رفتن به بالا

روزنامه فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی رۆژان

تعداد اخبار امروز : 0 خبر


  • سه شنبه ۱ آبان ۱۳۹۷
  • الثلاثاء ۱۲ صفر ۱۴۴۰
  • 2018 Tuesday 23 October

  • روزنامه روژان

    صاحب امتیاز و مدیر مسوول: سلیمان الله‌مرادی

    ..............................................................

    نشانی: سنندج - میدان آزادی - انتهای کوچه سجادی (کوچه رزان) - پلاک ۱۱۵

    کد پستی: ۳۳۹۵۳-۶۶۱۳۷

    ..............................................................

    تلفن: ۳۳۲۳۸۵۴۵-۰۸۷

    ای‌میل: info@rojanpress.com

    کانال تلگرام: rojanpress@


اوقات شرعی

  • سه شنبه ۳ اسفند ۱۳۹۵ - ۱۳:۴۷
  • کد خبر : 2273
  • هفته‌نامه روژان
  • چاپ خبر : والنتاین و مسلمانی ما

اینکه کسی ادعا کند در جهانی با چندین میلیارد جمعیت عشقی به دیگری ندارد و هیچ کس را دوست ندارد قطعا بیمار خطرناکی است و باید در انسان بودن وی شک کرد، دوست داشت و عشق ورزیدن نه تنها موضوعی مدروز و از سر سیری و بی اخلاقی نیست بلکه انسان بودن با عشق معنی […]

