رفتن به بالا

روزنامه فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی رۆژان

تعداد اخبار امروز : 0 خبر


  • یکشنبه ۲۹ مهر ۱۳۹۷
  • الأحد ۱۰ صفر ۱۴۴۰
  • 2018 Sunday 21 October

  • روزنامه روژان

    صاحب امتیاز و مدیر مسوول: سلیمان الله‌مرادی

    ..............................................................

    نشانی: سنندج - میدان آزادی - انتهای کوچه سجادی (کوچه رزان) - پلاک ۱۱۵

    کد پستی: ۳۳۹۵۳-۶۶۱۳۷

    ..............................................................

    تلفن: ۳۳۲۳۸۵۴۵-۰۸۷

    ای‌میل: info@rojanpress.com

    کانال تلگرام: rojanpress@


اوقات شرعی

  • دوشنبه ۲۸ آذر ۱۳۹۵ - ۱۸:۲۲
  • کد خبر : 1784
  • هفته‌نامه روژان
  • چاپ خبر : یلدا؛ سنتی دیرینه با ارزش‌های جاودان

روژآن: شب چله یا یلدا نماد فرهنگ خانواده‌دوستی، ارزش و احترام پدربزرگ‌ها و مادربزرگ‌ها و انتقال تجربیات و خاطرات گذشتگان در قالب قصه و داستان است. در شب طولانی و دراز و آخرین تلاش‌های تاریکی ایرانی‌ها چله می‌نشینند تا سپیده‌دم با امید و آرزوی سالی پربرکت به استقبال دمیدن شعله‌های زندگی‌بخش خور بروند.

