رفتن به بالا

هفته‌نامه فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی رۆژان

تعداد اخبار امروز : 0 خبر


  • چهارشنبه ۳۱ مرداد ۱۳۹۷
  • الأربعاء ۱۰ ذو الحجة ۱۴۳۹
  • 2018 Wednesday 22 August

  • هفته‌نامه روژان

    صاحب امتیاز و مدیر مسوول: سلیمان الله‌مرادی

    ..............................................................

    نشانی: سنندج - میدان آزادی - انتهای کوچه سجادی (کوچه رزان) - پلاک ۱۱۵

    کد پستی: ۳۳۹۵۳-۶۶۱۳۷

    ..............................................................

    تلفن: ۳۳۲۳۸۵۴۵-۰۸۷

    ای‌میل: info@rojanpress.com

    کانال تلگرام: rojanpress@


اوقات شرعی

  • دوشنبه ۱۷ آبان ۱۳۹۵ - ۱۷:۲۹
  • کد خبر : 1619
  • هفته‌نامه روژان
  • چاپ خبر : بی‌ مسئولیتی در قبال کودکان «نشکاش»

کمال حسینی، گزارشگر: روز جمعه ۲۶ مهرماه سال ١٣٩٢ بازي كودكان نشكاش مريوان قرباني انفجار مين شد و در اين حادثه هفت كودك زخمي شدند و دو نفر از آنها با قطعي اعضاي بدن خود مواجه شدند. با گذشت سه سال از این حادثه، خانواده‌های این کودکان، وکلای قربانیان و فعالان مدنی در کوردستان می‌گویند […]

کمال حسینی، گزارشگر: روز جمعه ۲۶ مهرماه سال ١٣٩٢ بازي كودكان نشكاش مريوان قرباني انفجار مين شد و در اين حادثه هفت كودك زخمي شدند و دو نفر از آنها با قطعي اعضاي بدن خود مواجه شدند.
با گذشت سه سال از این حادثه، خانواده‌های این کودکان، وکلای قربانیان و فعالان مدنی در کوردستان می‌گویند اقدام موثری برای بهبود شرایط جسمی و روحی این کودکان انجام نگرفته و احتمال می‌رود با ادامه این روند، آینده این کودکان در بی‌مسئولیتی تباه ‌شود.
حسين احمدي‌نياز، وكيل مدافع تعدادی از كودكان نشكاش در رابطه با آخرين وضعيت قربانيان مي‌گوید: «26 مهرماه امسال سالگرد حادثه تراژدیک انفجار مین در روستای نشکاش مریوان بود که در آن ٧ کودک دچار صدمات بدنی شدند. فرماندار وقت مریوان علیرغم تکالیف قانونی که برعهده‌ی وي بود جز پروسه‌ی اولیه‌ی درمان هیچ اقدامی برای آنها انجام نداد و با دادن روغن و قند قصد دلجویی از آنان داشت. این در حالی است که آثار ترکش مین بر بدن نحیف کودکان باقی مانده بود.»
وكيل پرونده کودکان نشکاشی افزود: «در سال 93 این کودکان در بیمارستان نورافشار تهران توسط خیرین تهرانی مورد مداوا قرار گرفتند. وزیر بهداشت از آنان دیدار نمود و پس از رسانه‌ای شدن موضوع، کمیسیون ماده 2 مستقر در فرمانداری مریوان براي دو نفر از آنان بنام “گشین” و “آلا” پرونده‌ی جانبازی تشکیل داد و روند رسیدگی ادامه دارد. گشین مچ پای راستش و آلا یک چشم خود را از دست داد و این دو نفر بیشترین آسیب را دیده‌اند.»

