رفتن به بالا

روزنامه فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی رۆژان

تعداد اخبار امروز : 0 خبر


  • جمعه ۲۷ مهر ۱۳۹۷
  • الجمعة ۸ صفر ۱۴۴۰
  • 2018 Friday 19 October

  • روزنامه روژان

    صاحب امتیاز و مدیر مسوول: سلیمان الله‌مرادی

    ..............................................................

    نشانی: سنندج - میدان آزادی - انتهای کوچه سجادی (کوچه رزان) - پلاک ۱۱۵

    کد پستی: ۳۳۹۵۳-۶۶۱۳۷

    ..............................................................

    تلفن: ۳۳۲۳۸۵۴۵-۰۸۷

    ای‌میل: info@rojanpress.com

    کانال تلگرام: rojanpress@


اوقات شرعی

  • شنبه ۱۲ آذر ۱۳۹۵ - ۱۲:۴۶
  • کد خبر : 1706
  • هفته‌نامه روژان
  • چاپ خبر : مرگ خاموش در سنه‌دژ

می‌خواهم از زاویه‌ای دیگر به شهر سنندج، این دژ مهمان‌نواز با مردمانی صبور و مهربان بپردازم، زاویه‌ای که در آن سیاست، فرهنگ و اجتماع و اقتصاد این شهر را متمایز ساخته و فاصله میان فقیر و غنی را روز به روز پررنگ‌تر می‌نماید: سنندج در نیم‌قرن اخیر در طوفانی از تغییر آبستن بسیاری از حوادث […]

