رفتن به بالا

روزنامه فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی رۆژان

تعداد اخبار امروز : 0 خبر


  • شنبه ۲۷ بهمن ۱۳۹۷
  • السبت ۱۰ جماد ثاني ۱۴۴۰
  • 2019 Saturday 16 February

  • روزنامه روژان

    صاحب امتیاز و مدیر مسوول: سلیمان الله‌مرادی

    ..............................................................

    نشانی: سنندج - میدان آزادی - انتهای کوچه سجادی (کوچه رزان) - پلاک ۱۱۵

    کد پستی: ۳۳۹۵۳-۶۶۱۳۷

    ..............................................................

    تلفن: ۳۳۲۳۸۵۴۵-۰۸۷

    ای‌میل: info@rojanpress.com

    کانال تلگرام: rojanpress@


اوقات شرعی

  • یکشنبه ۱۰ بهمن ۱۳۹۵ - ۱۲:۱۳
  • کد خبر : 2128
  • هفته‌نامه روژان
  • چاپ خبر : «صباح هورامی» و جایگاهش در فرهنگ هورامان

روژان: هنرمند صباح هورامی در کنار استفاده از ابزارهای مدرن در فرم و محتوای آوازهای فولکلور و سنتی هورامان هم تحولاتی مفید را سبب شده است.

موسیقی یکی از هنرهای اعجاب‌انگیز در انتقال زبان و ادبیات به نسل‌های پی‌درپی است. در توصیف تأثیر موسیقی بر زبان‌آموزی و یادگیری ادبیات، نقاط قوت فراوانی ازلحاظ روان‌شناختی یافت شده است؛ درواقع چنین امری نه به‌عنوان پیش‌فهم موسیقی بلکه همچون کارکردی ذاتی این هنر همواره خودنمایی می‌کند. هنرمند و خالق یک اثر بدون شک در هنگام ابداع و تولید اثر هنری خود بیشتر به دنبال نشان دادن زیبایی و ذات معنوی اثر است بخصوص در آواز و موسیقی این مسئله به‌واسطه درک شنیداری مستقیم مخاطب، اهمیت ویژه‌ای دارد و در وهله اول طیف گسترده‌ای از مخاطبان به شنیدن یک اثر هنری روی می‌آورند و در صورت پذیرش ارزش آن اثر است که استمرار در شنیدن و همراهی با هنرمند به شکل حفظ نمودن آواز و اشعار، معنی پیدا می‌کند و در اینجاست که یک اثر هنری می‌تواند به شهرت و جایگاه ارزشمندی دست یابد.
در میان مردم منطقه هورامان، به‌واسطه نبود شرایط و ذهن نوشتاری انتقال زبان در قرون گذشته بخصوص از سده‌های پیشین با سنت شفاهی و ادبیاتی مردمی پیش رفته است و در این میان موسیقی هورامی بیشترین نقش و همراهی را در تداوم و استمرار سنت‌های زبانی برعهده داشته است و آوازخوانان با سرودن اشعار فولکلور و شفاهی که نمایی از تجلیات روزمرگی مردم بوده است توانسته‌اند زبان هورامی را در میان مردم زنده نگه‌دارند؛ هرچند پشتیبان و حافظ این سنت‌های زبانی ادبیات و شعر هورامی بوده است اما میدان‌دار اصلی این جبهه هنرمندان و آوازخوانان و سیاوچمانه‌خوانان بوده است.
در دوران کنونی که به دوران مدرنیته جهانی مشهور گشته است نفوذ اشعه‌هایی از پرتو این پدیده همه‌گیر توانسته است رویکردهای مختلف به هویت، زبان و هنر را دگرگون سازد و در این وضعیت به نظر می‌رسد علیرغم نظر کسانی که مدعی‌اند ما در حال تجربه مدرنیته هستیم، ایران و به‌تبع کردستان و هورامان در گذاری سخت و نفس‌گیر به دنبال خروج از عصر سنت به دوران مدرن است و چنین ادعاهایی پوچ و بی‌معنی که می‌پندارند موج مدرنیته کوردستان را درنوردیده و هورامان از این قافله عقب‌ مانده است به‌شدت بی‌پایه و اساس است و اشتباه اصلی در رویکرد روشی و تاریخ‌نگرانه مطابق با تجربه مدرنیته در غرب است که مدعیان را در چنین توهمی فروبردهاست. مدرنیته همچون پدیده‌ای چندوجهی در تمام عرصه‌های زندگی انسان به دنبال رخنه و نفوذ است و حتی دورترین روستاها در دورافتاده‌ترین مناطق جهان از این وضع حادث شده در امان نیستند.

