رفتن به بالا

روزنامه فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی رۆژان

تعداد اخبار امروز : 0 خبر


  • پنجشنبه ۲۷ دی ۱۳۹۷
  • الخميس ۱۰ جماد أول ۱۴۴۰
  • 2019 Thursday 17 January

  • روزنامه روژان

    صاحب امتیاز و مدیر مسوول: سلیمان الله‌مرادی

    ..............................................................

    نشانی: سنندج - میدان آزادی - انتهای کوچه سجادی (کوچه رزان) - پلاک ۱۱۵

    کد پستی: ۳۳۹۵۳-۶۶۱۳۷

    ..............................................................

    تلفن: ۳۳۲۳۸۵۴۵-۰۸۷

    ای‌میل: info@rojanpress.com

    کانال تلگرام: rojanpress@


اوقات شرعی

  • یکشنبه ۱۵ اسفند ۱۳۹۵ - ۱۱:۳۹
  • کد خبر : 2354
  • هفته‌نامه روژان
  • چاپ خبر : چرایی اصلاح گفتمان پزشکی
به بهانه مرگ مادر باردار مریوانی/

چرایی اصلاح گفتمان پزشکی

روژان: دانش پزشکی و بیمارستان و پزشک، فضایی را به وجود آورده‌اند که سلامت جامعه در گرو سلامت و امنیت آنهاست و سلامت و امنیت پزشکی نیز در گرو نقدپذیری و نظارت دقیق و ارزیابی مرتب عملکرد و دور نگه‌داشتن آن از حسابگری و نگاه مصرف‌گرا و ابزاری به دانش پزشکی است و چنین امری تنها در فضایی قابل تحقق است که سازوکارهای قانونی حمایت از حقوق بیماران به‌عنوان اصل و فصل سیاست‌های کلی سلامت مدنظر قرار گیرد.