می‌خواهم از زاویه‌ای دیگر به شهر سنندج، این دژ مهمان‌نواز با مردمانی صبور و مهربان بپردازم، زاویه‌ای که در آن سیاست، فرهنگ و اجتماع و اقتصاد این شهر را متمایز ساخته و فاصله میان فقیر و غنی را روز به روز پررنگ‌تر می‌نماید:
سنندج در نیم‌قرن اخیر در طوفانی از تغییر آبستن بسیاری از حوادث بوده که هرکدام از آنها تجاربی تلخ و شیرین و سور و سوگی را به یادگار از خود بر جای نهاده است که در نگاه نخست، تغییر بافت معماری آن از دیروز زیبا به فرم ناموزون بصری امروز است؛ گویی این شهر ناودیسی در گردابه‌ای از عدم مدیریت جامع شهری به سر می‌برد که به‌یک‌باره در کمتر از یک دهه به هوای ایجاد مسکن با انبوهی از سیمان و آهن با آسمان همیشه آبی خویش وداع گفته است؛ زندگی آپارتمان‌نشینی جای شب‌نشینی‌های دیروز این شهر را تسخیر نموده و گردی از ماشینیسم بر پیکره‌اش خودنمایی می‌کند.
فرهنگ در آپارتمان‌های این شهر با صاحبان مهمان از سایر بلاد ایران حکم خط بطلان بر هویت رفتاری‌اش است، هویتی که در آن پاسداشت آداب، احترام و تکریم ملت کورد را به همراه داشت و حال چت و گپ دیجیتال با ادبیات بیگانه بر آن سایه افکنده است. دیگر جوانان با بازی‌های محلی این شهر بیگانه‌اند و سایه‌ی فرهنگ وارداتی بی‌خیال همسایه جایگزین ریش‌سفیدان کوی و برزن گشته است که در جای‌جای آن انباشت زباله‌های حاصل از خدعه‌ی افیون را شاهدیم تا که رقص شیطان را در مهمانی شبانه خانه‌های به‌سان قوطی کبریت در خود بپروراند؛ کارگاه‌های مواد مخدر صنعتی موجب ترک برداشتن شیشه دل بسیاری از خانواده‌های این شهر گشته و در این انفجار بی‌خردی برجای‌مانده از سوء مدیریت شهری در سال‌های گذشته آنچه خودنمایی می‌کند از خود بیگانگی است.
اقتصاد خُرد مردم سنندج، واسطه‌گری به‌جای تولید و انباشت سرمایه اندک مانده از اهالی‌اش در بانک‌ها و مؤسسات مالی است. خبری از کارآفرینی به معنایی گسترده نیست و اگر فریادی از کارآفرینی به گوش رسد در راهروهای بوروکراسی به دار آویخته می‌شود. همه در اسارت تسهیلات پربهره اسیر و دست در گریبان خویش به امید قوت لایموت هستند؛ گویی همه کارگری ساده شده‌اند و کارفرمایان مهمان بر منابع خدادادی چنان چیره گشته‌اند که از پرداخت حداقل تأمین معیشت به آنان نیز سر باز می‌زنند.
فراموش نکنیم در رسم مهمان‌نوازی نباید نه میزبان افراط کند و نه مهمان تفریط؛ حقوق شهروندی ایجاب می‌کند هر دو، در تعاملی از اعتدال نه به معنای سیاسی آن بلکه به معنای انسانی آن، برای نجات شهر از کانون بحران در کنار هم قرار گیرند نه علیه هم.
در این شهر تغییر مداوم نمای بانک‌ها و مؤسسات مالی مهم‌تر از دادن دست یاری به جوانی جویای کار یا زوجی امیدوار به سرپناهی و آغاز زندگی مشترکی است. این بازی مرگ خاموش در سنه دژ را باید در کدام جمع خردمند به کنکاش نهاد تا مردمان دربند بندیان زر و زور و تزویر علاجی یابند؟
سازمان‌های مردم‌نهاد سنندج به دنبال احقاق حقوق مردان، زنان و کودکان در شهر باید از زیر تیغ تحلیل‌های نادرست برگرفته از ادبیات سیاسی دهه شصت عبور کنند تا که اگر انرژی ماند، آنگاه حرکتی عام‌المنفعه، غیر تجاری و غیر سیاسی را نهادینه کنند؛ البته اگر مهمان ناخوانده بر طبیعت هجوم نیاورده و با آتشی در خرمن، تفکر والا و عمل صحیح آنها را مصادره ننماید.
مصداق از عنوان مهمان ناخوانده، هم‌وطن شایسته، نوع دوست و کارا نیست بلکه گم‌کرده راهی است که حرمت محل سکونت خویش را نگه نمی‌دارد و به جای احترام به خرد جمعی در فکر زمین‌خواری و رانت اقتصادی خویش از این اجتماع دارای پیشینه‌ای به قدمت تاریخ است.
بیدادهای اجتماعی سنندج چون اعتیاد، طلاق، کودکان خیابانی، کارتن‌خوابی، زنان بدسرپرست و بی‌سرپرست، عدم توازن در توزیع ثروت و مسکن در کنار فقدان برنامه جامع شهری از تهدیدهای اصلی این شهر است که همه در تعریفی و باوری غیر علمی چشم به تحول در بلدیه یا همان شهرداری دوخته‌اند. گویی هنوز مانده‌ایم که مدیریت شهری فرآیندی از آحاد شهروندان در کسوت دولتی و غیر دولتی است.
سنندج در کابوس فردا به سر می‌برد، کابوسی که دست نیاز مردمانش را قطع و با توطئه در فکر تخطئه فرهنگی و گسست اجتماعی این سرزمین با بیش از سه هزار سال قدمت شهری است.
به‌راستی این دژ دارای صدها مسجد کوچک و بزرگ و سرشار از وجود مفاخر والای فرهنگی – دینی و اجتماعی چرا باید از نشاط اجتماعی محروم و علاج زودهنگام آسیب‌های اجتماعی ناشی از نسخه‌ی غلط مدیریت شهری را که مجموعه‌ای از اشخاص حقوقی و حقیقی بخش دولتی و بخش خصوصی است به عینیت در نیابد.
وجود شهربازی در سنندج برای کودکان این شهر به یک رؤیا تبدیل شده است و نشاط اجتماعی در اعیاد ملی و دینی نیز با کمرنگ شدن فرهنگ دیرینه آن مواجهه گشته و دیگر خبری از شور و شعف محلات قدیمی شهر نیست.
سنندج نیازمند تقویت و ایجاد شوراهای کوچک فکری در تمامی محلات خویش است تا از خرد برآمده از آن شاهد شورایی پویا مبتنی بر اقتدار آموزه‌های دینی و ملی و آرمان‌شهری فراگیر از خنده‌ی مداوم اهالی‌اش باشد.
فراموش نکنیم که بستر سنندج را می‌شود با سنگفرشی از محبت، همت، دانش و نفی خشونت به سرمنزلی نو رهنمون شد.
ما امروز را فهمیده‌ایم همان فردایی که دیروز آرزویش را داشتیم.
ما فهمیده‌ایم که ما بودن در صف ارزاق عمومی در صندوقچه‌ی شعرالدوله مخفی است و فردا روزی این صندوقچه میراث گران‌بهایی خواهد بود برای نسلی دیگر که مانده‌ام بتواند به دور از زندان دیجیتال، «ما» را هجی کند خواه در صف ارزاق عمومی و یا در دریایی از واژگان صادراتی و وارداتی با ارز مبادله‌ای یا ارز صرافی… بماند؛ این روزها فهمیده‌ایم که انسانیت، مهم‌ترین مرهم التیام‌بخش آلام بشری است؛ این روزها خود فهمیدن هم فهمیدن می‌خواهد که به‌راستی فهمش سخت است.