img_0264_1395-8-11-23-21

احمدي‌نياز در خصوص اختصاص تسهيلات و مسمتري به كودكان نشكاش گفت: «متاسفانه مستمری برای آنان به شرط رسیدن به سن 18 سالگی منوط شده است. کودکان در مناطق کوردنشین هميشه بزرگترين قربانیان مین‌های زمینی را تشکیل می‌دهند.»
یازدهم آبان‌ماه سال 93 بود که حسن قاضی‌زاده هاشمی، وزیر بهداشت، پس از آنکه از کودکان نشکاش در بیمارستان نورافشار تهران عیادت کرد سه نفر از آنان را که از ناحیه چشم آسیب دیده بودند معاینه کرد.
پس از معاینه این کودکان در بیمارستان فوق تخصصی «نور»، بلافاصله نتیجه معاینات را از وزیر جویا شدم. وزیر بهداشت در پاسخ به سوال من گفت: «چشم راست “آلا روبینا” نابینا شده و چشم چپش نیاز به عینک شماره 4 دارد. چشم راست بینایی ندارد، فقط ظاهرش مانده است.» او ادامه داد: «اگر امتحان کنید و چشمان او را ببندید، خواهید دید که چشم راستش اصلا نمی‌بیند و نمی‌تواند حرکتی کند و باید مراقب چشم چپش هم باشد.»
قاضی‌زاده هاشمی درباره “خبات” یکی دیگر از این کودکان گفت: «قرنیه چشم چپ این پسر نیز در اثر انفجار مین کمی آسیب‌ دیده و اثر جوش‌خوردگی که روی صورتش پیداست، روی قرنیه‌اش هم وجود دارد و با عینک، 70‌ درصد دید پیدا می‌کند.» وزیر گفت: «2 نفر از این کودکان نیاز به جراحی ندارند فقط آلا به عمل جراحی نیاز دارد که آن‌هم برای زیبایی است، البته باید صبر کرد تا به ۱۸سالگی برسد».
پروين ذبيحي، فعال مدني اهل مريوان كه از روزهاي نخست حادثه نشكاش اين كودكان را همراهي كرده، مي‌گويد: «وضعیت “زانا”، “بهنوش” و “سینا” نسبتا خوب و از لحاظ جسمی مشکل خاصي ندارند طبیعی است که از لحاظ روحی و رواني هنوز در مرحله ترس، دلهره و بحران پس از حادثه هستند و از این جنبه هیچ اقدامی برای هیچکدام از این مصدومین انجام نگرفته است. “خبات”، ديگر كودك نشكاشي که از ناحیه چسم آسیب دیده بود دچار نابینایی نشده اما یک چشمش آسیب دیده و پزشكان گفته اند باید در پانزده سالگی عمل جراحي شود.»
وي افزود: «متأسفانه “گشین” از لحاظ جسمی و روانی همچنان در معرض فشار قرار دارد. این دختر هر چند مدت باید پروتز پايش تعویض شود. دچار كمردرد شده و کابوس‌ها و بی‌قراری‌های شبانه همچنان آزارش می‌دهد. از لحاظ سنی ٣ سال بزرگتر شده و عمق فاجعه را روز به روز بیشتر درک می‌کند. هلال احمر سنندج در مورد پروتز پايش با خانواده گشين همکاری می‌کند ولی در بقیه موارد هیچ نهادی هیچگونه حمایتی از آنها نمی‌کنند. آلا كه چشمش را از دست داد و زندگی‌اش را تاريك‌تر از بقيه به سر مي‌برد.»
ذبيحي در مورد ديگر كودكان قرباني مين در كوردستان مي‌گويد: «در حادثه لنگریز “فرشاد یعقوبی” چشمش را از دست داد، “محمد ابراهیمی” در تته اورامان یک پا و “معتصم ره‌پیکر” هم اردیبهشت امسال در روستای دو‌پلوره مریوان، یک پایش را از دست داد و “کوسار” در روستای گاگل یک چشمش آسیب دید.»
فرشاد محمدی، وکیل “گشین کریمی” در خصوص حکم دادگاه مریوان مبنی ‌بر رد دعوی موکلش گفت: «دادگاه به استناد قوانینی که به نظر من ارتباطی با این شکایت ندارد، مثل ماده ١٦، حکم به رد دعوی داده است. در صورتی که این شکایت درخواست دیه است و ربطی به مواردی چون رأی کمیسیون ماده 2 فرمانداری ندارد. براساس قانون اگر کسی بر اثر قصور عمد یا غیرعمد دولت دچار مصدومیت و خسارت شود، می‌تواند مطالبه دیه کند و دیه مقرر شرعی به او پرداخت می‌شود.»