تحقیق در احوالات انسانی و جشن و سرور و شادمانی در فلاتی با چهارفصل زیبا و متمایز و فرهنگ توسعه‌یافته کشاورزی امری است که چندان نیاز به لایه‌برداری و تحلیل و بررسی پیچیده و وهم‌آلود و متافیزیکی ندارد. به مردمان فلات ایران که می‌نگری اعم از فارس، کورد، بلوچ، تاجیک، پشتو، لر و… این آمیختگی با طبیعت و معاشقه انسان‌ها با زیبایی‌های زمین، آسمان، تغییرات فصل و ماه برجستگی ویژه‌ای دارد؛ نوروز رستاخیز طبیعت، زندگی دوباره، گرم شدن زمین و گستراندن فرش سبز زندگی، تابستان فصل کار و تلاش، میوه رسان و هماغوشی انسان و آسمان بر فراز بام‌ها در خنکای شب‌های پرستاره بوی گل و میوه‌های رنگارنگ، پاییز برداشت محصول و جمع نمودن خرمن‌های پربرکت و مهرگانی لبریز از سپاس و قدردانی انسان از دوست دیرینه‌اش طبیعت و سرانجام قبای سفیدی و پاکی و فصل استراحت، یادآوری گذشته‌های دور و نزدیک، تجدید خاطرات مشترک با طبیعت، شب‌های بلند و تاریکی‌های ممتد پس از ۹ ماه تلاش و کوشش اینک در محفلی گرم زیر کرسی با دنیایی از رسوم و سنت‌های زیبا و نیکو.
«شب چله» یا شه‌و‌چله و یا یلدا چندان تفاوتی نمی‌کند چه نامی اصیل باشد و اینکه نامی سریانی باشد و یا مرتبط با میلاد مهر، یا میلاد مسیح و یا اینکه شروع چله بزرگ سرما، هرچند بسیاری از تعاریفی که در زیر می‌آید چندان استنادات تاریخی و محکمی ندارد و از زمان ابوریحان بیرونی تا علی‌اکبر دهخدا هرکدام اشاره به نامی و تعبیری داشته‌اند قابل استنادتر؛ اما ادبیات شفاهی و خاطرات سینه‌به‌سینه مردمانی است که این شب را در منزل بزرگ خانواده اطراف کرسی گرد می‌آمده‌اند و با شعر و داستان و حکایات شیرین به همراه اندوخته خشک‌شده و دسترنج ممارست با طبیعت را در طبق اخلاص نهاده و با دیدار از بزرگ‌ترها و ایجاد کانون‌های گرم و صمیمی مملو از محبت و مهربانی سرمای زمستان و تاریکی شب‌هایش را دلپذیر ساخته‌اند درمجموع در مورد شب چله یا یلدا در منابع تاریخی و کنونی به این تعاریف اشاره شده است:
* در گاه‌شماری‌های گذشته هر یک از سی روز ماه نامی ویژه‏ (به نام فرشتگان) داشت و نام دوازده ماه سال هم در میان آنها بود؛ در هرماه، ر وزی که نام آن روز بانام ماه یکی می‌شد، آن روز را جشن‏ می‏گرفتند و در سی روز دی‌ماه، سه روز آن دی نام دارد. درگذشته، هر سه روز (روزهای هشتم، پانزدهم و بیست و سوم) را جشن‏ می‏گرفته‏اند؛ اما در حال حاضر از این چهار جشن تنها شب نخستین‏ روز دی‌ماه (شب یلدا: درازترین شب سال) را جشن می‏گیرند.
* واژه‌ی یلدا سریانی و به معنای ولادت است، یعنی ولادت خورشید (مهر/میترا) که رومیان آن را ناتالیس آنایکتوس (روز تولد «مهر» شکست‏ناپذیر) می‏نامند.
* بنا بر روایت پیشینیان، در پایان این شب دراز که آن را نامبارک و اهریمنی می‏دانستند و می‏دانند، تاریکی شکست‌خورده و روشنایی‏ خورشید (تولد) پیروز می‏شود و روزها رو به بلندی خواهد رفت.
* نام این روز میلاد اکبر و مقصود از آن انقلاب زمستانی است، زیرا در این روز نور از حد کاستی به حد زیادت خارج می‏شود و آدمیان نشو و نما آغاز می‏کنند و پری‏ها به ذبول و فنا روی می‏آورند.
* زایش خورشید و آغاز دی را، آئین‏ها و فرهنگ‏های بسیاری از سرزمین‏های کهن آغاز سال نو قرار داده‌اند، به شگون روزی که‏ خورشید از چنگ شب‏های اهریمنی نجات می‏یابد و روزی مقدس‏ برای مهرپرستان است. در سده‏ی چهارم میلادی براثر اشتباهی که‏ در محاسبه‏‌ی کبیسه‏‌ها رخ داد، رو ۲۵ دسامبر را (به‌جای روز ۲۱ دسامبر) روز تولد میترا دانسته و تولد عیسی مسیح (ع) را نیز در این‏ آغاز سال قراردادند.
* در تقسیم‌بندی فصل زمستان دو چله کوچک و بزرگ وجود دارد. چله بزرگ ۴۰ روز است و از اول زمستان تا ۱۰ بهمن است؛ چله کوچک نیز که ۲۰ روز است از ۱۰ بهمن تا اول اسفند است؛ بنابراین این شب آغازگر چله بزرگ یا چهل روز اول زمستان است. روایت‌های فوق و تعدادی دیگر ازاین‌دست، همگی اشاره به واقعه‌ای دارند شروع فصلی جدید با بایسته‌ها و شرایط خاص خود که زندگی انسان را در عصر کشاورزی با دیگر فصول متفاوت می‌ساخت؛ اینکه هریک از روایت‌های فوق می‌توانند گوشه‌ای از واقعیت شب چله را نمایان سازد شکی نیست؛ اما واقعیت این است که زندگی مردم فلات ایران سراسر انس و الفت با طبیعت است. اگر نگاهی به اسامی ماه‌های ایرانی و بخصوص کوردی بیندازیم به این نزدیکی و الفت بیشتر پی می‌بریم. بیشتر اسامی نشانی از تحولات طبیعی در اطراف انسان و یا یادگار کار و کوشش انسانی با طبیعت است بنابراین به نظر من شب چله مهم‌ترین وجه آن تغییرات طبیعی و شروع فصل