رفتن به بالا

روزنامه فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی رۆژان

تعداد اخبار امروز : 0 خبر


  • سه شنبه ۱ آبان ۱۳۹۷
  • الثلاثاء ۱۲ صفر ۱۴۴۰
  • 2018 Tuesday 23 October

  • روزنامه روژان

    صاحب امتیاز و مدیر مسوول: سلیمان الله‌مرادی

    ..............................................................

    نشانی: سنندج - میدان آزادی - انتهای کوچه سجادی (کوچه رزان) - پلاک ۱۱۵

    کد پستی: ۳۳۹۵۳-۶۶۱۳۷

    ..............................................................

    تلفن: ۳۳۲۳۸۵۴۵-۰۸۷

    ای‌میل: info@rojanpress.com

    کانال تلگرام: rojanpress@


اوقات شرعی

  • شنبه ۷ اسفند ۱۳۹۵ - ۰۹:۵۸
  • کد خبر : 2298
  • هفته‌نامه روژان
  • چاپ خبر : وعده‌های جناب شهردار عملی نشد
نقدی بر عملکر شهرداری بانه؛

وعده‌های جناب شهردار عملی نشد

روژان: چرا باید پروژه‌ای که قرار بود یک ساله به بهره‌برداری برسد، با گذشت حدود شصت ماه از شروع آن، هنوز هم خبری از اتمام آن نیست؟!