img_0260_1395-8-11-23-21

محمدی در همین ارتباط به شهروند می‌گوید: «کمیسیون برای اتفاقی که موجب وارد شدن خسارت به اشخاص می‌شود نحوه جبران را تعیین کرده است اما موضوع مطالبه دیه را مطرح نکرده است. براساس رأی کمیسیون ماده 2 فرمانداری، برای گشین و هم‌بازی‌هایش که در اثر انفجار مین در نشکاش مصدوم شدند‌، درصد جانبازی تعیین شده است. با تعیین ‌درصد به این کودکان تسهیلاتی تعلق می‌گیرد مثل مستمری و سهمیه دانشگاهی و تأمین هزینه‌های درمان اما مستمری بعد از پایان سن کودکی به گشین و دیگر مصدومان داده خواهد شد. درحالی‌که آنان و خانواده‌شان اکنون به این حمایت نیاز دارند و هزینه‌هایی که در چند‌سال گذشته بابت درمان پرداخته‌اند زندگی این خانواده‌های روستایی را فلج کرده است.»
۲۷ سال از پايان هشت سال جنگ مي‌گذرد ولي همچنان در كوردستان انفجار مين‌هاي برجاي مانده از آن سا‌ل‌ها باعث مرگ و همچنين مصدومیت شهروندان كورد مي‌شود و اين مهم در حالي است كه بارها مسئولان كشوري و استاني وعده پاكسازي كامل مين در كوردستان را مطرح كرده‌اند.
عبدالله رشیدی‌پور، فرماندار وقت شهرستان مریوان، شامگاه روز حادثه در گفت‌وگو با ایرنا درباره انفجار مین در روستای نشکاش می‌گوید: «یكی از كودكان، این مین را كه در یك پایگاه متروكه در نزدیكی روستا به جا مانده بود، پیدا می‌كند و آن را به داخل روستا می‌برد و با شش نفر دیگر آن را دست‌كاری می‌كنند كه در این حین، مین منفجر می‌شود.»
اما انفجار مین در نشکاش در حالي اتفاق افتاد كه سه سال قبل آن و در فروردين‌ماه سال ٨٩، امیرحسین سعیدی، رئيس وقت مرکز مين‌زدايي کشور در گفتگو با مهر گفته بود: «مناطق آلوده به مین در استان‌هاي کردستان و آذربايجان غربي، ديگر وجود ندارد.»
در خصوص پاكسازي كامل مين‌هاي زمان جنگ در استان كوردستان، سردار وحیدی، وزير وقت دفاع كشور هم در فروردين ماه سال 89 به فارس گفته بود: «حدود 73 هزار هكتار ديگر از اراضي آلوده به مين و گلوله‌هاي عمل نكرده در استان‌هاي خوزستان، ايلام، كرمانشاه، آذربايجان غربي و كوردستان باقي مانده كه پيش‌بيني مي‌شود تا پايان سال 91 كار پاكسازي آنها به اتمام برسد.»
یک هفته پس از انفجار مین در نشکاش، علت وقوع این حادثه را از نماینده شهرستان‌های مریوان و سروآباد در مجلس نهم سوال کردم و از روند پیگیری‌هایش پرسیدم.