یکی از فضاهای مدرن و موردنیاز جامعه، بیمارستان است؛ بی‌آنکه بخواهم به‌طور مفصل نظام درمان را قبل از دوران مدرن تشریح نمایم لازم است اشاره کنم قبل از دوران رنسانس چه در غرب و چه در جهان اسلام عموماً مداوا در منازل انجام می‌گرفت و طبیبان بیشترین تلاش‌هایشان در راستای بهبود و یا هموار نمودن مسیر سرنوشت آدمی بود و درمان نیز در هر حالت می‌توانست کمکی به این جریان باشد و معمولاً مکان‌های عمومی در کنار اماکن مذهبی بیشتر محل تجمع فقرایی بود که توانایی و مکنت مالی فراخواندن پزشک را نداشتند و کار مداوا، در مکان‌هایی غیربهداشتی و بدون مراقبت خاص گاه با مداوای مختصری با تدارک و پشتیبانی روحانیون و روسای مراکز دینی انجام می‌گرفت، مراقبت شکلی از همکاری عمومی و مددکاری جمعی و داوطلبانه بود و بیمار در آنجا تا زمان مرگ حضور داشت؛ اما به هر صورت فرارسیدن دوران مدرن، عصری تازه در گفتمان پزشکی و رابطه درمان و بیمار و پزشک رقم زد و با نیاز به نگهداری بیمار در فضای بسته و جلوگیری از انتشار بیماری‌های مسری بیمارستان را به وجود آورد. بیمارستان مکانی مصنوع است که بیمار در آن احتمال از دست دادن هویت اساسی خود را می‌پذیرد و رویارویی با عارضه بیماری‌ها سرشت حقیقی بیمار را تغییر می‌دهد. بیمار از مکان اصلی و خانوادگی خود کنده می‌شود و با محیطی آلوده به انواع عارضه‌های بیماری و درمان خطر از دست دادن جان را هم باجان می‌خرد و درصورتی‌که پزشک حاذق وجود نداشته باشد ممکن است تشخیص نادرست و درمان ناصواب دوره طبیعی بیماری را مخدوش کند و صدالبته زمانی که درمان با تیغ جراحی صورت گیرد این مسئله حادتر می‌نماید.
در دوران مدرن دگرگونی بیمارستان از مکان عمومی مددکاری به مکان درمان پزشکی برای تمایز و فردیت یافتن بیمار به‌منزله ابژه‌ی دانش پزشکی مهم و اساسی بود؛ با این گذار بیمارستان دیگر مکانی نبود که در آن به انتظار مرگ می‌نشستند بلکه به مکان درمان بیماری به‌صورت ارجح تبدیل شد، با این تغییرات بیمارستان سرانجام به‌مثابه ماشین درمان مستقر شد.
دولت مدرن با مبادلات گوناگون در میان سیاست‌های مالی و اقتصادی به دنبال تعدیل و توازن بین اقتدار مرکزی و قدرت‌های محلی است و در این شکل مدرن مصلحت دولت باسیاست داخلی همبسته است، سلامت جامعه و بهداشت و درمان به‌عنوان بخشی کالبدی و جسمی در رضایت شهروندان نقش مهمی را ایفا می‌نماید؛ بر همین اساس دولت با ایجاد دانشکده‌‌های پزشکی و بیمارستان‌ها و مکان‌های وابسته به آن، مصلحت خود را می‌جوید و این مصلحت، هم در رضایت شهروندان تحت تابعه‌اش است و هم توازن و تعادل دگرگونی‌های موجود در تعامل منابع مالی، شیوه‌های کنترل و مراکز تصمیم‌گیری است. بیمارستان همچون یک فضای مدرن ابژه‌گی بیمار را به رسمیت می‌شناسد و از آن پشتیبانی می‌نماید، در این فضا نگاه پزشک به بیمار سوژه به ابژه است و این رابطه متضمن وضعیتی است که بیمار باید همچون شیئی درمان خود را بپذیرد.
در خاورمیانه و بخصوص کشورمان از زمان شکل‌گیری اولین بیمارستان‌ها و ورود پزشکان خارجی این ذهنیت ابژه‌نگرانه به بیمار در فضایی سنتی که قبل از آن تجربه درمان و بهبود امری کم‌سابقه بود در کنار هژمونی زبان پزشکی و قدرت گفتمان پزشکی موجب شکل‌گیری کردار و هنجارهایی گردید که اینک جایگاه پزشک را منحصر به فرد نمود است. این پدیده امروزه به شکل خاص در میان طیف وسیعی از پیشه‌ها و اشتغالات بشری از علوم مهندسی گرفته تا علوم انسانی و اشتغال به کارهای خدماتی پزشکی به‌عنوان حافظ زندگی و حفظ سلامت کالبد جامعه با ادبیاتی خاص عرض اندام نموده است. از همان زمان تاکنون به‌خصوص در مناطق حاشیه‌ای و کمتر توسعه‌یافته چنین ذهنیتی حاکم است و توجه به بعد زیبایی‌های جسم و درمانگری زیبایی محور هم در مراکز توسعه‌یافته‌تر به حفظ یکپارچگی جامعه پزشکی در سایه دولت و پشتیبانی و همراهی آن کمک نموده است.
بروز خطا و اشتباه پزشکی معمولاً مسئله‌ای عجیب و دور از ذهن نیست و در توسعه‌یافته‌ترین کشورها و پیشرفته‌ترین بیمارستان‌ها در فضای به‌هم‌پیوسته بیماری و درمان به دلایل گوناگون خطا و اشتباه رخ می‌نماید و نقص عضو، اختلال در دوره طبیعی بیماری و مرگ بیمار هم قطعاً بخشی از فرایند این قصورات و اشتباهات است؛ آنچه که مدنظر فوکو و منتقدان نظم مدرن بود برداشتن این نگاه‌های بسته پزشکینه و نقد و بازسازی مداوم آن بود و همچون بخشی از آموزش‌های آکادمیک پزشکی اعتراف به خطا و اشتباه موضوعی است که خارج از معذوریت‌های اخلاقی و به‌مثابه زبان پزشکی جلوه‌گر شده است و به‌سادگی پذیرش قصور همچون یک وظیفه حرفه‌ای و شغلی نه‌تنها به کسر جایگاه و تنبیهات و حذف و طرد منجر نمی‌شود بلکه بازآموزی و بازسازی دانش و روحیه فردی پزشک، چون امری ضروری برای ایجاد امنیت در درمان مطرح می‌گردد.
اتفاقی که هفته گذشته در شهر مریوان روی‌داد هرچند حادثه‌ای تلخ و ناخوشایند بود اما ناخودآگاه وضعیتی به وجود می‌آورد تا ضرورت نگرش بر گفتمان پزشکی و رابطه پزشک و بیمار و روح حاکم بر بیمارستان خارج از قوانین موجود بازنگری و بازسازی شود. قطعاً یکی از موارد شایع در جهان مرگ مادر و نوزاد در حین وضع حمل است و در کشورهای پیشرفته نیز چنین امری متصور است و تمام تلاش‌های پزشکی در راستای کاهش این نوع مرگ‌ومیر است و دلیل اصلی تلخی این نوع مرگ‌ها به خاطر وضعیت مادر و نوزاد است. به باور خیلی از کارشناسان وضع حمل جزو بیماری محسوب نمی‌شود و نگاه و ابژگی حاکم بر بیمار و درمانش را نباید بر زنی حامله نیز تکرار نمود. حاملگی و زایش نوزاد بخش اساسی استمرار نسل انسان و بقای نوع بشر بر روی کره زمین است و سیاست‌های رسمی هم درهرحال موافق زادوولد و فرزندآوری بیشتر است. در جریان تولد زندگی و انسان می‌طلبد محیط زایشگاه نه چون دیگر بخش‌های بیمارستان باشد و نه مرگ مادر و نوزاد را همچون دیگر بیماری‌ها مدنظر قرار داد. مرگ مادری جوان در بیمارستان حادثه‌ای از این نوع بود که بسیاری از مردم را شوکه نمود و بلافاصله موجی از واکنش‌های احساسی را به دنبال داشت و علیرغم عدم رسیدگی و عدم اعلام مقصر یا مقصرین، پزشک معالج مورد خطاب مردم قرار گرفت و در فضای مجازی مسائل ضدونقیض و حتی توهین و بی‌احترامی را به بار آورد که متأسفانه وجه تلخ دیگر حادثه همین واکنش احساسی و بی‌توجهی به طی نمودن مراحل قانونی رسیدگی بود.
جزئیات آنچه که در حادثه تلخ فوق روی داد را به کارشناسان و مسئولین رسیدگی به این پرونده واگذار می‌نماییم اما بدون شک این حادثه اولین و آخرین از این سلسله حوادث تلخ و دل‌خراش نیست و به نظر می‌رسد این سطح مراقبت و پشتیبانی از قداست و دفاع تمام‌قد از اشتباهات و تقصیرات پزشکی در هیچ صنف و گروه دیگر متصور نیست و علی‌الخصوص در مقایسه با اشتباه و خطاهای معلمین و میزان نتایج زیان‌بار هر دو صنف می‌توان به‌طوری محسوس و قابل تأمل آنرا مدنظر قرار داد. چنین تأکیدی ممکن است تصور و شک اجحافی بر شغل پزشکی را به وجود آورد اما تجربه چند دهه گذشته در مقابل حتی سریال‌های طنز و مسائلی در مورد عملکرد یک پزشک خاص هم واکنش جمعی و صنفی را به دنبال داشته است و هم در فضای بیمارستان قانون و حفاظت فیزیکی به شکل ویژه متصور است و نباید این مسئله را فراموش کرد که پزشکان فرزندان این جامعه‌اند و همه نوع افراد بااخلاق و تیپ‌های شخصیتی متفاوت در میان آنها وجود دارد؛ البته بر کسی پوشیده نیست دانش پزشکی و بیمارستان و پزشک، فضایی را به وجود آورده‌اند که سلامت جامعه در گرو سلامت و امنیت آنهاست و سلامت و امنیت پزشکی نیز در گرو نقدپذیری و نظارت دقیق و ارزیابی مرتب عملکرد و دور نگه‌داشتن آن از حسابگری و نگاه مصرف‌گرا و ابزاری به دانش پزشکی است و چنین امری تنها در فضایی قابل تحقق است که سازوکارهای قانونی حمایت از حقوق بیماران به‌عنوان اصل و فصل سیاست‌های کلی سلامت مدنظر قرار گیرد و دژ یکپارچه جامعه پزشکی به شکلی طیف‌گونه مورد مداقه و بررسی عملکرد قرار گیرد و در قبال خطا و اشتباهات پزشکی بیانیه و واکنش‌های یکپارچه دفاعی را به دنبال نداشته باشد.

