رفتن به بالا

روزنامه فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی رۆژان

تعداد اخبار امروز : 0 خبر


  • شنبه ۲۹ دی ۱۳۹۷
  • السبت ۱۲ جماد أول ۱۴۴۰
  • 2019 Saturday 19 January

  • روزنامه روژان

    صاحب امتیاز و مدیر مسوول: سلیمان الله‌مرادی

    ..............................................................

    نشانی: سنندج - میدان آزادی - انتهای کوچه سجادی (کوچه رزان) - پلاک ۱۱۵

    کد پستی: ۳۳۹۵۳-۶۶۱۳۷

    ..............................................................

    تلفن: ۳۳۲۳۸۵۴۵-۰۸۷

    ای‌میل: info@rojanpress.com

    کانال تلگرام: rojanpress@


اوقات شرعی

  • شنبه ۷ اسفند ۱۳۹۵ - ۱۰:۲۸
  • کد خبر : 2306
  • هفته‌نامه روژان
  • چاپ خبر : چگونه امیدآفرینی کنیم؟

مورخ ۹۵/۷/۱۰ در برنامه گفتمان شبکه استانی کردستان فرماندار بیجار اعلام کرد حدود ۵ هزار نفر افراد تحصیل کرده در مقاطع ارشد و دکترا در آن شهر بیکار هستند؛ از داستان‌سرایی که در نوشتارم نمی‌گنجد پرهیز و به نقش مدیریت و ذکر شش نمونه عینی اکتفا می‌کنم، شاید وجدان خفته‌ای را بیدارکند. منابع مالی و […]

