رفتن به بالا

روزنامه فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی رۆژان

تعداد اخبار امروز : 0 خبر


  • یکشنبه ۲۹ مهر ۱۳۹۷
  • الأحد ۱۰ صفر ۱۴۴۰
  • 2018 Sunday 21 October

  • روزنامه روژان

    صاحب امتیاز و مدیر مسوول: سلیمان الله‌مرادی

    ..............................................................

    نشانی: سنندج - میدان آزادی - انتهای کوچه سجادی (کوچه رزان) - پلاک ۱۱۵

    کد پستی: ۳۳۹۵۳-۶۶۱۳۷

    ..............................................................

    تلفن: ۳۳۲۳۸۵۴۵-۰۸۷

    ای‌میل: info@rojanpress.com

    کانال تلگرام: rojanpress@


اوقات شرعی

  • دوشنبه ۱۴ آذر ۱۳۹۵ - ۲۱:۰۵
  • کد خبر : 1724
  • هفته‌نامه روژان
  • چاپ خبر : خاورمیانه رویشگاه خونین انسان و ایمان

در پی آگاهی یافتن بر علل و عواملی بودم که سبب وقوع وقایع اسف‌بار کنونی در خاورمیانه است. لذا بر پایه قوانین مسلم و محرز علمی که برای درک هر پدیده اجتماعی باید ریشه‌ها را جستجو کرد، من نیز در بستر شناخت، رجعتی به اعماق تاریخ کردم و داده‌های علمی را چراغ ره نموده و […]

