رفتن به بالا

روزنامه فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی رۆژان

تعداد اخبار امروز : 0 خبر


  • دوشنبه ۱۹ آذر ۱۳۹۷
  • الإثنين ۱ ربيع ثاني ۱۴۴۰
  • 2018 Monday 10 December

  • روزنامه روژان

    صاحب امتیاز و مدیر مسوول: سلیمان الله‌مرادی

    ..............................................................

    نشانی: سنندج - میدان آزادی - انتهای کوچه سجادی (کوچه رزان) - پلاک ۱۱۵

    کد پستی: ۳۳۹۵۳-۶۶۱۳۷

    ..............................................................

    تلفن: ۳۳۲۳۸۵۴۵-۰۸۷

    ای‌میل: info@rojanpress.com

    کانال تلگرام: rojanpress@


اوقات شرعی

  • دوشنبه ۲۳ اسفند ۱۳۹۵ - ۱۲:۰۳
  • کد خبر : 2411
  • هفته‌نامه روژان
  • چاپ خبر : نوروز میراث فرهنگی گذشته و رمز زندگی آینده

بحران دنیای مدرن و مواجهه کنونی ما با مدرنیته در خاورمیانه به وادی بغرنجی گام نهاده است واکنش های متفاوت و گاه متضاد در برابر نظم مدرن، فرهنگ غربی، فرایند جهانی شدن و جهانی سازی، بازیابی هویت در میان سنت و مدرنیته به وضعیتی منجر شده است که مرزبندی ها و ایجاد خطوط جدایی افکن […]

