رفتن به بالا

روزنامه فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی رۆژان

تعداد اخبار امروز : 0 خبر


  • دوشنبه ۱ بهمن ۱۳۹۷
  • الإثنين ۱۴ جماد أول ۱۴۴۰
  • 2019 Monday 21 January

  • روزنامه روژان

    صاحب امتیاز و مدیر مسوول: سلیمان الله‌مرادی

    ..............................................................

    نشانی: سنندج - میدان آزادی - انتهای کوچه سجادی (کوچه رزان) - پلاک ۱۱۵

    کد پستی: ۳۳۹۵۳-۶۶۱۳۷

    ..............................................................

    تلفن: ۳۳۲۳۸۵۴۵-۰۸۷

    ای‌میل: info@rojanpress.com

    کانال تلگرام: rojanpress@


اوقات شرعی

  • شنبه ۱۴ اسفند ۱۳۹۵ - ۱۴:۲۰
  • کد خبر : 2348
  • هفته‌نامه روژان
  • چاپ خبر : فاعتبروا یا اولا ابصار

مدتی است مسئله کولبری در مرزهای ایران و عراق در اخبار سیاسی و اقتصادی جهان جای مهمی پیدا کرده و کنجکاوی خبرنگاران را بخود جلب کرده بطوریکه آژانسهای مهمی چون بی بی سی و صدای آمریکا خبرنگاران خود را به میان کولبرها فرستادند تا در این مورد تحقیق نمایند و سپس فیلمهایی تهیه کردند از […]

مدتی است مسئله کولبری در مرزهای ایران و عراق در اخبار سیاسی و اقتصادی جهان جای مهمی پیدا کرده و کنجکاوی خبرنگاران را بخود جلب کرده بطوریکه آژانسهای مهمی چون بی بی سی و صدای آمریکا خبرنگاران خود را به میان کولبرها فرستادند تا در این مورد تحقیق نمایند و سپس فیلمهایی تهیه کردند از اشخاص علیل و پیرمرد و از کار افتاده که اظهار می داشتند به دلیل فقر و نیاز مالی در میان این برف و سرما، تن به این کار طاقت فرسا و تحمل ناپذیر داده اند تا لقمه نانی پیدا کنند و باید کارتونهای ۱۲۰ کیلوئی را بر کول نهاده و از میان این برفها و یخبندانها عبور کرده و بار را به مقصد برسانند. تازه اگر با ممانعت مأمورین ضدقاچاق مواجه نشوند و بتوانند به مقصود برسند لاکن آنچه مهم است و توجه مرا جلب کرد از خودم پرسیدم راستی، این کالاهای مهم قاچاق چیست که بازرگانان مجبورند به مرز بیاورند و کولبران با این زحمات طاقت فرسا حمل نمایند؟آیا در داخل کشور امکان ندارد این کالاها را تولید کرده و به قاچاق و کولبری پایان بدهیم و بیخود با حیثیت کشور و مردم بازی نکنیم؟
وقتی به یکی از فیلمها نگاه کردم دیدم خبرنگار از کولبر پیر پرسید: این کارتون چند کیلو است؟
جواب: صد و بیست کیلو
* بار داخل کارتون چیست؟
– عرض کنم… گوش پاک کن است!
از یکی دیگر پرسیدند بار تو چیست؟ او هم جواب داد بار من چوب بستنی است.
خدایا… چگونه امکان دارد؟
کشور ما دارد ماهواره به آسمان می فرستد، کشور ما موشکهای بالستیک تولید می‌کند، کشور ما هواپیما و اتومبیل و کشتی می‌سازد، پس چگونه امکان دارد که گوش‌پاک‌کن را از خارج آنهم با قاچاق و کولبری بیاوریم؟ مگر جوانان بیکار کردستانی نمی‌توانند چند نفری جمع شوند و این اشیاء ساده را به طریق انبوه تولید نمایند؟ یعنی جوانان بیکار و سرگردان شهر من نمی‌توانند چوب بستنی بسازند؟ پس چرا با خارج کردن ارز دارید از کشور آلمان می‌خرید؟ چرا این دلارها و یوروها را به جوانان بیکار خودمان نمی‌دهید؟

خلاصه برای اطلاع شما چند قلم از این کالاهای ضروری و موردنیاز را که به طریق قاچاق از مرزهای غربی وارد می شوند عرض می کنم:
۱- گوش پاک کن که با میله کوچک پلاستیکی و مقدار کمی پنبه ساخته می‌شود.
۲- چوب بستنی که نیاز به شناسائی چوب مناسب و تراشیدن و ساخت دارد.
۳- چوب مخصوص معاینه پزشکان… که هیچی آیا اینها پیچیده هستند؟
۴- مداد پاک کن
۵- سنجاق ته گرد و سنجاق کوب
فاعتبروا یا اولا ابصار؛ شما را بخدا فکری کرده و تولید اینها را به جوانان بسپارید.

اخبار مرتبط

نظرات

یادداشت روژان

به یاد کاک رحیم ذبیحی

هژیر الله‌مرادی انگار همین دیروز بود به دفتر روژان آمد، مانند همیشه با چهره‌ای خندان و چند ایده جدید که انجام هرکدام می‌توانست چراغی روشن فراروی نسل آینده باشد، کاک رحیم تنها یک کارگردان و فیلمساز عادی نبود. او غم مردم داشت و پشت هرکدام از آثارش می‌توان انبوهی از رنج و مرارت را دید. خود می‌گوید: غمی انسانی از من یک فیلمساز ساخت. در باره روژان نیز گفت: همان نشریه‌ای است که سالها انتظار بودنش را داشتیم. مرگ حق است اما افسوس که برای رحیم ذبیحی زود بود و طرحهایش ناتمام ماند. از تهیه فیلمی بنام «روزی، روزگاری شهرمان بانه» حرف می‌زد که نگاهی به وقایع تلخ روزهای جنگ و بمباران شهر داشت، وقایعی که بخشی از تاریخ فرهنگ پایداری کردستان را می‌توانست ثبت کند، فراخوان طرح را ما در روژان هم منتشر کردیم اما حیف که دست اجل مهلت نداد و خیلی زود روح بلندش به آسمان پرکشید و همه ما را در غم فقدان خود سوگوار کرد، روحش شاد و یادش گرامی.