در پی آگاهی یافتن بر علل و عواملی بودم که سبب وقوع وقایع اسف‌بار کنونی در خاورمیانه است. لذا بر پایه قوانین مسلم و محرز علمی که برای درک هر پدیده اجتماعی باید ریشه‌ها را جستجو کرد، من نیز در بستر شناخت، رجعتی به اعماق تاریخ کردم و داده‌های علمی را چراغ ره نموده و از آن مبدأ با گام‌هایی بلند، چشمان بیدار و گوش هشیار به حال بازگشتم تا به چرایی رخدادهای فعلی معرفت یابم و سپس متواضعانه و مخلصانه حاصل درک و دریافت را به نظر شما خوانندگان عزیز برسانم؛ امید اینکه اگر کج‌فهمی در مطلب دیدید به هر وسیله مرا هدایت و درایت کنید که بنده‌ی آنم که به من کلامی بیاموزد. برای بیان احوال و حذر از ایجاد ملال شایسته‌های بیان را بند به بند عیان کرده‌ام تا ثقل بر ضمیر نباشد و نَقل به شیرینی نُقل در مذاق عقل مزمزه شود.
۱. موقعیت جغرافیایی: خاورمیانه در اساس شامل کشورها از ایران در شرق تا مصر در جهت غرب و از بحر خزر در شمال تا آن‌سوی آب‌های خلیج فارس و عربستان و یمن است.
در سال‌های اخیر و به دلیل همسویی تحولات و تجانس اعتقادات، کشورهای پاکستان افغانستان و شمال آفریقا را هم جزو خاورمیانه محسوب کرده‌اند که ما در این مقال دولت‌ها و ملت‌های قاره‌ی سیاه جز مصر را در نظر نگرفته‌ایم. کل مساحت این گستره بیش از ۹ میلیون کیلومترمربع است که ابعاد تقریبی آن در طول شرق به غرب ۳۳۱۵ و عرض شمال به جنوب ۲۷۳۰ کیلومتر است که تقریباً ۱۵٪ مساحت کل جهان است که در قالب ۱۹ کشور مرزبندی و منقسم شده است؛ در این محدوده قریب به ۶۵۰ میلیون نفر که ۱۱٪ جمعیت جهان هستند زندگی می‌کنند که بیشترین آن‌ها در پاکستان با ۱۹۶ میلیون نفر و کمترین در بحرین با ۱.۵۰۰.۰۰۰ نفر است. این جمعیت از نظر نژادی شامل عرب، فارس، ترک، کرد، بلوچ، پشتون، ترکمن، آسوری و عبری هستند؛ علاوه بر این در بعضی از کشورهای منطقه اقلیت‌هایی از دیگر نژادها زندگی می‌کنند که مبدأ آنها از مهاجرت است اما تداوم حضور آنان را نیز در اوطان دوم تثبیت کرده است ازجمله بربر، چرکس، تاتار، هندو، تاجیک، هزاره، ازبک و سیاه‌پوست.
ازآنجاکه خاورمیانه زایشگاه و زیستگاه همه پیامبران الهی از حضرت ابراهیم تا حضرت خاتم بوده لذا پیروان ادیان الهی شامل اسلام، مسیحی، یهودی، با همه فرق و شاخه‌هایی که در خلال تاریخ از آنها شکل‌گرفته اکثریت ساکنان خاورمیانه را شامل می‌شود. علاوه بر این پیروان ادیان باستانی چون زرتشتی، مهرپرستان و مانوی هم از ساکنان اولیه این گستره هستند و نیز پیروان مذاهبی ترکیبی چون ایزدی، یارسان، دروزی و بهایی هم در بعضی ممالک این خطه زندگی می‌کنند.
خاورمیانه حلقه اتصال بین سه قاره آسیا، اروپا و آفریقا است. گنج‌های نهفته در زیر خاک این گستره از مواد فلزی و غیر فلزی تا نفت و گاز مورد نیاز همه کشورهای جهان است و صنعت امروزی به آن محتاج می‌باشد. سرمایه دیگر خاورمیانه منابع آبی فراوان در اشکال گوناگون از رودخانه و چشمه تا نزولات جوی است که در جهان امروز از نفت ارزش‌دار تر است. جمعیت خاورمیانه ازنظر ذاتی پرکارترین جماعات انسانی هستند که در مقایسه با دیگران مزد ارزان‌تری طلب می‌کنند؛ همین جمعیت تلاشگر مصرف‌کننده‌ی پراشتهایی برای تولیدات و مصنوعات شرق و غرب‌اند و این ویژگی‌ها همیشه مد نظر استیلا گران بوده است.
خاورمیانه را نه مردم منطقه بلکه غربی‌ها و به‌تناسب دوری و نزدیکی به خود نام‌گذاری کرده‌اند و در این رابطه اصطلاحات خاور دور، خاورمیانه، خاور نزدیک و… را ابداع تا مقیاس و معیاری برای معرفی سرزمین‌هایی باشد که بعدها عرصه تاخت‌وتاز استعماری آنها قرار گرفت.