مورخ ۹۵/۷/۱۰ در برنامه گفتمان شبکه استانی کردستان فرماندار بیجار اعلام کرد حدود ۵ هزار نفر افراد تحصیل کرده در مقاطع ارشد و دکترا در آن شهر بیکار هستند؛ از داستان‌سرایی که در نوشتارم نمی‌گنجد پرهیز و به نقش مدیریت و ذکر شش نمونه عینی اکتفا می‌کنم، شاید وجدان خفته‌ای را بیدارکند.
منابع مالی و انسانی جزو لاینفک عوامل اصلی مدیریت هرکشوری هستند و انکار آن به مثابه رد تشنگی و گرسنگی در انسان‌هاست. امروز انواع آسیب‌های اجتماعی به وفور در ایران یافت می‌شود؛ سن این آسیب‌ها به زیر ۱۳ سال رسیده است و اگر سعدی شیرین سخن کنون زنده بود، بدون شک شعر مشهور خویش را تغییر می‌داد که فرموده‌اند:
بنی آدم اعضای یکدیگرند که در آفرینش زیک گوهرند
ایران از حیث منابع مالی (نفت و گاز) در جهان مطرح است. از نظر منابع انسانی تقریباً کشور جوان به شمارمی‌آید و افراد تحصیل کرده و نخبه‌های زیادی را در بستر خویش پرورش داده و از این جهت (منابع مالی و انسانی) مشکلی نداریم؛ لیکن رانت‌خواری و بی‌توجهی به توده‌های مردم، فقرا را فقیرتر کرد و گوشه نشینی، کارتن‌خوابی، ترک تحصیل، سن بالای ازدواج و… از پدیده‌های سوءمدیریت است که متاسفانه درخشانیت را از چهره ایران مخدوش کرده است.
اینک، بسیاری از افراد در اثر بیکاری به دام اعتیاد می‌افتند ؛ جوانان در اثر بیکاری توان تشکیل خانواده را ندارند و مرتکب انواع ناهنجاری‌ها می‌شوند. خانواده‌ها در اثر بیکاری توان پرداخت شهریه مدارس را ندارند و ترک تحصیل به ارمغان می آورد. پس فقرا را اعدام، فرمائید. صاحبان زر و پول فرزندان خویش را به اروپا می‌فرستند تا در بهترین و معتبرترین دانشگاهها تحصیل نمایند و…
اکنون ای وجدان‌های غافل از انسانیت و دیانت، مگر همین ملت نبود از کیان ایران و اسلام دفاع کرد و جان خویش و عزیزانش را تقدیم نمود. دولت‌هایی آمدند و بنام سازندگی، اصول‌گرا، اصلاح طلب و اینک اعتدال… منافع گروه خاص و اطرافیان را برمنافع ملی ترجیح دادند و فرع را در برابر اصل، افراط را در مقابل اعتدال و منفعت طلبی را در مقابل اصلاح طلبی رواج دادند و آنچه نادیده گرفته شد منافع مردم و توده‌های محروم جامعه بود؛ همان‌هایی که در شرایط دشوار از جمله جنگ تحمیلی حماسه‌ها آفریدند و نگذاشتند یک وجب از خاک وطن به اشغال دشمنان درآید.
به ۶ نمونه عینی توجه فرمائید رفع این تبعیض‌ها محتاج به کشف مجهولات نیست، هر انسان عاقل و امین می‌تواند سفره همگان را بدون نان نگذارد.
۱-همان ۵ هزارنفر تحصیل کرده ارشد و دکترا را در شهر کوچکی همچون بیجار در فکر خویش تصور فرمائید. هزاران نفر با مدرک دکترا و ارشد در دانشگاه‌های استان به عنوان مربی، مدرس و… مشغول تدریس هستند؛ در حالی که شاغل رسمی ادارات دولتی‌اند. به بیان دیگر چند شغله‌اند. شاید مسئولان بگویند قانون این حق و مجوز را داده امّا آیا همین قانون نیست که انسانها را به رعایت حقوق فقرا و مستمندان دعوت می‌کند و شانی جز خدمت‌گذاری برای مسوولان قایل نیست؟ بگذارید هر فرد ایرانی تنها یک شغل داشته باشد امّا همگان شاغل باشند. همگان نان و آب می‌خواهند.
در اکثریت جاهای ایران و کردستان چنین تحصیل کرده‌های با حقوق ۳۰۰ هزاریا ۵۰۰هزار آن هم بدون بیمه اگر خوش شانس باشند و یا به اصلاح پارتی داشته باشند جزو شاغلان محسوب می‌شوند.
۲- بهیاری با مدرک دیپلم ۵میلیون حقوق می‌گیرد امّا ارشد و دکترا پرستاری بیکاراست؛ اگر ساعات اضافه‌کاری فرد بهیار با مدرک دیپلم و فاقد اطلاعات علمی مناسب را به بیکاران بدهیم آسیب‌های اجتماعی انصافاً تغییرنخواهند کرد؟
بماند وزیر محترم بهداشت با قدوم مبارک خویش پزشکان را ارباب و مردم را رعیت قرن ۲۱تلقی فرمودند (که بحث خارج از مقاله است) وبه همین منوال یک فرد بهیار با مدرک دیپلم ۵ میلیون دریافتی دارد و افراد تحصیل کرده با مدارک ارشد و دکترا جزو نابهنجاران جامعه (پوزش می طلبم) محسوب می‌شوند! بلی؛ مدیریت ضعیف و نگاه مبتنی بر منافع شخصی، نابهنجار تولید می‌کند!
۳- رئیس دیوان محاسبات کشور مورخ ۹۵/۱۱/۷ در مجلس شورای اسلامی اعلام کرد۴٪ از مدیران فیش‌های نجومی داشته‌اند و رئیس مجلس آنرا لکه ی ننگی بر مدیریت کشور عنوان کرد؛ امّا همین حالا بعد از کشف فیش‌های نجومی، مدیر عامل فلان بانک ماهیانه ۳۷ میلیون در یافتی دارد و هر جلسه‌ای که بگذارد از ۵۰۰هزار تا یک میلیون به حساب این بزرگوار سرازیر می شود. آیا بیت‌المال مال همه است یا او؟!
این انسان محترم تمام وام‌های کارکنان بانک مورد تصدی خویش را قطع و پاداش‌ها را کم؛ به اصطلاح مدیریت می‌کند.
این بود شعار جناب روحانی: «اعتدال گراهستم» مگر این اتفاقات در زمان صدارت ایشان کشف نشدند پس چرا هنوز ادامه دارد؟
معلمی حق‌التدریس با حقوق کمتر از۵۰۰ هزار تومان بدون بیمه در دورترین نقاط محروم کشور خدمت می‌کند؛ در مسیر تردد تصادف می‌کند و از دم جان می بازد. بایستی بقیه عمر، زن و بچه‌اش گدایی کنند و فرزندش همچون فرزندانی که بهزیستی در کرمانشاه سر آنان را تراشید زندگی کند و عجبا انتظار امیدآفرینی از آنها را نیز داریم؟!
۴- روز۱۰/۷/۹۵ روز سالمندان بود؛ آمارها حکایت از افزایش این عزیزان دارد. آیا فاجعه اقتصادی و فشارهای مالی خانواده‌ها موجبات این مهم را فراهم نکرده است؟
۵- آمارهای غیر رسمی اشاره دارند که ۲۵۰ نفر کودک زیر دو سال با مادرانشان در زندان به‌سر می‌برند (جرم مادران بماند) آیا وجود فقر و آسیب‌های اجتماعی قبل و بعد از زندان، این ۲۵۰ کودک را مدیران موفقی برای آینده کشور پرورش خواهد داد خدا را چه دیدی شاید مدیر شدند؟
۶- کشور ما قوانین اسلامی اجرا می‌کند. طبق قانون نفقه بر عهده مرد است و زن در این خصوص وظیفه‌ای ندارد. آمار مردان بیکار را بنگرید که موجبات طلاق را فراهم می‌کند وانگهی زنان در دادگاه شکایت نفقه تقدیم می‌دارند و آنگاه مردان به زندان می‌افتند و تبعات بعدی!
آیا شایسته نیست اول مردان استخدام شوند و یا قوانین خانواده با وضع کنونی تطبیق و همسان شوند.

 

 جمال دبیری ــ روانشناس بالینی

اخبار مرتبط

نظرات

یادداشت روژان

به یاد کاک رحیم ذبیحی

هژیر الله‌مرادی انگار همین دیروز بود به دفتر روژان آمد، مانند همیشه با چهره‌ای خندان و چند ایده جدید که انجام هرکدام می‌توانست چراغی روشن فراروی نسل آینده باشد، کاک رحیم تنها یک کارگردان و فیلمساز عادی نبود. او غم مردم داشت و پشت هرکدام از آثارش می‌توان انبوهی از رنج و مرارت را دید. خود می‌گوید: غمی انسانی از من یک فیلمساز ساخت. در باره روژان نیز گفت: همان نشریه‌ای است که سالها انتظار بودنش را داشتیم. مرگ حق است اما افسوس که برای رحیم ذبیحی زود بود و طرحهایش ناتمام ماند. از تهیه فیلمی بنام «روزی، روزگاری شهرمان بانه» حرف می‌زد که نگاهی به وقایع تلخ روزهای جنگ و بمباران شهر داشت، وقایعی که بخشی از تاریخ فرهنگ پایداری کردستان را می‌توانست ثبت کند، فراخوان طرح را ما در روژان هم منتشر کردیم اما حیف که دست اجل مهلت نداد و خیلی زود روح بلندش به آسمان پرکشید و همه ما را در غم فقدان خود سوگوار کرد، روحش شاد و یادش گرامی.