رفتن به بالا

روزنامه فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی رۆژان

تعداد اخبار امروز : 0 خبر


  • شنبه ۲۹ دی ۱۳۹۷
  • السبت ۱۲ جماد أول ۱۴۴۰
  • 2019 Saturday 19 January

  • روزنامه روژان

    صاحب امتیاز و مدیر مسوول: سلیمان الله‌مرادی

    ..............................................................

    نشانی: سنندج - میدان آزادی - انتهای کوچه سجادی (کوچه رزان) - پلاک ۱۱۵

    کد پستی: ۳۳۹۵۳-۶۶۱۳۷

    ..............................................................

    تلفن: ۳۳۲۳۸۵۴۵-۰۸۷

    ای‌میل: info@rojanpress.com

    کانال تلگرام: rojanpress@


اوقات شرعی

  • شنبه ۱۲ آذر ۱۳۹۵ - ۱۳:۰۸
  • کد خبر : 1714
  • هفته‌نامه روژان
  • چاپ خبر : هنر در خدمت توسعه؛ برای مردم سلیقه ایجاد کنیم
رهبر ارکستر فیلارمونیک در گفتگو با روژان:

هنر در خدمت توسعه؛ برای مردم سلیقه ایجاد کنیم

مهدی احمدی، از موزسین های جوان و تحصیل کرده‌ای است که گام‌های خوبی برای رشد و تعالی موسیقی فاخر این مرز و بوم برداشته است. او با اتکاء به پتانسیل مناسب جوان‌های علاقمند به موسیقی، در شهر سنندج ارکستری را گرد هم آورده که روزهای نخست فعالیتش کسی فکر نمیکرد به زودی بتواند اعضای خود […]

