رفتن به بالا

روزنامه فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی رۆژان

تعداد اخبار امروز : 0 خبر


  • یکشنبه ۲۷ آبان ۱۳۹۷
  • الأحد ۹ ربيع أول ۱۴۴۰
  • 2018 Sunday 18 November

  • روزنامه روژان

    صاحب امتیاز و مدیر مسوول: سلیمان الله‌مرادی

    ..............................................................

    نشانی: سنندج - میدان آزادی - انتهای کوچه سجادی (کوچه رزان) - پلاک ۱۱۵

    کد پستی: ۳۳۹۵۳-۶۶۱۳۷

    ..............................................................

    تلفن: ۳۳۲۳۸۵۴۵-۰۸۷

    ای‌میل: info@rojanpress.com

    کانال تلگرام: rojanpress@


اوقات شرعی

  • شنبه ۲۱ آبان ۱۳۹۵ - ۱۳:۱۰
  • کد خبر : 1666
  • هفته‌نامه روژان
  • چاپ خبر : بقای جهان در گرو  پرهیز از  خشونت

برای اعمال خشونت بر هر جانداری که باشد باید درد و رنجی که خواهد کشید را به شکل انسانی درک نمود و بدان باور داشت تا چنین راهپیمایی‌ها و تحمل رنج‌هایی، سرآغازی برای جهانی بدون خشونت باشد؛ جهانی که هر انسانی حق زندگی داشته باشد با هر رنگ و نژاد و زبان و دین و اندیشه‌ای.

