رفتن به بالا

روزنامه فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی رۆژان

تعداد اخبار امروز : 0 خبر


  • پنجشنبه ۲۷ دی ۱۳۹۷
  • الخميس ۱۰ جماد أول ۱۴۴۰
  • 2019 Thursday 17 January

  • روزنامه روژان

    صاحب امتیاز و مدیر مسوول: سلیمان الله‌مرادی

    ..............................................................

    نشانی: سنندج - میدان آزادی - انتهای کوچه سجادی (کوچه رزان) - پلاک ۱۱۵

    کد پستی: ۳۳۹۵۳-۶۶۱۳۷

    ..............................................................

    تلفن: ۳۳۲۳۸۵۴۵-۰۸۷

    ای‌میل: info@rojanpress.com

    کانال تلگرام: rojanpress@


اوقات شرعی

  • یکشنبه ۲۹ اسفند ۱۳۹۵ - ۱۸:۵۷
  • کد خبر : 2438
  • هفته‌نامه روژان
  • چاپ خبر : بیا تاقدر همدیگر بدانیم‌

یامُقَلّب القُلوب وَ الاَبصار یامُدَبّر الیل وَ النَهار یا مُحَول الحَول وَ الاَحوال حَوِّل حالَنا اِلی اَحسَن الحال اینک که دستان نازنین بهار، گلستان طبیعت خفته را از خواب بیدار می‌سازد، دگر بار قلم رنگین آفرینش بر سیمای پاک طبیعت، نگار و مظهری دیگر از مظاهر زیبای خلقت را تفسیر می‌نماید و زمین و درخت، […]

یامُقَلّب القُلوب وَ الاَبصار
یامُدَبّر الیل وَ النَهار
یا مُحَول الحَول وَ الاَحوال
حَوِّل حالَنا اِلی اَحسَن الحال
اینک که دستان نازنین بهار، گلستان طبیعت خفته را از خواب بیدار می‌سازد، دگر بار قلم رنگین آفرینش بر سیمای پاک طبیعت، نگار و مظهری دیگر از مظاهر زیبای خلقت را تفسیر می‌نماید و زمین و درخت، رازهای رنگارنگ و عطرآگین خویش را نثار نگاه و نگار ما می‌کنند تا در تحولی شگرف نسیم مشک‌افشان و ترنم بلبلان شیرین بیان را به نظاره بنشینیم و یا مقلب‌القلوب گویان، به ستایش آن جمال و کمال بی‌نظیر به پا خیزیم. در این میان، مردمانی از طیفهای گوناگون بنا به سرشت و سلیقه خود نواهایی از جنس غم و شادی سرمی‌دهند. کسانی‌که عزیزانشان از پیر و جوان گرفته دیگر رنگ و بویی ندارند و رفیق این خاکی که همه انتظار رویش گلها را در درون آن دارند شدند و کودکان یتیمی که پدران و مادرانشان در کنارشان نیستند و کسی درمان آن درد فقدانشان را سراغ ندارد. کودکانی هم که پدری دارند زانوی بیماری را بر آستانه در زده و منتظر شنیدن صدای عاطفه و محبت دیگران است و کسانی دیگر عزیزانشان پشت میله‌های زندان با صدایی گرفته و گلویی پر از بغض بی‌عدالتی‌های روزگار آرزوی شنیدن صدای ملکوتی بچه‌های ناز خود را دارند. این در حالیست که از آن سوی میدان تصورات و افکار خام ما انسان‌ها کسانی دیگر را می‌بینیم که هیچ قلم و کاغذی توان توصیف و تفسیر ناز و خوشگذارنیشان را ندارد.
ای نوروز باستانی،…
یک بار دیگر، با هم میثاق می‌بندیم که به یمن قدوم این عید تحول‌آفرین که «احسن‌الحال» دعای قلبی همه‌ ما در کنار سفره‌ها‌ی هفت‌سین است، حقیقت، صداقت، صلح‌جویی، محبت و صمیمیت را جایگزین، دروغ، خیانت، بی بندوباری می‌‌کنیم و همانطور که می‌دانید ذات نوروز و سال جدید یادآور آن امیدها و آرزوهایی است که هدیه پاک محبت را برای همه بارمغان می‌آورد و گل و بلبل در کنار هم، نوید‌بخش آرمانهای بلند عشق و صفایند؛ پس یادمان باشد که زیبایی‌های کوچک را دوست بداریم حتی اگر در میان زشتی‌های بزرگ باشند و دیگران را دوست بداریم؛ آن‌گونه که هستند نه آن‌گونه که می‌خواهیم باشند.
یادمان باشد هرگز خود را از دریچه نگاه دیگران ننگریم که ما اگر خود با خویشتن آشتی نکنیم هیچ شخصی نمی‌تواند مارا با خود آشتی دهد. با این تصور که نوروز این رفاقت را نگاهبانی می‌کند که باور کنیم در قلب‌هایمان هم می‌توانیم جایی برای حضور خوبی‌ها پیدا کنیم. از یک سو و از سوی دیگر فاکتورهای خرید و فروش محبت را هیچ‌گاه بایگانی نکنیم چون در پایان هرسال این حسابرسی است که شیرینی آن‌همه محبت و مهربانی سال را به قندیل‌های یخی تبدیل می‌کند که هیچکس یارای نشستن حتی چند ثانیه در زیر آن را هم ندارد و همه بگوییم سال نو می‌شود.زمین نفسی دوباره می کشد. برگ‌ها به رنگ در می‌آیند و گل‌ها لبخند می‌زنند و پرنده‌های خسته بر می‌گردند و در این رویش سبز دوباره… من… تو… ما… کجا ایستاده‌اییم؟ سهم و نقش ما چیست؟ پیوند ما در دوباره شدن با کیست…؟
ای زمین که نمادی از قدرت لایزال خدایی اگر اراده آن ذات یکتا نباشد برای یک آن هم قادر به ایستادن بر رویت نیستیم و سلامت می‌کنیم و ابرها درودتان باد و چون همیشه امیدوار…
سال نومبارک…

ناصح سعدی

اخبار مرتبط

نظرات

یادداشت روژان

به یاد کاک رحیم ذبیحی

هژیر الله‌مرادی انگار همین دیروز بود به دفتر روژان آمد، مانند همیشه با چهره‌ای خندان و چند ایده جدید که انجام هرکدام می‌توانست چراغی روشن فراروی نسل آینده باشد، کاک رحیم تنها یک کارگردان و فیلمساز عادی نبود. او غم مردم داشت و پشت هرکدام از آثارش می‌توان انبوهی از رنج و مرارت را دید. خود می‌گوید: غمی انسانی از من یک فیلمساز ساخت. در باره روژان نیز گفت: همان نشریه‌ای است که سالها انتظار بودنش را داشتیم. مرگ حق است اما افسوس که برای رحیم ذبیحی زود بود و طرحهایش ناتمام ماند. از تهیه فیلمی بنام «روزی، روزگاری شهرمان بانه» حرف می‌زد که نگاهی به وقایع تلخ روزهای جنگ و بمباران شهر داشت، وقایعی که بخشی از تاریخ فرهنگ پایداری کردستان را می‌توانست ثبت کند، فراخوان طرح را ما در روژان هم منتشر کردیم اما حیف که دست اجل مهلت نداد و خیلی زود روح بلندش به آسمان پرکشید و همه ما را در غم فقدان خود سوگوار کرد، روحش شاد و یادش گرامی.