اینکه کسی ادعا کند در جهانی با چندین میلیارد جمعیت عشقی به دیگری ندارد و هیچ کس را دوست ندارد قطعا بیمار خطرناکی است و باید در انسان بودن وی شک کرد، دوست داشت و عشق ورزیدن نه تنها موضوعی مدروز و از سر سیری و بی اخلاقی نیست بلکه انسان بودن با عشق معنی می یابد و اصولا عشق به همنوع و دیگری در امتداد عشق متعالی و پرستش قرار می گیرد.
هر ساله در جهان مراسمی به نام والنتاین و عموما در غرب برگزار می‌شود؛ مراسمی نمادین که در آن افراد به کسانی که دوست‌شان دارند کادو و هدیه می‌دهند و این روز را روز عشاق نام نهاده‌اند در مورد فلسفه چنین روزی به کرات در رسانه‌ها و نوشته‌های متنوع شنیده و خوانده‌ایم و به نظر می‌رسد توضیح در مورد ریشه آن چندان مناسب نباشد اما به طور خلاصه باید گفت:
طبق یک افسانه مشهور در قرن سوم میلادی، در روم باستان در دوران فرمانروایی کلاودیوس دوم کشیشی به نام والنتاین می‌زیسته است. کلودیوس عقیده داشت مردان مجرد، نسبت به کسانی که همسر و فرزند دارند سربازان جنگجوتر و بهتری هستند. از این رو ازدواج را برای مردان جوان امپراتوری روم قدغن می‌کند. والنتاین معتقد بود که این حکم ناعادلانه است، لذا مخفیانه عقد سربازان رومی را با دختران محبوب‌شان جاری می‌کرد. هنگامی که کلاودیوس این امر را دریافت، والنتاین را به مرگ محکوم کرد.افسانه دیگر می‌گوید شاید کشیش والنتاین به علت نجات دادن و فراری دادن مسیحیان از آزار و شکنجه رومیان کشته شده باشد. مطابق یک افسانه دیگر، کشیش والنتاین خود عاشق زندانبان خود که دختری بوده است شده و نخستین کارت والنتاین را خود او قبل از مرگش برای آن دختر فرستاد.
از زمان آشنایی ما با مدرنیته تاکنون، مدرنیته به شکل ابزاری و امکانات و فرصت‌های آن مساله‌ای نبوده که در تقابل با فرهنگ سنت‌ها و دین در جامعه ما قرار بگیرد؛ بنابراین پذیرش آنها با استقبال ما مواجه بوده است و در کمترین زمان جدیدترین ابزارها و تکنولوژی‌ها را مورد استفاده قرار داده‌ایم. مدرنیته ابزاری ریشه در عقل ابزاری دارد که به معنای تسلط بر طبیعت و جهان اجتماعی است که از طریق به کارگیری علم و فناوری صورت می گیرد. در کنار این مساله مدرنیته انتقادی به صورت مفاهیم متنوعی از فرهنگ غرب به جوامع اسلامی وارد شده است و عموما با مقداری اصطکاک و مقاومت‌های اولیه پذیرفته شده است، و هم اینک چالش با این مفاهیم غربی کماکان ادامه دارد ولی عموما سعی شده است که آنها را به شکلی بومی شده به جامعه تزریق نمایند.حقوق بشر، حقوق زنان، فمینیسم، ناسیونالیسم، آزادی و…. از نمونه‌های عینی هستند که در جوامع اسلامی کم و بیش پذیرفته شده‌اند، مدرنیته انتقادی ریشه در عقل انتقادی دارد که به معنای تاکید بر سوژه خودبنیاد شناسنده خود و حهان است و بر آزدی‌های فردی تاکید می‌کند؛ این ویژگی‌ها ذهنیتی را شکل داده است که انسان مدرن برپایه آن قابل تعریف است و خصلت یک کنشگر خودمختار، خودآگاه و خودتعریف‌گر است و اینجاست که در تقابل با گفتمان سنت با برخی چالش‌های جدی مواجه می‌شویم و
در برابر فرهنگ مدرن سه رویکرد قابل رصد است که هرکدام از آنها به صورتی در برابر آن موضع گرفته اند
۱. مقاومت مطلق یا مخالفان مدرنیته،
۲. پذیرش مطلق یا پذیرندگان
۳. گزینشگران عناصر مدرنیته و نقد نسبت به سنت و مدرنیته
در واقع در برابر وضعیت مدرن عموما واکنش‌ها در این سه شکل تاکنون در جریان بوده است اما مساله اینجاست که ناتوانی در تبیین و روشن نمودن مواجهه ما با مدرنیته انتقادی امری است که نادیده گرفته شده است و پاسخ‌ها و واکنش‌های احساسی در مورد موضوعات گوناگون نتوانسته است راه حلی اساسی را پیش روی جامعه قرار دهد و از ساده‌تریم مسائل تا پیچیده‌ترین آنرا شامل می‌شود.
والنتاین به عنوان موضوعی ساده و کمتر دیده و اندیشیده شده در پیش روی ما قرار دارد و با نگاهی به واکنش ما به آن می تواند عمق رویکرد و روش ما را در برابر مسائل مهمتر روشن نماید، هرساله با نزدیک شدن به این روز تبلیغات و واکنش‌های فراوانی در برابر آن به وجود می‌آید؛ از جمله آنکه من مسلمانم و والنتاین ندارم و هر روز من والنتاین است و یا من در فرهنگ خودم از والنتاین بهترش را دارم و در ایران باستان من روز عشق داشته‌ام و همچنین والنتاین ترویج فرهنگ غرب و ابزار پیشبرد اهداف استعمارگران و فرهنگ مبتذل و مصرف‌گرای غرب است و بسیاری از شعارهایی از این دست که حول و حوش این روز و در حال حاضر بیشتر در فضای مجازی و گاه در تریبون مساجد دیده می‌شود.
