رفتن به بالا

روزنامه فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی رۆژان

تعداد اخبار امروز : 0 خبر


  • سه شنبه ۲۲ آبان ۱۳۹۷
  • الثلاثاء ۴ ربيع أول ۱۴۴۰
  • 2018 Tuesday 13 November

  • روزنامه روژان

    صاحب امتیاز و مدیر مسوول: سلیمان الله‌مرادی

    ..............................................................

    نشانی: سنندج - میدان آزادی - انتهای کوچه سجادی (کوچه رزان) - پلاک ۱۱۵

    کد پستی: ۳۳۹۵۳-۶۶۱۳۷

    ..............................................................

    تلفن: ۳۳۲۳۸۵۴۵-۰۸۷

    ای‌میل: info@rojanpress.com

    کانال تلگرام: rojanpress@


اوقات شرعی

  • یکشنبه ۳ بهمن ۱۳۹۵ - ۰۲:۱۱
  • کد خبر : 2107
  • هفته‌نامه روژان
  • چاپ خبر : مرزنشینی؛ از جنگ وآوارگی تا کولبری

سال ها پس از خاتمه جنگ هشت ساله با عراق و اعلام بلامانع شدن رفت و آمد و اسکان در مناطق جنگ­زده، از سوی دولت، آوارگان جنگ هشت ساله که در جنگ همه دارایی و کاشانه خود را رها کرده بودند و به روستاها و شهرهای امن ­تر پناه برده بودند با شادی و سرور […]

سال ها پس از خاتمه جنگ هشت ساله با عراق و اعلام بلامانع شدن رفت و آمد و اسکان در مناطق جنگ­زده، از سوی دولت، آوارگان جنگ هشت ساله که در جنگ همه دارایی و کاشانه خود را رها کرده بودند و به روستاها و شهرهای امن ­تر پناه برده بودند با شادی و سرور فراوان و با افکار فانتزیایی که در سر می ­پروراندند به مناطق و سکونتگاههای سابق خود که ویرانه ­ای بیش نبود بازگشتند. بازگشتی که آنان را ناخواسته و ناآگاهانه به نبردی خاموش و یک طرفه با مهمات عمل نکرده و مین های به جای مانده از جنگ کشاند.
زمین های کشاورزی همه تبدیل به زاغه و سنگر شده و یا کشتگاه مین ها و مهمات هایی بود که هر روز افرادی را قربانی می‌کرد یا گله‌های دامداری را فنا می‌نمود.
بیکاری و فقر آنها را وا می‌داشت تا برای مایحتاج روزمره و خرید کتاب، قلم و دفترهایی که سرود «سرزده از افق» را به فرزندانشان بیاموزد به جان گلوله‌ها و ضایعات باقی مانده از جنگ بیفتند و در کوچکترین اشتباه قربانی شوند. قربانیان مین و مهمات باقیمانده از جنگ اخبار ناگواری بود که در سال های آغازین بازگشت آوارگان به وفور شنیده می شد و متاسفانه اکنون نیز تداوم دارد. آنان پیش از آنکه قربانی ضایعات جنگی و مین باشند قربانی عدم توسعه یافتگی مناطق مرزنشین و فقدان برنامه‌های استراتژیک در این بخش از کشور هستند.
هنوز معضل مین و گلوله های انفجاری به قوت خود باقی بود که بیکاری آنان را متوجه تبادلات مرزی نمود چیزی که از قدیم الایام وجود داشته و طی سال های اخیر هم همچنان راه چاره ای برای آن پیدا نشده است! از آنجا که این تبادلات غیرقانونی بود اما تنها راه فرار از بیکاری لجام گسیخته در مناطق مرزی محسوب می شد.
آنان که کولبر نامیده می شوند خطرات راه را با جان می خرند، وسایل و بارهایی را که گاه از آن خود یا دیگری است با پشت و کول خود یا چهارپایان حمل می کنند، از مرز رد می کنند و در قبال این کار دست مزدی دریافت می نمایند. (تعداد قربانیان این کار نیز از قربانیان مین و مهمات پس مانده از جنگ تحمیلی کمتر نیست)
کولبری هرچند نکوهیده باشد اما بخش بزرگی از جمعیت بیکار جویای کار مناطق مرزی را که اغلب تحصیلکرده های دانشگاهی هستند و دولت برنام ه­ای جدی و خاصی برای اشتغال آنها ندارد به خود مشغول کرده و از دیگر عواقب بیکاری برحذر داشته است. اما افسوس که از سوی دیگر این پدیده معضلی بنام قاچاق خوانده می شود و یکی از تاکتیک های مبارزه با قاچاق هم استفاده از اقدامات قهر آمیز در مناطق مرزی است، که این امر بلای جان مرزنشینان شده و تنها در چند سال اخیر بیش از ده نفر در مرز «شیخ صله» به همین دلیل جان خود را از دست داده اند.
آنچه بسیار ناگوار است و آدمی را به تامل وا می دارد رواج بیش از پیش کولبری با وجود همه مخاطراتش (پرت شدن از پرتگاه ها، رفتن روی مین، به جان خریدن شلیک احتمالی نیروهای مرزبان، ماندن در برف، سرما و کولاک، دچار شدن به بیماری‌های سختی نظیر دیسک کمر و گردن، عوارض اضطراب و استرس، عوارض مفصلی و …) می باشد.
بی‌شک در این مسیر، اقدامات قهر آمیز نه تنها تاثیری در کاهش کولبری نکرده است، بلکه بعضاً آن را بغرنج تر نیز کرده است بی شک این اقدامات راه حل و حتی راه مبارزه با پدیده کولبری نیستند، بلکه برای حل آن باید ریشه یابی کرد. کولبری نتیجه همان علت هایی است که دست فروشی، کودکان کار و دیگر معضلات اجتماعی را سبب شده است. از آن جمله می توان به عدم توجه لازم به نیروی کار به عنوان یکی از مهمترین سرمایه ­های اجتماعی، عدم وجود زیرساخت های اقتصادی، نبود برنامه ­های دراز مدت جهت اشتغال پایدار اشاره نمود که همه آنها از عوامل تشدید بیکاری ­اند و هیچکدام با شیوه‌های پیشین حل نمی‌شود و تا زمانی که این موارد بصورت منسجم عملی نگردند کولبری خاتمه نمی‌یابد. پس لازم است به جای به کارگیری روش های بعضاً قهر آمیز پیشین افکارمان را بکار بگیریم.