اميد كريميان، نماينده وقت مريوان سوال من را اینگونه پاسخ داد: «انفجار نشكاش نشان مي‌دهد که برخلاف گزارش‌هاي متوليان مين‌روبي، پاکسازی در این مناطق به صورت دستی و بدون ظرافت خاص انجام‌ شده و در این مورد دقت لازم اعمال نشده است.» او گفت: «قطعا از وزیر کشور و وزیر دفاع سؤال می‌شود و تذکر شفاهی به آنان خواهم داد چرا كه كوتاهي شماري از مديران و مسئولان در اين قضيه كاملا مشهود است.»
هم‌زمان صالح نيكبخت، وكيل دادگستري در یادداشتی برای شرق در خصوص پاکسازی روستاها و انفجار مین در نشكاش نوشت: «در این روستا و بسیاری از روستاهای دیگر اگرچه پایگاه‌های نظامی تخلیه شده ولی محیط این پایگاه‌ها از مین‌های تعبیه‌شده در زیر خاک پاکسازی نشده و یا در مواردی چون روستای نشکاش با وجود اینکه پایگاه متروکه در ارتفاعات مشرف بر روستا قرار دارد ولی بارندگی‌های مداوم و سیل‌آسا و حرکت خاک، مین کاشته‌شده را حرکت داده و به داخل روستا آورده بود که فاجعه آفرید. اکنون پای «گشین کریمی» دختر نوجوان مریوانی که خود فرشته امید است قطع شده و با «آلا رویین»، «سینا دژآهنگ» و «زانا پاو» که هر سه دانش‌آموزان کلاس اول ابتدایی هستند و «خبات کریمی» و «بهنوش دژآهنگ» دانش‌آموزان کلاس‌های سوم و چهارم ابتدایی چشم به راهند که چون دیگر همبازی‌ خود «متین رخش‌بهار» زخم‌های عمیق سر، صورت، چشمان، دست و پایشان معالجه شده و به کلاس‌های درس بازگردند.»
گزارش‌ افراد محلی و فعالان مدنی حاکی است؛ نهادهاي مسئول در بيشتر موارد براي اين قربانيان مین به جز معالجات اولیه حداقلي، هیچ نوع اقدام اساسی انجام نداده‌اند و در نهایت دولت به تعهداتی که در قبال این مصدومین دارد از جمله پرداخت مستمری و دیه عمل نکرده است.
در اين‌باره خانواده قربانيان مین هم می‌گویند: «مسئولان بعد از مراجعه مکرر ما، اظهار داشته‌اند که این کودکان زمانی به سن قانونی رسیدند به پرونده‌هایشان رسیدگی خواهد شد.»
آمار سازمان‌های غیردولتی نشان ‌می‌دهد تنها در‌ سال ٩٤، تعداد 45 نفر بر اثر انفجار مین کشته و یا مصدوم شدند که دست‌کم 15 نفر از این تعداد که در بین آنها سه کودک دیده می‌شود، جان خود را از دست داده‌اند. علاوه بر آثار سیاه مین بر جسم و جان قربانیان، وضعيت روحي کسانی که جان سالم در ‌کرده‌اند، نامساعد گزارش می‌شود، دیگر کسی به جبران هزینه‌های روانی به ویژه در مورد کودکان بعد از حادثه فکر نمی‌کند. هزینه‌هایی که جبران آن شاید امری غیرممکن باشد. اين در حالي است كه هیچ نهادی حتی آموزش و پرورش هم امتيازي براي كودكان قربانی مین قائل نمی‌شود و این بی‌مسئولیتی دردی است مضاعف بر حال و آینده کودک قربانی مین.