صباح هورامی

هنر موسیقی هورامان و بخصوص سیاوچمانه بخشی از هویت هنری مردمی است که ناگزیر پذیرفته‌اند باید در پی تجدد بود؛ در این میان هنرمندانی بوده‌اند که با وجود شرایط نامناسب و فرصت کم توانسته‌اند گوشه‌ای از این تلاش را به نمایش بگذارند.
صباح هورامی، متولد سال ۱۳۴۲ه.ش/ ۱۹۶۳ میلادی در یکی از روستاهای منطقه هورامان واقع در کوردستان عراق بنام خارگیلان به دنیا آمد، وی پس از ۴۹ سال تلاش و کوشش در خدمت به فرهنگ و هنر منطقه هورامان در سحرگاه نهم آذرماه ۹۱ / ۲۹نوامبر ۲۰۱۲ بر اثر سکته قلبی در شهر سلیمانیه دار فانی را وداع گفت.
شناخت و کشف استعداد هنری‌اش وابسته به فضایی بود که در خلق آن، هزاران سال سابقه هنری نهفته بود؛ سابقه‌ای به درازای تاریخ منطقه هورامان از دوره میترایی و شروع اولین سیاوچمانه‌ها. سنت روستانشینی در منطقه هورامان، محملی بود که آواز و موسیقی بخشی مهم از زندگی هر انسانی باشد از لالایی مادر تا آخرین یاسین لحظه احتضار و تلقین میت آواز و نوای گوش‌نواز شور و سرمستی را در انسان می‌آفرید، کودکی و میل به آواز خواندن در میان مردمان منطقه اپیدمی خوش‌نوایی است که کمتر کسی وجود دارد که چنین تجربیاتی را از آواز خواندن یا بر فراز بام‌ها و یا در پی گله و یا در هنگام کار در باغ و مزرعه تجربه نکرده باشد؛ بنابراین مرحوم هم بنا به گفته خودش برای مؤلف این دوران و سر کلاس درس را با خاطراتی شیرین از آواز و موسیقی سپری کرد. از لحاظ تحصیلات، همچون بیشتر هم‌عصرانش به‌واسطه وضعیت معیشت و فضای ملتهب و آشوب منطقه و انقلابات و دگرگونی‌های سیاسی فروان به همان سطح دیپلم اکتفا کرد و بعداً شغل نظامی‌گری را انتخاب نمود در دوران حیات خود فارغ از دغدغه‌های مالی و اقتصادی و ویژگی خاص شغلش همواره شیدایی و شوریدگی درونی‌اش را دنبال می‌نمود و به معنی واقعی عاشق هنر بود.
با رسیدن به اولین تجربه‌های بزرگ‌سالی در عرصه ثبت هنر هم اولین تجارب جدی خود را شروع کرد؛ آن‌چنان‌که برمی‌آید در پی دگرگونی در آواز و موسیقی هورامی بود هرچند آشنایی آکادمیک با علم موسیقی نداشته اما رغبت وی در اولین کارهایش برای روی آوردن در تجدد هنری به چشم می‌خورد. وی برای ضبط آثارش دست به کارهای جدی هنری می‌زند و در پی آن بود آثارش از طریق رسانه‌های شنیداری به گوش مردم برسد. بنابراین در چندین کار رادیویی همکاری می‌کند. قدم‌های بعدی همکاری با گروه‌های موسیقی تخصصی بود که چندین آهنگ را با این گروه‌ها ضبط و اجرا نمود و تجربه موسیقی را با آوازهای هورامی عجین نمود و در این راه جزو اولین‌هایی بود که توانست این حصار و دیوار سخت سنت آوازی را شکسته و با آلات و ابزارهای تخصصی هنرش را به مخاطب برساند. در قدم‌های بعدی حضورش را در رسانه‌های تصویری تثبیت کرد و در همان سال‌هایی که حضور جعبه سیاه جادویی در خانه‌های مردم مناطق کوردنشین امری تجملی و عجیب بود در چندین برنامه تلویزیونی