فلسفه‌ی ایجاد تغییرات اجتماعی مبتنی بر عقلانیت، استفاده از خشونت را رد می‌کند؛ بنابراین عدم خشونت گزینه‌ای متفاوت از تسلیم شدن در مقابل ظلم و یا مقابله مسلحانه با ظلم است. فعالان عدم خشونت از روش‌های مختلفی برای ایجاد تغییرات اجتماعی استفاده می‌کنند که شامل آموزش و ترغیب کردن، نافرمانی مدنی، مبارزه منفی، فعالیت سیاسی غیر خشن، و ارتباط با عموم مردم و افکار عمومی از طریق رسانه‌ها است. عدم خشونت مبارزه علیه کلیه بدی‌هاست و از حس انتقام و کشتار قوی‌تر و فعال‌تر است؛ بنابراین در برابر شمشیر متجاوز نباید شمشیر بلندتری برداشت بلکه به‌جای مقاومت جسمی باید مقاومت روحی از خود نشان داد؛ مقاومت روحی موجب می‌شود متجاوز به تشویش افتاده و تسلیم شود. گاندی به‌عنوان یکی از مهم‌ترین مبارزان جنبش عدم خشونت با تأکید بر وجه مثبت عدم خشونت، تحمیل رنج به خود را به‌جای تحمل آن بر دیگری توصیه می‌کند.
کسی که طرفدار مقابله‌به‌مثل است، در دایره خشونت‌طلبی تعریف می‌شود ، کسی که خواهان رنج بردن دیگری است، دارای انرژی خشونت‌ورزی است. خشونت، با خشونت پایان نمی‌یابد. بودا گفته است که با نفرت به نفرت پاسخ دادن، فقط نفرت را هزاران برابر افزایش می‌دهد؛ اما اگر با همدلی به خشونت پاسخ دهیم، می‌توانیم نفرت و کینه را از میان برداریم.
قرن ۲۱ در خاورمیانه را با کمی تسامح می‌توان خشونت‌بارترین و خون‌آلودترین قرن تاریخ این سرزمین به‌حساب آورد شاید باوجود فلاکت‌های حملات متعدد مهاجمان و جنگ‌های خونین مذهبی خاورمیانه هیچ‌گاه چنین غرق در خون نشده باشد. به باور نگارنده، قرن کنونی فصل سر برآوردن عقده‌ها و زخم‌های خفته و آتش زیر خاکستری است که بعد از غلبه استعمارگران و سر برآوردن نهضت‌های ملی‌گرا و اسلام‌گرا تاکنون پوشیده مانده است و اینک تاریخ صفحه‌ای دیگر را به کتاب کشتارها و خشونت‌های بشری می‌افزاید. ناکامی چند دهه حکومت‌های ناسیونالیست و لائیک، سرکوبی اقلیت‌های قومی و مذهبی، غلبه استعمار نوین و فشار بر گروه‌های اسلام‌گرا در کنار اوضاع اقتصادی و سیاسی مردم خاورمیانه موجب شده است امروز کلاس‌های درس انتحار و انفجار و انسان‌کشی در گوشه و کنار این سرزمین برپا شود و روزی نیست در نقطه‌ای از سرزمین نژاد و دین و نفت، انفجاری به گوش نرسد و انسان‌هایی بی‌گناه به جبر جغرافیا قربانی نشوند.
اساسی‌ترین مسئله در گرایش به خشونت ترویج ایدئولوژی‌های انحصارطلب و تمامیت‌خواهی است که ایمان و اعتقاد کورکورانه را مبنی بر برحق بودن و مشروع بودن خود و عدم مشروعیت غیر را ترویج می‌نمایند. رواداری و تساهل و تسامح از جامعه رخت بربسته است. شدیدترین قهر و غضب و جزای کیفری دینی و آیینی در برابر ساده‌ترین سهل‌انگاری دیگر هم‌کیشان به‌کاربرده می‌شود؛ اما می‌توان به‌یقین گفت افرادی که خود را مدار و در جایگاه حق می‌دانند و به صادر نمودن حکم در برابر اعمال دیگران اقدام و هم‌زمان اجرا می‌کنند در درازمدت هیچ‌گونه ساختار قانونی و جزایی مشروعیتی نخواهد داشت.
خاورمیانه میدانی شده است که این بار جزای عدم اجرای مناسک دینی و یا سستی در پوشش مذهبی ترور و کشتار را به دنبال خواهد داشت و پایین‌ترین حد تسامح ازمیان‌رفته است و خشونت تنها زبان معمول در تقابلات و تعاملات روزانه شده است در این میدان که انفجاری در کرکوک، دیگری در دیاربکر و آن دیگری زائران آیینی در سامرا و یا در نماز جمعه شهری در پاکستان صدها انسان را قربانی و آماج خشونتی قرار داده بود که ممکن بود در یک‌فاصله زمانی کوتاه جای قاتل و مقتول و یا قربانی و قربانی کننده (تروریست) عوض شود و چنین است که انسان‌ها کمر به هلاکت هم بسته‌اند؛ ولی خبری متفاوت این بار در گوشه‌ای دیگر از این سرزمین، رسانه‌های محلی و ملی را به خود مشغول می‌دارد و آن، راهپیمایی فعالی زیست‌محیطی بنام شریف باجور از شهر مریوان تا منطقه ثلاث و باباجانی در استان کرمانشان در اعتراض به کشتن سگ ماده‌ای است که دارای شش توله است و گویا به خاطر بردن مرغی از یک مغازه با شلیک گلوله کشته‌شده است. در نگاه اول قطعاً برای کسی که دانش‌آموخته مکتب خشونت و ترور و انسان‌کشی است هر دو مسئله خنده‌دار است؛ اول کشته شدن یک سگ و دوم راهپیمایی یک انسان در برابر چنین عملی!
مسئله اینجاست، باوجود خشونت‌های سازمان‌یافته و مدرنی شبیه عملکرد گروه داعش و دیگر گروه‌های جهادی و تکفیری و کشتار روزانه انسان‌ها، مبارزه مدنی برای پرهیز از خشونت علیه حیوانات چه اهمیتی دارد؟ آیا خون یک حیوان چنین اهمیتی دارد؟ آیا چنین راهپیمایی، بی‌مبالاتی به خون صدها انسانی نیست که روزانه در گورستان خاورمیانه دفن می‌شوند؟ و سؤالاتی ازاین‌دست که به نظر می‌رسد پاسخ همه آن‌ها در فلسفه عدم خشونت نهفته است.