۲. قدمت تاریخی: بر اساس تمامی اسناد و آثار تاریخی خاورمیانه از نخستین خاستگاه‌های تمدن جهان است. اولین یافته‌های آدمی در اینجا بوده و همچنین نخستین برخورد انسان‌های هوشمند و انسان‌های ناندرتال در خاورمیانه روی داده است. این کهن دانی و کهن زایی را هم علمای پیرو مکتب مادی‌گرایی با توجه به آثار به‌جامانده از انسان‌های اولیه در زیستگاه‌های خاورمیانه بیان کرده‌اند و هم علمای معتقد به مکتب الهیون قبول دارند؛ و لنگرگاه کشتی حضرت نوح بعد از طوفان مهیب را در ارتفاعات مرکزی این خطه می‌دانند که نسل انسان امروز باید از آنها باشد و باز هم بر اساس مدارک مسلم تاریخی نخستین شکل تمدن انسانی در قالب حکمرانی‌های پرقدرت در این سامان شکل گرفتند که سابقه آن به چند هزاره قبل از میلاد بازمی‌گردد و آثار به‌جامانده از این مدنیت و قدرت امروز در دست و مبنا و مدرک تاریخ منطقه است. خاور میانه علاوه بر زایشگاه همه پیامبران الهی در پیوسته تاریخ منادی گاه خداپرستی و نفی شرک و بت‌پرستی بوده است.
تدوین نخستین قانون جهانی در قالب قانون حمورابی در خاورمیانه است که با منشور کورش جزء افتخارات این منطقه است نتیجه منتج از این دریافت، به ما این جرئت را می‌دهد که بگوییم خط و کتابت نیز حاصل تفکر مردمان این خطه است که به اشکال گوناگون بر اشیاء گوناگون نقش بسته و به یادگار مانده است تا مدنیت خاورمیانه را جار بزند. پر واضح است که با این پیشینه؛ خاور میانه مهد علم و عقل باشد و مردمانش از پایه‌گذاران علوم عقلی و نقلی در همه زمینه‌های انسانی، نظری و تجربی باشد که گواه این ادعا آثار فراوان در همه رشته‌هاست.
۳. خاورمیانه در بستر تاریخ: از رخدادهای تاریخی قبل از ظهور اسلام در منطقه چشم‌پوشی می‌کنم زیرا تأثیرات این فراز و نشیب‌ها با فراگیر شدن دین مبین اسلام در منطقه زایل و فصل نوینی در تاریخ و جغرافیای این خطه فراهم آمد. اسلام آخرین پیام الهی برای همه مردم بود و در لابه‌لای دستورات آن تشکیل امت واحدی را توصیه می‌کرد که به‌دوراز رنگ و نژاد و زبان و دیگر ویژگی‌های فردی و اجتماعی شکل گیرد. تلاش رهبران اسلامی بعد از فوت نبی مکرم اسلام بر همین سبک و سیاق بود منتها توسعه اسلام و پیروی اقوام و ملل مختلف از آن و نیز تعبیرها و تفسیرهای گوناگون از متون دینی به شکل‌گیری مذاهب مختلف مانعی برای تحقق وحدت بود تا پایان خلافت‌های اموی و عباسی کم‌وبیش این شکل ظاهری امت اسلامی رعایت می‌شد. با حمله مغول به انقراض زنجیره خلافت اسلامی به دست هلاکوخان این مرکزیت از بین رفت و آنگاه‌که امپراتوری عثمانی در خارج از مناطق عربی که اسلام را از ویژگی‌های خویش می‌دانستند با سلسله پرقدرت صفوی در ایران مواجه گردید که از مذهبی دیگر تبعیت می‌کرد و بدین گونه جنگ‌های طولانی بین برادران اسلامی روی داد که با توجه به زمینه‌های قبلی شکل‌گیری اختلافات ملی و قومی نیز بر تعمیق دشمنی‌ها بین ملل تابع اسلام در خاورمیانه افزود. طمع‌ورزی غربی‌ها به خاور میانه که جنگ‌های صلیبی هم بر همین مبنا بود همچنان ادامه داشت و در پایان قرون وسطی و آغاز سیر تحول اقتصادی غرب به‌واسطه انقلاب صنعتی، نیاز غرب به شرق را افزایش و موجب توجه بیشتر آنها به این خطه شد؛ و این آغاز دوران استعمار غرب است که به اشکال گوناگون از نفوذ بین دولت‌ها و ملت‌ها حتی توسط مسیونرهای مذهبی تا حضور قهرآلود نظامی و اشغال مناطق در خاور میانه و شمال آفریقا تعقیب شد. شاه‌بیت مثنوی سروده شده‌ی غرب برای خاورمیانه در جنگ جهانی اول بود که با شکست امپراتوری عثمانی در قالب طرح سایکس پیکو خود نمایی کرد؛ طرحی که در ماه می ۱۹۱۶ طی دو توافقنامه بین انگلیس فرانسه و روسیه به امضاء رسید و تمام متصرفات عربی امپراتوری در خاورمیانه بین این سه قدرت تقسیم گردید.