شرکت کرد و آواز و موسیقی هورامی را به غیر هورامی‌زبانان معرفی نمود و باز در زمره اولین‌هایی بود که به شناسایی موسیقی هورامان در میان مخاطبان غیر هورامی پرداخت. در سال‌های پایانی عمرش چندین کلیپ و آهنگ به‌یادماندنی و تأثیرگذار را ثبت کرد که نشان از میل و اراده وی در استفاده از فضاهای مدرن برای معرفی هنرش دارد؛ فضاهایی که در تجربه‌های مدرن توانسته است بخشی از میراث موسیقی این منطقه را به جهانیان معرفی نماید و تأثیر موسیقی هورامی را بر مناطق کورد، لر، فارسی‌زبان و حتی عرب‌ها و ترک‌ها برجای بگذارد و گروه‌های موسیقی مطرح در منطقه همچون کامکارها و… معترف بر اهمیت و وادار به استفاده از میراث موسیقی هورامان بنماید. در آخرین ساعت‌های زندگی‌اش هم در کنار دیگر نقش‌های زندگی همچون پدر، شهروند، و… بیشتر یک هنرمند بود و هنرمندانه از دنیا رفت، در غم عزای فراقش کسان فراوانی در نقاط مختلف دنیا همچون فرزندانش به سوگ نشستند و هم‌اینک هم‌صدا و نوای زیبایش در مکان‌های مختلف و در مناسبت‌ها و زمان‌های متفاوتی گوش‌نواز است.
هنرمند صباح هورامی در کنار استفاده از ابزارهای مدرن در فرم و محتوای آوازهای فولکلور و سنتی هورامان هم تحولاتی مفید را سبب شده است. او در طول دوران زندگی هنری‌اش همواره سعی داشت گورانی و سیاوچمانه را از اشعار و ابیات غیر مرتبط با این هنر دور بدارد و بنابراین شروع به خواندن اشعار شاعران بزرگ هورامی از جمله مولوی و سیدی کرد و در گورانی‌هایش از اشعار شعرای گذشته و شاعران معاصر سود می‌برد؛ اتفاقی که می‌تواند ارزش و مفهوم گورانی و سیاوچمانه را در سبکی مدرن و کاملاً متدیک نشان دهد و همچون روشی در پیش پای هنرمندان جوان قابل توجه است و از این لحاظ صباح هورامی دغدغه و نگرانی‌های فراوان داشت و همواره از بی‌توجهی هنرمندان به شعر و محتوای آن در گورانی‌ها رنج می‌برد.
در سرودن آواز و گورانی با مفاهیم مدرن، صباح هورامی در میان هنرمندان هورامان پیشتاز بود و توانست برای اولین بار این جلوه‌های تجدید را بیان نماید و چنین روحیات و روش‌هایی بود که توانست از زمان جوانی خودش تاکنون در میان چندین نسل آوازها و گورانی‌هایش کلمه به کلمه و موبه‌مو در میان کودک و پیر جوان واگویی شوند و شهرت گورانی‌هایش به حدی بود که گاه هنرمندان دیگر مناطق را وادار به تقلید و تبعیت از وی نمود. شهرت وی در میان متولدین دهه ۵۰ تاکنون به شکلی بود که انقطاع و فراموشی و یا طلوع و غروب در زندگی هنری‌اش به خود نبوده است. اگر صباح هورامی نتوانسته با علم و یقین و نقشه راه در پی مدرن نمودن گورانی و آواز هورامی بربیاید اما شناخت وی از وضعیت هنر در دوران خودش و همچنین شناسایی هویت و ذائقه نسل‌های یادشده باعث شد که پرونده‌ای پربار از موسیقی را بعد از خود به یادگار بگذارد؛ سابقه‌ای که بدون شک خوانش آن برای توسعه و پیشرفت هنر موسیقی هورامان امری ضروری و حائز اهمیت خواهد بود.

