رفتن به بالا

روزنامه فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی رۆژان

تعداد اخبار امروز : 0 خبر


  • جمعه ۲۷ مهر ۱۳۹۷
  • الجمعة ۸ صفر ۱۴۴۰
  • 2018 Friday 19 October

  • روزنامه روژان

    صاحب امتیاز و مدیر مسوول: سلیمان الله‌مرادی

    ..............................................................

    نشانی: سنندج - میدان آزادی - انتهای کوچه سجادی (کوچه رزان) - پلاک ۱۱۵

    کد پستی: ۳۳۹۵۳-۶۶۱۳۷

    ..............................................................

    تلفن: ۳۳۲۳۸۵۴۵-۰۸۷

    ای‌میل: info@rojanpress.com

    کانال تلگرام: rojanpress@


اوقات شرعی

  • دوشنبه ۱۴ آذر ۱۳۹۵ - ۱۴:۳۷
  • کد خبر : 1720
  • هفته‌نامه روژان
  • چاپ خبر : خرافات در دنیای مجازی

روژان: اگر خرافات امروز در قالب عوام‌زدگی ساحت علم را آلوده کرده و این بار با سفسطه و رگه‌هایی از استدلال ناقص مطالب موهوم و بی‌پایه را مطرح می نماید ناشی از نگاه جامعه‌ای بیمار است؛ جامعه‌ای که در دنیای واقعی با پشتوانه ثروت و قدرت، افراد کم‌مایه و بی ارزش را در میدان علم قادر به چاپ جلدها کتاب و مقاله می‌نماید که حتی ارزش پرداخت مواد و هزینه‌های چاپ آن را هم ندارد اما در فضایی بی ضابطه بنام مجازی جولان و اسب تازی عمومی را فراهم می‌کند و کسوت‌های جعلی و موهومی را رواج می‌دهد که صدها بار خطرناک‌تر از خرافه عطسه نمودن و متوقف نمودن کار انسانی را دارد باید انتظار آن را داشت که خرافاتی موهوم و اطمینان آور رشد کند. اطمینانی که ناشی از وجود داده‌های علمی در یک گزاره‌ای است که اساس و هدف آن گسترش خرافات می‌باشد و بس.