بحران دنیای مدرن و مواجهه کنونی ما با مدرنیته در خاورمیانه به وادی بغرنجی گام نهاده است واکنش های متفاوت و گاه متضاد در برابر نظم مدرن، فرهنگ غربی، فرایند جهانی شدن و جهانی سازی، بازیابی هویت در میان سنت و مدرنیته به وضعیتی منجر شده است که مرزبندی ها و ایجاد خطوط جدایی افکن و دشمن ساز و غیریت نگرانه اکنون در مناسبات اجتماعی نقشی مهم را ایفا می نمایند، بروز خشونت های ایدئولوژیک در قالب گفتمان های دینی، ملی، زبانی و قومی این منطقه را میدان رزم و نبرد گروههایی ساخته که هیچگونه نقطه اشتراک و یکسانی را در میان خود و دیگران نمی‌پذیرند با وجود هزاران سال سابقه زندگی مشترک و یکسانی ها و قرابت و نسبت خانوادگی و زبانی اقوام خاورمیانه اینک هیچ گروه و دسته ای حاضر به پذیرش دیگری نیست و به نام زبان و مذهب و ملت و نگرش های ایدئولوژیک به جهان و تفسیرهای متعدد از دین هرکس در پی انحصارگرایی و دیدگاهی تمامیت خواهانه در مورد گروه اجتماعی خود و طرد دیگران است ریشه این طرد و انکار در دیدگاه خودمحوری و حق محوری نهفته است بدین سان در شرایط بحرانی گذار از سنت به مدرن هویت های معیوبی شکل می گیرند که آرزویی جز نابودی دیگران را در سر نمی پرورانند، متاسفانه بسیاری از روشنفکران در خاورمیانه با تکیه بر قرائت های فاشیستی و حذف و نادیده انگاشتن این تفاوت‌ها و عدم احترام به آنها گام در زمین پیش ساخته ای نهاده اند که نابودی خاورمیانه تنها و تنها افق پیش روی خواهد بود.
هرچند، برای گذار از سنّت به تجدد انتظار می رود در مسیر عقلانیت و خردورزی گام بردارشته شود لیکن به نظر می رسد مسیر ایدئولوژی و هویت یابی در چنبره آشفتگی مفهومی گرفتار شده است و در این میان نمادها و سوابق مشترک فرهنگی که می تواند به بازیابی صلح و تفاهم و پذیرش همدیگر منجر شود در قالبی سطحی و ظاهری و به شکل فرمی از ذهنیت مصرف گرایانه دلخواه نظم سرمایه داری درآمده است و نوروز هم به مصادره و مالکیت این دیدگاه انحصارگرایانه هویت گرا درآمده است و به جای تمرکز به فلسفه نوروز هر قوم و گروه زبانی به دنبال مصادره آن به نام خود بوده و از سویی بهانه ای برای هزینه ها و ذهنیت مصرف گرا تبدیل شده است در حالی که نوروز رمز و فلسفه ای بس ژرف و عمیق و جغرافیایی گسترده و متنوع دارد و می تواند همچون چتری اقوام متخاصم کنونی و بستگان هزارساله را به هم پیوند دهد.
پیوند انسان بـا طبیعت، رمز پایداری و راز ماندگاری نوروز است. نوروز، روز آفرینش طبیعت با آغاز بهار و شروع فـصل کاشت هـم زمـان اسـت و درازی شب و روز بـا هـم برابر مـی‌شود. نوروز و دیگر جشن های فصلی که بیشتر به سال نو کشاورزی مربوط می شوند، همه جنبۀ جهانی و عمومی دارند و مردم هر فرهنگ گردش سال را در اولین روز از هر سال نو کشاورزی با رفتارها و کنش های آئینی برخاسته از جغرافیای فرهنگی محیط زیست خود جشن می گرفته اند، از سویی دیگر تجربه زیسته انسان ها در فلات ایران و همسایگی آن در بین النهرین و دیگر نقاط نمایشگر جنبه هایی از تجربه ها و باورها و رفتارهای صیقل خوردۀ فرهنگی مردم در مجموعه ای از کنش های آئینی است که هر ساله در آغاز بهار و سال نو تکرار می شده است.
نوروز نخستین روز سال خورشیدی برابر با یکم فروردین ماه، جشن آغاز سال نو و یکی از کهن‌ترین جشن‌های به جا مانده از روزگار قدیم است، ابوریحان بیرونی در کتاب آثار الباقیه در مورد پیدایش نوروز نوشته است که برخی از علمای ایران می‌گویند سبب اینکه این روز را نوروز می‌نامند این است که چون جمشید به پادشاهی رسید دین خود را تجدید کرد و چون این کار خیلی بزرگ به نظر آمد و آن روز، روز تازه‌ای بود جمشید عید گرفت اگر چه پیش از این هم نوروز بزرگ و معظم بود. برخی دیگر از ایرانیان گویند که جمشید زیاد در شهرها گردش نمود و چون خواست به آذربایجان داخل شود بر سریری (تخت پادشاهی) از زر نشست و مردم او را بر دوش خود می‌بردند و چون آفتاب بر آن تخت بتابید و مردم آن را دیدند این روز را عید گرفتند. بیرونی همچنین از قول زادویه (یکی از افراد بلندپایه در اواخر دوران ساسانی) نوشته است، اهریمن برکت را از آب و گیاه گرفته بود و باد را از وزش بازداشته بود و درختان خشک شدند و دنیا نزدیک به نابودی بود پس جمشید به امر خداوند، برای دیدار اهریمن و پیروان او به دوزخ رفت و دیرگاهی آنجا بماند و چون برگشت جهان به حالت فراوانی و باروری، و مردم به اعتدال رسیدند. در آن روز که جمشید برگشت مانند آفتاب طالع شده بود و نور از او می‌تابید و مردم از طلوع دو آفتاب در یک روز در شگفت شدند و آن روز را نوروز خواندند و جشن گرفتند و چون چوب‌های خشک سبز شدند مردم به یمن این نعمت در هر ظرفی و طشتی جو کاشتند و سپس این رسم میان ایرانیان پایدار ماند. همچنین جمشید در این روز به مردمان دستور داد تا غسل کنند تا از گناهان پاک شوند.
