رفتن به بالا

روزنامه فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی رۆژان

تعداد اخبار امروز : 0 خبر


  • پنجشنبه ۲۴ آبان ۱۳۹۷
  • الخميس ۶ ربيع أول ۱۴۴۰
  • 2018 Thursday 15 November

  • روزنامه روژان

    صاحب امتیاز و مدیر مسوول: سلیمان الله‌مرادی

    ..............................................................

    نشانی: سنندج - میدان آزادی - انتهای کوچه سجادی (کوچه رزان) - پلاک ۱۱۵

    کد پستی: ۳۳۹۵۳-۶۶۱۳۷

    ..............................................................

    تلفن: ۳۳۲۳۸۵۴۵-۰۸۷

    ای‌میل: info@rojanpress.com

    کانال تلگرام: rojanpress@


اوقات شرعی

  • دوشنبه ۱۱ بهمن ۱۳۹۵ - ۱۳:۲۸
  • کد خبر : 2165
  • هفته‌نامه روژان
  • چاپ خبر : کسی پاسخگو نیست؛ امیدی به این مصاحبه‌ها ندارم
گفت‌وگوی چیاکوویسی با کاپیتان تیم بسکتبال بانوان کردستان

کسی پاسخگو نیست؛ امیدی به این مصاحبه‌ها ندارم

اشاره: در جوامع بشری افرادی هستند که بسان ققنوس زندگی خودشان را ادامه می‌دهند، یعنی می‌سوزند که دوباره به وجود آیند؛ این مثال دقیقاً مصداق نخبه‌هایی است که دارای استعدادهای فوق عادی هستند و دارای موهبت‌هایی که بیشتر شبیه به استعدادهای خدادادی است تا استعدادهایی که اکتسابی باشند. نقش جامعه در این راستا فراهم نمودن […]

اشاره: در جوامع بشری افرادی هستند که بسان ققنوس زندگی خودشان را ادامه می‌دهند، یعنی می‌سوزند که دوباره به وجود آیند؛ این مثال دقیقاً مصداق نخبه‌هایی است که دارای استعدادهای فوق عادی هستند و دارای موهبت‌هایی که بیشتر شبیه به استعدادهای خدادادی است تا استعدادهایی که اکتسابی باشند.
نقش جامعه در این راستا فراهم نمودن بستر لازم برای موفقیت چنین افرادی است که بتوانند در سطوح مختلف به جامعه کمک کنند.
در هر مقوله‌ای دو فاکتور برای پیشرفت لازم است: ۱.استعداد ۲.علاقه
پس اگر چنین افرادی در فاکتور اول در حد اعلایی هستند و بعنوان نخبه شناخته می‌شوند نقش جامعه این است که تمام زمینه‌ها را فراهم کند که علاقه‌ی این افراد را به فعالیت بیشتر کند تا اینکه جامعه نیروی بازدارنده باشد، جهان امروزی که دنیای تخصصی است خوب می‌تواند با فراهم کردن مسائل مربوطه چنین افرادی را در حوضه‌های مختلف به کار برند تا بتوانند مکانیسم‌های فعال را برای پیش برد جامعه تحویل دهند.
در مصاحبه ذیل با یکی از این استعداد‌های فوق‌العاده‌ی استان کردستان آشنا می‌شویم که شاید موانع، سرعت او را در پیشرفت کم کرده‌اند ولی هیچ موقع در حدی نبوده‌اند که این نخبه را بازدارند، کسی که در ژیمناستیک، دومیدانی و کونگ‌فو مقام کشوری دارد و هم‌زمان در دو ورزش گروهی فوتبال و بسکتبال در سطح سوپرلیگ توپ می‌زند، خانم «پریسا کرمی».
گرچه وی امیدی به مصاحبه در جهت پیشبرد اهدافش ندارد اما امیدوار است که نقطه عطفی برای توجهی بیشتر به امر ورزش بانوان باشد.

