رفتن به بالا

هفته‌نامه فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی رۆژان

تعداد اخبار امروز : 0 خبر


  • چهارشنبه ۳۱ مرداد ۱۳۹۷
  • الأربعاء ۱۰ ذو الحجة ۱۴۳۹
  • 2018 Wednesday 22 August

  • هفته‌نامه روژان

    صاحب امتیاز و مدیر مسوول: سلیمان الله‌مرادی

    ..............................................................

    نشانی: سنندج - میدان آزادی - انتهای کوچه سجادی (کوچه رزان) - پلاک ۱۱۵

    کد پستی: ۳۳۹۵۳-۶۶۱۳۷

    ..............................................................

    تلفن: ۳۳۲۳۸۵۴۵-۰۸۷

    ای‌میل: info@rojanpress.com

    کانال تلگرام: rojanpress@


اوقات شرعی

  • سه شنبه ۱۸ آبان ۱۳۹۵ - ۱۸:۴۳
  • کد خبر : 1629
  • هفته‌نامه روژان
  • چاپ خبر : زریبار در میان دلسوزی و منفعت‌طلبی

زریبار نه یک مؤلفه تشکیل‌دهنده هویت دینی و ملی مردم مریوان است و نه مانعی برای توسعه استان کردستان و نه دستمایه‌ای برای مخالفت انجمن‌های مردم‌نهاد و فعالان محیط‌زیست برای مخالفت با برنامه‌ها و سیاست‌های دولت برای توسعه منطقه و نه سکوی منفعت‌طلبی کسانی که به نام دفاع از آن به دنبال صندلی‌های سبز و […]

