رفتن به بالا

روزنامه فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی رۆژان

تعداد اخبار امروز : 0 خبر


  • جمعه ۲۷ مهر ۱۳۹۷
  • الجمعة ۸ صفر ۱۴۴۰
  • 2018 Friday 19 October

  • روزنامه روژان

    صاحب امتیاز و مدیر مسوول: سلیمان الله‌مرادی

    ..............................................................

    نشانی: سنندج - میدان آزادی - انتهای کوچه سجادی (کوچه رزان) - پلاک ۱۱۵

    کد پستی: ۳۳۹۵۳-۶۶۱۳۷

    ..............................................................

    تلفن: ۳۳۲۳۸۵۴۵-۰۸۷

    ای‌میل: info@rojanpress.com

    کانال تلگرام: rojanpress@


اوقات شرعی

  • شنبه ۱۴ اسفند ۱۳۹۵ - ۱۴:۱۴
  • کد خبر : 2345
  • هفته‌نامه روژان
  • چاپ خبر : ادب قدرت، ادب اصلاحات/ سهند ایرانمهر

حسن هاشمی، وزیر بهداشت دولت حسن روحانی، در جریان بازدید از شهرستان بدره در استان ایلام، در حالی که از حجم بالای مطالبات مردم عصبانی شده، خطاب به فرماندار می‌گوید:« اگر گذاشتم یک‌روز بمونی این‌جا… بیشعور»! از این مشمئزکننده‌تر تماس تلفنی وزیر برای عذرخواهی است که اگر فرض را بر صادقانه بودنش هم بگذاریم، وجهی […]

حسن هاشمی، وزیر بهداشت دولت حسن روحانی، در جریان بازدید از شهرستان بدره در استان ایلام، در حالی که از حجم بالای مطالبات مردم عصبانی شده، خطاب به فرماندار می‌گوید:« اگر گذاشتم یک‌روز بمونی این‌جا… بیشعور»!
از این مشمئزکننده‌تر تماس تلفنی وزیر برای عذرخواهی است که اگر فرض را بر صادقانه بودنش هم بگذاریم، وجهی زننده‌تر را به نمایش می‌گذارد. وجهی که در آن فرماندار بدره « عذرخواه‌» تر از وزیر، به دنبال استمالت از او و احتمالن دفع شر است و‌در این راستا تن به تملق می‌دهد.
چنین کنش و واکنش‌هایی در جامعه‌ای که عزت‌نفس آدمیان لگدکوب و تملق و خاکساری، « جواب» می‌دهد، امری نیست که مختص جناح خاصی باشد چنانکه فحاشی و استفاده از کلمات نژند و‌کوچه‌بازاری در میان منتسبین به طیف اصولگرا نیز بارها و بارها تکرار شده و نمونه متملقانه و‌خاکسارانه‌اش هم یکی دوتا نیست چنانکه عبدالرضا داوری اخیرن از رفتار ذلیلانه سیدمحمدحسینی وزیر ارشاد دولت احمدی‌نژاد در یکی از جلسات خصوصی او و‌مشایی ( درشب معرفی به مجلس ) پرده برداشت.
این «سروته یک کرباس» بودن قاطبه جناح‌های سیاسی مطرح، در مقوله ادب گفتار و رفتار را آوردم که بگویم تکیه بر بی‌ادبی این سیاستمدار یا آن سیاستمدار، فضیلتی را برای طیف مقابل به همراه نمی‌آورد گو اینکه سیاستمدار و‌مسئول هم زاده‌و‌ رشدیافته جامعه ی متشکل از من و شماست که اولین واکنش‌های‌مان در مقابل امری که موافق طبع‌مان نباشد، واکنشی غریزی و ادبیات مشحون از توهین است.
با این همه مقصودم از این یادداشت خنثی کردن سخنان یک وزیر دولت روحانی با یادآوری زشتی‌های رفتاری و‌گفتاری رقیب نیست. مقصود من حتا حالت منزجر کننده گفتار فرمانداری که از هراس از دست دادن مسند، عاجزانه و‌ملتمسانه سخن می‌گوید هم نیست بلکه تمرکز یادداشتم در مورد آن دسته از اصلاح‌طلبانی است که نه من بلکه بسیاری دیگر از کسانی که در مطبوعات، حلقه‌های سیاسی، احزاب و نظایر آن شاهد رفتار واقعی آنان بوده‌اند، از حضور انگلی آنان بر بدنه یک‌جنبش سیاسی و اجتماعی گلایه‌مندند. افرادی‌ که برخلاف بسیاری چهره‌های شاخص اصلاح‌طلب، متکبر، فرصت‌طلب وعمومن بی‌هنرند و معمولن این فرصت را یافته‌اند تا به اسم اصلاح‌طلبی، عده‌ای از ارباب قلم و‌هنر را به‌کار گیرند و با حرکات نمایشی، به ضیافت چشم‌ها بروند.
اپیدمی این جنس اصلاح‌طلب تقلبی که در رفتارهای روزمره خود از بدیهی‌ترین اصول اخلاقی نیز فاصله گرفته‌اند – و نگاه ابزاری‌شان به روزنامه‌نگار تا مردم به اصلاحات تا فرهنگ و‌هنر، و به سیاست و اجتماع، مایه شرمندگی و تاسف است- در زمانه‌ای بالا می‌گیرد که اصلاح‌طلبان واقعی، مجال بروز ندارند و سکه اصلاح‌طلبی به نام کسانی ضرب می‌شود که بیش از اندیشه اصلاح‌طلبی به صنعت اصلاح طلبی می‌اندیشند.
صنعتی که در آن گفتار، ملغمه‌ای از زبان توام با تبختر و توهین و رفتار توام با تظاهرات مشمئزکننده اخلاقی است.
صنعتی کثیف و قوام یافته با بده بستان‌های مافیایی و ریش سفیدانه که در آن، ‌افراد به مثابه دستمال کاغذی، مصرفی کوتاه مدت دارند.
زدودن این طایفه‌ی بی‌هنر که دامنه اصلاح‌طلبی شان از طمع تصدی سمتی در خور و‌انتصاب دو عمله اکره متملق و بی‌مایه در یکی دوپست، فراتر نمی‌رود و درکی از اصلاحات گفتمانی ندارند، باید سرلوحه کار آن دسته از جوانان و دلسوزان اصلاحات باشد که اصلاح‌طلبی را چیزی بیش از مشارکت در قدرت می‌بینند و نقد و‌افشای این طیف از به اصطلاح اصلاح‌طلب را هجمه به اصلاحات تلقی نکنند.

