رفتن به بالا

روزنامه فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی رۆژان

تعداد اخبار امروز : 0 خبر


  • سه شنبه ۳۰ بهمن ۱۳۹۷
  • الثلاثاء ۱۳ جماد ثاني ۱۴۴۰
  • 2019 Tuesday 19 February

  • روزنامه روژان

    صاحب امتیاز و مدیر مسوول: سلیمان الله‌مرادی

    ..............................................................

    نشانی: سنندج - میدان آزادی - انتهای کوچه سجادی (کوچه رزان) - پلاک ۱۱۵

    کد پستی: ۳۳۹۵۳-۶۶۱۳۷

    ..............................................................

    تلفن: ۳۳۲۳۸۵۴۵-۰۸۷

    ای‌میل: info@rojanpress.com

    کانال تلگرام: rojanpress@


اوقات شرعی

  • شنبه ۲۵ دی ۱۳۹۵ - ۱۳:۴۹
  • کد خبر : 2015
  • هفته‌نامه روژان
  • چاپ خبر : از رؤیا تا بیداری

از خدا پنهان نیست چرا از شما مخلوق خوب خدا پنهان باشد؛ منِ هم نوع و هم‌وطن و هم‌ولایتی شما، جدیداً به مقام مکتشف و مبتکر و مبدع نائل شده‌ام؛ البته گمان نبرید که از حاصل دسترنج علمی دیگران استفاده و به‌اصطلاح، دزدی علمی کرده و به‌واسطه این سرقت، سبقت‌گرفته‌ام؛ خیر شاید این طریق، یعنی […]