زریبار نه یک مؤلفه تشکیل‌دهنده هویت دینی و ملی مردم مریوان است و نه مانعی برای توسعه استان کردستان و نه دستمایه‌ای برای مخالفت انجمن‌های مردم‌نهاد و فعالان محیط‌زیست برای مخالفت با برنامه‌ها و سیاست‌های دولت برای توسعه منطقه و نه سکوی منفعت‌طلبی کسانی که به نام دفاع از آن به دنبال صندلی‌های سبز و مخملی بهارستان در آینده هستند؛ زریبار دریاچه آب شیرین در غرب کشور و نگین شهر مریوان و یکی از پتانسیل‌های مهم صنعت گردشگری و زیربنای توسعه و پیشرفت شهرستان مریوان است؛ دریاچه‌ای که اگر توجه جدی بدان نشود در آینده نه‌چندان دور به سرنوشت دریاچه ارومیه و دیگر دریاچه و تالاب و رودهای خشک‌شده مبتلا خواهد شد.
این روزها فضای رسانه‌ای مملو از موضع‌گیری مثبت و منفی، مخالف و موافق، دلسوزانه و منفعت‌طلبانه در برابر مسئله ساخت پالایشگاه در کنار دریاچه زریبار شده است، یکی به نمایندگی از مردم با آن مخالفت می‌کند درحالی‌که خود در وزارت نفت مشغول به کار و قبلاً از برنامه‌ریزی و ساخت چنین پالایشگاه باخبر بوده و اینک از دَرِ مخالفت وارد شده است؛ دیگری به نام دلسوزی از فعالان زیست‌محیطی ایراد می‌گیرد و مدعی است که موضع‌گیری آنان غیرتخصصی و احساسی است. دیگری خواهان عدم اعلام موضع مردم و واگذار نمودن آن به نهادهای متخصص و متولی است و آن یکی، مخالفت با ساخت پالایشگاه را مخالفت با توسعه استان کردستان و عقب‌ماندگی آن می‌داند و دیگری به‌کارگیری چندصد نفر نیروی کار متخصص را موجب توسعه مریوان می‌داند و مخالفت با آن را ناآگاهی و کینه‌ورزی می‌داند.
اول اینکه هیچ‌کس در هیچ جایی از این منطقه مخالف توسعه و پیشرفت نبوده و نخواهد بود و با ساخت پالایشگاه یا هر صنعت دیگری با رعایت ضوابط و مقررات و شرایط توسعه پایدار مخالف نبوده و نیست؛ اما خدمت آن عزیزانی که عادت دارند از هر آبی برای ماهیگیری استفاده کنند باید عرض کرد ساخت یک پالایشگاه و هر واحد صنعتی آلاینده در کنار دریاچه زریبار امری غیرمنطقی و مخالف با ضوابط زیست‌محیطی است و به نظرم نیاز به کار تخصصی که دوستان مدعی آن هستند ولی خودشان هم سررشته‌ای ندارند نیست. هر انسانی با مقداری سواد و درک و دانش می‌داند که چنین امری درنهایت به ضرر زریبار خواهد بود و هیچ‌گونه توجیه اقتصادی و توسعه‌ای ندارد و در ضمن بیشتر انجمن‌ها و نهادها و فعالان زیست‌محیطی از افراد متخصص و دارای مدارک عالی دانشگاهی هستند و فعالیت آن‌ها نه برای کسب منافع مادی و نه رسیدن به صندلی و جایگاه و نه از روی احساس و عاطفه است و چنین ادعاهایی به ‌دوراز انصاف و عدالت می‌باشد.
در برابر چنین مسئله‌ای مردمی که در آن ناحیه زندگی می‌کنند، کشاورزی می‌کنند، در دریاچه به امور صید ماهی، قایق‌رانی، امور توریستی مشغول‌اند و تمام مردم مریوان در آینده شهر، توسعه و رونق آن ذینفع می‌باشند که البته این مسئله‌ای حقوقی است و نیاز به بررسی قانونی دارد و به‌هرروی متولی و صاحبان اصلی مردم هستند اینکه مردم به چنین موضوعی واکنش نشان دهند و کسانی بخواهند آن‌ها را از این حق محروم سازند به‌دوراز روح قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران و سیاست‌های کلی توسعه و رهنمودهای رهبر انقلاب است؛ بنابراین توجه به افکار عمومی در مسائلی که با حق حیات آن‌ها مرتبط است فکر نمی‌کنم مسئله‌ای دارای ایراد و اشکال قانونی باشد.
حساسیت امروز به زریبار ناشی از خطرات خاموشی است که ساخت پالایشگاه تنها یکی از آن موارد است و اگر باهم مجتمع شوند در آینده این نقطه‌ی قوت توریستی و زیستگاه صدها گونه‌ی جانوری از بین خواهد رفت. زریبار در شرایط کنونی از چند سو در معرض خطر قرارگرفته است که لازم است در مراجع بالای سیاست گزاری بدان توجه جدی صورت شود؛ از یک‌سو زریبار در چندسال گذشته به‌واسطه بلاتکلیفی قانونی در میان دریاچه و تالاب بودن گرفتار مانده و لازم است هرچه سریع‌تر در مورد آن با نگاهی واقع‌بینانه و عقلانی تصمیم‌گیری نهایی صورت گیرد که بتوان در مورد سرنوشت زریبار دست به اقدام زد؛ بنابراین قدم اول اقدام حقوقی و قانونی است.