اخبار مرتبط

نظرات

یادداشت روژان

نگاهی به سوانح دلخراش جاده‌ای در راه‌های استان کردستان

گوش‌هایی که نمی‌شنوند و چشم‌هایی که نمی‌بینند

بامداد سەشنبه ۲۰ تیر درحالیکه غالب مردم براساس نظم و گردش شبانەروز در بستر خواب بودند جمعیتی از شهر سنندج، به اقتضای نیاز و کار ضروری عزم سفر کردند تا در این گردش روزگار به نیازهای خود پاسخ دهند اما انگار مقدر چنین بود که به مقصد نرسند و در همان ابتدای سفر راهی دیار باقی شوند. حادثه دلخراشی که به سبب ارتباطات پیشرفته و شبکەهای اجتماعی خواب را در همان نیمەهای شب از چشم هموطنان ربود و به خبر اول خبرگزاری‌های ایران تبدیل شد، به گونەای که سه روز عزای عمومی اعلام شد و مقامات کشور از رئیس جمهور و رئیس مجلس گرفته تا بسیاری از وزرا و شخصیت‌های مطرح کشور با صدور پیامهایی به ابراز همدردی با مردم داغدار کردستان پرداختند و  روز پنجشنبه نیز خبر آن در صفحه اول همه روزنامەهای سراسری قرار گرفت. مرگ دست کم ۱۱ نفر که به سبب نوع حادثه قلب بسیاری‌ها را جریحەدار کرد. نکته حائز اهمیت در این رویداد تلخ ایجاد موجی از حزن و اندوه در عرصه استانی و ملی بود که اگر نبود این ابراز همدردی‌ها شاید تالم ناشی از آن برای  خانواده‌های داغدار قابل تحمل نبود. اما پیرامون این سانحه نکاتی قابل تامل است که بیان آن ضروری به نظر می‌رسد: ۱- تلنگری بود به مسوولان که هشدار رسانه‌ها و کارشناسان را جدی بگیرند. نقطه وقوع حادثه به عنوان مکانی حادثه خیز بارها مورد نقد قرار گرفته بود اما دریغ از یک پاسخ منطقی! ۲- بارها گفتیم و بار دیگر تکرار می‌کنیم، مردم کمبودها و ناملایمات را تحمل می‌کنند اما بی‌توجهی، اهمال، فخرفروشی و بی‌عدالتی ازسوی مسئولان را تحمل نمی‌کنند. شکی نداریم که با هزینه چندبرابرهم که شده این مسیر تحت فشار افکارعمومی در کوتاه‌ترین زمان اصلاح خواهد شد، همچنانکه قطعه‌ای از مسیر راه سنندج- حسین آباد، در سال 1382 پیش پس از واژگونی تانکر حامل مواد شیمیایی MTBE و سرازیر شدن مواد آن به داخل آب سد قشلاق بلافاصله اصلاح شد، آیا بهتر نیست قبل از وقوع حوادث تلخ و تحمیل هزینه‌های بسیار گوشها را بروی انتقادات بگشایند و اینقدر بیخیال نباشند. حتما باید جان چند نفر گرفته شود تا معبری حادثه خیز اصلاح شود؟ 3- بارها از تردد تانکر‌های نفتکش در جاده‌های کردستان به عنوان ارابەهای مرگ و کابوس نام برده شده است و سال‌هاست واژگونی تانکر‌ها که نفت و مشتقات نفتی عراق را از طریق جاده‌های باریک و ناامن کردستان به ویژه مریوان و سنندج به ایران می‌آورند یا محصولات نفتی فراوری شده مانند بنزین و گازوئیل را به آن کشور منتقل می‌کنند، همچون کابوسی مردم و محیط زیست منطقه کردستان را تهدید می‌کند. گفته می‌شود در سوآپ نفتی ایران و عراق روزانه ۳۰ تا ۶۰ هزار بشکه نفت خام از طریق مرز به پالایشگاه‌های کرمانشاه، شازند، تهران و تبریز انتقال داده می‌شود و ایران معادل آن را در بنادر صادراتی جنوب تحویل مشتریان عراق می‌دهد. آمار تردد روزانه از ۶۰ تا ۴۰۰ کامیون در محور مریوان – سنندج که یکی از باریک‌ترین و ...