رفتن به بالا

روزنامه فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی رۆژان

تعداد اخبار امروز : 0 خبر


  • یکشنبه ۲۹ مهر ۱۳۹۷
  • الأحد ۱۰ صفر ۱۴۴۰
  • 2018 Sunday 21 October

  • روزنامه روژان

    صاحب امتیاز و مدیر مسوول: سلیمان الله‌مرادی

    ..............................................................

    نشانی: سنندج - میدان آزادی - انتهای کوچه سجادی (کوچه رزان) - پلاک ۱۱۵

    کد پستی: ۳۳۹۵۳-۶۶۱۳۷

    ..............................................................

    تلفن: ۳۳۲۳۸۵۴۵-۰۸۷

    ای‌میل: info@rojanpress.com

    کانال تلگرام: rojanpress@


اوقات شرعی

  • سه شنبه ۳ اسفند ۱۳۹۵ - ۱۳:۳۱
  • کد خبر : 2263
  • هفته‌نامه روژان
  • چاپ خبر : فرافکنی دولت و اشک مجلس، بار کولبر را سبک نمی‌کند

دادن ارابه به دست کولبران و یا سازماندهی آنها، زیر سوال بردن چهره‌ مدرن ایران در قرن بیست و یکم و نشان‌دهنده نبود عقلانیت لازم برای حل ریشه‌ای مشکلات مرزنشینان است.