رشد بی‌رویه نیزارها و محدود شدن جغرافیای آب زریبار موجب شده است هرروز سطح آب و وسعت آن کاهش یابد و با زوال و نابودی تدریجی آن مواجه شویم. از سوی دیگر ورود فاضلاب در برخی نقاط به داخل آب زریبار، ورود زباله و نخاله‌ها به شکل غیر قانونی معضلی است که زریبار با آن دست‌وپنجه نرم می‌کند و یکی از موارد رو به نابودی ماهی و موجودات آب‌زی زریبار هستند.
استفاده از آب‌های زیرزمینی و چاه‌های مجاز و غر مجاز در اطراف زریبار برای کشاورزی و آب شرب، موجب کم شدن میزان آب دریاچه شده است و از سوی دیگر بارش‌های فراوان و عدم خروج آب از دریاچه به دلیل سد انتهای آن و همچنین ورود آب‌های جاری ناشی از بارندگی موجب ته‌نشین شدن رسوبات شده و به‌تدریج ضعیف شدن چشمه‌های زیرزمینی آب زریبار را به دنبال خواهد داشت؛ امری که ناشی از دست‌کاری و ایجاد موانعی است که انسان بر پیکر زریبار وارد آورده است.
استفاده و تخریب و کشاورزی، ورود فاضلاب و تمام عوامل فوق به دلیل رشد جمعیت شهر مریوان و روستاهای اطراف ایجاد باغات و ویلاهای شخصی و مسائلی ازاین‌دست بخشی جدی و مهم از خطری است که در آینده موجودیت زریبار را به نابودی خواهد کشاند و ساخت پالایشگاه هم در کنار زریبار یا هر صنعت آلاینده موجب آلودگی چشمه‌های زیرزمینی، برهم زدن اکوتوریسم منطقه، نابودی زیستگاه جانوران و بخصوص پرندگان بومی و مهاجر دشت مریوان و دریاچه زریبار خواهد شد. بنابراین مکان‌یابی صحیح و عقلانی با توجه به معیارهای زیست‌محیطی و در نظر گرفتن فاکتورهای توسعه پایدار امری نیست که احساسی و یا دخالت غیرتخصصی و یا مخالفت با توسعه مریوان و استان کردستان قلمداد شود. دو شهرستان مریوان و سروآباد، دارای پتانسیل‌های قوی کشاورزی هستند و توجه به صنایع مرتبط با آن می‌تواند در برنامه‌های توسعه منطقه در نظر گرفته شود و سرمایه‌گذاری در این بخش به نظر می‌رسد با شرایط جغرافیایی، وضعیت کشاورزی، اجتماعی و فرهنگی منطقه سازگار باشد.
دو شهرستان فوق، از اکوسیستم‌های متنوع از منطقه ژاورود گرفته تا کلاترزان، کوماسی، دشت مریوان برخوردار بوده و دارای شرایط طبیعی برای رشد صنعت توریسم با توجه به اکوتوریسم دریاچه زریبار و منطقه هورامان است؛ آیا بهتر نیست در این راستا گام‌های مؤثر و عملی برداشته شود؟ زیرساخت‌های توسعه این صنعت ازجمله راه و جاده مناسب، مجتمع‌ها و هتل‌های مناسب، توجه به صنایع‌دستی و جذب و استمرار توریست به این منطقه مدنظر قرار گیرد، همسایگی با کشور عراق و مرز بین‌المللی باشماق و ورود توریست خارجی هم می‌تواند به‌عنوان امتیازی مثبت در این زمینه سود جوید؛ چنانچه شاهدیم سالانه مقدار قابل توجهی مسافر از کشور عراق برای امور پزشکی و درمانی وارد مریوان می‌شوند و برای مداوا به شهرهای بزرگ مراجعه می‌کنند و توجه به این بخش می‌تواند زمینه‌های مناسبی برای توسعه منطقه فراهم کند.
آیا مشکل ارتباطی دو شهرستان با مرکز استان و شهرهای هم‌جوار نباید یک‌بار برای همیشه حل شود؟ جاده‌های مریوان به سنندج و سقز، سروآباد به کامیاران و پاوه در هر شرایطی با ساخت ده‌ها پالایشگاه و کارخانه درصورتی‌که با استانداردهای مناسب همراه نباشند کماکان شاهد سوانح جاده‌ای و جان باختن مسافر این جاده‌ها خواهیم بود و از سوی دیگر هیچ‌گاه بدون راه ارتباطی مناسب امکان توسعه و پیشرفت یک منطقه فراهم نخواهد شد آن‌هم صنعت گردشگری.