چندی پیش جناب آقای رستم‌پور، شهردار محترم بانه، فرمودند که: ۲۲ بهمن، تقاطع غیر هم سطح بلوار مرزبانان افتتاح خواهد شد!
از این موعد چند روز گذشته، اما چرخ این آرزو، همچنان در گل نشسته و این پروژه در خواب زمستانی به سر می‌برد.
معلوم نیست! شاید منظور ایشان بیست و دوم بهمن ماه سال آینده بوده باشد، چرا که این اعلام‌های دور از موعد و افتتاح‌های قبل از اتمام، مدتی است رواج پیدا کرده و به احتمال قوی فراگیر خواهد شد!
پروژه مذکور، از شاهکارهای به جا مانده از دوران شهردار ماسبق، یعنی آقای جهانی‌است. گویا ایشان می‌خواسته‌اند با این پروژه جهانی شوند و دور از انتظار هم نیست! می‌گویند: تخت جمشید، یادگار سه دوره پادشاهی‌است! تقاطع غیر همسطح بانه نیز تا کنون از برکات وجود سه شهردار، بهره‌مند بوده است، خدا کند که به چهارم نرسد!
راستی، اشکال از کجاست؟! چرا باید پروژه‌ای که قرار بود یک ساله به بهره‌برداری برسد، با گذشت حدود شصت ماه از شروع آن، هنوز هم خبری از اتمام آن نیست؟!
به نظر بنده، باید جواب این سوال را در این تک بیت جستجو کرد:
خشت اول چون نهد معمار کج
تا ثریا می‌رود دیوار کج
البته کسی که خیالِ ساخت بنایی دارد، باید قبل از هر چیز در فکر معمار خوبی باشد و اگر معمار، نااهل بود و دیوار کج گشت، صاحب کار نیز در گناهش شریک است، چرا که روز اول می‌بایست از روی آگاهی و شعور، معمار را بر گزیند!
بی‌شک، حضور متخصصین در هر حوزه‌ای موجب باروری، کارایی، بهره‌وری و بازدهی بیشتر خواهد شد و یقینا حصول نتیجه‌ی مطلوب، بهتر، سریع‌تر و راحت‌تر خواهد بود.
غالبا، مردم از انتصاب مدیران غیر متعهد و غیر متخصص در ادارات و ارگان‌ها شاکی‌اند و ابراز نارضایتی می‌کنند؛ احتمالا، شوراهای شهر، جواب حکومت به این شکایت است و می‌خواهد بگوید: بفرمایید، ریش و قیچی دست خودتان است، ببینیم خودتان چه گلی بر سر می‌زنید!
واقعا که امتحان خوبی است، ولی متاسفانه مردم بانه در آن رفوزه‌اند!
شهری که پر از متخصصین ترافیک، شهرسازی، عمران، برنامه‌ریزی شهری، معماری و… است، چرا باید حال و روزش این باشد؟!
چرا باید مردم این شهر متخصصان و تحصیل‌کرده گان امور شهری را در چند دوره انتخابات پس بزنند؟!
بگذارید بی پرده عرض کنم، اگر جمله‌ی: شهر خوب را شهروندانِ خوب می‌سازند، روا باشد، پس هر گونه کم و کاستی در بانه، به انتخاب و بی‌توجهی خودمان بر می‌گردد. حالا می‌فرمایید قضیه تقاطع غیر همسطح چه ربطی به انتخاب شورا دارد؟!
اگر در دوره‌ی سوم شورا، مردم کمی به متخصصان و کارشناسان شهری توجه می‌کردند و افراد کارآمد و کاردان را بر می‌گزیدند، شاید امروز شاهد بسیاری از مشکلات، از جمله این تقاطع غیر همسطح، نبودیم.
شهر به مثابه یک سیستم است، یکپارچگی و در هم تنیدگی آن زمانی مشخص می‌شود که کوچکترین دخل و تصرف در یکی از اجزای آن صورت می‌پذیرد.
یک انتخاب نادرست می‌تواند سیمای یک شهر را دگرگون کند، همانطوری‌که بدون مطالعات شایسته و بایسته طرح تقاطع غیر همسطح، در مکان فعلی، تصویب گردید و به مرحله اجرا درآمد.
معمولا هدف از احداث تقاطع‌های غیر همسطح: گشودن گره‌های ترافیکی، اصلاح نقاط حادثه خیز، توجه ویژه به حمل و نقل عمومی، حفظ جان پیادگان و دوچرخه سواران، کنترل دست‌رسی‌ها و تقسیم ترافیک است. با کمی تامل و کنکاش، برای هر فردی که چند سالی در بانه زیسته باشد، به سادگی قابل حصول است که مکان‌یابی این تقاطع، غیر اصولی و نامناسب بوده و در این مکان، با یک روگذر و زیرگذر ساده و دو لاین کنار گذر، به راحتی و با هزینه کم، این گره، سامان داده می‌شد.
اما دیگر کار از کار گذشته، با تقاطعی که به گفته یکی از اعضای شورا، حدود ده میلیارد تومان هزینه برده است، غیر از ادامه و اتمام نمی‌شود کاری کرد!
هرچند، این دسته گلی است که شورا و شهردار دوره سوم، از شش سال خدمت جانانه خود به یادگار گذاشته‌اند، اما شورا و شهردار فعلی هم از گناه و قصور مبرا نیستند!
زمانی که شورای فعلی بر سر کار آمدند، حدود بیست درصد از این پروژه به انجام رسیده بود، چرا در آن زمان به بازنگری و مشورت با اهل فن نپرداختند؟!
در صورتی‌که این شور انجام گرفته و در نهایت به اتمام پروژه، رای صادر شده، چرا بعد از گذشت حدود چهار سال از سکانداری آنان، هنوز پروژه به اتمام نرسیده است؟! در حالی‌که در شهرهای مجاور، ساخت تقاطع‌های مشابه، در یک سال و با هزینه‌ای به مراتب کم‌تر انجام گرفته است! چه مشکلاتی بر سر اتمام پروژه وجود داشت، چرا شفاف‌سازی نکردند؟!
چرا ریز هزینه‌ها و بودجه‌ی اختصاص داده شده و صورت وضعیت را اعلام ننمودند؟! مگر مردم این حق را ندارند که بدانند؟!
چرا در چندین مرحله برای افتتاح پل زمان تعیین کردند و اما نتوانستند و چرا در مورد ساخت و پاخت‌های دوره قبل، و تغییر مکان پروژه چیزی به مردم نگفتند؟! وصدها چرای دیگر که جواب همه آنها را در یک جمله می بینم: از ماست که بر ماست!