برخی از تحلیل‌گران فلسفه عدم خشونت، چنین اعتقاددارند که اگر ما انسان‌ها با جانوری رفتار شایسته داشته باشیم، باعث می‌شود که با دیگران نیز رفتار شایسته در پیش بگیریم. هرچند ممکن است در این فرضیه خللی به وجود بیاید اما در شکل کلی، انسان‌هایی که به احساس درد در جانوران همچون انسان قائل هستند و برای این احساس و زندگی جانوران ارزش و جایگاه حقوقی تعریف می‌کنند قطعاً در برخورد با نوع انسان بسیار مهربان‌تر و انسانی‌تر برخورد می‌کنند. از سوی دیگر ادیان ابراهیمی و بخصوص دین مبین اسلام توصیه‌های جدی و قوانینی خاص در مورد حقوق حیوانات اعمال نموده‌اند و حتی در هنگام ذبح شرعی انسان را از بکار بردن خشونت نهی کرده‌اند؛ بنابراین در آموزه‌های دینی هم به وجوهاتی از عدم خشونت برمی‌خوریم که انسان را به‌عنوان خلیفه خداوند بر روی زمین مکلف به رعایت حقوق حیوانات نموده است تا هم شان انسانی وی حفظ شود و هم جانوران به‌عنوان ساکنان مشترک با انسان در کره زمین بتوانند زندگی و همزیستی نمایند.
در چنین شرایطی اگر کسی همچون «شریف باجور» به خاطر کشته شدن یک سگ اقدام به اعتصاب غذا و راهپیمایی می‌نماید اقدام وی دوچندان اهمیت و ارزشمند جلوه‌گر خواهد شد. گام اول در برابر خشونتی انجام‌گرفته بجای انتقام، محکومیت، شکایت، خشونت زبانی و… فرد مقاومت روحی انجام می‌دهد گرسنگی می‌کشد، مسافتی طولانی راهپیمایی می‌نماید، خود، رنج و مرارت و سختی متحمل می‌شود تا نشان دهد از درد و رنج نمی‌هراسد و نمی‌ترسد و در برابر خشونت واهمه‌ای ندارد و این رنج را با جان‌ودل متحمل می‌شود تا ظالم بداند چقدر ضعیف است. اهمیت رنج کشیدن در این است تا نشان دهد نمی‌ترسد و در برابر خشونت مقاومت می‌کند بدون آنکه به دیگری رنجی وارد آید یا خشونتی بروز یابد. اینجاست که راه گاندی و منش و فلسفه عدم خشونت وی هنوز تازگی دارد، کاربردی است، بسترهای اجتماعی برای رواج و گسترش دوباره این اندیشه به‌شدت فراهم است. سرزمینی با چندین کشور غرق در خشونت عریان و مدرنی است که از تضادهای ایدئولوژیکی و اختلافات فرقه‌ای، مذهبی، زبانی، قومی سرچشمه گرفته است و هر روز وضعیت به‌مراتب بدتر و آستانه تحمل و بردباری در برابر اندیشه مخالف به‌شدت تنزل کرده است و تنها شرط قبول همدیگر یکسان‌اندیشی و تسلیم شدن زیر چتر انحصارگری فرقه‌های مختلف است
گام دوم راهپیمایی برای مبارزه با خشونت علیه حیوانات درواقع خود مبارزه با خشونت به شکل کلی و در قالب فلسفه عدم خشونت است؛ چنین فرایندی دو سر دارد که درهرحال ریسمان و خط اتصال آن را مسئله‌ای بنام مخالفت با اعمال هر نوع خشونت و علیه هرکس و چیزی است و در مفهومی فراتر، پرهیز از اعمال خشونت در هر شکل و صورتی و در هر زمان و مکانی و علیه هر جانداری. راهپیمایی برای مخالفت و اعتراض به کشته شدن یک سگ در شرایط خشونت‌بار کنونی نشان می‌دهد که فلسفه عدم خشونت در چه شکلی نمایانده می‌شود؛ یعنی جان و احساس درد و رنج یک سگ در گوشه‌ای از این کره خاکی آن‌قدر اهمیت دارد که ساعت‌ها پیاده راه رفت، گرسنگی کشیده و چنین رنجی را به دیده منت پذیرفت تا نشان داده شود از چنین اقدامی بیزاری می‌جوییم، ناراحت و متأثریم.
اینجاست که عظمت روحی انسان‌هایی پدیدار می‌شود که چنین ژرف به حیات و هستی و حق زندگی موجودات می‌اندیشند. بدون شک چنین انسان‌هایی سال‌هاست که در عزای کشته شدن انسانیت هستند، در سوگ رواج خشونت سازمان‌یافته و مشروعیت یافته ایدئولوژیک نشسته‌اند. چگونه می‌شود چنین انسان‌هایی در سوگ «آلان» و «عمران» ننشینند؛ به‌راستی شناخت و همذات‌پنداری با این روح‌های بزرگ کاری است انسانی و دیدی بلند می‌طلبد و بدون شک چنین بزرگیی از ذهن‌های بیمار و تاریک‌اندیش و خودمحور برنخواهد خواست؛ کسانی که هرروز آرزوی مرگ دیگران را می‌کنند، کسانی که هرروز در پی کشتار انسانیت هستند، هیچ‌گاه نخواهند توانست رازهای بزرگ را کشف کنند؛ راز صلح، راز دوستی، راز همزیستی مسالمت‌آمیز و راز روشن نمودن شمعی یا چراغی برای آینده بشریت، آن‌ها نگهبانان بی‌اراده تاریکی و قاتلان روشنایی‌اند.
برای اعمال خشونت بر هر جانداری که باشد باید درد و رنجی که خواهد کشید را به شکل انسانی درک نمود و بدان باور داشت تا چنین راهپیمایی‌ها و تحمل رنج‌هایی، سرآغازی برای جهانی بدون خشونت باشد؛ جهانی که هر انسانی حق زندگی داشته باشد با هر رنگ و نژاد و زبان و دین و اندیشه‌ای.

