رفتن به بالا

روزنامه فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی رۆژان

تعداد اخبار امروز : 0 خبر


  • جمعه ۲۷ مهر ۱۳۹۷
  • الجمعة ۸ صفر ۱۴۴۰
  • 2018 Friday 19 October

  • روزنامه روژان

    صاحب امتیاز و مدیر مسوول: سلیمان الله‌مرادی

    ..............................................................

    نشانی: سنندج - میدان آزادی - انتهای کوچه سجادی (کوچه رزان) - پلاک ۱۱۵

    کد پستی: ۳۳۹۵۳-۶۶۱۳۷

    ..............................................................

    تلفن: ۳۳۲۳۸۵۴۵-۰۸۷

    ای‌میل: info@rojanpress.com

    کانال تلگرام: rojanpress@


اوقات شرعی

  • پنجشنبه ۳ فروردین ۱۳۹۶ - ۱۸:۰۲
  • کد خبر : 2446
  • هفته‌نامه روژان
  • چاپ خبر : اعتراضی با ریشۀ درست اما شکل نادرست

مناطق کوردنشین در دو روز گذشته شاهد اوج گیری اعتراضاتی در حوزۀ مجازی در ارتباط با بکارگیری یک نوع پوشش خاص برای یک شخصیت عروسکی در ویژه برنامۀ نوروزی کلاه قرمزی بودند، که در این ایام از شبکۀ ۲ سیما در حال پخش شدن است. نگارنده بنا دارد با توجه به اینکه خود شهروند این […]

مناطق کوردنشین در دو روز گذشته شاهد اوج گیری اعتراضاتی در حوزۀ مجازی در ارتباط با بکارگیری یک نوع پوشش خاص برای یک شخصیت عروسکی در ویژه برنامۀ نوروزی کلاه قرمزی بودند، که در این ایام از شبکۀ ۲ سیما در حال پخش شدن است. نگارنده بنا دارد با توجه به اینکه خود شهروند این مناطق است و شاهد پخش این برنامه بوده، در حد بضاعت به ریشەیابی علّل این اعتراض و درست یا نادرست بودن این کنش اعتراضی بپردازد، اما قبل از ورود به بحث اصلی به نوشتن مقدمەای کوتاه در مورد این مجموعۀ نمایشی می پردازم.
همانگونه که می دانید، نمایش عروسکی کلاەقرمزی یک برنامۀ مفرح برای رِنجهای سنیِ پایین و نوجوانان است که به سببِ کارگردانی قوی و حضور نویسندگان توانمندی که توانستەاند دیالوگهای متناسب با فضای اجتماعی، سیاسی و فرهنگی ایران برای هر کدام از این شخصیتهای عروسکی خلق نمایند و حس نوستالژیکی را پدید آورند، مورد توجه طیف گستردەای از بزرگسالان نیز قرار گیرد.
شخصیت های عروسکی این مجموعۀ نمایشی، هر چند ظاهری ساده و کودکانەپسند دارند، اما هر کدام نمایندۀ یکی از خرده فرهنگهای موجود در جامعۀ ایرانی هستند و کارگردانان توانمند این مجموعه در عین اینکه دنیای فانتزی کودکان را در خلق این شخصیتها مدنظر قرار دادەاند، با نگاهی طنزآلود واقعیتها و چالش های موجود در جامعۀ ایران را که متأثر از کلیشەهای فرهنگی، سنتی و نیز فضای سیاسی غالب است، به نقد کشیدەاند و به کرات دیدەایم که دیالوگ کاراکترهای این مجموعۀ نمایشی بەعنوان درد دل مردم در حال بازنشر در فضای مجازی است؛ بنابراین کاراکترهای نمایشی این مجموعه هرچند ظاهر حیوانی مانند الاغ، دیو، گاو و الخ را دارند، اما به سبب آنکه هر کدام منعکس کنندۀ یک خرده فرهنگ غالب در جامعۀ ایرانی هستند، نمی توانند بەعنوان یک قالب حیوانی و غیرانسانی در نظر گرفته شوند و قطعاً در انتخاب قالب ظاهری این کاراکترها علاوه بر تصورات فانتزی کودکانه، محدودیتهای فرهنگی، اجتماعی و سیاسی نیز مؤثر بوده است.
بیان این مقدمه به آن جهت بود که به طرح چند سوأل مهم در مورد کنش اعتراضی کوردزبانان به یکی از سکانس های موجود در این برنامه بپردازم.