فراتاب

اخبار مرتبط

نظرات

یادداشت روژان

نگاهی به سوانح دلخراش جاده‌ای در راه‌های استان کردستان

گوش‌هایی که نمی‌شنوند و چشم‌هایی که نمی‌بینند

بامداد سەشنبه ۲۰ تیر درحالیکه غالب مردم براساس نظم و گردش شبانەروز در بستر خواب بودند جمعیتی از شهر سنندج، به اقتضای نیاز و کار ضروری عزم سفر کردند تا در این گردش روزگار به نیازهای خود پاسخ دهند اما انگار مقدر چنین بود که به مقصد نرسند و در همان ابتدای سفر راهی دیار باقی شوند. حادثه دلخراشی که به سبب ارتباطات پیشرفته و شبکەهای اجتماعی خواب را در همان نیمەهای شب از چشم هموطنان ربود و به خبر اول خبرگزاری‌های ایران تبدیل شد، به گونەای که سه روز عزای عمومی اعلام شد و مقامات کشور از رئیس جمهور و رئیس مجلس گرفته تا بسیاری از وزرا و شخصیت‌های مطرح کشور با صدور پیامهایی به ابراز همدردی با مردم داغدار کردستان پرداختند و  روز پنجشنبه نیز خبر آن در صفحه اول همه روزنامەهای سراسری قرار گرفت. مرگ دست کم ۱۱ نفر که به سبب نوع حادثه قلب بسیاری‌ها را جریحەدار کرد. نکته حائز اهمیت در این رویداد تلخ ایجاد موجی از حزن و اندوه در عرصه استانی و ملی بود که اگر نبود این ابراز همدردی‌ها شاید تالم ناشی از آن برای  خانواده‌های داغدار قابل تحمل نبود. اما پیرامون این سانحه نکاتی قابل تامل است که بیان آن ضروری به نظر می‌رسد: ۱- تلنگری بود به مسوولان که هشدار رسانه‌ها و کارشناسان را جدی بگیرند. نقطه وقوع حادثه به عنوان مکانی حادثه خیز بارها مورد نقد قرار گرفته بود اما دریغ از یک پاسخ منطقی! ۲- بارها گفتیم و بار دیگر تکرار می‌کنیم، مردم کمبودها و ناملایمات را تحمل می‌کنند اما بی‌توجهی، اهمال، فخرفروشی و بی‌عدالتی ازسوی مسئولان را تحمل نمی‌کنند. شکی نداریم که با هزینه چندبرابرهم که شده این مسیر تحت فشار افکارعمومی در کوتاه‌ترین زمان اصلاح خواهد شد، همچنانکه قطعه‌ای از مسیر راه سنندج- حسین آباد، در سال 1382 پیش پس از واژگونی تانکر حامل مواد شیمیایی MTBE و سرازیر شدن مواد آن به داخل آب سد قشلاق بلافاصله اصلاح شد، آیا بهتر نیست قبل از وقوع حوادث تلخ و تحمیل هزینه‌های بسیار گوشها را بروی انتقادات بگشایند و اینقدر بیخیال نباشند. حتما باید جان چند نفر گرفته شود تا معبری حادثه خیز اصلاح شود؟ 3- بارها از تردد تانکر‌های نفتکش در جاده‌های کردستان به عنوان ارابەهای مرگ و کابوس نام برده شده است و سال‌هاست واژگونی تانکر‌ها که نفت و مشتقات نفتی عراق را از طریق جاده‌های باریک و ناامن کردستان به ویژه مریوان و سنندج به ایران می‌آورند یا محصولات نفتی فراوری شده مانند بنزین و گازوئیل را به آن کشور منتقل می‌کنند، همچون کابوسی مردم و محیط زیست منطقه کردستان را تهدید می‌کند. گفته می‌شود در سوآپ نفتی ایران و عراق روزانه ۳۰ تا ۶۰ هزار بشکه نفت خام از طریق مرز به پالایشگاه‌های کرمانشاه، شازند، تهران و تبریز انتقال داده می‌شود و ایران معادل آن را در بنادر صادراتی جنوب تحویل مشتریان عراق می‌دهد. آمار تردد روزانه از ۶۰ تا ۴۰۰ کامیون در محور مریوان – سنندج که یکی از باریک‌ترین و ...