پریسا کرمی (1)
* برای سؤال اول خودتان را معرفی کنید.
«پریسا کرمی» متولد سال ۱۳۷۰ هستم، ۱۱ سال است که مشغول بسکتبال هستم، چند دوره به اردوی تیم ملی دعوت شده‌ام و به اردو‌های مختلف تیم ملی دعوت شده‌ام و در بسکتبال مقام‌های مختلفی را کسب کرده‌ام و همچنین سه سال است در تیم سوپر لیگ فوتبال هم فعالیت دارم، و البته قبل از اینکه فوتبال را به‌صورت حرفه‌ای دنبال کنم یک سال هم فوتسال بازی می‌کردم.
* اولین مربی بسکتبالتان چه کسی بود؟
خانم «سروه ضرغامیان».
* از ۱۴ سالگی به بسکتبال روی آوردید درسته؟
بله.
* شما فرمودید که مشغول به فوتبال هم هستید، در این مورد چه موانعی می‌بینید؟
با توجه به تست‌هایی که در فوتبال گرفتند و من نیز در آن‌ها موفق بودم مستقیماً وارد لیگ فوتبال شدم اما متأسفانه فدراسیون بسکتبال پارسال مخالفت کرد درحالی‌که هیچ قانون مدونی در این راستا وجود ندارد درحالی‌که بنده مطالعه کرده‌ام که در کشورهای دیگر از این نوع فعالیت استقبال می‌شود و آن دو تیم و دو فدراسیون به‌گونه‌ای برنامه‌ریزی کرده‌اند که بازیکن آسیب نبیند ولی من پیگیر هستم که بتوانم در هر دو رشته بازی کنم.
* فعالیت هم‌زمان در این دو رشته آسیبی به پیشرفت و علاقه شما وارد نمی‌کند؟
کارشناسان فوتبال و بسکتبال به من گفته‌اند در تضادند زیرا یکی از این ورزش‌ها با دست و دیگری با پا کار می‌کند اما خوشبختانه تا حالا هیچ‌کدام سبب ضعف دیگری نشده است و در استان نیز خانم ضرغامیان چون نگران بود که شاید به بسکتبال من لطمه‌ای وارد کند مخالف بود و من بدون هماهنگی ایشان این کار را کردم ولی الآن که لطمه‌ای نمی‌بیند هیچ مخالفتی نشان نمی‌دهد.
* نقش خانواده‌ی شما در پیشرفتتان چگونه بوده است؟
بزرگ‌ترین حامی‌ای که پشت من است خانواده‌ام هستند چون من قبل از بسکتبال در اردو تیم ملی دومیدانی کار می‌کردم و چون آسیب‌های روحی و جسمی زیادی در دومیدانی بر من وارد شد توان ادامه این ورزش را نداشتم و وارد بسکتبال شدم که خانواده‌ام و بخصوص برادر بزرگم که خودش بازیکن فوتبال است بسیار مشوق من بودند.
* فعالیت در چندین ورزش مختلف لطمه‌ای به درس خواندن شما وارد نمی‌کرد؟
خیر فکر نکنم لطمه‌ای به درس وارد کند؛ بستگی به خود بازیکن دارد من با توجه به این همه فعالیت‌هایی که در دو رشته دارم بازهم درسم را می‌خوانم.

* دیدگاه جامعه نسبت به ورزش بانوان را چگونه می‌بینید؟
به نظر من مردم عادی دید مشفقانه‌ای دارند و حامیان خوبی هستند ولی ارگان‌های مربوطه متأسفانه کم‌کاری می‌کنند. من در دو رشته و در سطح حرفه‌ای کارکردم و در بسکتبال ایران همه پریسا کرمی را می‌شناسند ولی ارگان‌هایی که می‌توانند حامیان خوبی باشند هیچ‌گونه آشنایی ندارند. به‌عنوان‌مثال شاید آقای جولایی من را نشناسد، در حالی که وی ریئس سازمان ورزش و جوانان است و این علتی است برای بی توجهی به بانوان، بنده در حالیکه سال قبل پیشنهاد ۴۰ و۵۰ میلیونی داشته‌ام از استان خارج نشده‌ام و تنها با ۵۰۰ هزار تومان و بخاطر زادگاهم کردستان فعالیت کردم ولی حالا می‌بینم ادارات مربوطه هیچ‌گونه شناختی از من ندارند. بعنوان مثال مربی تیم ملی به من گفت تو بازیکن خودخواهی هستی، وقتی علت آن را جویا شدم گفت من سه بار برای تو نامه نوشتم و برای تیم ملی تو را دعوت کردم اما جوابی از تو دریافت نکردم، درحالیکه هیچکس به من خبر نداند و بهم اطلاع ندادند. مسوولان هیئت وقت، چیزی به من نگفته بودند و دیگر من از پارسال تا حالا دعوت نشده‌ام.
بسکتبال بانوان سطح بالایی دارد بازیکنان خارجی را وارد لیگ می‌کنند حال که کسی از استان محرومی وارد این لیگ می‌شود باید بیشتر از او حمایت کنند و ارجحیت بر او باشد در حالیکه این‌گونه نیست.

