رفتن به بالا

هفته‌نامه فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی رۆژان

تعداد اخبار امروز : 0 خبر


  • چهارشنبه ۳۱ مرداد ۱۳۹۷
  • الأربعاء ۱۰ ذو الحجة ۱۴۳۹
  • 2018 Wednesday 22 August

  • هفته‌نامه روژان

    صاحب امتیاز و مدیر مسوول: سلیمان الله‌مرادی

    ..............................................................

    نشانی: سنندج - میدان آزادی - انتهای کوچه سجادی (کوچه رزان) - پلاک ۱۱۵

    کد پستی: ۳۳۹۵۳-۶۶۱۳۷

    ..............................................................

    تلفن: ۳۳۲۳۸۵۴۵-۰۸۷

    ای‌میل: info@rojanpress.com

    کانال تلگرام: rojanpress@


اوقات شرعی

  • سه شنبه ۱۸ آبان ۱۳۹۵ - ۱۹:۰۶
  • کد خبر : 1639
  • هفته‌نامه روژان
  • چاپ خبر : بی خوابی
داستان

بی خوابی

خاطره محمدی/ پهلو به پهلو کردن بی فایده بود. خوبیش این بود تشک طبی که تازه گرفته بودند مانع جیرجیر تخت می شد و زنش آنورتر که انگار بیابانی برهوت بینشان فاصله بود پتو روی سینه اش بالا و پایین می کرد.مانند جغد پیری توی جایش نشست و به اطراف نگاه کرد.از لای پرده روشنایی […]

خاطره محمدی/ پهلو به پهلو کردن بی فایده بود. خوبیش این بود تشک طبی که تازه گرفته بودند مانع جیرجیر تخت می شد و زنش آنورتر که انگار بیابانی برهوت بینشان فاصله بود پتو روی سینه اش بالا و پایین می کرد.مانند جغد پیری توی جایش نشست و به اطراف نگاه کرد.از لای پرده روشنایی به چشم نمی خورد. ساعت مچی اش را زیر نور آباژور گرفت. ساعت ۵ صبح بود و تیک تاک ساعت دیواری میان خرخر زنش گم شده بود. پتو را کنار زد و بلند شد. بعد از اینکه سماور را روشن کرد رفت توی دستشویی دست برد که مسواک را بردارد اما ندانست آبی مال اوست یا سبز؟ تابحال اینطور نشده بود.  کلافه از توی گنجه پشت آینه مسواکی تازه برداشت. در این فکر بود که چند روزی است دندان هایش لق می زند حتما وزن کم کرده باید امروز سری به دندان سازی بزند. دست های رعشه یش موقع اصلاح دوبار لای چین و چروک صورتش را خراشید.
پیرهن و اتو را برداشت و در اتاق را بست تا توی هال کارش را بکند هرچند بعید میدانست زنش با آن قرص های که می خورد به این راحتی ها بیدار  شود. قوری را روی سماور گذاشت و با این خیال که تا دم کشیدن چای بر می گردد مانند همیشه لباس پوشید و بیرون زد. ساعت تازه ۵ونیم شده بود و ستاره ها توی آسمان آن هوای سرد بزور سوسو می کردند. مواظب بود زیر نور چراغ برق پایش را روی آب های یخ زده نگذارد. همیشه ساعت ۶ونیم بیرون می آمد.اما آن روز بی خوابی زودتر به جانش افتاده بود.چانه گیر تازه داشت کرکره ی نانوایی را بالا می زد. نانوایی ۲ کوچه بالاتر را هم رفت آن جا هم هنوز نانی به تنور نینداخته بودند.یقه ی کتش را بالا زده بود.دستش را جلوی بخار دهانش گرفت تا کمی گرمش شود.دست خالی برگشت. کتش را آویزان کرد و شلوار راحتی اش را پوشید. سنگک بیات دیروز را روی اجاق گاز گرم کرد. هورت اول را از چای که کشید طعم و بوی تلخ جوشیدن دلش را زد. استکان چای را خالی کرد توی سینگ. در یخچال را باز کرد پاکت شیر را برداشت. شیرجوش را روی اجاق گذاشت ساعت ۶ و ربع بود. هوا هنوز روشن نشده بود .سیگاری روشن کرد و جلو پنجره دود کرد. به این فکر می کرد که الان دیگر نانوایی ها دست به کار شده اند. تا خودش را به اجاق گاز رساند شیر سر رفت. زیرش را خاموش کرد.  به سمت چوب لباسی رفت و کت وشلوارش را پوشید و بیرون رفت. قبل از انکه در را ببندد برگشت و شال گردنش را برداشت. هوا هنوز روشن نشده بود.