با تکیه بر اسناد و مدارک لازم است اذعان نماییم مناسبتی در این شکل و شمایل در جامعه ایرانی و اسلامی هیچ‌گونه سابقه‌ای ندارد و امری نیست که بتوان با حدس و گمان و ایما و اشاره در گذشته تاریخی ما برای آن نمونه عینی پیدا کرد؛ بنابراین تکیه بر ادعایی چون هر روز ما والنتاین است و یا در ایران باستان چنین روزی را داشته‌ایم، هیچگونه دردی را دوا نخواهد کرد و بدل و جایگزینی برای آن در مدل ایرانی واسلامی‌اش ایجاد نخواهد شد. البته این سخن به معنای آن نیست که در ذات چنین پاسخ‌های منکر تفکر خیرخواهانه باشم اما به نظر می‌رسد با پیچیده شده جوامع بشری و رشد سریع جمعیت و همچنین گسترش زندگی در فضاهای شهری و صنعتی انسان علاقمند به این روزهای خاص و یادآوری‌ها در مورد موضوعات مختلف زندگی خود است و این راه چاره‌ها نه در چهارچوب سنت راه به جایی خواهد برد و نه در فضاهای مدرن. چنین رویکردهایی بیشتر ادعا و شعارگونه است مثل گفتن جمله هر روزتان نوروز و نوروزتان پیروز؛ در حالی که نوروز یک روز خاص است و هیچ روز دیگری جای آن را نمی‌گیرد. بنابراین لازم است به جای راه حل حذف والنتاین به فکر وضعیت روحی و روانی انسان امروز باشیم تا بتوانیم هم از آلام و دردهایش بکاهیم
و هم این بحران و بلاتکلیفی در برابر مدرنیته و سنت را به شکلی قاعده‌مند در مسیر روش‌های درست و اندیشیده شده برای پایان هدایت نماییم.
اینکه ادعا کنیم والنتاین خاص مسیحیان و جزو مراسم آئینی آنان است ادعایی بدون سند و پایه تاریخی و دین‌شناسی است؛ پس با ادعای اینکه برگزاری آن پیروی از ادیان دیگر و منحرف شدن و ضلالت و گمراهی و بت‌پرستی است کمکی به کمرنگ شدن و حذف آن در جوامع اسلامی نخواهد کرد، هرچند خود این مراسم در این جوامع تازگی دارد و ریشه‌ای در فرهنگ ما ندارد ولی گاه مخالفت بد با مساله‌ای نتیجه عکس به دنبال خواهد داشت و نباید انتظار داشته باشیم نسل کنونی به سان توده‌های عام چشم و گوش بسته هرآنچه را که ما بگوییم با جان و دل بپذیرند. نسل کنونی از راه تعقل و استدلال به پذیرش و یقین خواهد رسید، در واقع ادعای اینکه با برگزاری یک مراسم ساده کسی را به گمراهی و بت‌پرستی متهم نماییم نه تنها به موفقیتی دست نیافته‌ایم بلکه در اول راه شکست را پذیرفته‌ایم. واکنش ما در برابر کافی‌شاپ، مدهای غربی و صدها مساله از این دست وضعیتی را به وجود آورده که حتی با تهدید و فشار هم نتوانسته‌ایم از اثر گذاری آن در فرهنگ خود بکاهیم.
با وجود آنکه در حال حاضر ما دچار وضعیت مدرن هستیم و هنوز نتوانسته‌ایم تکلیف خود را با این پدیده مشخص نماییم جهان به شکل عام و غرب به شکل خاص در برابر وضعیت پست مدرن قرار گرفته است که دارای ویژگی‌هایی چند است: اول مصرف‌گرایی سرمایه‌داری متاخر در مرحله چندملیتی و جهانی‌اش مشخصه آن است؛ دوم تبدیل بازنمایی بی‌کم و کاست و یکپارچه مدرن نظیر علم و عقل و… به همسانی پسامدرن و سوم فروپاشی و تجزیه فرایند معنایی است که در عصر مدرنیته فراگیر، جامع، یکپارچه و منسجم بوده‌اند، موضوعی که فیلسوفان غربی را بدین سو رهنمون کرده است که اذعان دارند فراروایت‌های عقل و علم و نظایر آن‌ها که جانشین دین شده بودند در فرایند فروپاشی قرار بگیرند.
این خصیصه‌ها به فروپاشی منجر شده است که اثرات آن عموما در تمام جهان تسری یافته است تا جایی که مناسبات قدرت در جامعه و مراجع سنتی قدرت متزلزل شده‌اند و هژمونی گفتمانی آنها را از بین برده است و حتی این وضعیت را در مناسبات درون خانوادگی و ارتباط والدین و فرزندان شاهد هستیم. با تزلزل مناسبات سروری و پیروی به نظر می‌رسد تکیه بر توصیه و اندرز و حکم نمی‌تواند معضلات جامعه را حل و فصل کند، از نظر هابرمارس ذهنیت مدرن سه حوزه دنیای زندگی عینی (مربوط به حقایق شناختی و علمی- گزاره ای)، اجتماعی (مربوط به حقایق هنجاری، اخلاقی و حقوقی) و ذهنی ( مربوط به حقایق زیبایی شناختی و بیانی) – را از پایه دینی و متافیزیکشان جدا کرده است و حقایق هر حوزه در معرض نقد و بازنگری قرار گرفته است و در حوزه اجتماعی به سست شدن روابط مدرن سروری و پیروی انجامیده است.
در چنین وضعیتی گاه بی تفاوتی بسیار موثرتر از دفاع و انکارهای بد و نسنجیده اثر خواهد کرد. حذف و یا پذیرش والنتاین به عنوان یک مناسبت در زندگی انسان مدرن در جوامع اسلامی نه کمکی به بهبود وضعیت بحرانی دوره گذار خواهد کرد و نه آسیب و خسارت و زیانی به پایه‌ها و بنیان‌های اخلاقی دین خواهد زد و می‌توان آنرا همچون یک رخنه و نفوذ فرهنگ مدرن، آسیب شناسی کرد و برای بومی‌سازی آن راه حل یافت و چاره اندیشی کرد وگرنه کسی منکر نیست که عشق و دوست داشتن متعلق به فرهنگ و دین خاص و یک روز خاص نیست؛ اما داشتن روزها و مناسبت‌ها برای یادآوری در دنیای تکنولوژی‌زده و بحران‌زده کنونی امری ضروری و اجتناب ناپذیر است.