از سه هزار سال پیش از میلاد، در آسیای غربی دو عید، رواج داشته‌است، عید آفرینش در اوایل پاییز و عید رستاخیزی که در آغاز بهار، برگزار می‌شده‌است. بعدها دو عید پاییزی و بهاری به یک عید تبدیل گردیده و سر بهار جشن گرفته شد. مردم بابل از دوران‌های بسیار قدیم، روز اول سال را، عموماً در اعتدال بهاری (۲۱ مارس) جشن می‌گرفتند. این زمان اول بهار و آغاز فصل نو است، زمانی که طبیعت از خواب زمستانی بیدار می‌شود، در حقیقت آغاز سال نو بود، عید آغاز سال در بین‌النهرین (بابل و آشور) و همچنین در عیلام در اصل بازگشت ایزدِ شهید شونده، دُموزی بود که معتقدان نظر داشتند او هر ساله می‌میرد و بار دیگر به حیات برمی‌گردد. مرگ او مرگ جهان گیاهان و حیات مجدد او حیات مجدد جهان گیاهی بود. فینیقی‌ها در آغاز بهار مراسمی داشتند به نام مراسمِ آدونیس. آدونیس یک روح گیاهی است که مرگ و بازگشت او به زندگی معرف خواب طبیعت در زمستان و احیای آن در بهار است. آدونیس از درختی به دنیا آمد و مردم روغن آن درخت را در جشن مربوط به روز سال که اول اعتدال ربیعی بوده به کار می‌بردند.
اینکه خواستگاه نوروز در فلات ایران بوده است جایی هیچگون شک و شبهه‌ای نیست این فلات به گواهی اسناد و یافته های تاریخی، باستان شناسی، اسطوره شناسی تطبیقی و رموز و یافته های پیدا و پنهان در ادیان جزو اولین سرزمین هایی بوده است که کشاورزیو کشت و زرع در آن انجام شده است، هلال خصیب بنا بر تطبیق جغرافیایی رشته کوههای زاگرس تفسیر می شوند که همچون ستون فقرات این فلات به شمار می آیند، سرزمینی با تغییرات محسوس آب و هوایی و نمایان شدن عینی چهار فصل سال در طول هزارن سال زندگی و اصطکاک ساکنانش بوجود آورنده فرهنگی بوده است که در نوع خود منحصر به فرد و تمدن فرهنگ‌های زرین و پرباری را در طول تاریخ آفریده است ساکنان این فلات همچون ماهها و فصول سال متفاوت و گوناگون بوده اند و امروز به گواهی شواهد عینی خاورمیانه موزه‌ای غنی از زبان، ملیت، دین، مذهب و فرهنگ های متنوعی است که نشان می دهد کثرت این تفاوت ها و تعددها ناشی از پذیرش و تفاهم و صلح و دوستی مردمان این سرزمین در گذشته بوده است گستره جغرافیایی برگزار کنندگان نوروز نشان می دهد ریشه های مشترک و وابستگی و نسبت های نزدیک فرهنگی و اشتراکات این جوامع در گذشته به اندازه‌ای بوده است تا در روزهایی خاص برای چندین مفهوم والا و ارزشمند همچون رستاخیز طبیعت، بهار، روشنایی، اعتدال، برآمدن آفتاب، غلبه بر سرما و تاریکی، شروع فصل کاشت و تلاش و کوشش گرد هم جمع شوند و با برپایی جشن و پایکوبی و برافروختن آتش به گرما به خورشید سلامی بدهند و با سرما و تاریکی خداحافظی نمایند، جدای از اهمیتی که بعدها آتش در آیین زرتشتی می‌یابد و همچون عنصری مقدس در جهان بینی زرتشتیان پدیدار می‌شود و آتش های مقدس از آتش خانواده تا آتش طبقات اجتماعی و آتشکده ها افروخته می شوند باید یادآوری نمود وضعیت این فلات و آب و هوای معتدل و زمستان های سرد و برفی آن نقش گرما و آتش را نزد آنها حائز اهمیت ساخته بود، بنابراین همان تقدسی هم که آیین زرتشتی برای آتش قائل می‌شود خود بخشی از خصیصه های جغرافیایی خاستگاه آن و فرهنگ کشاورزی مردمان ساکن بوده است.
در طول تاریخ چندهزار ساله و با وجود شکل گیری ادیان و مذاهب گوناگون و تعصب و مرزبندی های متصلب و سخت گیری های حافظان ونگهبانان دژهای محکم آنها و هجوم اقوام مهاجم و بیگانه از اروپا و آسیای میانه نه تنها نتوانسته رمز همبستگی و برادری نوروز را نابود نماید بلکه به مرور زمان و در برهه هایی از تاریخ نوروز از مرزهای جغرافیایی خود عبور کردهودر میان فرهنگ های دیگر نفوذ و رسوخ کرده است، امروز میلیون‌ها نفر از غرب، مرکز و جنوب آسیا و مناطق دیگر در سراسر جهان گرد هم می‌آیند، همان‌گونه که برای بیش از ۳۰۰۰ سال چنین کرده‌اند تا سال جدید و نخستین روز بهار را جشن بگیرند، چنین اتفاقی برجسته نه از دهلیزهای قدرت و نه از مراکز ایدئولوژیک و نه از اماکن دینی و مذهبی برخاسته است تا با پشتوانه ای از قدرت یا توجیه پذیری و ایمان راسخ و بنیان های متافیزیک و تقدس مابان پیروان و معتقدانی را از سر استفاده و پاداش و گناه به کنش وادارد، نوروز یادگاری همبستگی دیرین و پیوند دوستانه انسان و طبیعت است و همچون ژنی نهفته در ناخوداگاه این جغرافیای پهناور هر ساله در روز مشخص آنرا کاملا اختیاری و آزاد گرامی می دارند
این میراث ارزش‌ها و آرزوهایی را به ما یادآوری می کند که همگی‌مان برای برقراری صلح از راه بردباری، احترام و تفاهم متقابل در آن سهیم هستیم. میراث فرهنگی نوروز به شیوه‌ای آزاد و آراسته در سراسر این گیتی پهناور، پلی بین مردم جهان است. نوروز «گوناگونی‌»‌ها را به عنوان یک نیرو و بنیاد برای دنیایی صلح‌آمیز و پایدار جشن می‌گیرد، تا به جهان سخت متصلب و ایدئولوژی زده و افسون زده مردمان کنونی جهان و علی‌الخصوص خاورمیانه نشان دهند راه رستگاری بشر، آزادی، صلح و دوستی و احترام به تفاوت‌ها و توجه به اشتراکات بشری است، در این هنگام تغییرات جهانی، زمانی که تمامی جوامع با فشارهای جدید رو به رو هستند، نیاز به همبستگی بین تمامی مردم و همگامی با سیاره‌ای که در آن زندگی می کنیم، هیچ گاه تا این اندازه ضروری نبوده است و بدون شک نوروز می‌تواند این رمز مفاهیم بلند بشری باشد مفاهیمی که به درازای عمر بشر قدمت و جاودانه‌اند.