مهدی احمدی، از موزسین های جوان و تحصیل کرده‌ای است که گام‌های خوبی برای رشد و تعالی موسیقی فاخر این مرز و بوم برداشته است. او با اتکاء به پتانسیل مناسب جوان‌های علاقمند به موسیقی، در شهر سنندج ارکستری را گرد هم آورده که روزهای نخست فعالیتش کسی فکر نمیکرد به زودی بتواند اعضای خود را در ترکیب ارکستر تهران به رهبری «نادر مشایخی» بنگنجاند؛ ولی این رخداد فرخنده به همت مهدی احمدی افتاد. روژان مصاحبه ی کوتاهی با او ترتیب داده است که در زیر می‌خواند.
سرویس فرهنگی
– خودتان را برای خوانندگان معرفی کنید و ازشروع به کارتان بگویید.
مهدی احمدی متولد ۱۳۶۲، لیسانس  موسیقی ساز ایرانی و فوق لیسانس آهنگ‌سازی دارم. البته علاوه بر این دو، کاردانی هنرهای تجسمی را هم دارم. از بستگان بودند کسانی که اهل موسیقی بودند و با توجه به بستری که از کودکی در خانواده یمان بود از سن پایین موسیقی را شروع کردم. تقریبا از سال ۶۹-۷۰ من با موسیقی بوسیله‌ی دف آشنا شدم. همیشه از خانه‌ی همسایه‌ی روبرویی صدای موسیقی می‌آمد و من که کودک بودم و توی کوچه بازی می‌کردم را به طرف خودش می‌کشید و برایم جالب بود. این خانه‌ی کسی نبود جز استاد رضا رضایی “ یکی از بزرگان موسیقی شهر سنندج. به هرحال قسمت این بود که من کار را با ساز سه تار شروع کنم. مدتی کلاس رفتم و بعد خودم به وسیله‌ی کتاب و جزوه و نوارهای آموزشی که گیر می‌آوردم کار می‌کردم و از بستگان و نزدیکانی که با ساز آشنایی داشتند کمک می‌گرفتم. راه خودم را پیدا کرده بودم اما نه به صورت حرفه‌ای؛ تا اینکه دانشگاه قبول شدم. در شرایطی که قرار گرفته بودم چند دوره‌ی تئوری و عملی موسیقی را پیش آقای زاهد منصوری” گذراندم که خیلی به من کمک کرد. در تهران رشته‌ی هنرهای تجسمی قبول شدم در آن مدت شروع کردم به یادگیری در محضر کامکارها “، گروه کُر تهران می رفتم. کلاس سُلفِژ می‌رفتم. خلاصه دو سال کاردانی پله‌ی علمی خوبی برای من شد. در آن مدت آقای استاد هوشنگ کامکار” که کلاس‌های آهنگسازی را پیش ایشان بودم به من پیشنهاد دادند که کنکور بدهم و در رشته‌ی موسیقی تحصیل کنم.
در دوران لیسانس در خدمت اساتید گرانقدرو بزرگان موسیقی ایران بودم. واقعاً آن زمان دوران طلایی دانشگاه هنر تهران بود. با رتبه‌ی یک‌رشته‌ی آهنگسازی در مقطع فوق‌لیسانس قبول شدم. اولین کُردزبانی بودم که در رشته‌ی آهنگسازی فوق‌لیسانس گرفتم. در کنار آهنگسازی باید نوازنده‌ی خوبی هم بود. من هم در ساز سه‌تار در موسیقی ایرانی کار می‌کردم و هم در ساز فلوت کلاسیک.
– ارکستر فیلارمونیک سنندج چطور شکل گرفت؟
از سال ۸۴-۸۵ من تازه لیسانس قبول‌شده بودم که ارکستر فیلارمونیک در سنندج شکل گرفت. با کمک دوستانی چون آقای مبارکی، آقای مصلح، آقای رحیمی و بقیه‌ی دوستان توانستیم ارکستر را در کانون امام خمینی تشکیل دهیم. در ابتدای کار ۱۵-۱۶ نفر بیشتر نبودیم که اولین کنسرت بی‌کلام در شهر سنندج را ارکستر ما برگزار کرد. شب اولش که بیشتر خانواده‌های خودمان بودند و شب دوم مردم عادی بودند و کار را دوست داشتند. باوجودآنکه توانایی ارکستر بالا نبود. یک سری بودند که به‌جای آنکه خوشحال شوند شهر صاحب یک گروه ارکستر فیلارمونیک شده، قبول کنند که اول راه هستیم ومی‌دیدند که کار می‌کردیم و نوپا بودیم و وجود کمی ناکوکی طبیعی بود اما با چهارتا کلمه که یاد گرفته بودند مسخره می‌کردند و چوب لای چرخمان می‌گذاشتند. هر ارکستری در هر جای دنیای روزهای اولشان در بهترین حالت ممکن نبوده‌اند. بعدها همان‌ها به‌طرف ما کشیده شدند. پیشرفت اتفاق افتاد. امروزه نوازندگانی داریم در همین گروه که پارسال و پیرارسال تعداد زیادشان با ارکستر تهران ترکیب شدند و در کشور کویت روز جهانی موسیقی اجرا داشتیم. آقای نادر مشایخی “ رهبری کردند و بنده دستیار رهبر بودم. این اتفاق کوچکی نبود. ما کنسرت‌های زیادی برگزار کردیم که مسائل مادی را کنار گذاشتیم و کنسرت‌های انسان‌دوستانه و خیرخواهانه برای آزادی زندانیان، کمک به بیماران سرطانی و… برگزار کردیم. این مجموعه کارها باعث همدلی اعضای ارکستر شد. از هر قشری، تحصیلات، شغل، سن در اعضای ارکستر دیده می‌شود و موسیقی، ما را دور هم جمع کرده است. امروز بسیار خوشحالم که تعداد نوازندگان ارکستر در حال حاضر به ۸۰ نفر می‌رسد.
– چه کسانی حامیان ارکستر بودند؟