اخبار مرتبط

نظرات

یادداشت روژان

نگاهی به سوانح دلخراش جاده‌ای در راه‌های استان کردستان

گوش‌هایی که نمی‌شنوند و چشم‌هایی که نمی‌بینند

بامداد سەشنبه ۲۰ تیر درحالیکه غالب مردم براساس نظم و گردش شبانەروز در بستر خواب بودند جمعیتی از شهر سنندج، به اقتضای نیاز و کار ضروری عزم سفر کردند تا در این گردش روزگار به نیازهای خود پاسخ دهند اما انگار مقدر چنین بود که به مقصد نرسند و در همان ابتدای سفر راهی دیار باقی شوند. حادثه دلخراشی که به سبب ارتباطات پیشرفته و شبکەهای اجتماعی خواب را در همان نیمەهای شب از چشم هموطنان ربود و به خبر اول خبرگزاری‌های ایران تبدیل شد، به گونەای که سه روز عزای عمومی اعلام شد و مقامات کشور از رئیس جمهور و رئیس مجلس گرفته تا بسیاری از وزرا و شخصیت‌های مطرح کشور با صدور پیامهایی به ابراز همدردی با مردم داغدار کردستان پرداختند و  روز پنجشنبه نیز خبر آن در صفحه اول همه روزنامەهای سراسری قرار گرفت. مرگ دست کم ۱۱ نفر که به سبب نوع حادثه قلب بسیاری‌ها را جریحەدار کرد. نکته حائز اهمیت در این رویداد تلخ ایجاد موجی از حزن و اندوه در عرصه استانی و ملی بود که اگر نبود این ابراز همدردی‌ها شاید تالم ناشی از آن برای  خانواده‌های داغدار قابل تحمل نبود. اما پیرامون این سانحه نکاتی قابل تامل است که بیان آن ضروری به نظر می‌رسد: ۱- تلنگری بود به مسوولان که هشدار رسانه‌ها و کارشناسان را جدی بگیرند. نقطه وقوع حادثه به عنوان مکانی حادثه خیز بارها مورد نقد قرار گرفته بود اما دریغ از یک پاسخ منطقی! ۲- بارها گفتیم و بار دیگر تکرار می‌کنیم، مردم کمبودها و ناملایمات را تحمل می‌کنند اما بی‌توجهی، اهمال، فخرفروشی و بی‌عدالتی ازسوی مسئولان را تحمل نمی‌کنند. شکی نداریم که با هزینه چندبرابرهم که شده این مسیر تحت فشار افکارعمومی در کوتاه‌ترین زمان اصلاح خواهد شد، همچنانکه قطعه‌ای از مسیر راه سنندج- حسین آباد، در سال 1382 پیش پس از واژگونی تانکر حامل مواد شیمیایی MTBE و سرازیر شدن مواد آن به داخل آب سد قشلاق بلافاصله اصلاح شد، آیا بهتر نیست قبل از وقوع حوادث تلخ و تحمیل هزینه‌های بسیار گوشها را بروی انتقادات بگشایند و اینقدر بیخیال نباشند. حتما باید جان چند نفر گرفته شود تا معبری حادثه خیز اصلاح شود؟ 3- بارها از تردد تانکر‌های نفتکش در جاده‌های کردستان به عنوان ارابەهای مرگ و کابوس نام برده شده است و سال‌هاست واژگونی تانکر‌ها که نفت و مشتقات نفتی عراق را از طریق جاده‌های باریک و ناامن کردستان به ویژه مریوان و سنندج به ایران می‌آورند یا محصولات نفتی فراوری شده مانند بنزین و گازوئیل را به آن کشور منتقل می‌کنند، همچون کابوسی مردم و محیط زیست منطقه کردستان را تهدید می‌کند. گفته می‌شود در سوآپ نفتی ایران و عراق روزانه ۳۰ تا ۶۰ هزار بشکه نفت خام از طریق مرز به پالایشگاه‌های کرمانشاه، شازند، تهران و تبریز انتقال داده می‌شود و ایران معادل آن را در بنادر صادراتی جنوب تحویل مشتریان عراق می‌دهد. آمار تردد روزانه از ۶۰ تا ۴۰۰ کامیون در محور مریوان – سنندج که یکی از باریک‌ترین و ...