در اکتبر سال ۱۹۱۷ انقلاب روسیه پیروز و بساط تزار درهم‌پیچیده شد. لنین رهبر انقلاب بلشویکی ضمن افشای پیمان از سهم تعیین‌شده برای روسیه که شامل راه‌های آبی در حوزه دریای حوزه مدیترانه بود چشم‌پوشی کرد؛ اما جنگ به پایان خود نزدیک بود و مخالفت‌های ملل منطقه نتوانست مؤثر باشد. در منتها انگلیس و فرانسه متصرفات امپراتوری عثمانی را با استفاده از نیروی نظامی متصرف و بدون توجه به بافت جمعیتی، دینی، قومی و ملی، فرهنگی و جغرافیایی، اقدام به تشکیل کشورهایی نمودند و در هریک مجموعه‌ای از ملیت‌ها و مذاهب را در مرزهای سیاسی جا دادند و به پیروی از روش نئوکلونیالیسم بر هر کشوری هیئت حاکمه‌ای از افراد محلی گماردند تا با استفاده از مؤلفه‌های زر و زور و تزویر بر باورهای متنوع و ملت متکثر حکمرانی دیکتاتورانه داشته باشند؛ به شرطی که تابع نظر اربابان خارجی عمل کنند.
چنین فرمولی برای کشورهای دیگر منطقه هم طرح و اجرا شد؛ ازجمله در ایران سلسله قاجار را منقرض و رضاشاه را بر سر کار آوردند تا بسان ژنرال مصطفی کمال که اجازه یافته بود بر خرابه‌های امپراتوری عثمانی در ترکیه دیکتاتوری نظامی لائیک غرب‌گرا را پایه‌ریزی کند او هم‌چنین عمل نماید. در عربستان امیر عبدالعزیز ابن سعود حاکم نجد را با کمک و هدایت سرهنگ لورنس انگلیسی علیه شریف حسین، هم‌پیمان قبلی انگلیسی‌ها شوراندند و سرانجام او را از اماکن مقدس راندند و امیر نجدی را به پادشاهی عربستان منصوب تا مسلک وهابی را جار بزنند.
برآیند ناشی از این پیمان‌ها و اجرای آنها منجر به تشکیل کشورهایی در خاور میانه شد که در درون هرکدام طیفی وسیع از ملیت از ملیت‌ها و مذاهب متخاصم تجمیع و تحت فشار حاکمان دیکتاتور سکوتی قبرستانی بر آنها حاکم و هر صدای مخالف در نطفه خفه می‌شد اما این فشارها هیچ‌گاه نتوانست باعث زدودن خصومت‌ها و ایجاد روحیه تعاون و تعامل بین این طیف‌ها باشد و همه انتظار داشتند تا در اولین فرصت به این نظم ناموزون اعتراض کنند.
۴. وضعیت فعلی: وضع اسفبار ملل خاورمیانه در شرایط فعلی بر کسی پوشیده نیست. هم‌اکنون آتش جنگ داخلی در کشورهای افغانستان، عراق، بحرین، یمن، سوریه و ترکیه مشتعل و دیگر کشورهای منطقه و قدرت‌های فرامنطقه‌ای نیز هرکدام به‌گونه‌ای مستقیم و غیر مستقیم در این جدل‌ها و جدال‌ها نقش دارند. شدت و حدت این نزاع‌ها به حدی است که قدیمی‌ترین و مهم‌ترین مشکل خاور میانه یعنی فلسطین از خاطره‌ها حذف و رژیم اشغالگر صهیونیستی با آرامش و آسایش برنامه‌های توسعه‌طلبانه‌اش را ادامه می‌دهد. بهانه ظاهری این جنگ‌های داخلی در افغانستان و سوریه و عراق، فعالیت گروه‌های تروریستی است و در یمن و بحرین و ترکیه، جدل بین اقوام و مذاهب ساکنان این کشورها برای کسب حقوق مدنی است اما نه گروه‌های تروریستی خودبه‌خود شکل‌گرفته‌اند و نه طرف‌های درگیر تنها از موضع درخواست حقوق مدنی باهم به جدال می‌پردازند؛ بلکه ریشه‌ی اصلی درگیری‌ها در چیدمان‌های نامتجانس ملیت‌ها و پیروان مذاهب در محدوده‌های جغرافیایی است که به نام کشور تشکیل داده‌اند و با توزیع نامتعادل قدرت و ثروت در بین آنها زمینه‌های تخاصم و تقابل را در بین آنان فراهم کرده‌اند. این چیدمان در اجرای همان پیمان‌ها بود که در پایان جنگ اول جهانی دستور کار و مورد عمل کشورهای فاتح جنگ به‌ویژه انگلیس و فرانسه بود؛ چنین نظم ناموزونی در این کشورها برای سال‌ها ادامه یافت و طی دهه‌های بعدی تغییراتی در سیستم‌های حکمرانی از طریق کودتاهای نظامی صورت گرفت؛ اما حاکمان با منتصب کردن خود به یکی از قطب‌های قدرت جهانی در دوران جنگ سرد به حیات خود ادامه دادند و کوچک‌ترین