اخبار مرتبط

نظرات

یادداشت روژان

نگاهی به سوانح دلخراش جاده‌ای در راه‌های استان کردستان

گوش‌هایی که نمی‌شنوند و چشم‌هایی که نمی‌بینند

بامداد سەشنبه ۲۰ تیر درحالیکه غالب مردم براساس نظم و گردش شبانەروز در بستر خواب بودند جمعیتی از شهر سنندج، به اقتضای نیاز و کار ضروری عزم سفر کردند تا در این گردش روزگار به نیازهای خود پاسخ دهند اما انگار مقدر چنین بود که به مقصد نرسند و در همان ابتدای سفر راهی دیار باقی شوند. حادثه دلخراشی که به سبب ارتباطات پیشرفته و شبکەهای اجتماعی خواب را در همان نیمەهای شب از چشم هموطنان ربود و به خبر اول خبرگزاری‌های ایران تبدیل شد، به گونەای که سه روز عزای عمومی اعلام شد و مقامات کشور از رئیس جمهور و رئیس مجلس گرفته تا بسیاری از وزرا و شخصیت‌های مطرح کشور با صدور پیامهایی به ابراز همدردی با مردم داغدار کردستان پرداختند و  روز پنجشنبه نیز خبر آن در صفحه اول همه روزنامەهای سراسری قرار گرفت. مرگ دست کم ۱۱ نفر که به سبب نوع حادثه قلب بسیاری‌ها را جریحەدار کرد. نکته حائز اهمیت در این رویداد تلخ ایجاد موجی از حزن و اندوه در عرصه استانی و ملی بود که اگر نبود این ابراز همدردی‌ها شاید تالم ناشی از آن برای  خانواده‌های داغدار قابل تحمل نبود. اما پیرامون این سانحه نکاتی قابل تامل است که بیان آن ضروری به نظر می‌رسد: ۱- تلنگری بود به مسوولان که هشدار رسانه‌ها و کارشناسان را جدی بگیرند. نقطه وقوع حادثه به عنوان مکانی حادثه خیز بارها مورد نقد قرار گرفته بود اما دریغ از یک پاسخ منطقی! ۲- بارها گفتیم و بار دیگر تکرار می‌کنیم، مردم کمبودها و ناملایمات را تحمل می‌کنند اما بی‌توجهی، اهمال، فخرفروشی و بی‌عدالتی ازسوی مسئولان را تحمل نمی‌کنند. شکی نداریم که با هزینه چندبرابرهم که شده این مسیر تحت فشار افکارعمومی در کوتاه‌ترین زمان اصلاح خواهد شد، همچنانکه قطعه‌ای از مسیر راه سنندج- حسین آباد، در سال 1382 پیش پس از واژگونی تانکر حامل مواد شیمیایی MTBE و سرازیر شدن مواد آن به داخل آب سد قشلاق بلافاصله اصلاح شد، آیا بهتر نیست قبل از وقوع حوادث تلخ و تحمیل هزینه‌های بسیار گوشها را بروی انتقادات بگشایند و اینقدر بیخیال نباشند. حتما باید جان چند نفر گرفته شود تا معبری حادثه خیز اصلاح شود؟ 3- بارها از تردد تانکر‌های نفتکش در جاده‌های کردستان به عنوان ارابەهای مرگ و کابوس نام برده شده است و سال‌هاست واژگونی تانکر‌ها که نفت و مشتقات نفتی عراق را از طریق جاده‌های باریک و ناامن کردستان به ویژه مریوان و سنندج به ایران می‌آورند یا محصولات نفتی فراوری شده مانند بنزین و گازوئیل را به آن کشور منتقل می‌کنند، همچون کابوسی مردم و محیط زیست منطقه کردستان را تهدید می‌کند. گفته می‌شود در سوآپ نفتی ایران و عراق روزانه ۳۰ تا ۶۰ هزار بشکه نفت خام از طریق مرز به پالایشگاه‌های کرمانشاه، شازند، تهران و تبریز انتقال داده می‌شود و ایران معادل آن را در بنادر صادراتی جنوب تحویل مشتریان عراق می‌دهد. آمار تردد روزانه از ۶۰ تا ۴۰۰ کامیون در محور مریوان – سنندج که یکی از باریک‌ترین و ...