 

هادی کریمی ـــ کارشناس جغرافیا و برنامه‌ریزی شهری

اخبار مرتبط

نظرات

یادداشت روژان

نگاهی به سوانح دلخراش جاده‌ای در راه‌های استان کردستان

گوش‌هایی که نمی‌شنوند و چشم‌هایی که نمی‌بینند

بامداد سەشنبه ۲۰ تیر درحالیکه غالب مردم براساس نظم و گردش شبانەروز در بستر خواب بودند جمعیتی از شهر سنندج، به اقتضای نیاز و کار ضروری عزم سفر کردند تا در این گردش روزگار به نیازهای خود پاسخ دهند اما انگار مقدر چنین بود که به مقصد نرسند و در همان ابتدای سفر راهی دیار باقی شوند. حادثه دلخراشی که به سبب ارتباطات پیشرفته و شبکەهای اجتماعی خواب را در همان نیمەهای شب از چشم هموطنان ربود و به خبر اول خبرگزاری‌های ایران تبدیل شد، به گونەای که سه روز عزای عمومی اعلام شد و مقامات کشور از رئیس جمهور و رئیس مجلس گرفته تا بسیاری از وزرا و شخصیت‌های مطرح کشور با صدور پیامهایی به ابراز همدردی با مردم داغدار کردستان پرداختند و  روز پنجشنبه نیز خبر آن در صفحه اول همه روزنامەهای سراسری قرار گرفت. مرگ دست کم ۱۱ نفر که به سبب نوع حادثه قلب بسیاری‌ها را جریحەدار کرد. نکته حائز اهمیت در این رویداد تلخ ایجاد موجی از حزن و اندوه در عرصه استانی و ملی بود که اگر نبود این ابراز همدردی‌ها شاید تالم ناشی از آن برای  خانواده‌های داغدار قابل تحمل نبود. اما پیرامون این سانحه نکاتی قابل تامل است که بیان آن ضروری به نظر می‌رسد: ۱- تلنگری بود به مسوولان که هشدار رسانه‌ها و کارشناسان را جدی بگیرند. نقطه وقوع حادثه به عنوان مکانی حادثه خیز بارها مورد نقد قرار گرفته بود اما دریغ از یک پاسخ منطقی! ۲- بارها گفتیم و بار دیگر تکرار می‌کنیم، مردم کمبودها و ناملایمات را تحمل می‌کنند اما بی‌توجهی، اهمال، فخرفروشی و بی‌عدالتی ازسوی مسئولان را تحمل نمی‌کنند. شکی نداریم که با هزینه چندبرابرهم که شده این مسیر تحت فشار افکارعمومی در کوتاه‌ترین زمان اصلاح خواهد شد، همچنانکه قطعه‌ای از مسیر راه سنندج- حسین آباد، در سال 1382 پیش پس از واژگونی تانکر حامل مواد شیمیایی MTBE و سرازیر شدن مواد آن به داخل آب سد قشلاق بلافاصله اصلاح شد، آیا بهتر نیست قبل از وقوع حوادث تلخ و تحمیل هزینه‌های بسیار گوشها را بروی انتقادات بگشایند و اینقدر بیخیال نباشند. حتما باید جان چند نفر گرفته شود تا معبری حادثه خیز اصلاح شود؟ 3- بارها از تردد تانکر‌های نفتکش در جاده‌های کردستان به عنوان ارابەهای مرگ و کابوس نام برده شده است و سال‌هاست واژگونی تانکر‌ها که نفت و مشتقات نفتی عراق را از طریق جاده‌های باریک و ناامن کردستان به ویژه مریوان و سنندج به ایران می‌آورند یا محصولات نفتی فراوری شده مانند بنزین و گازوئیل را به آن کشور منتقل می‌کنند، همچون کابوسی مردم و محیط زیست منطقه کردستان را تهدید می‌کند. گفته می‌شود در سوآپ نفتی ایران و عراق روزانه ۳۰ تا ۶۰ هزار بشکه نفت خام از طریق مرز به پالایشگاه‌های کرمانشاه، شازند، تهران و تبریز انتقال داده می‌شود و ایران معادل آن را در بنادر صادراتی جنوب تحویل مشتریان عراق می‌دهد. آمار تردد روزانه از ۶۰ تا ۴۰۰ کامیون در محور مریوان – سنندج که یکی از باریک‌ترین و ...