ادامه دارد…

اخبار مرتبط

نظرات

یادداشت روژان

نگاهی به سوانح دلخراش جاده‌ای در راه‌های استان کردستان

گوش‌هایی که نمی‌شنوند و چشم‌هایی که نمی‌بینند

بامداد سەشنبه ۲۰ تیر درحالیکه غالب مردم براساس نظم و گردش شبانەروز در بستر خواب بودند جمعیتی از شهر سنندج، به اقتضای نیاز و کار ضروری عزم سفر کردند تا در این گردش روزگار به نیازهای خود پاسخ دهند اما انگار مقدر چنین بود که به مقصد نرسند و در همان ابتدای سفر راهی دیار باقی شوند. حادثه دلخراشی که به سبب ارتباطات پیشرفته و شبکەهای اجتماعی خواب را در همان نیمەهای شب از چشم هموطنان ربود و به خبر اول خبرگزاری‌های ایران تبدیل شد، به گونەای که سه روز عزای عمومی اعلام شد و مقامات کشور از رئیس جمهور و رئیس مجلس گرفته تا بسیاری از وزرا و شخصیت‌های مطرح کشور با صدور پیامهایی به ابراز همدردی با مردم داغدار کردستان پرداختند و  روز پنجشنبه نیز خبر آن در صفحه اول همه روزنامەهای سراسری قرار گرفت. مرگ دست کم ۱۱ نفر که به سبب نوع حادثه قلب بسیاری‌ها را جریحەدار کرد. نکته حائز اهمیت در این رویداد تلخ ایجاد موجی از حزن و اندوه در عرصه استانی و ملی بود که اگر نبود این ابراز همدردی‌ها شاید تالم ناشی از آن برای  خانواده‌های داغدار قابل تحمل نبود. اما پیرامون این سانحه نکاتی قابل تامل است که بیان آن ضروری به نظر می‌رسد: ۱- تلنگری بود به مسوولان که هشدار رسانه‌ها و کارشناسان را جدی بگیرند. نقطه وقوع حادثه به عنوان مکانی حادثه خیز بارها مورد نقد قرار گرفته بود اما دریغ از یک پاسخ منطقی! ۲- بارها گفتیم و بار دیگر تکرار می‌کنیم، مردم کمبودها و ناملایمات را تحمل می‌کنند اما بی‌توجهی، اهمال، فخرفروشی و بی‌عدالتی ازسوی مسئولان را تحمل نمی‌کنند. شکی نداریم که با هزینه چندبرابرهم که شده این مسیر تحت فشار افکارعمومی در کوتاه‌ترین زمان اصلاح خواهد شد، همچنانکه قطعه‌ای از مسیر راه سنندج- حسین آباد، در سال 1382 پیش پس از واژگونی تانکر حامل مواد شیمیایی MTBE و سرازیر شدن مواد آن به داخل آب سد قشلاق بلافاصله اصلاح شد، آیا بهتر نیست قبل از وقوع حوادث تلخ و تحمیل هزینه‌های بسیار گوشها را بروی انتقادات بگشایند و اینقدر بیخیال نباشند. حتما باید جان چند نفر گرفته شود تا معبری حادثه خیز اصلاح شود؟ 3- بارها از تردد تانکر‌های نفتکش در جاده‌های کردستان به عنوان ارابەهای مرگ و کابوس نام برده شده است و سال‌هاست واژگونی تانکر‌ها که نفت و مشتقات نفتی عراق را از طریق جاده‌های باریک و ناامن کردستان به ویژه مریوان و سنندج به ایران می‌آورند یا محصولات نفتی فراوری شده مانند بنزین و گازوئیل را به آن کشور منتقل می‌کنند، همچون کابوسی مردم و محیط زیست منطقه کردستان را تهدید می‌کند. گفته می‌شود در سوآپ نفتی ایران و عراق روزانه ۳۰ تا ۶۰ هزار بشکه نفت خام از طریق مرز به پالایشگاه‌های کرمانشاه، شازند، تهران و تبریز انتقال داده می‌شود و ایران معادل آن را در بنادر صادراتی جنوب تحویل مشتریان عراق می‌دهد. آمار تردد روزانه از ۶۰ تا ۴۰۰ کامیون در محور مریوان – سنندج که یکی از باریک‌ترین و ...