قرن بیست و یک به نام تکنولوژی فناوری و اطلاعات نامگذاری شده است، چنین مناسبتی نشان از یک انقلاب بزرگ است؛ انقلابی در تعامل و رابطه آسان و سریع بشر در پنج قاره جهان.
توسعه روابط بشری، پدیداری نو در عرصه گفتمان‌های انسانها به وجود آورده است و آن فضای مجازی و یا می‌توان آنرا گفتمان دنیای مجازی نامید. دنیای مجازی، رابطه سریع و آسانی را برای انسانها در جهان رقم زده است؛ در این دنیا، برای برقراری روابط، نیازی به نامه نگاری و پست و تلگراف و تلفن و ملاقات حضوری نیست. این رابطه شبکه‌ای است وسیع از کاربران مجازی بدون تمایزات نژادی و زبانی و مذهبی و… و گاه حتی بدون هویت و نام و نشان مشخص تنها یک کاربر با نامی که قرار است در آن شبکه شناخته شود؛ در چنین وضعیتی اطلاعات و داده‌های مختلف در کمترین زمان ممکن در تمام جهان می چرخد و دست به دست می‌شود.
با وجود پیشرفت علم و دانش و تخصصی شدن رشته‌های علمی، به برکت این دنیای مجازی، روزانه شاهد موج وسیعی از شایعات، اخبار جعلی و مهمتر از آن خرافات و اطلاعات غیر واقعی در دنیای ارتباطات هستیم.
اینک سوال این است که دلیل روی آوردن به پخش چنین اطلاعات و داده‌هایی در فضای مجازی چیست؟ آیا وجود چنین فضایی به وجود آورنده چنین وضعیتی است؟ آیا انسان‌ها از دانش و اطلاعات کم، بهره‌مندند و چندین سوال دیگر در همین راستا می‌تواند به روشن شدن زوایای پنهان این روند روبه رشد کمک کند.
چرایی ترویج خرافات؟
شبکه‌های اجتماعی مانند وایبر، توییتر، تانگو، واتس‌اپ، تلگرام، لاین، فیسبوک و…. همه و همه پر شده است از شایعات خرافی که دست به دست می‌شوند و آگهی‌هایی که برای فالگیران و رمالان تبلیغ می‌کنند.
در این آگهی‌ها و پست‌ها، گاه گفته می‌شود که دعا و طلسم، حلال مشکلات است و بسیاری از مردم نیز تحت تاثیر آن قرار می‌گیرند؛ یا بعضا دیده شده از کاربران خواسته می‌شود یک پیام خرافی را بچرخانند و اگر به دست تعداد معینی از افراد برسانند به آروزی خود خواهند رسید و در این میان از باورهای مذهبی هم سوء استفاده می‌شود.
اما خرافات یعنی اعتقاد غیرمنطقی و ثابت نشده به تأثیر امور ماورای طبیعت در امور طبیعی و به عبارت دیگر، هر نوع پندار عجیب برای مردم است. معمولاً خرافات ریشه در گرایش‌های درونی یا باطنی انسانها دارد و این گرایشات به مرور تبدیل به خرافه شده‌اند. آنچه مورد اتفاق فیلسوفان است این است که هیچ تعریف مشخص و همه پسندی در باره خرافات وجود ندارد و تعریفی که از خرافه به معنای امر موهوم در ذهن مردم است بسیار نا مشخص و گنگ به نظر می‌رسد. امور گنگ و موهوم معمولا با نبود دانش و اطلاعات بشری همراه است که وارد زندگی بشر می‌شوند اما انتظار این است که با گسترش روشنایی علم بر کائنات و امور درونی بشری به مقدار قابل توجهی کاهش یابد و حداقل عمومیت نداشته باشد اما چرا در وضعیت کنونی این حجم گسترده از پست‌ها و آگهی‌ها و داده‌های غیرواقعی در فضای مجازی می‌چرخد؟ سوالی است که شاید در گذر زمان بتوان پاسخ آن را یافت.
سوء استفاده و استفاده صاحبان قدرت و ایدئولوژی‌ها، منافع شخصی و گروهی، خودنمایی و ابراز وجود ناشی از ضعف شخصیتی و همچنین تعصبات خشک و منجمد به اعتقادات آیینی و خرافات موجود در فرهنگ‌های مختلف با ریشه‌های تاریخی از موارد وجود خرافات در جامعه است. در میان هر قوم و ملتی و پیروان مذاهبی در رویکرد تاریخی یک سری امور عجیب و غریب بنام اعتقاد و میراث گذشتگان به جا مانده است و هنوز هم در میان پیروان و تابعین ادامه دارد و تا حدودی طبیعی به نظر می رسد؛ اما آنچه به عنوان چالشی جدی در حال روی دادن است و به تدریج شکل معضل به خود می‌گیرد؛ مساله رواج خرافاتی است که در شکل مدرن در فضای مجازی در حال گردش است. نمونه‌های آن رواج دعاها و طلسم‌هایی است که برای شفایافتن و یا رسیدن به آرزوی خاصی برای دیگران فرستاده می‌شود. نمونه دیگر خبر دادن از وضعیتی متافیزیک همچون به آخر رسیدن دنیا، ترویج خوددرمانی و تشخیص‌های علمی و تخصصی در مورد اشکال مختلف علوم، پیش‌بینی و پیش‌گویی و ترسیم آینده‌ای دور، فرستادن پیامهایی تحت عنوان اعتقادی و