زمستان و سرما و برف و بارندگی است. انسانی که می‌بایست تا رسیدن بهار سه ماه را در خانه و کاشانه‌اش به استراحت می‌پرداخت و شب‌های برف و سرما و بیکاری فرصتی مناسب بود برای شب‌نشینی و دور کرسی نشستن چنانکه درگذشته در میان روستانشینان چنین تجمعات خانوادگی به شکل عادی و عمومی در دیگر فصول سال وجود نداشت. سه فصل بهار و تابستان و پاییز فصل کار و کوشش و کشاورزی بود و شب‌ها فرصت آن‌چنانی برای دورهم جمع شدن وجود نداشت؛ اما زمستان و سرما و تاریکی نه بدیمن بود و نه بدشگون تا برای دفعش نیاز به جشن و سور باشد؛ برعکس این باور برف و سرما و بارندگی فراوان آرزوی همیشگی انسان و بخصوص کشاورزان بود و خرسندی و خوشحالی و اهمیت بارندگی فراوان به حدی بود که گاه سالی که برف فراوان می‌بارید در خاطره مردم نقش گاه‌شمار و مبدأ تقویمی بود و برای اشاره به زمان حوادث و اتفاقات به آن سال اشاره می‌نمودند. یا به‌عنوان ‌مثال آنچه بیرونی و بعدها دهخدا به آن اشاره دارند در مورد خرم روز چندان مصداق و استناد تاریخی ندارد و بیشتر به خور روز نزدیک است یعنی آغاز انقلاب زمستانی و برآمدن دوباره خورشید و کم‌کم بلند شدن روزها و کوتاه شدن شب‌ها، چنانکه خور هم‌اینک هم در زبان کوردی به همان معنی خورشید است. با تفاسیر فوق می‌توان گفت مرتبط دانستن شب چله با مناسبت‌های مسیحی و یا هر آئین دیگری چندان سندیت تاریخی نداشته و بر پیچیده نمودن مسئله می‌افزاید، شب چله یا یلدا سنتی دیرین و ماندگار در فرهنگ ایرانی است؛ سنتی که یکی از مهم‌ترین آنها در عرصه خانواده توجه به سالمندان و افرادی مسن است چنان‌که در میان کوردها مثلی می‌گوید «هر کس در خانه پیری ندارد برود و یکی بخرد»؛ یعنی در میان خانواده اگر فرد سالمند وجود ندارد باید با طلا و ثروت یکی را به خانه آورد فارغ از ارزش کارکردی و استفاده از تجربیات احترام به انسان و ارزش نهادن به افراد مسن و همچنین آنچه در فرهنگ دینی صله رحم نامیده می‌شود در شب چله موج می‌زند؛ بنابراین ماهیت این جشن در گردهمایی خانواده نهفته است اجتماعی که نه مناسک بخصوصی دارد، نه قربانی انجام می‌گیرد و نه ترتیبات و سلسله‌مراتب پیچیده و… مراسمی ساده به همان سادگی اجتماع دور کرسی و خوردن میوه‌های خشک‌شده و میوه‌هایی که انسان توانسته است آنها را به شکل طبیعی تا این هنگام نگهداری نماید؛ همچون انار و بعدها هندوانه و بعدها خربزه یا کالک ترش آن‌چنان‌که در میان مردم سنندج رسم است و گاه رسانه‌ها به‌اشتباه آن را به تمام مردم کورد تعمیم می‌دهند. به‌غیراز خشکبار و میوه‌های خشک‌شده در تابستان همچون انجیر، انگور و انار قدیمی‌ترین میوه‌ای است که شب چله و یلدا استفاده می‌شود هرچند انار و چوب‌هایش در میان زرتشتیان مقدس است اما ماندگاری انار در سرداب‌ها و مکان‌های سرد و خنک بسیار زیاد بوده و تا جایی که در برخی از روستاهای هورامان انار برداشت شده پاییزی تا سیزده‌بدر باقی می‌ماند و میوه عمومی شب‌نشینی‌ها بود و بعدها هم که هندوانه به ایران وارد شد در شب چله مورد استفاده قرارگرفته است. قرمزی انار و بعدها هندوانه و دوام این فرهنگ مصرفی گاه آن را به مسئله‌ای پیچیده تبدیل کرده است این پذیرایی نشان از نهایت ارزش نهادن خانواده‌ها به این شب و گرامی داشتن حضور مهمان است وگرنه اگر در سرزمینی دارای میوه گرمسیری چون موز و آناناس و نارگیل چنین جشنی برپا می‌شد بدون شک میوه مراسم هم همانا بودند.
شب چله یا یلدا نماد فرهنگ خانواده‌دوستی، ارزش و احترام پدربزرگ‌ها و مادربزرگ‌ها و انتقال تجربیات و خاطرات گذشتگان در قالب قصه و داستان است. در شب طولانی و دراز و آخرین تلاش‌های تاریکی ایرانی‌ها چله می‌نشینند تا سپیده‌دم با امید و آرزوی سالی پربرکت به استقبال دمیدن شعله‌های زندگی‌بخش خور بروند.
مفاهیمی که در یلدا نهفته است هزاران بار بلندتر از درازترین شب تاریک است و یلدا تنها بهانه‌ای است برای یادآوری آنکه انسان و هستی‌اش به دوستی، مهربانی، محبت و احترام بسته است و اگر این خصلت‌های جاودانی از بین بروند انسان مدرن و عقلانیت محض می‌تواند مخرب و ویرانگر باشد. اینک دیگر عصر کشاورزی نیست که با انسانی با ابزارهای عقلانی محدود برای تصرف طبیعت روبرو باشیم، انسان عصر مدرن پدیدآورنده ایدئولوژی‌های خطرناک، سلاح‌های مرگبار، بمب اتم و صدها صنعت ویرانگر طبیعت و زندگی خودش است و تعادل و دوستی خود با طبیعت را به نظم نوینی از برده شده طبیعت تبدیل کرده است. گرامیداشت این ارزش‌های جاودانی امروز صدچندان است و یلدا بهانه‌ای است برای این ارزش‌ها.

