رفتن به بالا

روزنامه فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی رۆژان

تعداد اخبار امروز : 0 خبر


  • دوشنبه ۱ بهمن ۱۳۹۷
  • الإثنين ۱۴ جماد أول ۱۴۴۰
  • 2019 Monday 21 January

  • روزنامه روژان

    صاحب امتیاز و مدیر مسوول: سلیمان الله‌مرادی

    ..............................................................

    نشانی: سنندج - میدان آزادی - انتهای کوچه سجادی (کوچه رزان) - پلاک ۱۱۵

    کد پستی: ۳۳۹۵۳-۶۶۱۳۷

    ..............................................................

    تلفن: ۳۳۲۳۸۵۴۵-۰۸۷

    ای‌میل: info@rojanpress.com

    کانال تلگرام: rojanpress@


اوقات شرعی

  • دوشنبه ۵ دی ۱۳۹۵ - ۱۸:۰۳
  • کد خبر : 1852
  • هفته‌نامه روژان
  • چاپ خبر : قرن ترور

روژان: خاورمیانه آوردگاه جنگ بازار رقابتی سرمایه‌داری و دولت‌هایی است که منافع مختلف خود را در آشوب و ناامنی و جنگ می‌جویند و ترور وجه بارز این آشوب است.

در یک تحلیل نظری بخصوص در رشته‌های علوم انسانی تعریف پدیده‌ها سخت‌ترین بخش کار است؛ بخصوص اگر قرار باشد در مورد پدیده‌ای بحث شود که در میان چندین دسته و گروه و تفکر متخاصم و متنازع دارای ارزش‌های متفاوت اخلاقی و سیاسی باشد. ترور، به‌راستی سخن گفتن در این عرصه کاری است بس پیچیده و نیاز به موشکافی و تحلیل جوانب مختلف یک قضیه دارد؛ چراکه ترور را می‌توان از نگاه ارزشی و با توجه به داوری دربارۀ اهمیت نوع و جان انسان‌ها و رابطۀ آن‌ها تعریف کرد بنابراین ضرورت دارد که بدون ارزش‌ها و گرایش و پیش‌زمینه‌های مختلف به بررسی این پدیده دست زد.
در رابطه با ریشه لغوی کلمه باید گفت واژه ترور از ریشه لاتینTerror و به معنای ترس، هراس و وحشت‌افکنی است؛ واژه‌ای مدرن و از زمان انقلاب فرانسه و محاکمه و اعدام سریع ژیروندن‌ها اما در زبان فارسی معنای دیگری پیدا کرده است و او در مفهوم قتل سیاسی به‌وسیله اسلحه متداول شده است. به عبارتی باید گفت ترور اقدام به حذف فیزیکی فرد یا افراد بدون در اختیار داشتن مجوز و با روش‌های غیرقانونی. در این تعریف، درست بودن قانون، عادلانه بودن آن، شرایط لازم‌الاجرا بودن قانون و امثال این شروط لحاظ نشده است. به همین دلیل، در وهلۀ اول ترور در این تعریف نه غیرعادلانه است نه عادلانه. ترور اقدامی غیرقانونی است که با روش‌های غیرقانونی صورت می‌پذیرد.
در رابطه با مسئله ترور باید گفت هدف سیاسی، مذهبی، عقیدتی و منافع ایدئولوژیک دولت، گروه یا دسته‌ای است که توسط مخالفین آنها مورد تهدید قرار می‌گیرد و با توجه به هزینه‌های سنگین جنگ ازجمله وجهه عمومی کنشگر و هزینه‌های اقتصادی و ناتوانی در رویارویی مستقیم در میدان جنگ با توجه به نابرابری در جایگاه قدرت کنشگر را وادار می‌کند که با دسیسه و نقشه پنهانی به حذف مخالف و رقیب خود دست بزند؛ بنابراین در اینجا مسئله شرایطی است که چنین عملی چه در سطح فردی و چه در سطح گروه و احزاب و دولت‌ها به وجود می‌آورد و آن حاکم شدن هرج‌ومرج و آشوب و ناامنی است و دور زدن قانون و بی‌ارزش نمودن نظام‌های قضایی و تنبیهی مستقر که در ادامه به آن خواهیم پرداخت.