زمانی بود که دغدغه‌ی جا و مکان داشتیم و محدودیت‌های برای گروه وجود داشت؛ مدتی در زیرزمین خانه و گاراژ تمرین می‌کردیم. به‌مرور زمان ارشاد به ما کمک کرد اما باز مشکلات و محدودیت‌هایی وجود داشت. در این اوضاع بود که حوزه‌ی هنری به داد ارکستر رسید. انسان شریف و دلسوزی به اسم امین مرادی “ و همکاران خوبشان مانند آقای ایرج کاکی” و رضا حاتمبان” واقعاً زیر پروبال ارکستر را گرفتند؛ به ما جا و مکان دادند و به ما کمک کردند. از این‌ها بهتر اتفاق خوبی که افتاد آمدن آقای زاهدی” استاندار کردستان بود. به‌طور اتفاقی روزهای اولی که آقای استاندار به سنندج آمده بودند ما کنسرت داشتیم؛ و جالبی اینجا بود بعد سال‌ها دومین اجرای بی‌کلام ارکستر بود. حرفه‌ی من فعالیت فرهنگی است و به‌جرئت می‌گویم که جناب آقای زاهدی “ هرآن چه در این زمینه از دستشان برآمده انجام دادند. یکی از کارهایشان این بود که هیئت‌امنای ارکستر شدند و ارکستر را سروسامان دادند. بعد یازده سال فعالیت قرار است به همت جناب استاندار شماره ثبت به ارکستر تعلق بگیرد. در مراسم فجر سال قبل این بزرگوار به همراه حوزه‌ی هنری و دیگر متولیان فرهنگی کمک کردند، حمایت کرند و این کار برگزار شد.
ما در شهر سنندج کسانی را داریم که شاید در دنیا نظیرشان نباشد. این افراد به دنبال شهرت نیستند و انسان‌های خاکی هستند به‌طور نمونه یکی‌شان دکتر حمیدرضا اردلان است. اتفاقا در حاشیه‌ی جشنواره‌ی دف‌نوازان حوزه‌ی هنری از وی تجلیل کردند. مظهر خالقی، که همه‌ی مردم او را می‌شناسند پیام ویژه‌ای برایش فرستادند و همچنین بزرگان زیادی از وی تجلیل کرده‌اند. ایشان صاحب‌فکر و اندیشه‌اند و اعتباردارند. ایشان چندین سال است که پشت ارکستر را گرفته و زمیته ارتقای کار گروه را فراهم کرده است. تک‌تک اعضای ارکستر تلاش می‌کنند و احساس مسئولیت می‌کنند که فردا اسم شهرمان را بالا نگه‌داریم؛ و به شهرمان افتخار کنیم.
– به‌عنوان رهبر ارکستر آینده‌ی ارکستر فیلارمونیک را چطور می‌بینید؟
شاید بعضی‌ها بگویند مردم نان ندارند بخورند ارکستر می‌خواهیم چکار؟ اما من به مردم این شهر قول می‌دهم که روزی مردم به خاطر همین ارکستر نان می‌خورند. همین تئاتر خیابانی که در مریوان سالانه برگزار می‌شود در حوزه‌ی اقتصاد برای مردم مهم است. حالا فکر کنید در این شهر فرهنگی فستیوال‌هایی برگزار شود، از همین جنبه‌ی فرهنگ و هنر شهر استفاده شود دیگر احتیاجی به کارخانه و امثالهم نداریم. در دنیا هر شهری که صاحب ارکستر باشد به‌عنوان شهری پیشرفته دیده می‌شود. مطمئن باشید اگر کار بی‌فایده‌ای بود کشورهای پیشرفته در این زمینه نه سرمایه‌گذاری می‌کردند و نه به آن اهمیت می‌دادند.
– سلیقه‌ی موسیقی مردم را چطور می‌بینید؟
مردم مواظب‌اند که بچه‌شان چه چیزی می‌خورد، چه فیلمی می‌بیند اما مواظب این نیستند که فرزندشان چه گوش بدهد. یعنی مهم نیست چه گوش می‌دهیم؟ این از فرهنگ عروسی‌مان که فراموش‌شده. ارگ جزو فرهنگ ما نیست، در فرهنگ عروسی منطقه‌ی ما دهل و سرنا جا داشته در منطقه‌ی اورامان پله بوده. توی عروسی‌ها می‌بینیم ارگ‌زن دکمه‌ای را می‌زند ریتمی کامپیوتری را پخش می‌کند خودش گوشه‌ای می‌ایستد چای می‌خورد. حتی نوازنده‌ی ارگ حرفه‌ای هم نداریم. چیزی که امروزه مشاهده می‌کنیم «زه‌ماون»! نیست، عروسی است. باید برای مردم سلیقه ایجاد کنیم. همان‌طور که بچه‌ای نمی‌داند چه برایش مفید است و مادرش مواظب اوست، در کارهای دیگر هم مردم باید گوشه چشمی به نیروهای متخصص داشته باشند. من اگر در مجسمه‌سازی سر درنیاورم می‌توانم به یک مجسمه‌ساز ناشی مجسمه‌ی یک میدان را سفارش بدهم و یا نه به شخصی مثل آقای هادی ضیاءالدینی بگویم این مجسمه را بسازد و سطح سلیقه‌ی مردم را بالا ببرم. در حال حاضر مردم سنندج سلیقه‌ی چشمی‌شان ازنظر بصری رشد پیداکرده چون چند تا مجسمه‌ی خوب دیده‌اند سطح انتظارشان بالا رفته و کار ضعیف و خوب را از هم تشخیص می‌دهند. درزمینه‌ی موسیقی هم می‌توانیم این کار را بکنیم. مثلاً ماموستا حسن زیرک کارهای را که با آهنگسازهای قوی مثل میرزاده ضبط کرده‌اند نسبت به کارهای دیگرشان بیشتر شنیده می‌شود و مردم بیشتر دوست دارند. اگر بخواهیم سطح سلیقه‌ی مردم را بالا ببریم بخشی از این کار به عهده‌ی سیستم است. مثلاً ادارات فرهنگی کمک می‌کنند که ارکستری تشکیل شود. به دلیل وجود این ارکستر چندین موزیسین بزرگ دنیا به آن شهر می‌آیند. اگر ارکستر نبود شخصی مثل لوریس چکناواریان به این شهر نمی‌آمد. لوریس چکناواریا موزیسینی است که باعث شد کشور ارمنستان مستقل شود. فستیوالی برگزار شد که من دبیر علمی آن بودم. مشاور هنری اتحادیه اروپا اریک هیلستاد به شهر سنندج آمد. از کشورهای زیادی مهمان خارجی داشتیم. مردم احساس احترام می‌کردند و راضی بودند.
– ارکستر فیلارمونیک در حال حاضر با رهبری مهدی احمدی در چه موقعیتی قرار دارد؟
امسال احتمال می‌دهم که ارکستر فیلارمونیک سنندج در جشنواره‌ی فجر حضورداشته باشد. در حال تدارک کنسرت ویژه در بهمن‌ماه بعد دو سال در کردستان هستیم. چند استاد خارجی دعوت کرده‌ایم که با ارکستر ساز بنوازند. خواننده‌ی جدیدمان آقای داریوش گودرزی صدای توانا ورسایی دارد. قرار است با ارکستر ملی اجرایی مشترک موردی و فارسی همراه با چند خواننده‌ی معروف داشته باشیم.