جامعه ایرانی در روزهای اخیر، نسبت به حادثه ناگوار مرگ کولبران واکنش نشان داد ولی مواجهه مسئولین با این رویداد تلخ کاملا احساسی ـ سیاسی بود.
معاش مرز نشینان و مسائل مرتبط با آن از اهم دغدغه‌های جامعه مرزنشینی است که می‌بایست به دور از هر گونه شعار و تعلق سیاسی بدان نگریسته شود. در تعریف سنتی مرز گفته می‌شود که این خط فرضی جغرافیایی که مقسم واحدهای سیاسی است اول هر “شر”ی و آخر هر “خیر”ی می‌باشد. حداقل در تاریخ چند دهه ایران خصوصا مرزهای مشترک ایران و عراق این تعریف سنتی از مرز، بارها تجربه شده است.
تبعات جنگ تحمیلی در مرزهای غربی کشور و خسارات و آوارگی‌های مرزنشینان را می‌توان جزو “ شر” و خوان گسترده دوران پس از جنگ خصوصا فضای باز اقتصادی شمال عراق در سه دهه گذشته را “خیر” آن تعبیر کرد .
اگرچه بهبود نسبی وضعیت مرزنشینان و تحولات مختصر اقتصادی برخی شهرهای مرزی جذابیت‌هایی ایجاد کرد لیکن به علت فقدان تدبیر مدیران مرزی، سهم مرزنشیان از این خوان گسترده جز حمالی چیز دیگری نبود. افزایش جمعیت مرزنشینی و نبود امکانات معیشتی مناسب و بازار عرضه و تقاضای دوسوی مرز جاذبه‌هایی بوجود آورد که موجب برجسته شدن موضوع مرز و مرز نشینی شد. از ابتدای شروع مبادلات مرزی در چند دهه اخیر “خیر کثیر” آن نصیب رهگذران و “شر کثیر” آن دامن مرزنشینان را گرفت و این میراث نانوشته همچنان بازتولید می‌شود.
مبادلات مرزی می‌تواند یکی از راه‌های ایجاد اشتغال و تامین معیشت مرزنشینی باشد درحالیکه ظرفیتهای نهفته دیگری در مناطق مرزی وجود دارد که علیرغم امنیت پایدار در شهرهای مرزی، هنوز اراده‌ای برای احیا و یا توسعه و گسترش آن بوجود نیامده است. متاسفانه برنامه‌ریزی‌های اقتصاد مرزی اولا متناسب با آمایش سرزمینی نبوده و درثانی بزه‌های اقتصادی در مرزها مانع فرهنگ‌سازی تجارت قانونی شده است که هردو را می‌توان نتیجه عملکرد احساسی و ضعیف دولت و مجلس در قبال معاش مرزنشینان دانست. بنابراین اشتغال‌زایی مرزنشینی عمدتا غیر کارشناسی بوده که تنها در شعارهای انتخاباتی دولت‌ها وخصوصا مجلس برجسته می‌گردد. به همین خاطر اقتصاد مرزی از رونق مطلوبی برخوردار نگردید وعملا نتوانست نقش کارآمدی در توسعه شهرهای مرزی ایفا نماید. بیراهه نیست اگر گفته شود حمل بار بردوش مردم زحمتکش مرزی از جلوه‌های ناخوشایند این شیوه منسوخ کسابت مرزی است.
جامعه مرزنشین به یاد دارند که در سخت‌ترین شرایط مرزی در زمان جنگ تحمیلی و در حساس‌ترین نقاط مرزی مبادلات کالا با استفاده از قاطر و اسب صورت می‌گرفت که تا حدودی در وقت خود و شرایط سخت جنگی و نیاز اقتصادی مردم قابل پذیرش بود. در آن شرایط سخت هم کسی حمل بار بر دوش انسان‌ها را بیاد ندارد ولی متاسفانه این دولت‌های پس از جنگ بودند که بار گران کسابت مرزی را در بعضی نقاط بردوش انسان‌ها تحمیل نمودند؛ این معضل اجتماعی را دولت‌ها به راحتی می‌توانستند مرتفع نمایند ولی به علت برخی منافع، انجام آن را به تعویق انداختند. این روش منسوخ تجارت مرزی معلول قوانین سخت و رفتارهای غیر اصولی گمرکات و متولیان امور مرزی است. زمانی که همسایگی شهرهای مرزی ایران، در اقلیم کردستان عراق مردمانش با همه مشکلاتی که دارند در رفاهی نسبی به سر می‌برند متاسفانه ویترین مبادی تجاری ایران باید به ابتدایی‌ترین شیوه‌های مبادلات تجاری بر دوش شهروندان مرزنشین سنگینی کند.
حادثه اخیر مرگ کولبران در شهرستان مرزی سردشت نمونه‌ای گویا از رنج و مرارت مرزنشینان، این جویندگان قوت لایموت است که وقوع آن درسطح ملی و منطقه‌ای افکار جامعه را جریحه دار کرد. هرچند جامعه ایرانی نسبت به این حادثه ناگوار واکنش درخوری نشان داد ولی مواجهه مسئولین با این رویداد تلخ کاملا احساسی ـ سیاسی بود. هرکدام از نمایندگان و مسئولین اعلام موضع نمودند ولی هیچکدام از این افاضات، باری از دوش کولبران سبک نکرد؛ خصوصا این حادثه مقارن با جدل‌های سیاسی بین نمایندگان برخی حوزه‌های انتخابیه با مدیریت استان آذربایجان غربی بود که اتفاق مذکور را از مدار واقعی خود خارج و به مناقشات سیاسی جناح‌های قدرت تبدیل کرد.