اخبار مرتبط

نظرات

یادداشت روژان

به یاد کاک رحیم ذبیحی

هژیر الله‌مرادی انگار همین دیروز بود به دفتر روژان آمد، مانند همیشه با چهره‌ای خندان و چند ایده جدید که انجام هرکدام می‌توانست چراغی روشن فراروی نسل آینده باشد، کاک رحیم تنها یک کارگردان و فیلمساز عادی نبود. او غم مردم داشت و پشت هرکدام از آثارش می‌توان انبوهی از رنج و مرارت را دید. خود می‌گوید: غمی انسانی از من یک فیلمساز ساخت. در باره روژان نیز گفت: همان نشریه‌ای است که سالها انتظار بودنش را داشتیم. مرگ حق است اما افسوس که برای رحیم ذبیحی زود بود و طرحهایش ناتمام ماند. از تهیه فیلمی بنام «روزی، روزگاری شهرمان بانه» حرف می‌زد که نگاهی به وقایع تلخ روزهای جنگ و بمباران شهر داشت، وقایعی که بخشی از تاریخ فرهنگ پایداری کردستان را می‌توانست ثبت کند، فراخوان طرح را ما در روژان هم منتشر کردیم اما حیف که دست اجل مهلت نداد و خیلی زود روح بلندش به آسمان پرکشید و همه ما را در غم فقدان خود سوگوار کرد، روحش شاد و یادش گرامی.