سرحد مسخ‌شدگی می‌رسد. روابطی که ترک برمی‌دارد ولی نمی‌شکند. ترکی که در قاب‌های متعددی با فیلم‌برداری خاص از پشت شیشه‌های ترک برداشته‌ی پنجره و یا پس‌زمینه‌ای با دیوارهای تخریب‌شده به نمایش گذاشته می‌شود. روابطی که مستعد فروریختن‌اند.
این معرفی قصد دارد در درجه‌ی اول شما را دعوت به تماشای فیلم کند و به این منظور در این زمان از بیان سیر خط داستانی فیلم و تحلیل آن سرباز می‌زند. در شماره‌های آتی به سراغ نقد آن خواهیم رفت.
و در پایان اگر تاکنون این به دیدن «فروشنده» نرفته‌اید، این فرصت را از دست ندهید.

اخبار مرتبط

نظرات

یادداشت روژان

روژان؛ روزنامه‌ای برای مردم

ضرورت وجود روزنامه در کردستان و اینکه چرا باید استان ما از وجود یک نشریه روزانه محروم بماند همواره دغدغه اینجانب در سال‌های گذشته بود؛ محرومیتی که حداقل برای اهالی فرهنگ و به خصوص رسانه دردآور می‌نمود؛ آن هم مردمانی که بر پیشانی آنان فرهنگ می‌درخشد و سابقه روزنامه‌داری را بیش از دیگران دارند. جدا از پیشینه فرهنگی این استان و نقش مطبوعات در بالابردن سطح آگاهي‌های مردم و فرهنگ عمومي نسبت به مسائل اجتماعی، سیاسی، فرهنگی و اقتصادی كه در جامعه صورت مي‌گيرد و اینکه رسانه‌ها سهم مهمي در اطلاع‌رساني مردم خواهند داشت، استان کردستان به دلیل برخورداری از پتانسیل تجارت، بازارهای مرزی و کشاورزی از دیرباز به لحاظ اقتصادی هم یکی از استان‌های مورد توجه دولتمردان و سرمایه‌گذاران بوده است. نخبگان فرهنگی ما نقش تعیین‌کننده‌ای در حفظ فرهنگ و هویت ایرانی اسلامی و احیای مرجعیت علمی کشور داشته‌اند و بی‌جهت نیست که رهبر معظم انقلاب آن را استان فرهنگی نامیدند. امروز اما پس از سال‌ها انتشار هفتگی، با کمک و یاری دوستان گرانمایه‌مان در تحریریه، انتشار اولین شماره روزنامه را با شما مردم و خوانندگان خوبمان جشن می‌گیریم و بعد از الطاف الهی، تنها امیدمان را به خوانندگان عزیزی که ما را در این راه یاری خواهند کرد، می‌بندیم. «روژان» روزنامه‌ای است مردمی و برای مردم کردستان و همه کسانی که در این استان وقت خود را برای توسعه و آبادانی کشور وقف کرده‌اند. دست همه شما را برای کمک به بهبود و پیشرفت فعالیتمان در این راه به گرمی می‌فشاریم. در نخستین شماره انتشار روژان، دوست و استاد ارجمندم جناب آقای ناصر کانی‌سانانی مقاله‌ای نوشتند و در آن به نگارنده تذکر دادند که این راه صعب و دشوار را بارها تجربه کرده‌ای و انتشار نشریه آنهم در کردستان کار مجنونان و عاشقان است! امروز بعد از انتشار 180 شماره در سخت‌ترین دوره از نظر اقتصادی می‌توانم با افتخار بگویم استاد عزیز؛ در این آزمون سخت خوشبختانه سرافراز بیرون آمدیم و ثابت کردیم که مجنون نیستیم اما عاشق چرا. البته این موفقیت حاصل نمی‌شد مگر با پشتوانه معنوی و استفاده از تجارب ایشان و اندیشه‌ی اندیشه‌ورزانی چون کاک عماد کریمیان، دکتر افراسیاب جمالی، دکتر بهروز خیریه، آقایان عباد زینبی، حسین اندان، ناصر نجفی، هژیر الله‌مرادی، آرش علیمرادی، یحیی صمدی، امید باتو، صدیق مینایی، عطا امانی، کاک احمد یاسینی (پشکو)، سرکار خانم آسو حسینی و بسیاری دیگر از همراهان که در طول پنج سال گذشته تلخی‌ها و شیرینی‌های وقایع روز جامعه را با زبان یادداشت و خبر با شما درمیان گذاشتند و نیز حمایت مخاطبینی که تذکرات و انتقاداتشان چون شهد، تلخکامی‌های حاصل از لجن‌پراکنی تاریک‌اندیشان را بر کام ما شیرین کرد و راه را برای ادامه مسیر ممکن و عزم ما را برای همپیمانی با مردم مصمم‌تر ساخت؛ اگر نبود تشویق‌ها و حمایت‌های مردم، قطعا ادامه مسیر برایمان امکان‌پذیر نبود. خرسندیم که در این مدت، هرگز به تندی سخن نگفتیم مگر مستدل و ابزار هیچ جریان و گروه سیاسی و دولتی نشدیم مگر گروه‌های ان.جی.او که خود را بخشی از ...