انحراف از اجابت مطالبات واقعی مردم به مثل صیادی می‌ماند که سایه مرغ را به جای خود مرغ نشانه گرفته و مرغ از رفتار صیاد در شاخ درخت حیران گشته است. متاسفانه نگاهی به رویدادهای مرگ کولبران نشان داد که مشکلات و مصائب معیشت مردم در مناقشات سیاسی دولت و مجلس گم شده است؛ هرکدام از این منابع قدرت به فراخور مصالح خود به موضوع می‌پردازند و بر سر عمده مسائل به تفاهم می‌رسند الا مشکلات مردم که در زیر چرخ‌های منافع جناح‌ها خرد و نابود می‌شود. بر این اساس هرگونه اقدامی در راستای منافع مردم رنگ سیاسی به خود می‌گیرد. به عنوان مثال هم‌اکنون دولت در آستانه انتخابات، نیاز به پرچم مطالبه‌گری و دل‌جویی از اقشار آسیب‌پذیر دارد و برخی نمایندگان مجلس نیز حیات سیاسی خود را در مناقشات روزمره می‌بینند و از هر رویدادی برای حضور سیاسی خود در جامعه استفاده می‌کنند؛ درحالیکه واقعیات مرز و مرزنشینی و معیشت در این مناطق، مشکلی نیست که قوای مجریه و مقننه از حل آن عاجز باشند خصوصا در شرایط کنونی که زمینه هرگونه تصمیم جدی برای رفع این معضل اقتصادی وجود دارد ولی چرا در عمل، اقدامی صورت نمی‌گیرد، سوالی است که باید پاسخ آن را در گرایشات و منافع جناحی دید.
ساماندهی و سیاست‌گذاریهای اقتصادی در مناطق مرزی توسط وزارتخانه‌های کشور و اقتصاد و دارائی و سازمانهایی مانند گمرک و مرزبانی صورت می‌گیرد که مدیریت آنها تماما در حوزه اختیارات دولت است و توجیهات ناموزون نمی‌تواند باری از مسئولیت وزراتخانه‌های ذیربط بکاهد یا دولت از جوابگویی به این معضل خود را مبرا کند.
خدمتی که قوه مقننه می‌تواند به معیشت مرزنشینان بنماید همانا پشتیبانی از لوایح قانونی است که دولت در خصوص طرح‌های اشتغال پایدار مناطق مرزی ارائه خواهد کرد و خدمتی که نمایندگان مناطق مرزی به جای اشک تمساح ریختن برای مصدومان کولبری می‌توانند مطرح نمایند پی‌جویی درآمدهای مرزی در استان‌های مرزی است؛ درآمدهایی که در چند سال اخیر از شیب صعودی تندی برخوردار گردیده و شبهات زیادی را هم به دنبال داشته و تا کنون نسبت به شفاف سازی آن اقدامی صورت نگرفته است.
همچنین نمایندگان به جای معامله بر سر منافع شخصی خود، چگونگی ورود سازمان‌های خدماتی و نظارتی را بر مبادلات مرزی پیگیری کنند و بجای احساسی کردن جامعه با هدف انتخاباتی، راهکارهای اجرایی در راستای توسعه منطقه‌ای و تامین معیشت جامعه مرزنشینی را فراهم نمایند.
پیشتهاد مکانیزه کردن سیستم منسوخ کولبری در مرزها و تامین مسائل بیمه‌ای آنان همانند پانسمان کردن زخم بدون ضد عفونی کردن آن است که در نهایت درد بیکاری را مزمن و پیچیده‌تر خواهد کرد و این نمونه‌ای از برداشت سیاسی از مطالبات واقعی مردم است که با روح حقیقی آنان فاصله دارد. این گونه اقدامات مُسکن‌گونه جز معنی اراده استمرار اشتغال ناپایدار و سرگرم‌کننده و پرمخاطره نمی‌تواند تفسیر دیگری داشته باشد؛ اقدامی که در بزنگاه بتوانند از کوله پشتی آنان و یا تابوتشان به رای ناثواب دست یابند.
نه پاک کردن صورت مسئله کولبری مشکل معیشت مرزنشینان را حل می‌کند و نه رفتار احساسی رنج و حرمان مصدومان آنان را برطرف می‌نماید چون در اساس؛ پدیده کولبری برخواسته از فقر و بیکاری است و سندی بر ناتوانی و ناکارآمدی مسئولان در حل معضلات مرزنشینان. بدون شک تداوم این روند و رای به تلطیف کردن و قابل تحمل کردن این پدیده در زیر لوای دادن ارابه به دست کولبران و یا سازماندهی آنها در درجه اول زیر سوال بردن چهره‌ی مدرن ایران در قرن بیست و یکم و در درجه دوم نشان دهنده نبود عقلانیت لازم برای حل ریشه‌ای مشکلات مرزنشینان است.
برطرف کردن مشکلات مرزنشینان نیازمند اقدامی اساسی با تکیه بر تعریف جامعی از کسابت مرزی است که مرزداران واقعی به معاشی شرافتمندانه و متناسب با جایگاه ایرانی خود بدان دست یابند.