از خدا پنهان نیست چرا از شما مخلوق خوب خدا پنهان باشد؛ منِ هم نوع و هم‌وطن و هم‌ولایتی شما، جدیداً به مقام مکتشف و مبتکر و مبدع نائل شده‌ام؛ البته گمان نبرید که از حاصل دسترنج علمی دیگران استفاده و به‌اصطلاح، دزدی علمی کرده و به‌واسطه این سرقت، سبقت‌گرفته‌ام؛ خیر شاید این طریق، یعنی ربودن حاصل دسترنج دیگران و مال مردم را بالا کشیدن برای عده‌ای سبب غنا و شناکردن در دریای ثروت و شهرت شده باشد و متأسفانه در جامعه ما رواج داشته و فعل و فصل زندگی بسیاری از نان و ناموران است؛ اما زمینه کار من سوای این‌گونه دست‌درازی‌هاست و تنها به‌واسطه تلاش و تقلای فردی، آن‌هم از نوع فکری‌اش، با به‌کارگیری مفکوره خویش به این مهم نائل شدم و ازآنجاکه شکر خدا آدم حسود و بخیلی هم نیستم اینک بدون هیچ‌گونه چشم‌داشت و گوش داشتی، آن را با شما در میان می‌گذارم و اجازه می‌دهم که شما هم بدون هیچ محدودیتی، از حاصل اندیشه‌ام استفاده ببرید و در منتها، اگر خواستید، دعای خیری بدرقه راهم کنید که دعای مؤمن در حق مؤمن مقبول بارگاه حق است.
گوش کن این سخن با دل و جان
بشنو از من حدیث شادی در جهان
جان برادر کشفیده ام طریقی
زده‌ام آتش به هستی حریفان
گویمت چگونه خوش باشید در دنیا
نخورید غم کار و زندگی و نان
این راه و طریق نو می‌تواند شمارا از بحر گرفتاری‌ها و مشکلات و ناراحتی‌های ناشی از آن رهانیده و یک‌سره به دنیای شادمانی‌ها و بی‌غمی‌ها رهنمون و گرد ملال از خاطرتان زدوده و شمارا چون باتری ۱۲ ولت شارژ و لامپ‌های چند صدواتی در زوایای تاریک اندیشه‌تان روشن و بدین گونه در طرفه‌العینی، از این ‌رو به آن رو شده و از دنیای پر محنت، به وادی شبه جنت نقل‌مکان نمایید.
بیا تا گل برافشانیم و می در ساغر اندازیم
فلک را سقف بشکافیم و طرحی نو دراندازیم
بهشت عدن اگر خواهی بیا با ما به می‌خانه
که از پای خُمت یکسر به حوض کوثر اندازیم
با توجه به اینکه در این شرایط، درد و مکافات زندگی پر محنت و کمبودها و کاستی‌های آن، چو افعی پیرامون انسان چنبره زده و دم‌به‌دم نیشِ زهرآگینش را بر جسم و جانِ خمیده و خسته، فرومی‌برد؛ به‌راستی گذران، شاق و دشوار است و تحمل آن از توان خارج است اما ازآنجاکه تا اجل کوبه بر درب زندگی‌ات نکوبد و جانِ جفا دیده را از قفس کالبد زجرکشیده بیرون نکشد، محکوم به ماندن و نیوشیدن شرنگ این گذران گزنده هستیم لذا اندیشه خویش را به عیادت جسم علیل فراخواندم تا علاجی از بهر این مرده‌ی متحرک یابد و نسخه‌ای تجویز نماید که جواز ماندن باشد. ازآنجاکه بر پایه‌ی فرموده‌ی قدما جوینده یابنده است من نیز ارشمیدس‌آسا در دل شب فریاد یافتم‌یافتم سر دادم و به کشف طریق مناسب نائل آمدم که اینک با شما هم در میان می‌گذارم و از آنجا که اهل سفسطه هم نیستم و نمی‌خواهم سرتان را شیره بمالم، یک‌راست می‌روم سر اصل موضوع.
با فرارسیدن زمستان در اندیشه‌ی راهی برای گذراندن شب‌های سرد و طولانی بودم که به تنها وسیله در دسترس، یعنی تلویزیون متوسل شدم. ازآنجاکه ماشاالله هزار ماشاالله کانال‌های تلویزیون خودی بیشمار و برنامه‌ها متنوع و متکثر است؛ صلاح را در آن دیدم که ساعات پخش اخبار را در نظر گرفته و در آن ایام شنونده و بیننده‌ی خبرها باشم که هم از احوالات باخبر و هم بر آگاهیم افزوده شود و خویشتن را به سرگرمی مفیدی مشغول کرده باشم که به قول معروف هم فال باشد و هم تماشا؛ هم زیارت و هم تجارت و چنین کردم و نظاره‌گر سخن‌پراکنی‌های برادران و خواهران خوش‌صدا و شیرین‌سیمای صداوسیمای راستینمان شدم؛ چند لیل و نهاری در این کار، استمرار یافتم که احساس کردم احساس شعف در نهادم نهادینه می‌شود و می‌رود که زنگار و کدورت ناشی از کمبودها و نارسایی‌ها زایل و جایش را احساس شادمانی می‌گیرد؛ دیدم چه عالمی است این جعبه جادویی خودی؛ ز سحر سیما و صدایش چنان مدهوش می‌گردی که چون زاهد مجذوب دم از استغنا می‌زنی.
ساقی به نو باده برافروز جام ما
مطرب بگو که کار جهان شد به کام ما
ما در پیاله عکس رخ یار دیده‌ایم
ای بی‌خبر ز لذت شرب مدام ما
ای باد اگر به گلشن احباب بگذری
زنهار عرصه دار بر جانان پیام ما