426111242_147978
* جرقه فوتبال شما از کجا شروع شد؟
مدتی هیئت بسکتبال به ما سالن نمی‌دادند و تازه خانه بسکتبال شروع به کارکرده بود و آزادی هم کلاً مسابقه‌ی پسران بود و من به علت اینکه می‌خواستم بدنم اماده بماند در سالن‌های مختلف ورزشی به دو می‌پرداختم روزی به سالن نابینایان رفتم در آنجا یکی از تیم‌های فوتسال بانوان در سالن مشغول به تمرین بود من از مربی تیم اجازه گرفتم و دور سالن مشغول به دویدن بودم بعد از چند دقیقه یکی از اعضای آن تیم من را صدا زد و گفت نه نفر هستیم یک بازیکن کم داریم اگر می‌توانی با ما بازی کن، من هم تا آن موقع فوتسال بازی نکرده بودم ولی به اصرار آن‌ها شروع کردم بعد از دقایقی که گذشت چون من دریبل و شوت خوبی داشتم به من گفتند تو بازیکن کدام تیم هستی؟ و من هم گفتم فقط بسکتبال بازی کرده‌ام همه تعجب می‌کردند و بیشتر از آن‌ها خودم که چطور می‌توانم فوتسال بازی کنم بعدازآن روز با من تماس گرفتند و من برای تیم فوتسال دعوت کردند که من هم به آن‌ها پاسخ مثبت دادم و یک سال با تیم فوتسال فعالیت کردم که بعد از تشکیل تیم فوتبال و بنابر پیشنهاد مربی تیم فوتبال و انجام چندین تست من با تیم فوتبال قرارداد بستم و این جرقه فوتبالی من بود.
* جالبترین خاطره ورزشی‌ شما؟
هفته اول مسابقات لیگ برتر فوتبال بود که بازی هم برای تیم ما حساس بود دقیق یادم است در مقابل ارومیه بازی کردیم بعد از چند دقیقه توپ را برای من ارسال کردند؛ من هم با سرعت دو نفر را دریبل دادم و با یک شوت گل زدم، خودتان می‌دانید بسکتبال پر از امتیاز است. در بین امتیازات خوشحالی آنچنانی ندارد و به ادامه مسابقه می‌پردازیم من بعد از گل خیلی عادی به طرف تیم برگشتم وقتی دیدم که ۱۰ نفر بازیکن دنبالم می‌دوند شوکه شدم همه‌ی تیم با داد و دست کشیدن به طرف من می‌دویدند. واقعا ترسیدم و من هم دور استادیوم می‌دویدم و داشتم فرار می‌کردم که آنها به من نرسیدند. بعد از بازی، مسئله را برایم توضیح دادند فقط خندیدیم.(می‌خندد)
* اسپانسری تیم فوتبال راه‌یاب ملل را چگونه ارزیابی می‌کنید؟
راه‌یاب ملل، اسپانسری فوق‌العاده است و در سطح جهانی مطرح است و در هر مرکز استانی دو دفتر و نماینده دارد و من معتقدم از هیچ نظری کم کاری نکرده است. مثلا قبل از شروع بازی‌ها ۲۰ درصد از قرار داد بازیکنان را پرداخت کرده است.
* باتوجه به اینکه رشته اصلی شما بسکتبال است، دغدغه‌های شما برای اینکه بتوانید در سطح سوپرلیگ شرکت کنید چیست؟
بزرگترین دغدغه‌ی من مخالفت فدراسیون بسکتبال است که کاملا مخالف حضور من در دو تیم است. مشکل دیگری هم که هست فاصله‌ای کم بین تمرینات وجود دارد بعنوان مثال من فقط برای مسابقات فوتبال شرکت می‌کنم و وقتیکه به کارشناسان می‌گویم که در تمرینات فوتبال شرکت نمی‌کنم بسیار تعجب می‌کنند؛ من از جهت جسمی تمرین فوتبال نمی‌کنم و این دو سال از جهت فکری آنالیز فوتبال را انجام داده ام و تجزیه و تحلیل مسائل فوتبال را انجام داده‌ام.
* پیشنهاد خارجی داشته‌اید؟
خیر متأسفانه بسکتبال ما چنان محروم است که اصلاً بازی مارا مشاهده نکرده‌اند. در بسکتبال هم فقط یک بازی خارج از کشور رفته‌ام و آن‌هم در اربیل عراق بود که مربی اربیل به من پیشنهاد داد که در کشورهای خارجی بازی کنم.
* آیا خانم کرمی در زمین بازی خودخواه است؟