اقدامی برای برقراری دموکراسی و ایجاد عدالت در کشورها نکرده و با همان شیوه‌ی دیکتاتوری، بر مینای قدرت قومی یا مذهبی پایه‌های حکمرانی خویش را محکم کردند. فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی در اواخر قرن بیستم، غرب را وا‌داشت که برای استیلا بر همه‌ی جهان بکوشد در این مقطع برخلاف پایان جنگ اول جهانی که آمریکا به دلیل انزوای سیاسی درصحنه نبود اما در جنگ دوم جهانی نقش رهبری غرب را به عهده گرفت و به‌عنوان سردم دار دنیای سرمایه‌داری و به بهانه تعمیم دموکراسی غربی و دفاع از حقوق بشر وارد میدان شد و ساز نظم نوین جهانی و خاورمیانه جدید را سر داد. در بستر اجرای این اراده نخست با دخالت مستقیم و حمله به عراق به بهانه اشغال کویت توسط صدام وارد عمل شد و علی‌رغم توانائی برای حذف بعث از قدرت؛ این کار را نکرد و در عوض با اعزام گروه‌های کارشناسی سراسر خاک عراق را کاوش و سلاح‌های مهم این کشور را نابود کرد تا زمینه برای برنامه بعدی که ۱۲ سال بعدازآن در حمله تمام‌عیار به عراق و ساقط کردن رژیم بعث و برقراری نظمی جدید شکل گرفت مهیا کند. در مرحله دوم به بهانه واقعی مشکوک ۱۱ سپتامبر به افغانستان حمله کرد و طالبان و القاعده را که دست پروردگان خود برای جنگ علیه رژیم وابسته به رژیم شوروی سابق بود ساقط و سیستم حکمرانی باب طبع خود را مستقر کرد در ابتدای دهه دوم قرن ۲۱ بهار عربی را در شمال آفریقا شکل دادند تا رژیم‌های استبدادی واژگون و قدرت‌های مردمی زمام اختیار را در دست‌گیرند. حاصل همه این دخالت‌ها و انقلاب سازی‌ها تزلزل در ارکان اداره کشورهای منطقه و مجال یافتن ملیت‌ها و مذاهب برای کسب حقوق مشروع خود بود که به دلیل موانعی که برای ایجاد حکومت‌های مردمی به وجود آورده بودند این امر مهیا نشد و نهایتاً جنگ داخلی در این کشورها آغاز شد. همپا با این وقایع، فرصت برای شکل‌گیری گروه‌های تروریستی فراهم گردید که به نام دفاع از حقوق ملیت‌ها و مذاهب با در پیش گرفتن خشن‌ترین شیوه‌ها برنامه‌های نامشخص خود را دنبال کرده و می‌کنند. جای تأمل است که بگوییم تمامی این گروه‌های خشن و تروریستی با اهداف سیاسی از سوی کشورهای درگیر در جنگ خاورمیانه مستقیم و غیر مستقیم حمایت می‌شوند تا منافع اربابان خود را تأمین کنند. در اینجا یک سؤال اساسی و کلی مطرح می‌شود:
آیا آنچه امروز در کشورهای خاورمیانه روی می‌دهد طبق برنامه‌ای از پیش طراحی‌شده از سوی غربی‌ها برای ایجاد جنگ‌های ملی و مذهبی بین اقوام و مذاهب منطقه باهدف اجرای مرحله دوم طرح سایکس پیکو و ریزریز کردن کشورهای منطقه و انهدام قدرت‌های موجود در آن است یا اینکه شرایط کنونی بدون ارتباط با طرح زائیده‌ی وضعیت جدیدی است که در خاورمیانه روی‌داده است؟
برای رد یا قبول هرکدام از این نظریه‌ها دلایل کافی موجود است اما آنچه مایه توجه است پیوستگی رخدادها به هم و ظهور و بروز بازیگران است که چون قطعات پازل در کنار هم تصویری از وجود دست‌هایی در پشت پرده را نشان می‌دهد که این رخدادها را شکل می‌دهد و بازیگران را به‌تناسب زمانی و مکانی به حرکت وا‌می‌دارد. بحث در این رابطه فراوان است که مجالی دیگر را می‌طلبد اما آنچه مسلم است این وقایع از هر مبنایی سرچشمه گرفته باشد جز از بین بردن زمینه‌های همزیستی مسالمت‌آمیز اقوام و ملیت‌ها و مذاهب و ادیان باهم را نخواهد داشت و در آن صورت تجزیه کشورهای درگیر بسیار محتمل است و این احتمال نه‌تنها برای کشورهایی که هم‌اکنون در آتش جنگ داخلی می‌سوزند بلکه برای دیگر کشورهای منطقه که به بهانه‌های مختلف از یکی از طرف‌های درگیر در این جنگ‌ها حمایت می‌کنند به دلایل فراوان قابل پیش‌بینی است.