35123_159
ترور ممکن است در سطح کنشگران فردی و یا جمعی و حزبی و همچنین دولت‌ها انجام گیرد که در عرف بین‌الملل به تروریسم دولتی مشهور است. دو شکل اول معمولاً واضح و مبرهن است؛ ممکن است مقامی سیاسی و مذهبی و… به‌واسطه ورود به حریم رقیبان و توهین و بی‌احترامی به باورها و اندیشه دیگران، مورد خشم و غضب قرار گیرد و توسط یکی از پیروان و معتقدان فرقه مذهبی یا سیاسی تحت ستم و تحقیر کشته شود و مسئله هم معمولاً روشن است و اهداف و تأثیرات آن‌هم روشن و کوتاه و گذراست؛ اما در دسته ترورهای انجام‌گرفته توسط احزاب و گروه‌های سیاسی و مذهبی، موضوع قدری پیچیده و چندسویه می‌شود. در این شکل ترور قربانی ممکن است نقشی جدی در تعارضات احزاب و گروه‌ها با هم و یا با دولت نداشته باشد و تنها قربانی کاری می‌شود که تروریست قصد دارد با کشتن فرد،
رقیب خود را متوجه و مرعوب سازد و در این شکل ترور هر کس اعم از شهروندان بی‌گناه تا یک سیاستمدار و رهبر مذهبی عادل و درستکار می‌تواند سوژه ترور باشد و حزب و گروه سیاسی و مذهبی چندان توجهی به مسئله ستمگر بودن و یا گناهکار بودن فرد از نظر خودشان ندارند. در این رویه ترور به‌عنوان تاکتیک و یا استراتژی و به‌صورت مستمر و ادامه‌دار در برنامه کار احزاب و سازمان‌های سیاسی و مذهبی قرار می‌گیرد و کنشگر برای جبران ناتوانی در جذب افکار عمومی و جذب نیرو برای رسیدن به قدرت، دست به ترور می‌زند و هدف مستقیم وی ایجاد رعب و وحشت و برهم زدن نظم عمومی و در پایان حذف قدرت مستقر است. تروریسم دولتی و یا شکل سوم پیچیده‌ترین و نهایت اعمال تروریستی است؛ در این وضعیت دولت به دلایل متعدد ازجمله حفظ وضع موجود و عدم آسیب به مشروعیت خود و وجهه عمومی و گاه به خاطر ایجاد تفرقه میان رقبا و مخالفانش دست به ترورهای سازمان‌یافته می‌زند. مثل آن چیزی که این روزها درصحنه بین‌الملل و بخصوص در خاورمیانه و مورد عینی آن ترور سفیر روسیه در کشور ترکیه را شاهد بودیم. چنین اعمالی می‌تواند در مناسبات و رویکردهای دیپلماتیک، بدنام نمودن مخالفین دولت و صدها نتیجه و هدف دیگر را به دنبال داشته باشد. درگذشته مناسبات سیاسی و اجتماعی بشر اعمال تروریستی و حذف فیزیکی سازمان‌یافته و مداوم را شاهد نبوده‌ایم جز گروهای اقلیت در امپراتوری‌های پهناور همچون اسماعیلیان قلعه الموت که آن‌هم در برهه خاص و حذف فیزیکی مخالفین بوده است.
قرن ترور در خاورمیانه شروع شده است، جدال توحش آمیز بازارهای رقابتی دنیای سرمایه‌داری، کمپانی‌های سازنده اسلحه و جنگ‌افزار و همچنین شرکت‌های نفتی و غیره برای تصاحب بازار خاورمیانه وضعیتی بغرنج آفریده است. بنیادگرایی و تعصبات فرقه‌ای، مذهبی، قومی و قبیله‌ای به همراه انحصارگرایی و تکفیر به‌عنوان دال‌های اصلی گفتمان موجود در منطقه نقش‌آفرینی می‌کنند. گفتمانی که نتیجه‌ای جز گسترش خشونت و نابودی همدیگر به دنبال نخواهد داشت. باید گفت انسان تاکنون این‌چنین کمر همت به نابودی خود نبسته است؛ در میان سکوت و بی‌اعتنایی جهانیان و تبلیغات گسترده غول‌های رسانه‌ای غرب و انفعال مردم خاورمیانه، داستان تکراری این وضعیت داستان مهاجرین و قربانیان ترور و وحشت است. جوایز صلح و آشتی به دختران قربانی داده می‌شود؛ تصاویر کمک‌های بشردوستانه و گرسنگی کودکان سوری و یمنی و عراقی و کمپین‌های خیریه در غرب ورد زبان رسانه‌هاست؛ اما در پس این ظاهر ترحم‌انگیز، خاورمیانه قتلگاهی است برای ترور و خشونت و کشتار، هرروز در گوشه‌ای عده‌ای بی‌گناه برای رعب و وحشت قربانی می‌شوند، خواه در مسجد یا بازار و یا مراسم عروسی، آن را ترور کور نامیده‌اند انگار از کشتن آن سفیر یا وزیر سودی و دریچه‌ای از روشنایی به روی مردم باز می‌شود. روزی دیگر سفیری در فضایی آرام و هنری ترور می‌شود و بلافاصله تروریست هم قربانی می‌شود. گروهی متهم می‌شوند و گروهی هم مسئولیت را به گردن می‌گیرند و دولت هم صدها نقشه و دسیسه از این ماجرا، روزی دیگر برای سر کسی جایزه تعین می‌شود و فردا دیگر و دیگر.
آنچه را که شاهد آن بوده و هستیم فارغ از چندوچون و شکل ترورها و اهداف گروه‌ها و دولت‌ها از آن، درنهایت خاورمیانه را به دریای خون تبدیل می‌کند و ترور نتیجه‌ای جز ترور و نابودی ندارد حذف مخالف و رقیب، اگر به فیزیک و جسم آدمیان منجر شود هیچ‌وقت نمی‌تواند تفکر و اندیشه را حذف و نابود نماید، اندیشه مخالف و منتقد در پنهان گاه‌ها و در فضاهای تاریک و بسته می‌روید. بحران است که موجب به وجود آمدن رونق و شکوفایی می‌شود، حذف رقیب و مخالف موجب سیال شدن و بی‌مفهوم شدن هویت است و زمانی که وضعی بدین شکل غالب گردد، دولت‌ها از درون می‌پوسند و ترور و وحشت بخشی از تحولات روزانه آنها می‌شود.
ترور در خاورمیانه آمیخته با شرایط فوق وضعیت جهانی به خود گرفته است و بنیادگرایان و گروه‌های مخالف غرب چه باانگیزه سیاسی و چه مذهبی گاه دست به عملی می‌زنند که همچون تیغ دو لبه عمل می‌نماید. از سویی قصد ایجاد رعب و وحشت در جوامع غربی دارند و از سوی دیگر غرب را به دخالت بیشتر و تحمل هزینه‌های اضافی در خاورمیانه تحریک می‌کنند. برخلاف نظر برخی از غربی‌ها که ترور در خاورمیانه را واکنش به جهانی‌سازی و مخالفت با مدرنیته از سوی بنیادگرایان دینی می‌دانند به باور من، بخش بسیاری از قضیه متوجه استمرار استعمارگری در شکل نوین آن در خاورمیانه است و نقش دولت‌های منطقه‌ای هم که آلت فعل شده‌اند قابل انکار نیست، بسی فراتر از چالش میان ایدئولوژی‌ها و تعارضات میان عدالت و آزادی و همچنین سرمایه‌داری و سوسیالیسم با اندیشه‌های مذهبی، خاورمیانه آوردگاه جنگ بازار رقابتی سرمایه‌داری و دولت‌هایی است که منافع مختلف خود را در آشوب و ناامنی و جنگ می‌جویند و ترور وجه بارز این آشوب است. این بار هراس و وحشت چندان جایگاهی ندارد و تنها کشتار و نابودی انسان‌هاست که در میان هیاهوی روزانه رسانه‌ها گم می‌شود و رنگ می‌بازد و در تحلیل هر تروری و هر انفجاری از هر جنبه‌ای سخن می‌رود الا ارزش انسان. حتی یک قتل هم زیادی است و هیچ‌چیزی به ما اجازه کشتن و آزار دادن دیگران را برای هیچ هدفی نمی‌دهد و ازنقطه‌نظر اخلاقی هیچ عمل تروریستی قابل توجیه نیست.