شما هم اگر بیننده و شنونده‌ی این بخش از برنامه‌های شبکه‌های خودی باشید مرتباً مسئولان را می‌بینید که هرکدام به‌تناوب و تواتر در این برنامه‌ها و ضمایم و حاشیه‌های آن ظهوری با فَر و میمون یافته و به تشریح دستاوردها پرداخته و آنچه را که به آن نائل‌آمده‌ایم با زبان ارقام و آمار تشریح و به سمع و نظر می‌رسانند.
آنجاست که درمی‌یابی که ما در هیچ زمینه نه‌تنها کمبود نداریم، بلکه در خیلی از موارد اضافه‌تولید و زیاده‌روی داشته و بی‌حساب پیشرفته‌ایم. بر پایه تشریحات و توصیفات این سروران وضع بهداشت و درمان به سامان؛ دوا و دکتر بی‌مزد و منت به‌وفور در دسترس همگان؛ آموزش‌وپرورش نونوار، راه تحصیل دانش‌آموزان در همه مقاطع هموار؛ مدارس به انواع امکانات مجهز؛ معلمان ز رفاه پرحض؛ گرانی و تورم کنترل و به حداقل سقوط؛ تولید با سرعتی شتابان در حال سعود؛ و قطار رشد اقتصادی با شتابی شورانگیز بر ریل توسعه در حال گریز. از قِبَلِ این اقدامات و اجرائیات، زمینه‌های اشتغال به‌وفور فراهم؛ زن و مرد و پیر و جوان به شغل موردعلاقه سرگرم؛ در سایه‌ی همت و تدبیر مسئولان دلسوز و کمک بانک‌های فعال و صاحب نفوس، وام‌های کم‌بهره و پرمایه، مشکل مسکن را برای همگان حل؛ و عامه‌ی مردم صاحب چهاردیواری خود و جوانان فوج فوج و گروه گروه زندگی مشترک تشکیل و در خانه‌های بخت خویش مستقر و با درآمدهای مکفی گذران می‌کنند؛ و ایضاً و بر پایه سخنان همین مسئولان دلسوز در صداوسیمای راستین، حضرات، تنها دنیای مادیات ملت را نساخته‌اند بلکه به معنویات هم توجه و موجبات فراغت خاطر را هم محیا کرده‌اند. شهرها را با خیابان‌ها و میدان‌ها و پارک‌های وسیع آراسته و جاده‌های بین ‌شهری را اکثراً اتوبان دوخطه و سه خطه کرده و روستاها را با راه‌های آسفالته به شهرها متصل و امکان تردد آسوده را فراهم و با کنترل دقیق و علمی کارخانه‌های اتومبیل‌سازی؛ خودروهای شیک و مطمئن و دارای همه گونه تجهیزات را باقیمت‌های نازل تولید؛ تا وسیله ایاب و ذهاب خلق‌الله فراهم و مسافرت‌ها به‌راحتی و آسودگی انجام شود و مردم در فضای آزاد جامعه نفس عمیق بکشند و از مادیات و معنویات فراهم‌شده لذت ببرند.
وقتی شما مستمع چنین سخنان زیبا و دل‌نشینی هستید همچنان دچار شادی و شعف می‌گردید که خویشتن خویش را فراموش و در عالم رؤیا با بال خیال به پرواز درمی‌آیید و در این دنیای زیبا گردشی مسرورانه می‌کنید و با تمام وجود احساس خوشبختی می‌نمایید و از آن اوج دست دعا به‌سوی خدا دراز؛ که بارالها، سایه‌ی این مسئولان را از ما نگیر که از همت والایشان به این حد رسیده‌ایم.
ای همه شکل تو مطبوع و همه جای تو خوش
دلم از عشوه‌ی شیرین شکر خوای تو خوش
هم گلستان خیالم ز تو پر نقش و نگار
هم مشام دلم از زلف سمن سای تو خوش
سیر در این عالم بی الم؛ چنان گوارا و شیرین بود که منِ ندیدبدید تحمل آن‌همه شادی و شعف را نکرده، لاجرم چو سرمستان در بوستان ندای هزاردستان را تقلید و در ثنا و رسای وضع؛ به مدیحه‌سرایی پرداختم اما ازآنجاکه خیل حسود و بخیل، شادی مرا برنتافتند این بود که مرا هدف تیر چشم شورشان قرار داده و از خود بی‌خود نمودند و در آن عالم پشتکی وارو زدم و به‌واسطه‌ی این وارونگی، از اوج؛ سقوط به ‌سوی هبوط کردم و به عالم واقعی بازگشتم و به ناگاه با همان ده‌ها و ده‌ها مشکل زندگی مواجه شدم که درد ناشی از این نیستی‌ها هرکدام چو آرپی‌جی ۷ برجک خیال و رؤیای مرا هدف می‌گرفت و آن را چو فکرم پریشان می‌کرد؛ اینجا بود که تا در توان داشتم به خودم ناسزا گفتم که ‌ای آدم کم‌حوصله و بی‌ظرفیت؛ چه می‌شد اگر مثل بچه‌ی آدم خویشتن‌داری می‌نمودی و با صبر و طمأنینه عالم شادمانی‌ها را طی می‌کردی؛ حال که به بخت خویش لگد زده و چرت خود را پاره و به دنیای بیداران بازگشته‌اید؛ همه مشکلات نوش جان پرجفایت باد!
در پایان پندی از برای شما عزیزان؛ زنهار که چون من کم‌ظرفیت و احساساتی باشید و مجرد به کار بستن ابتکار بنده و نیل به آن مقام رؤیایی؛ مواظبت بفرمائید که دچار احساسات کاذب نشده و جزع و وزع نفرمایید و ساکت و صامت در گوشه‌ای بنشینید و از زندگی لذت ببرید.
ساقیا در ساغر هستی شراب ناب نیست
آنچه در جام شفق بینی به‌جز خوناب نیست
زندگی خوش‌تر بود در پرده وهم و خیال
صبح صادق را صفای سایه‌ی مهتاب نیست
جای آسایش چه می‌جویی «رهی» در ملک عشق
موج را آسودگی در بحر بی‌پایان نیست