اخبار مرتبط

نظرات

یادداشت روژان

نگاهی به سوانح دلخراش جاده‌ای در راه‌های استان کردستان

گوش‌هایی که نمی‌شنوند و چشم‌هایی که نمی‌بینند

بامداد سەشنبه ۲۰ تیر درحالیکه غالب مردم براساس نظم و گردش شبانەروز در بستر خواب بودند جمعیتی از شهر سنندج، به اقتضای نیاز و کار ضروری عزم سفر کردند تا در این گردش روزگار به نیازهای خود پاسخ دهند اما انگار مقدر چنین بود که به مقصد نرسند و در همان ابتدای سفر راهی دیار باقی شوند. حادثه دلخراشی که به سبب ارتباطات پیشرفته و شبکەهای اجتماعی خواب را در همان نیمەهای شب از چشم هموطنان ربود و به خبر اول خبرگزاری‌های ایران تبدیل شد، به گونەای که سه روز عزای عمومی اعلام شد و مقامات کشور از رئیس جمهور و رئیس مجلس گرفته تا بسیاری از وزرا و شخصیت‌های مطرح کشور با صدور پیامهایی به ابراز همدردی با مردم داغدار کردستان پرداختند و  روز پنجشنبه نیز خبر آن در صفحه اول همه روزنامەهای سراسری قرار گرفت. مرگ دست کم ۱۱ نفر که به سبب نوع حادثه قلب بسیاری‌ها را جریحەدار کرد. نکته حائز اهمیت در این رویداد تلخ ایجاد موجی از حزن و اندوه در عرصه استانی و ملی بود که اگر نبود این ابراز همدردی‌ها شاید تالم ناشی از آن برای  خانواده‌های داغدار قابل تحمل نبود. اما پیرامون این سانحه نکاتی قابل تامل است که بیان آن ضروری به نظر می‌رسد: ۱- تلنگری بود به مسوولان که هشدار رسانه‌ها و کارشناسان را جدی بگیرند. نقطه وقوع حادثه به عنوان مکانی حادثه خیز بارها مورد نقد قرار گرفته بود اما دریغ از یک پاسخ منطقی! ۲- بارها گفتیم و بار دیگر تکرار می‌کنیم، مردم کمبودها و ناملایمات را تحمل می‌کنند اما بی‌توجهی، اهمال، فخرفروشی و بی‌عدالتی ازسوی مسئولان را تحمل نمی‌کنند. شکی نداریم که با هزینه چندبرابرهم که شده این مسیر تحت فشار افکارعمومی در کوتاه‌ترین زمان اصلاح خواهد شد، همچنانکه قطعه‌ای از مسیر راه سنندج- حسین آباد، در سال 1382 پیش پس از واژگونی تانکر حامل مواد شیمیایی MTBE و سرازیر شدن مواد آن به داخل آب سد قشلاق بلافاصله اصلاح شد، آیا بهتر نیست قبل از وقوع حوادث تلخ و تحمیل هزینه‌های بسیار گوشها را بروی انتقادات بگشایند و اینقدر بیخیال نباشند. حتما باید جان چند نفر گرفته شود تا معبری حادثه خیز اصلاح شود؟ 3- بارها از تردد تانکر‌های نفتکش در جاده‌های کردستان به عنوان ارابەهای مرگ و کابوس نام برده شده است و سال‌هاست واژگونی تانکر‌ها که نفت و مشتقات نفتی عراق را از طریق جاده‌های باریک و ناامن کردستان به ویژه مریوان و سنندج به ایران می‌آورند یا محصولات نفتی فراوری شده مانند بنزین و گازوئیل را به آن کشور منتقل می‌کنند، همچون کابوسی مردم و محیط زیست منطقه کردستان را تهدید می‌کند. گفته می‌شود در سوآپ نفتی ایران و عراق روزانه ۳۰ تا ۶۰ هزار بشکه نفت خام از طریق مرز به پالایشگاه‌های کرمانشاه، شازند، تهران و تبریز انتقال داده می‌شود و ایران معادل آن را در بنادر صادراتی جنوب تحویل مشتریان عراق می‌دهد. آمار تردد روزانه از ۶۰ تا ۴۰۰ کامیون در محور مریوان – سنندج که یکی از باریک‌ترین و ...