تهدید صدمه دیدن کسانی که بدان اعتقادی ندارند، بیان مجهولات و معادلات پیچیده جهان و کائنات و درون انسان تحت عنوان رنگ شناسی، سال و ماه تولد و رنگ و شکل اندام بدن و طراحی نمودارها و تست‌های روانشناسی و… جهت پیش‌گویی آینده اشخاص، شناسایی امور هویتی و شخصیتی و حتی نام افراد یا قرینه‌های زبانی و نمادها و علایم و نشانه‌ها. تمام این اشکل و نمونه‌ها نشان از بروز یک وضعیت جدید است و آن، دسترسی آسان و بدون مانع افراد به فضایی برای تعامل بدون نیاز به هویت‌سنجی، مدارک تحصیلی، رشته تخصصی و آگاهی و اطلاعات لازم و اقدام به نشر و پراکنده نمودن داده‌ها و فکت‌هایی که گاه دارای منبع و ظاهری علمی هستند و در یک عبارت عوام زدگی در علوم و تخصص. در چنین فضایی حریم و حرمت علم شکست می‌شود ناقل و تولید کننده یک گزاره علمی نه دارای هویت مشخص است و نه از سوی نهادی مورد آزمایش و امتحان واقع می‌شود و نه در برابر نظریه و ادعایش مسئولیتی دارد و نه پذیرای نقدی خواهد بود. فضای مجازی حدی از آزادی و بدون محدودیت در نشر اطلاعات بی پایه را دارد که به اصطلاح عامیانه یک محیط بی دروپیکر است. تخصصی‌ترین گزاره‌های علمی و فلسفی و اعتقادی در یک چرخش و گردش آزاد اطلاعات مورد تحریف، جعل و سانسور و تقلب و سوء استفاده قرار می‌گیرد و در نهایت، در دسترس کسانی قرار می‌گیرد که نه تخصصی دارند و نه تجربه آکادمیک و نه تعهد علمی و اخلاقی.
در این میان، کاربری با کمترین میزان سطح سواد و تخصص علمی با هویتی نامشخص در جایگاه فیلسوف، مورخ، محقق، ریاضی‌دان و شیمی‌دان قرار می‌گیرد و مسائلی را نشر و پخش می نماید که کاملا بی پایه و فاقد هرگونه اصول علمی است و خرافات محض است؛ اما فرد جهت خودنمایی و جبران کاستی‌های اخلاقی و شخصیتی مسائلی را مطرح می کند و نام عالم و دانشمندی را زیر آن حک می‌کند و فوری توسط دیگران هم بدون مطالعه و تحقیق بازنشر داده می شود؛ نوشته هایی بنام کوروش، دکتر شریعتی، البر کامو، مارکس، پاستور و دهها دانشمند دیگر و بنام رهبران ادیان و مذاهب که هیچی پایه و اساسی ندارد و جالب اینکه این عوام زدگی را در ساحت علم تحکیم می‌بخشند. از سوی دیگر به تخریب داده‌های علمی، پزشکی، فنی، فیزیکی، تاریخی و تمام رشته‌های تخصصی علم می پردازند و بنام نقد، تیغ تخریب و ویران نمودن بر اندام هیئت علم می گذارند و بدینسان مشروعیتی دروغین برای نشر خرافات فراهم می آورد.
اگر خرافات امروز در قالب عوام‌زدگی ساحت علم را آلوده کرده و این بار با سفسطه و رگه‌هایی از استدلال ناقص مطالب موهوم و بی‌پایه را مطرح می نماید ناشی از نگاه جامعه‌ای بیمار است؛ جامعه‌ای که در دنیای واقعی با پشتوانه ثروت و قدرت، افراد کم‌مایه و بی ارزش را در میدان علم قادر به چاپ جلدها کتاب و مقاله می‌نماید که حتی ارزش پرداخت مواد و هزینه‌های چاپ آن را هم ندارد اما در فضایی بی ضابطه بنام مجازی جولان و اسب تازی عمومی را فراهم می‌کند و کسوت‌های جعلی و موهومی را رواج می‌دهد که صدها بار خطرناک‌تر از خرافه عطسه نمودن و متوقف نمودن کار انسانی را دارد باید انتظار آن را داشت که خرافاتی موهوم و اطمینان آور رشد کند. اطمینانی که ناشی از وجود داده‌های علمی در یک گزاره‌ای است که اساس و هدف آن گسترش خرافات می‌باشد و بس.
بوجود آمدن چنین معضلی اگرچه حاصل فضای آزاد و آسان تبادل اطلاعات است اما علت اصلی را باید در نداشتن تعهد اخلاقی و علمی در جامعه دانست. همچنین عدم وجود سازوکارهای قانونی برای جلوگیری از چاپ و نشر و حقوق مولف در تسریع این مساله دخیل و تاثیر گزار است. زمانی که بازار چاپ و نشر و تولید علمی در کشور به این اندازه آشفته باشد که هرکسی با کمترین مایه علمی و تنها با داشتن قدرت و ثروت بتواند تولیدکننده علم ‌شود و با نداشتن هیچ گونه مدرک و تخصصی در چندین عرصه صاحب نظر گردد و بر روی آثارش با کمال تفاخر هویت و تصویر خود را منتشر کند، چه انتظاری باید داشت که این داده‌ها و گزاره‌های جعلی در فضایی آسوده از هویت و تشخیص، همچون خنجری در دست زنگی مست تلقی نگردد و با ترویج خرافات صدها ضربه بر پیکر اجتماع وارد نیاورد؟