اخبار مرتبط

نظرات

یادداشت روژان

بیانیه تحریریه روزنامه روژان در واکنش به دروغ‌پردازی برخی کانال‌های مجازی

مغز فندقی‌ها/ قلم مسئول و مصیبت‌های آن

بدواً عرض می‌کنیم ما کسانی که در روژان قلم می‌زنیم با اطمینان، به اتفاق همکارانمان در دیگر نشریات استان آرزو کرده و می‌کنیم که ای کاش فعل و فعالیت مسئولان ما به گونه‌ای بود که رفاه و آسایش و امنیت خاطر را به مردم هدیه می‌کرد و از قِبَل حرف و حرکتشان مملکت بر ریل توسعه می‌چرخید؛ آن وقت ما محررین، توسن قلم را در دشت بلاغت و فصاحت جولان می‌دادیم و با ردیف کردن همة صناعات ادبی در رسا و ثنای مسئولان، مثنوی‌ها می‌سرودیم و به نشانه شکرگزاری، دست نیاز به سوی پروردگار دراز می‌کردیم که خدایا این سروران را از سر ما دریغ مدار که سروریشان باعث سرفرازی ما شده است؛ اما چه کنیم که چنین نیست؛ ما هم بنا به وظیفه دینی و اخلاقی و حرفه‌ای خود مجبوریم آلام مردم را بازگو و به سمع و نظر مردم برسانیم شاید دستی از آستین همت به در آید و تیمارگری بنشیند. ما کی هستیم که چنین حقی داریم؛ فعالان عرصه رسانه‌‌‌های جمعی که رکن چهارم دموکراسی‌اش می‌نامند و برقراری نظم و نسق، مستلزم وجود و فعالیت مثبت ماست؛ مائی که از قواعد و قوانین بهره می‌گیریم و در پی هدایت امور در بستر بهبود به نام مردم و از سوی مردم می‌گوئیم و می‌نویسیم. در واقع ما آئینه تمام‌قد رفتارهای مسئولان هستیم؛ اگر خوبند خوب نشان می‌دهیم و اگر بدند بد. نه در خفا، که به صراحت می‌گوییم: از آنجا که در شرایط فعلی شرایط سختی بر جامعه حاکم است لذا ما مجبور به بیان حقایقی می‌شویم که ممکن است برای حضرات مسئولان تلخ و گزنده باشد لذا توقع اخم و تخم، خط و نشان کشیدن و... هم هست که دیده و شنیده‌ایم اما ایفای مسئولیت، بالاتر از همه خطرات است، چه ما به ارزش قلم و تراوشاتش نیک آشنائیم و می‌دانیم که خدای منان به آن سوگند خورده است؛ «ن والقم و ما یسطرون». در چنین حالتی کسی نباید از ما توقع واژگون‌کاری و باژگون‌گوئی داشته باشد؛ اگر خواهان تعریف و تمجید هستید بفرمائید؛ مسئولیت و اختیار دارید به مردم خدمت کنید تا مشمول عنایت شوید و گرنه ما معذوریم. نویسندگان و دست‌اندرکاران این نشریه به شهادت صفحه‌های روژان در تمام سال‌های عمر، همیشه فریادگر مردم و مصالح و منافعشان بوده‌اند؛ به ناحق سیاه را سفید و سفید را سیاه نکرده‌اند و در بستر این سیر، فشار را هم تحمّل نموده‌اند. در این میان گاهاً اظهار نظرهائی در مورد روژان ابراز می‌شود که جای تاسف است؛ جدیداً در منبعی نه چندان شناخته شده برای مردم، انگ و رنگی به روژان زده‌اند که گویا ارگان سپاه است و با استفاده از رانت، 85 تن کاغذ از دولت گرفته است!! در باره این انگ‌نامه که ظاهرا به بهانه تجلیل مدیرکل ارشاد اسلامی از روژان به بیرون تراوش پیدا کرده است باید گفت عجبا از این استدلال، استخراج و استنتاج؟ بازدید مدیرکل ارشاد کردستان و اهدای لوح تقدیر، امری مرسوم است و هرازچند‌گاهی صورت می‌گیرد و تمام دفاتر نشریات ...