اخبار مرتبط

نظرات

یادداشت روژان

نگاهی به سوانح دلخراش جاده‌ای در راه‌های استان کردستان

گوش‌هایی که نمی‌شنوند و چشم‌هایی که نمی‌بینند

بامداد سەشنبه ۲۰ تیر درحالیکه غالب مردم براساس نظم و گردش شبانەروز در بستر خواب بودند جمعیتی از شهر سنندج، به اقتضای نیاز و کار ضروری عزم سفر کردند تا در این گردش روزگار به نیازهای خود پاسخ دهند اما انگار مقدر چنین بود که به مقصد نرسند و در همان ابتدای سفر راهی دیار باقی شوند. حادثه دلخراشی که به سبب ارتباطات پیشرفته و شبکەهای اجتماعی خواب را در همان نیمەهای شب از چشم هموطنان ربود و به خبر اول خبرگزاری‌های ایران تبدیل شد، به گونەای که سه روز عزای عمومی اعلام شد و مقامات کشور از رئیس جمهور و رئیس مجلس گرفته تا بسیاری از وزرا و شخصیت‌های مطرح کشور با صدور پیامهایی به ابراز همدردی با مردم داغدار کردستان پرداختند و  روز پنجشنبه نیز خبر آن در صفحه اول همه روزنامەهای سراسری قرار گرفت. مرگ دست کم ۱۱ نفر که به سبب نوع حادثه قلب بسیاری‌ها را جریحەدار کرد. نکته حائز اهمیت در این رویداد تلخ ایجاد موجی از حزن و اندوه در عرصه استانی و ملی بود که اگر نبود این ابراز همدردی‌ها شاید تالم ناشی از آن برای  خانواده‌های داغدار قابل تحمل نبود. اما پیرامون این سانحه نکاتی قابل تامل است که بیان آن ضروری به نظر می‌رسد: ۱- تلنگری بود به مسوولان که هشدار رسانه‌ها و کارشناسان را جدی بگیرند. نقطه وقوع حادثه به عنوان مکانی حادثه خیز بارها مورد نقد قرار گرفته بود اما دریغ از یک پاسخ منطقی! ۲- بارها گفتیم و بار دیگر تکرار می‌کنیم، مردم کمبودها و ناملایمات را تحمل می‌کنند اما بی‌توجهی، اهمال، فخرفروشی و بی‌عدالتی ازسوی مسئولان را تحمل نمی‌کنند. شکی نداریم که با هزینه چندبرابرهم که شده این مسیر تحت فشار افکارعمومی در کوتاه‌ترین زمان اصلاح خواهد شد، همچنانکه قطعه‌ای از مسیر راه سنندج- حسین آباد، در سال 1382 پیش پس از واژگونی تانکر حامل مواد شیمیایی MTBE و سرازیر شدن مواد آن به داخل آب سد قشلاق بلافاصله اصلاح شد، آیا بهتر نیست قبل از وقوع حوادث تلخ و تحمیل هزینه‌های بسیار گوشها را بروی انتقادات بگشایند و اینقدر بیخیال نباشند. حتما باید جان چند نفر گرفته شود تا معبری حادثه خیز اصلاح شود؟ 3- بارها از تردد تانکر‌های نفتکش در جاده‌های کردستان به عنوان ارابەهای مرگ و کابوس نام برده شده است و سال‌هاست واژگونی تانکر‌ها که نفت و مشتقات نفتی عراق را از طریق جاده‌های باریک و ناامن کردستان به ویژه مریوان و سنندج به ایران می‌آورند یا محصولات نفتی فراوری شده مانند بنزین و گازوئیل را به آن کشور منتقل می‌کنند، همچون کابوسی مردم و محیط زیست منطقه کردستان را تهدید می‌کند. گفته می‌شود در سوآپ نفتی ایران و عراق روزانه ۳۰ تا ۶۰ هزار بشکه نفت خام از طریق مرز به پالایشگاه‌های کرمانشاه، شازند، تهران و تبریز انتقال داده می‌شود و ایران معادل آن را در بنادر صادراتی جنوب تحویل مشتریان عراق می‌دهد. آمار تردد روزانه از ۶۰ تا ۴۰۰ کامیون در محور مریوان – سنندج که یکی از باریک‌ترین و ...