اخبار مرتبط

نظرات

یادداشت روژان

نگاهی به سوانح دلخراش جاده‌ای در راه‌های استان کردستان

گوش‌هایی که نمی‌شنوند و چشم‌هایی که نمی‌بینند

بامداد سەشنبه ۲۰ تیر درحالیکه غالب مردم براساس نظم و گردش شبانەروز در بستر خواب بودند جمعیتی از شهر سنندج، به اقتضای نیاز و کار ضروری عزم سفر کردند تا در این گردش روزگار به نیازهای خود پاسخ دهند اما انگار مقدر چنین بود که به مقصد نرسند و در همان ابتدای سفر راهی دیار باقی شوند. حادثه دلخراشی که به سبب ارتباطات پیشرفته و شبکەهای اجتماعی خواب را در همان نیمەهای شب از چشم هموطنان ربود و به خبر اول خبرگزاری‌های ایران تبدیل شد، به گونەای که سه روز عزای عمومی اعلام شد و مقامات کشور از رئیس جمهور و رئیس مجلس گرفته تا بسیاری از وزرا و شخصیت‌های مطرح کشور با صدور پیامهایی به ابراز همدردی با مردم داغدار کردستان پرداختند و  روز پنجشنبه نیز خبر آن در صفحه اول همه روزنامەهای سراسری قرار گرفت. مرگ دست کم ۱۱ نفر که به سبب نوع حادثه قلب بسیاری‌ها را جریحەدار کرد. نکته حائز اهمیت در این رویداد تلخ ایجاد موجی از حزن و اندوه در عرصه استانی و ملی بود که اگر نبود این ابراز همدردی‌ها شاید تالم ناشی از آن برای  خانواده‌های داغدار قابل تحمل نبود. اما پیرامون این سانحه نکاتی قابل تامل است که بیان آن ضروری به نظر می‌رسد: ۱- تلنگری بود به مسوولان که هشدار رسانه‌ها و کارشناسان را جدی بگیرند. نقطه وقوع حادثه به عنوان مکانی حادثه خیز بارها مورد نقد قرار گرفته بود اما دریغ از یک پاسخ منطقی! ۲- بارها گفتیم و بار دیگر تکرار می‌کنیم، مردم کمبودها و ناملایمات را تحمل می‌کنند اما بی‌توجهی، اهمال، فخرفروشی و بی‌عدالتی ازسوی مسئولان را تحمل نمی‌کنند. شکی نداریم که با هزینه چندبرابرهم که شده این مسیر تحت فشار افکارعمومی در کوتاه‌ترین زمان اصلاح خواهد شد، همچنانکه قطعه‌ای از مسیر راه سنندج- حسین آباد، در سال 1382 پیش پس از واژگونی تانکر حامل مواد شیمیایی MTBE و سرازیر شدن مواد آن به داخل آب سد قشلاق بلافاصله اصلاح شد، آیا بهتر نیست قبل از وقوع حوادث تلخ و تحمیل هزینه‌های بسیار گوشها را بروی انتقادات بگشایند و اینقدر بیخیال نباشند. حتما باید جان چند نفر گرفته شود تا معبری حادثه خیز اصلاح شود؟ 3- بارها از تردد تانکر‌های نفتکش در جاده‌های کردستان به عنوان ارابەهای مرگ و کابوس نام برده شده است و سال‌هاست واژگونی تانکر‌ها که نفت و مشتقات نفتی عراق را از طریق جاده‌های باریک و ناامن کردستان به ویژه مریوان و سنندج به ایران می‌آورند یا محصولات نفتی فراوری شده مانند بنزین و گازوئیل را به آن کشور منتقل می‌کنند، همچون کابوسی مردم و محیط زیست منطقه کردستان را تهدید می‌کند. گفته می‌شود در سوآپ نفتی ایران و عراق روزانه ۳۰ تا ۶۰ هزار بشکه نفت خام از طریق مرز به پالایشگاه‌های کرمانشاه، شازند، تهران و تبریز انتقال داده می‌شود و ایران معادل آن را در بنادر صادراتی جنوب تحویل مشتریان عراق می‌دهد. آمار تردد روزانه از ۶۰ تا ۴۰۰ کامیون در محور مریوان – سنندج که یکی از باریک‌ترین و ...