رفتن به بالا

روزنامه فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی رۆژان

تعداد اخبار امروز : 0 خبر


  • دوشنبه ۱۹ آذر ۱۳۹۷
  • الإثنين ۱ ربيع ثاني ۱۴۴۰
  • 2018 Monday 10 December

  • روزنامه روژان

    صاحب امتیاز و مدیر مسوول: سلیمان الله‌مرادی

    ..............................................................

    نشانی: سنندج - میدان آزادی - انتهای کوچه سجادی (کوچه رزان) - پلاک ۱۱۵

    کد پستی: ۳۳۹۵۳-۶۶۱۳۷

    ..............................................................

    تلفن: ۳۳۲۳۸۵۴۵-۰۸۷

    ای‌میل: info@rojanpress.com

    کانال تلگرام: rojanpress@


اوقات شرعی

  • یکشنبه ۱۹ دی ۱۳۹۵ - ۱۱:۲۴
  • کد خبر : 1957
  • هفته‌نامه روژان
  • چاپ خبر : مهناز فدکی
خاتون این هفته:

مهناز فدکی

مهناز فدکی هشتم شهریور سال ۵۴ در محله اردلان در شهر زیبا و هنر پرور سنندج دیده به جهان گشود. وی درخانواده‌ای صمیمی و پرجمعیت با پنج فرزند که مهناز دومین فززند خانواده بود از پدری کارمند و مادری خانه‌دار و هنردوست بدنیا آمد. مادرش هرازگاهی فی‌البداهه شعر می سرود و مهناز خردسال در کنار […]

مهناز فدکی هشتم شهریور سال ۵۴ در محله اردلان در شهر زیبا و هنر پرور سنندج دیده به جهان گشود. وی درخانواده‌ای صمیمی و پرجمعیت با پنج فرزند که مهناز دومین فززند خانواده بود از پدری کارمند و مادری خانه‌دار و هنردوست بدنیا آمد. مادرش هرازگاهی فی‌البداهه شعر می سرود و مهناز خردسال در کنار مادر می‌نشست و به صدای دلنشین مادرش که همزمان قالی هم می‌بافت و شعر می‌سرود گوش می‌داد و همان روزها بود که ذوق گفتن شعر سپید در مهناز شروع شد چرا که او حال در کنار داستان‌هایش شعر سپید هم به قلم می آورد…
مرا بی تاب می‌کند
این لحظه‌های شمارش بیداری
ای در من تنیده فردا
ارام بگیر
تا تو بیایی
من عروس چلچراغ قاصد فردا می‌شوم
تا تو بیای…
انگیزه اصلی نویسندگی و داستان‌نویسی را پدرش در همان اوایل کودکی از طریق قصه‌گویی در مهناز پرورش داد. ذهن خلاق کودکانه او با قصه خاک مال داستان اسطوه‌اری که ماهها طول می‌کشد شکل گرفت. وی در کودکی ذهن کنجکاوی داشت، خشک کردن حشرات و پروانه‌ها، ابشش ماهی‌ها و جراحی روی آنها، یکی از کنجکاوی‌های کودکانه‌اش بود؛ اما هنر نیمی از خیال‌های روزانه‌اش بود.
بانو فدکی درسال ۸۰ با رفتن به کارگاه داستان‌نویسی آقای سراج‌الدین بناگر با دنیای رویاهایش آشنا می‌شود و در کنار استاد به چکش زدن شخصیت‌ها زمان و مکان می‌پردازد کارگاهی که بی‌سابقه است و دلسوزانه تلاش در آن تلاش می‌شود هنرمندانی بزرگ به جهان داستان عرضه گردد.
بانو فدکی از همان دوران دبیرستان استعدادش را در داستان‌نویسی شناخته بود به خصوص با توصیه مدیر و مربی پرورشی، در همان زمان در مسابقه داستان‌نویسی (گفتگو با خدا) توانست مقام اول را کسب کند.
در دوران دانشجویی در شعر دانشجویی در وصف حضرت علی (ع ) مقام اول را کسب کرد. ‌علاقه خاصی که به تئاتر داشت، چند سالی او را روی سن بازی در حال تمرین و آموزش تئاتر نگه داشت و در تئاتر دانشجوی هم رقص پروانه با موضوع شهید و جایگاه شهادت، توانست مقام دوم دانشجویی را کسب کند.
اولین داستانش بنام پیرمرد که با موضوع سال‌مندان بود برای اولین بار در مجله نگاه به چاپ رسید. پس از آن نیز از سال ۸۰ تاکنون به طور مرتب داستان‌های بانو فدکی در مجلات و هفته‌نامه‌های استانی از جمله سیروان و روژان و دیدگاه به چاپ رسیده است. وی سبک نقاشی اکسپرسیونیسم( انتزاعی) را بعنوان حوزه تخصصی‌اش دنبال می‌کند؛ سبک نقاشی هایش نو و دنیای خاص خودش را دارد.
بانو مهناز فدکی در کنار شغل اصلی‌اش که دبیر آموزش پرورش است و رشته علوم تربیتی خوانده است همچنان به ادامه فعالیت در کارگاه داستان‌نویسی استاد سرج‌الدین از سال ۸۰ تاکنون ادامه می‌دهد و الان به عنوان منتقد داستانی در این کارگاه حضور دارد.
وی امیدوار است بتواند با آثارش قدمی مثبت در راه اعتلای فرهنگ و هنر ایران وایرانی بردارد و بتواند با اثارش شرایطی خلق کند که جهان را مخاطب نقاشی و داستان‌هایش نماید.