خیر؛ اتفاقاً به بازیکنان و هم‌تیمی‌هایم می‌گویند که خودخواه هستند این را از زبان تماشاگران شنیده‌ام و می‌گویند کمتر به تو پاس می‌دهند، من شخصاً معتقدم در بحث مغرور بودن من باید اطرافیانم این نظر را بدهند و قضاوت کنند ولی تا جایی‌که خودم می‌دانم کاملاً حرفه‌ای کار کرده‌ام و همیشه موفقیت تیم برایم اولویت دارد و همیشه خانواده‌ام به من این تذکر را می‌دهند که گذشته‌ام یادم نرود باوجوداینکه آینده‌نگر هستم اما گذشته‌ی خود را فراموش نکرده‌ام و ایمان دارم تمام آنچه که هستم در یک آن از من گرفته خواهد شد و همه‌چیز از آن خداوند است.
* تیمی کار می‌کنید یا تکیه بر حرکات و استعداد انفرادی دارید؟
من اول که وارد بسکتبال شدم فقط انفرادی کار می‌کردم و تقریباً خودمحور بودم چون قبلاً در دومیدانی کار می‌کردم که ورزشی انفرادی است. این منیت در من وجود داشت ولی بعد که تعریف تیم را درک کردم و فهمیدم و همین طور رهنمودهای خانم ضرغامیان را شنیدم رویکرد و ذهنیت تیمی پیدا کردم .
* در مورد مشوقان و مختصری در مورد مسائل بسکتبال خود برایمان بگویید؟
یکی از افرادی که واقعاً در من تأثیر مثبت گذاشت مربی خوبم خانم ضرغامیان بود که از بچگی مربی و الگوی من بوده است، از همان اوایل که کم‌کم به بسکتبال روی آوردم تقریباً تمام زندگی و هدفم بسکتبالی شده است. بسکتبال به من یاد داد که باید به اطرافیانم بیشتر توجه کنم و توپ بسکتبال معشوقه‌ام شده است. شاید باور نکنید اما به من آرامش عجیبی می‌دهد. متأسفانه تیم بسکتبال بانوان هیچ حامی بخصوصی ندارد و ما بدون هیچ حمایت و اسپانسری تا این جایگاه آمده‌ایم، قضیه‌ی دیگر عدم پرداخت قراردادهای تیم است که تا این لحظه وجه بیشتر قراردادها پرداخت نشده است.
* چرا خانم کرمی برای استان‌های دیگر کار نکرده است؟
من بخاطر توصیه‌ها و شخص خود خانم ضرغامیان از استان خارج نشده‌ام درحالی‌که پیشنهادهای زیادی داشتم.
* از رسانه‌ها چه انتظاری دارید آیا از عملکرد آنها در باره پوشش اخبار ورزش بانوان راضی هستید؟
تقریباً؛ اما در حدی کم، چند سالی است که دیگر مصاحبه نکرده‌ام چون این مصاحبه‌ها هیچ تغییری در دغدغه‌ها و مشکلات تیمم ایجاد نکرده است. متاسفانه کسی پاسخگو نیست و امیدی به این مصاحبه‌ها ندارم؛ امیدوارم این مشکلات به گوش مسوولان برسد و برای برطرف کردن آن اقدام کنند.
* به نظرتان توانسته‌ایم در بسکتبال، استعدادیابی خوبی داشته باشیم؟
خیر؛ متاسفانه در زمینه استعدادیابی به ویژه در رشته بسکتبال سرمایه‌گذاری درخور ورزش اول استان نشده است. بنده هم‌زمان که بازی می‌کنم مربی تیم جوانان نیز هستم و هرچه در توان داشته‌ام دریغ نکرده‌ام ولی متأسفانه قضیه‌ی مالی بسیار لطمه وارد کرده است. من فقط می‌توانم ازنظر فنی و اخلاقی تأثیرگذار باشم ولی متأسفانه ازنظر امکانات و مالی جوابگو نیستم.
* آیا بانوان بسکتبالیست توانسته‌اند که در جامعه الگوی اخلاقی باشند؟
به نظرم تااندازه‌ای که توان دارم تلاش کرده‌ام که اخلاق‌مداری کنم ولی تنها یک نفر نمی‌تواند در جامعه تغییری ایجاد کند بلکه فاکتورهای مختلفی را می‌طلبد که یکی از آنها جمعی حرکت کردن است.
* درد دل‌های شما در رشته بسکتبال؟
ما همیشه دردهای ورزشی را گوشزد می‌کنیم ولی سودی ندارد دغدغه‌هایم را که قبلاً نیز گفتم عبارت‌اند از :
۱- حامی مالی
۲- توجه نکردن سازمان‌ها و ادارات دولتی به این ورزش
۳- نداشتن پشتوانه ورزش بسکتبال استان
۴- احساس می‌کنم اگر همین‌طور پیش برویم نامی از این ورزش باقی نمی‌ماند
۵- برگزاری دوره‌های استعدادیابی