محمد هادی فر

اخبار مرتبط

نظرات

یادداشت روژان

نگاهی به سوانح دلخراش جاده‌ای در راه‌های استان کردستان

گوش‌هایی که نمی‌شنوند و چشم‌هایی که نمی‌بینند

بامداد سەشنبه ۲۰ تیر درحالیکه غالب مردم براساس نظم و گردش شبانەروز در بستر خواب بودند جمعیتی از شهر سنندج، به اقتضای نیاز و کار ضروری عزم سفر کردند تا در این گردش روزگار به نیازهای خود پاسخ دهند اما انگار مقدر چنین بود که به مقصد نرسند و در همان ابتدای سفر راهی دیار باقی شوند. حادثه دلخراشی که به سبب ارتباطات پیشرفته و شبکەهای اجتماعی خواب را در همان نیمەهای شب از چشم هموطنان ربود و به خبر اول خبرگزاری‌های ایران تبدیل شد، به گونەای که سه روز عزای عمومی اعلام شد و مقامات کشور از رئیس جمهور و رئیس مجلس گرفته تا بسیاری از وزرا و شخصیت‌های مطرح کشور با صدور پیامهایی به ابراز همدردی با مردم داغدار کردستان پرداختند و  روز پنجشنبه نیز خبر آن در صفحه اول همه روزنامەهای سراسری قرار گرفت. مرگ دست کم ۱۱ نفر که به سبب نوع حادثه قلب بسیاری‌ها را جریحەدار کرد. نکته حائز اهمیت در این رویداد تلخ ایجاد موجی از حزن و اندوه در عرصه استانی و ملی بود که اگر نبود این ابراز همدردی‌ها شاید تالم ناشی از آن برای  خانواده‌های داغدار قابل تحمل نبود. اما پیرامون این سانحه نکاتی قابل تامل است که بیان آن ضروری به نظر می‌رسد: ۱- تلنگری بود به مسوولان که هشدار رسانه‌ها و کارشناسان را جدی بگیرند. نقطه وقوع حادثه به عنوان مکانی حادثه خیز بارها مورد نقد قرار گرفته بود اما دریغ از یک پاسخ منطقی! ۲- بارها گفتیم و بار دیگر تکرار می‌کنیم، مردم کمبودها و ناملایمات را تحمل می‌کنند اما بی‌توجهی، اهمال، فخرفروشی و بی‌عدالتی ازسوی مسئولان را تحمل نمی‌کنند. شکی نداریم که با هزینه چندبرابرهم که شده این مسیر تحت فشار افکارعمومی در کوتاه‌ترین زمان اصلاح خواهد شد، همچنانکه قطعه‌ای از مسیر راه سنندج- حسین آباد، در سال 1382 پیش پس از واژگونی تانکر حامل مواد شیمیایی MTBE و سرازیر شدن مواد آن به داخل آب سد قشلاق بلافاصله اصلاح شد، آیا بهتر نیست قبل از وقوع حوادث تلخ و تحمیل هزینه‌های بسیار گوشها را بروی انتقادات بگشایند و اینقدر بیخیال نباشند. حتما باید جان چند نفر گرفته شود تا معبری حادثه خیز اصلاح شود؟ 3- بارها از تردد تانکر‌های نفتکش در جاده‌های کردستان به عنوان ارابەهای مرگ و کابوس نام برده شده است و سال‌هاست واژگونی تانکر‌ها که نفت و مشتقات نفتی عراق را از طریق جاده‌های باریک و ناامن کردستان به ویژه مریوان و سنندج به ایران می‌آورند یا محصولات نفتی فراوری شده مانند بنزین و گازوئیل را به آن کشور منتقل می‌کنند، همچون کابوسی مردم و محیط زیست منطقه کردستان را تهدید می‌کند. گفته می‌شود در سوآپ نفتی ایران و عراق روزانه ۳۰ تا ۶۰ هزار بشکه نفت خام از طریق مرز به پالایشگاه‌های کرمانشاه، شازند، تهران و تبریز انتقال داده می‌شود و ایران معادل آن را در بنادر صادراتی جنوب تحویل مشتریان عراق می‌دهد. آمار تردد روزانه از ۶۰ تا ۴۰۰ کامیون در محور مریوان – سنندج که یکی از باریک‌ترین و ...