اخبار مرتبط

نظرات

یادداشت روژان

نگاهی به سوانح دلخراش جاده‌ای در راه‌های استان کردستان

گوش‌هایی که نمی‌شنوند و چشم‌هایی که نمی‌بینند

بامداد سەشنبه ۲۰ تیر درحالیکه غالب مردم براساس نظم و گردش شبانەروز در بستر خواب بودند جمعیتی از شهر سنندج، به اقتضای نیاز و کار ضروری عزم سفر کردند تا در این گردش روزگار به نیازهای خود پاسخ دهند اما انگار مقدر چنین بود که به مقصد نرسند و در همان ابتدای سفر راهی دیار باقی شوند. حادثه دلخراشی که به سبب ارتباطات پیشرفته و شبکەهای اجتماعی خواب را در همان نیمەهای شب از چشم هموطنان ربود و به خبر اول خبرگزاری‌های ایران تبدیل شد، به گونەای که سه روز عزای عمومی اعلام شد و مقامات کشور از رئیس جمهور و رئیس مجلس گرفته تا بسیاری از وزرا و شخصیت‌های مطرح کشور با صدور پیامهایی به ابراز همدردی با مردم داغدار کردستان پرداختند و  روز پنجشنبه نیز خبر آن در صفحه اول همه روزنامەهای سراسری قرار گرفت. مرگ دست کم ۱۱ نفر که به سبب نوع حادثه قلب بسیاری‌ها را جریحەدار کرد. نکته حائز اهمیت در این رویداد تلخ ایجاد موجی از حزن و اندوه در عرصه استانی و ملی بود که اگر نبود این ابراز همدردی‌ها شاید تالم ناشی از آن برای  خانواده‌های داغدار قابل تحمل نبود. اما پیرامون این سانحه نکاتی قابل تامل است که بیان آن ضروری به نظر می‌رسد: ۱- تلنگری بود به مسوولان که هشدار رسانه‌ها و کارشناسان را جدی بگیرند. نقطه وقوع حادثه به عنوان مکانی حادثه خیز بارها مورد نقد قرار گرفته بود اما دریغ از یک پاسخ منطقی! ۲- بارها گفتیم و بار دیگر تکرار می‌کنیم، مردم کمبودها و ناملایمات را تحمل می‌کنند اما بی‌توجهی، اهمال، فخرفروشی و بی‌عدالتی ازسوی مسئولان را تحمل نمی‌کنند. شکی نداریم که با هزینه چندبرابرهم که شده این مسیر تحت فشار افکارعمومی در کوتاه‌ترین زمان اصلاح خواهد شد، همچنانکه قطعه‌ای از مسیر راه سنندج- حسین آباد، در سال 1382 پیش پس از واژگونی تانکر حامل مواد شیمیایی MTBE و سرازیر شدن مواد آن به داخل آب سد قشلاق بلافاصله اصلاح شد، آیا بهتر نیست قبل از وقوع حوادث تلخ و تحمیل هزینه‌های بسیار گوشها را بروی انتقادات بگشایند و اینقدر بیخیال نباشند. حتما باید جان چند نفر گرفته شود تا معبری حادثه خیز اصلاح شود؟ 3- بارها از تردد تانکر‌های نفتکش در جاده‌های کردستان به عنوان ارابەهای مرگ و کابوس نام برده شده است و سال‌هاست واژگونی تانکر‌ها که نفت و مشتقات نفتی عراق را از طریق جاده‌های باریک و ناامن کردستان به ویژه مریوان و سنندج به ایران می‌آورند یا محصولات نفتی فراوری شده مانند بنزین و گازوئیل را به آن کشور منتقل می‌کنند، همچون کابوسی مردم و محیط زیست منطقه کردستان را تهدید می‌کند. گفته می‌شود در سوآپ نفتی ایران و عراق روزانه ۳۰ تا ۶۰ هزار بشکه نفت خام از طریق مرز به پالایشگاه‌های کرمانشاه، شازند، تهران و تبریز انتقال داده می‌شود و ایران معادل آن را در بنادر صادراتی جنوب تحویل مشتریان عراق می‌دهد. آمار تردد روزانه از ۶۰ تا ۴۰۰ کامیون در محور مریوان – سنندج که یکی از باریک‌ترین و ...