گفتگو از چیاکو ویسی – سعید قادری

اخبار مرتبط

نظرات

یادداشت روژان

نگاهی به سوانح دلخراش جاده‌ای در راه‌های استان کردستان

گوش‌هایی که نمی‌شنوند و چشم‌هایی که نمی‌بینند

بامداد سەشنبه ۲۰ تیر درحالیکه غالب مردم براساس نظم و گردش شبانەروز در بستر خواب بودند جمعیتی از شهر سنندج، به اقتضای نیاز و کار ضروری عزم سفر کردند تا در این گردش روزگار به نیازهای خود پاسخ دهند اما انگار مقدر چنین بود که به مقصد نرسند و در همان ابتدای سفر راهی دیار باقی شوند. حادثه دلخراشی که به سبب ارتباطات پیشرفته و شبکەهای اجتماعی خواب را در همان نیمەهای شب از چشم هموطنان ربود و به خبر اول خبرگزاری‌های ایران تبدیل شد، به گونەای که سه روز عزای عمومی اعلام شد و مقامات کشور از رئیس جمهور و رئیس مجلس گرفته تا بسیاری از وزرا و شخصیت‌های مطرح کشور با صدور پیامهایی به ابراز همدردی با مردم داغدار کردستان پرداختند و  روز پنجشنبه نیز خبر آن در صفحه اول همه روزنامەهای سراسری قرار گرفت. مرگ دست کم ۱۱ نفر که به سبب نوع حادثه قلب بسیاری‌ها را جریحەدار کرد. نکته حائز اهمیت در این رویداد تلخ ایجاد موجی از حزن و اندوه در عرصه استانی و ملی بود که اگر نبود این ابراز همدردی‌ها شاید تالم ناشی از آن برای  خانواده‌های داغدار قابل تحمل نبود. اما پیرامون این سانحه نکاتی قابل تامل است که بیان آن ضروری به نظر می‌رسد: ۱- تلنگری بود به مسوولان که هشدار رسانه‌ها و کارشناسان را جدی بگیرند. نقطه وقوع حادثه به عنوان مکانی حادثه خیز بارها مورد نقد قرار گرفته بود اما دریغ از یک پاسخ منطقی! ۲- بارها گفتیم و بار دیگر تکرار می‌کنیم، مردم کمبودها و ناملایمات را تحمل می‌کنند اما بی‌توجهی، اهمال، فخرفروشی و بی‌عدالتی ازسوی مسئولان را تحمل نمی‌کنند. شکی نداریم که با هزینه چندبرابرهم که شده این مسیر تحت فشار افکارعمومی در کوتاه‌ترین زمان اصلاح خواهد شد، همچنانکه قطعه‌ای از مسیر راه سنندج- حسین آباد، در سال 1382 پیش پس از واژگونی تانکر حامل مواد شیمیایی MTBE و سرازیر شدن مواد آن به داخل آب سد قشلاق بلافاصله اصلاح شد، آیا بهتر نیست قبل از وقوع حوادث تلخ و تحمیل هزینه‌های بسیار گوشها را بروی انتقادات بگشایند و اینقدر بیخیال نباشند. حتما باید جان چند نفر گرفته شود تا معبری حادثه خیز اصلاح شود؟ 3- بارها از تردد تانکر‌های نفتکش در جاده‌های کردستان به عنوان ارابەهای مرگ و کابوس نام برده شده است و سال‌هاست واژگونی تانکر‌ها که نفت و مشتقات نفتی عراق را از طریق جاده‌های باریک و ناامن کردستان به ویژه مریوان و سنندج به ایران می‌آورند یا محصولات نفتی فراوری شده مانند بنزین و گازوئیل را به آن کشور منتقل می‌کنند، همچون کابوسی مردم و محیط زیست منطقه کردستان را تهدید می‌کند. گفته می‌شود در سوآپ نفتی ایران و عراق روزانه ۳۰ تا ۶۰ هزار بشکه نفت خام از طریق مرز به پالایشگاه‌های کرمانشاه، شازند، تهران و تبریز انتقال داده می‌شود و ایران معادل آن را در بنادر صادراتی جنوب تحویل مشتریان عراق می‌دهد. آمار تردد روزانه از ۶۰ تا ۴۰۰ کامیون در محور مریوان – سنندج که یکی از باریک‌ترین و ...