اخبار مرتبط

نظرات

یادداشت روژان

نگاهی به سوانح دلخراش جاده‌ای در راه‌های استان کردستان

گوش‌هایی که نمی‌شنوند و چشم‌هایی که نمی‌بینند

بامداد سەشنبه ۲۰ تیر درحالیکه غالب مردم براساس نظم و گردش شبانەروز در بستر خواب بودند جمعیتی از شهر سنندج، به اقتضای نیاز و کار ضروری عزم سفر کردند تا در این گردش روزگار به نیازهای خود پاسخ دهند اما انگار مقدر چنین بود که به مقصد نرسند و در همان ابتدای سفر راهی دیار باقی شوند. حادثه دلخراشی که به سبب ارتباطات پیشرفته و شبکەهای اجتماعی خواب را در همان نیمەهای شب از چشم هموطنان ربود و به خبر اول خبرگزاری‌های ایران تبدیل شد، به گونەای که سه روز عزای عمومی اعلام شد و مقامات کشور از رئیس جمهور و رئیس مجلس گرفته تا بسیاری از وزرا و شخصیت‌های مطرح کشور با صدور پیامهایی به ابراز همدردی با مردم داغدار کردستان پرداختند و  روز پنجشنبه نیز خبر آن در صفحه اول همه روزنامەهای سراسری قرار گرفت. مرگ دست کم ۱۱ نفر که به سبب نوع حادثه قلب بسیاری‌ها را جریحەدار کرد. نکته حائز اهمیت در این رویداد تلخ ایجاد موجی از حزن و اندوه در عرصه استانی و ملی بود که اگر نبود این ابراز همدردی‌ها شاید تالم ناشی از آن برای  خانواده‌های داغدار قابل تحمل نبود. اما پیرامون این سانحه نکاتی قابل تامل است که بیان آن ضروری به نظر می‌رسد: ۱- تلنگری بود به مسوولان که هشدار رسانه‌ها و کارشناسان را جدی بگیرند. نقطه وقوع حادثه به عنوان مکانی حادثه خیز بارها مورد نقد قرار گرفته بود اما دریغ از یک پاسخ منطقی! ۲- بارها گفتیم و بار دیگر تکرار می‌کنیم، مردم کمبودها و ناملایمات را تحمل می‌کنند اما بی‌توجهی، اهمال، فخرفروشی و بی‌عدالتی ازسوی مسئولان را تحمل نمی‌کنند. شکی نداریم که با هزینه چندبرابرهم که شده این مسیر تحت فشار افکارعمومی در کوتاه‌ترین زمان اصلاح خواهد شد، همچنانکه قطعه‌ای از مسیر راه سنندج- حسین آباد، در سال 1382 پیش پس از واژگونی تانکر حامل مواد شیمیایی MTBE و سرازیر شدن مواد آن به داخل آب سد قشلاق بلافاصله اصلاح شد، آیا بهتر نیست قبل از وقوع حوادث تلخ و تحمیل هزینه‌های بسیار گوشها را بروی انتقادات بگشایند و اینقدر بیخیال نباشند. حتما باید جان چند نفر گرفته شود تا معبری حادثه خیز اصلاح شود؟ 3- بارها از تردد تانکر‌های نفتکش در جاده‌های کردستان به عنوان ارابەهای مرگ و کابوس نام برده شده است و سال‌هاست واژگونی تانکر‌ها که نفت و مشتقات نفتی عراق را از طریق جاده‌های باریک و ناامن کردستان به ویژه مریوان و سنندج به ایران می‌آورند یا محصولات نفتی فراوری شده مانند بنزین و گازوئیل را به آن کشور منتقل می‌کنند، همچون کابوسی مردم و محیط زیست منطقه کردستان را تهدید می‌کند. گفته می‌شود در سوآپ نفتی ایران و عراق روزانه ۳۰ تا ۶۰ هزار بشکه نفت خام از طریق مرز به پالایشگاه‌های کرمانشاه، شازند، تهران و تبریز انتقال داده می‌شود و ایران معادل آن را در بنادر صادراتی جنوب تحویل مشتریان عراق می‌دهد. آمار تردد روزانه از ۶۰ تا ۴۰۰ کامیون در محور مریوان – سنندج که یکی از باریک‌ترین و ...