اخبار مرتبط

نظرات

یادداشت روژان

نگاهی به سوانح دلخراش جاده‌ای در راه‌های استان کردستان

گوش‌هایی که نمی‌شنوند و چشم‌هایی که نمی‌بینند

بامداد سەشنبه ۲۰ تیر درحالیکه غالب مردم براساس نظم و گردش شبانەروز در بستر خواب بودند جمعیتی از شهر سنندج، به اقتضای نیاز و کار ضروری عزم سفر کردند تا در این گردش روزگار به نیازهای خود پاسخ دهند اما انگار مقدر چنین بود که به مقصد نرسند و در همان ابتدای سفر راهی دیار باقی شوند. حادثه دلخراشی که به سبب ارتباطات پیشرفته و شبکەهای اجتماعی خواب را در همان نیمەهای شب از چشم هموطنان ربود و به خبر اول خبرگزاری‌های ایران تبدیل شد، به گونەای که سه روز عزای عمومی اعلام شد و مقامات کشور از رئیس جمهور و رئیس مجلس گرفته تا بسیاری از وزرا و شخصیت‌های مطرح کشور با صدور پیامهایی به ابراز همدردی با مردم داغدار کردستان پرداختند و  روز پنجشنبه نیز خبر آن در صفحه اول همه روزنامەهای سراسری قرار گرفت. مرگ دست کم ۱۱ نفر که به سبب نوع حادثه قلب بسیاری‌ها را جریحەدار کرد. نکته حائز اهمیت در این رویداد تلخ ایجاد موجی از حزن و اندوه در عرصه استانی و ملی بود که اگر نبود این ابراز همدردی‌ها شاید تالم ناشی از آن برای  خانواده‌های داغدار قابل تحمل نبود. اما پیرامون این سانحه نکاتی قابل تامل است که بیان آن ضروری به نظر می‌رسد: ۱- تلنگری بود به مسوولان که هشدار رسانه‌ها و کارشناسان را جدی بگیرند. نقطه وقوع حادثه به عنوان مکانی حادثه خیز بارها مورد نقد قرار گرفته بود اما دریغ از یک پاسخ منطقی! ۲- بارها گفتیم و بار دیگر تکرار می‌کنیم، مردم کمبودها و ناملایمات را تحمل می‌کنند اما بی‌توجهی، اهمال، فخرفروشی و بی‌عدالتی ازسوی مسئولان را تحمل نمی‌کنند. شکی نداریم که با هزینه چندبرابرهم که شده این مسیر تحت فشار افکارعمومی در کوتاه‌ترین زمان اصلاح خواهد شد، همچنانکه قطعه‌ای از مسیر راه سنندج- حسین آباد، در سال 1382 پیش پس از واژگونی تانکر حامل مواد شیمیایی MTBE و سرازیر شدن مواد آن به داخل آب سد قشلاق بلافاصله اصلاح شد، آیا بهتر نیست قبل از وقوع حوادث تلخ و تحمیل هزینه‌های بسیار گوشها را بروی انتقادات بگشایند و اینقدر بیخیال نباشند. حتما باید جان چند نفر گرفته شود تا معبری حادثه خیز اصلاح شود؟ 3- بارها از تردد تانکر‌های نفتکش در جاده‌های کردستان به عنوان ارابەهای مرگ و کابوس نام برده شده است و سال‌هاست واژگونی تانکر‌ها که نفت و مشتقات نفتی عراق را از طریق جاده‌های باریک و ناامن کردستان به ویژه مریوان و سنندج به ایران می‌آورند یا محصولات نفتی فراوری شده مانند بنزین و گازوئیل را به آن کشور منتقل می‌کنند، همچون کابوسی مردم و محیط زیست منطقه کردستان را تهدید می‌کند. گفته می‌شود در سوآپ نفتی ایران و عراق روزانه ۳۰ تا ۶۰ هزار بشکه نفت خام از طریق مرز به پالایشگاه‌های کرمانشاه، شازند، تهران و تبریز انتقال داده می‌شود و ایران معادل آن را در بنادر صادراتی جنوب تحویل مشتریان عراق می‌دهد. آمار تردد روزانه از ۶۰ تا ۴۰۰ کامیون در محور مریوان – سنندج که یکی از باریک‌ترین و ...