اخبار مرتبط

نظرات

یادداشت روژان

به یاد کاک رحیم ذبیحی

هژیر الله‌مرادی انگار همین دیروز بود به دفتر روژان آمد، مانند همیشه با چهره‌ای خندان و چند ایده جدید که انجام هرکدام می‌توانست چراغی روشن فراروی نسل آینده باشد، کاک رحیم تنها یک کارگردان و فیلمساز عادی نبود. او غم مردم داشت و پشت هرکدام از آثارش می‌توان انبوهی از رنج و مرارت را دید. خود می‌گوید: غمی انسانی از من یک فیلمساز ساخت. در باره روژان نیز گفت: همان نشریه‌ای است که سالها انتظار بودنش را داشتیم. مرگ حق است اما افسوس که برای رحیم ذبیحی زود بود و طرحهایش ناتمام ماند. از تهیه فیلمی بنام «روزی، روزگاری شهرمان بانه» حرف می‌زد که نگاهی به وقایع تلخ روزهای جنگ و بمباران شهر داشت، وقایعی که بخشی از تاریخ فرهنگ پایداری کردستان را می‌توانست ثبت کند، فراخوان طرح را ما در روژان هم منتشر کردیم اما حیف که دست اجل مهلت نداد و خیلی زود روح بلندش به آسمان پرکشید و همه ما را در غم فقدان خود سوگوار کرد، روحش شاد و یادش گرامی.