اخبار مرتبط

نظرات

یادداشت روژان

نگاهی به سوانح دلخراش جاده‌ای در راه‌های استان کردستان

گوش‌هایی که نمی‌شنوند و چشم‌هایی که نمی‌بینند

بامداد سەشنبه ۲۰ تیر درحالیکه غالب مردم براساس نظم و گردش شبانەروز در بستر خواب بودند جمعیتی از شهر سنندج، به اقتضای نیاز و کار ضروری عزم سفر کردند تا در این گردش روزگار به نیازهای خود پاسخ دهند اما انگار مقدر چنین بود که به مقصد نرسند و در همان ابتدای سفر راهی دیار باقی شوند. حادثه دلخراشی که به سبب ارتباطات پیشرفته و شبکەهای اجتماعی خواب را در همان نیمەهای شب از چشم هموطنان ربود و به خبر اول خبرگزاری‌های ایران تبدیل شد، به گونەای که سه روز عزای عمومی اعلام شد و مقامات کشور از رئیس جمهور و رئیس مجلس گرفته تا بسیاری از وزرا و شخصیت‌های مطرح کشور با صدور پیامهایی به ابراز همدردی با مردم داغدار کردستان پرداختند و  روز پنجشنبه نیز خبر آن در صفحه اول همه روزنامەهای سراسری قرار گرفت. مرگ دست کم ۱۱ نفر که به سبب نوع حادثه قلب بسیاری‌ها را جریحەدار کرد. نکته حائز اهمیت در این رویداد تلخ ایجاد موجی از حزن و اندوه در عرصه استانی و ملی بود که اگر نبود این ابراز همدردی‌ها شاید تالم ناشی از آن برای  خانواده‌های داغدار قابل تحمل نبود. اما پیرامون این سانحه نکاتی قابل تامل است که بیان آن ضروری به نظر می‌رسد: ۱- تلنگری بود به مسوولان که هشدار رسانه‌ها و کارشناسان را جدی بگیرند. نقطه وقوع حادثه به عنوان مکانی حادثه خیز بارها مورد نقد قرار گرفته بود اما دریغ از یک پاسخ منطقی! ۲- بارها گفتیم و بار دیگر تکرار می‌کنیم، مردم کمبودها و ناملایمات را تحمل می‌کنند اما بی‌توجهی، اهمال، فخرفروشی و بی‌عدالتی ازسوی مسئولان را تحمل نمی‌کنند. شکی نداریم که با هزینه چندبرابرهم که شده این مسیر تحت فشار افکارعمومی در کوتاه‌ترین زمان اصلاح خواهد شد، همچنانکه قطعه‌ای از مسیر راه سنندج- حسین آباد، در سال 1382 پیش پس از واژگونی تانکر حامل مواد شیمیایی MTBE و سرازیر شدن مواد آن به داخل آب سد قشلاق بلافاصله اصلاح شد، آیا بهتر نیست قبل از وقوع حوادث تلخ و تحمیل هزینه‌های بسیار گوشها را بروی انتقادات بگشایند و اینقدر بیخیال نباشند. حتما باید جان چند نفر گرفته شود تا معبری حادثه خیز اصلاح شود؟ 3- بارها از تردد تانکر‌های نفتکش در جاده‌های کردستان به عنوان ارابەهای مرگ و کابوس نام برده شده است و سال‌هاست واژگونی تانکر‌ها که نفت و مشتقات نفتی عراق را از طریق جاده‌های باریک و ناامن کردستان به ویژه مریوان و سنندج به ایران می‌آورند یا محصولات نفتی فراوری شده مانند بنزین و گازوئیل را به آن کشور منتقل می‌کنند، همچون کابوسی مردم و محیط زیست منطقه کردستان را تهدید می‌کند. گفته می‌شود در سوآپ نفتی ایران و عراق روزانه ۳۰ تا ۶۰ هزار بشکه نفت خام از طریق مرز به پالایشگاه‌های کرمانشاه، شازند، تهران و تبریز انتقال داده می‌شود و ایران معادل آن را در بنادر صادراتی جنوب تحویل مشتریان عراق می‌دهد. آمار تردد روزانه از ۶۰ تا ۴۰۰ کامیون در محور مریوان – سنندج که یکی از باریک‌ترین و ...