اخبار مرتبط

نظرات

یادداشت روژان

بیانیه تحریریه روزنامه روژان در واکنش به دروغ‌پردازی برخی کانال‌های مجازی

مغز فندقی‌ها/ قلم مسئول و مصیبت‌های آن

بدواً عرض می‌کنیم ما کسانی که در روژان قلم می‌زنیم با اطمینان، به اتفاق همکارانمان در دیگر نشریات استان آرزو کرده و می‌کنیم که ای کاش فعل و فعالیت مسئولان ما به گونه‌ای بود که رفاه و آسایش و امنیت خاطر را به مردم هدیه می‌کرد و از قِبَل حرف و حرکتشان مملکت بر ریل توسعه می‌چرخید؛ آن وقت ما محررین، توسن قلم را در دشت بلاغت و فصاحت جولان می‌دادیم و با ردیف کردن همة صناعات ادبی در رسا و ثنای مسئولان، مثنوی‌ها می‌سرودیم و به نشانه شکرگزاری، دست نیاز به سوی پروردگار دراز می‌کردیم که خدایا این سروران را از سر ما دریغ مدار که سروریشان باعث سرفرازی ما شده است؛ اما چه کنیم که چنین نیست؛ ما هم بنا به وظیفه دینی و اخلاقی و حرفه‌ای خود مجبوریم آلام مردم را بازگو و به سمع و نظر مردم برسانیم شاید دستی از آستین همت به در آید و تیمارگری بنشیند. ما کی هستیم که چنین حقی داریم؛ فعالان عرصه رسانه‌‌‌های جمعی که رکن چهارم دموکراسی‌اش می‌نامند و برقراری نظم و نسق، مستلزم وجود و فعالیت مثبت ماست؛ مائی که از قواعد و قوانین بهره می‌گیریم و در پی هدایت امور در بستر بهبود به نام مردم و از سوی مردم می‌گوئیم و می‌نویسیم. در واقع ما آئینه تمام‌قد رفتارهای مسئولان هستیم؛ اگر خوبند خوب نشان می‌دهیم و اگر بدند بد. نه در خفا، که به صراحت می‌گوییم: از آنجا که در شرایط فعلی شرایط سختی بر جامعه حاکم است لذا ما مجبور به بیان حقایقی می‌شویم که ممکن است برای حضرات مسئولان تلخ و گزنده باشد لذا توقع اخم و تخم، خط و نشان کشیدن و... هم هست که دیده و شنیده‌ایم اما ایفای مسئولیت، بالاتر از همه خطرات است، چه ما به ارزش قلم و تراوشاتش نیک آشنائیم و می‌دانیم که خدای منان به آن سوگند خورده است؛ «ن والقم و ما یسطرون». در چنین حالتی کسی نباید از ما توقع واژگون‌کاری و باژگون‌گوئی داشته باشد؛ اگر خواهان تعریف و تمجید هستید بفرمائید؛ مسئولیت و اختیار دارید به مردم خدمت کنید تا مشمول عنایت شوید و گرنه ما معذوریم. نویسندگان و دست‌اندرکاران این نشریه به شهادت صفحه‌های روژان در تمام سال‌های عمر، همیشه فریادگر مردم و مصالح و منافعشان بوده‌اند؛ به ناحق سیاه را سفید و سفید را سیاه نکرده‌اند و در بستر این سیر، فشار را هم تحمّل نموده‌اند. در این میان گاهاً اظهار نظرهائی در مورد روژان ابراز می‌شود که جای تاسف است؛ جدیداً در منبعی نه چندان شناخته شده برای مردم، انگ و رنگی به روژان زده‌اند که گویا ارگان سپاه است و با استفاده از رانت، 85 تن کاغذ از دولت گرفته است!! در باره این انگ‌نامه که ظاهرا به بهانه تجلیل مدیرکل ارشاد اسلامی از روژان به بیرون تراوش پیدا کرده است باید گفت عجبا از این استدلال، استخراج و استنتاج؟ بازدید مدیرکل ارشاد کردستان و اهدای لوح تقدیر، امری مرسوم است و هرازچند‌گاهی صورت می‌گیرد و تمام دفاتر نشریات ...