اخبار مرتبط

نظرات

یادداشت روژان

نگاهی به سوانح دلخراش جاده‌ای در راه‌های استان کردستان

گوش‌هایی که نمی‌شنوند و چشم‌هایی که نمی‌بینند

بامداد سەشنبه ۲۰ تیر درحالیکه غالب مردم براساس نظم و گردش شبانەروز در بستر خواب بودند جمعیتی از شهر سنندج، به اقتضای نیاز و کار ضروری عزم سفر کردند تا در این گردش روزگار به نیازهای خود پاسخ دهند اما انگار مقدر چنین بود که به مقصد نرسند و در همان ابتدای سفر راهی دیار باقی شوند. حادثه دلخراشی که به سبب ارتباطات پیشرفته و شبکەهای اجتماعی خواب را در همان نیمەهای شب از چشم هموطنان ربود و به خبر اول خبرگزاری‌های ایران تبدیل شد، به گونەای که سه روز عزای عمومی اعلام شد و مقامات کشور از رئیس جمهور و رئیس مجلس گرفته تا بسیاری از وزرا و شخصیت‌های مطرح کشور با صدور پیامهایی به ابراز همدردی با مردم داغدار کردستان پرداختند و  روز پنجشنبه نیز خبر آن در صفحه اول همه روزنامەهای سراسری قرار گرفت. مرگ دست کم ۱۱ نفر که به سبب نوع حادثه قلب بسیاری‌ها را جریحەدار کرد. نکته حائز اهمیت در این رویداد تلخ ایجاد موجی از حزن و اندوه در عرصه استانی و ملی بود که اگر نبود این ابراز همدردی‌ها شاید تالم ناشی از آن برای  خانواده‌های داغدار قابل تحمل نبود. اما پیرامون این سانحه نکاتی قابل تامل است که بیان آن ضروری به نظر می‌رسد: ۱- تلنگری بود به مسوولان که هشدار رسانه‌ها و کارشناسان را جدی بگیرند. نقطه وقوع حادثه به عنوان مکانی حادثه خیز بارها مورد نقد قرار گرفته بود اما دریغ از یک پاسخ منطقی! ۲- بارها گفتیم و بار دیگر تکرار می‌کنیم، مردم کمبودها و ناملایمات را تحمل می‌کنند اما بی‌توجهی، اهمال، فخرفروشی و بی‌عدالتی ازسوی مسئولان را تحمل نمی‌کنند. شکی نداریم که با هزینه چندبرابرهم که شده این مسیر تحت فشار افکارعمومی در کوتاه‌ترین زمان اصلاح خواهد شد، همچنانکه قطعه‌ای از مسیر راه سنندج- حسین آباد، در سال 1382 پیش پس از واژگونی تانکر حامل مواد شیمیایی MTBE و سرازیر شدن مواد آن به داخل آب سد قشلاق بلافاصله اصلاح شد، آیا بهتر نیست قبل از وقوع حوادث تلخ و تحمیل هزینه‌های بسیار گوشها را بروی انتقادات بگشایند و اینقدر بیخیال نباشند. حتما باید جان چند نفر گرفته شود تا معبری حادثه خیز اصلاح شود؟ 3- بارها از تردد تانکر‌های نفتکش در جاده‌های کردستان به عنوان ارابەهای مرگ و کابوس نام برده شده است و سال‌هاست واژگونی تانکر‌ها که نفت و مشتقات نفتی عراق را از طریق جاده‌های باریک و ناامن کردستان به ویژه مریوان و سنندج به ایران می‌آورند یا محصولات نفتی فراوری شده مانند بنزین و گازوئیل را به آن کشور منتقل می‌کنند، همچون کابوسی مردم و محیط زیست منطقه کردستان را تهدید می‌کند. گفته می‌شود در سوآپ نفتی ایران و عراق روزانه ۳۰ تا ۶۰ هزار بشکه نفت خام از طریق مرز به پالایشگاه‌های کرمانشاه، شازند، تهران و تبریز انتقال داده می‌شود و ایران معادل آن را در بنادر صادراتی جنوب تحویل مشتریان عراق می‌دهد. آمار تردد روزانه از ۶۰ تا ۴۰۰ کامیون در محور مریوان – سنندج که یکی از باریک‌ترین و ...