 

گفتگو از خاطره محمدی

اخبار مرتبط

نظرات

یادداشت روژان

به یاد کاک رحیم ذبیحی

هژیر الله‌مرادی انگار همین دیروز بود به دفتر روژان آمد، مانند همیشه با چهره‌ای خندان و چند ایده جدید که انجام هرکدام می‌توانست چراغی روشن فراروی نسل آینده باشد، کاک رحیم تنها یک کارگردان و فیلمساز عادی نبود. او غم مردم داشت و پشت هرکدام از آثارش می‌توان انبوهی از رنج و مرارت را دید. خود می‌گوید: غمی انسانی از من یک فیلمساز ساخت. در باره روژان نیز گفت: همان نشریه‌ای است که سالها انتظار بودنش را داشتیم. مرگ حق است اما افسوس که برای رحیم ذبیحی زود بود و طرحهایش ناتمام ماند. از تهیه فیلمی بنام «روزی، روزگاری شهرمان بانه» حرف می‌زد که نگاهی به وقایع تلخ روزهای جنگ و بمباران شهر داشت، وقایعی که بخشی از تاریخ فرهنگ پایداری کردستان را می‌توانست ثبت کند، فراخوان طرح را ما در روژان هم منتشر کردیم اما حیف که دست اجل مهلت نداد و خیلی زود روح بلندش به آسمان پرکشید و همه ما را در غم فقدان خود سوگوار کرد، روحش شاد و یادش گرامی.