۱- آیا کوردزبانان نمی دانند که این مجموعۀ نمایشی یک برنامۀ کودکانه با قالب طنزگونه است؟
جواب: مسلماً می دانند.

۲- آیا کوردزبانان صرفاً وجود یک پوشش توری بر روی شانه های کاراکتر نمایشی جیگر که در اینجا یک الاغ است، را به مثابۀ پوشش و لباس کوردی تلقی می کنند؟
جواب: مسلماً خیر است

۳- آیا کوردزبانان کارکتر عروسکی جیگر را یک کاراکتر صرف حیوانی با ماهیت منفی و ضداجتماعی می دانند؟
جواب: مسلماً جواب خیر است.

۴- با توجه به جواب سه سوأل قبل، سوألی اصلی و مهم این است، پس علت اعتراضات فراگیر مجازی در سطح مناطق کوردنشین به این مجموعۀ نمایشی در چیست؟ ریشۀ این اعتراضات از کجا نشأت می گیرد؟

جواب این سوأل نیازمند فلش بکی به عقب و بررسی سیاست هایی است که چه قبل از انقلاب و چه بعد از انقلاب در مناطق کوردنشین بەکارگرفته شده است. متأسفانه تأکید بر پیادەسازی سیاستهای دولت-ملت واحد قبل از انقلاب و امت واحدۀ اسلامی بعد از انقلاب موجب شده است که اصل تنوع آتنیکی و پلورالیسم فرهنگی در ایران به فراموشی سپرده شود و هرگونه تلاش کنشگران عرصۀ اجتماعی و سیاسی این مناطق در جهت تقویت هویت طلبی قومی با برچسپ تجزیەطلبی به حاشیه کشانده شود. وقتی سیاستهای تنگ نظرانۀ امکان طرح هرگونه آلترناتیوی را از سوی اقلیتهای قومی ایران می گیرد و حتی به مردمان این مناطق اجازه داده نمی شود که در انتخاب نام فرزندان، میدانها و خیابانهای شهرهایشان آزادی عمل چندانی داشته باشند، احتمال وقوع این چنین کنش های اعتراضی جمعی دور از ذهن نیست. نگارنده هر چند با ایجاد کمپین در جهت محکوم نمودن این مجموعۀ نمایشی همدل و همراه نیست و شکل اعتراض را یک نوع تقلیلگرایی مطالبات جمعی مناطق کوردنشین می داند، اما ریشۀ این کنش اعتراضی را که برخواسته از مطالبات مغفول مانده و قولهای عملی نشده به مردمان کورد می داند، مشروع و برحق می داند؛ علاوه بر سیاستهای کلان الیگارشی در مناطق قومیتی، سیطرۀ نگاه جناحی در ارگان صدا و سیما نیز باعث شده که این نهاد مورد اعتماد اقلیت های ایرانی نباشد و این خود عامل مهم دیگری در جهت تقویت نگاه بدبینانۀ شونیسمی باشد، که مصادیق آنرا در چند سال اخیر علاوه بر مناطق کوردزبان در مناطق تُرک زبان نیز مشاهده کردەایم.
از این رو خطاب به کاربەدستان حکومتی و ساختار قدرت در ایران باید گفت هرگونه تعلل در به رسمیت شناختن مطالبات قانونی و برحق اقلیتهای قومی و مذهبی، خروجیی بجز افزایش تنشها و تقویت دوقطبی – مخرب مرکزگرا-حاشیه گرا نخواهد داشت که تقویت این دوقطبی به مثابۀ دادن چک سفید امضا به بدخواهان این آب و خاک جهت ترویج برنامەهای ضدملّی است.

در پایان لازم می دانم چند نکته ای را نیز خطاب به مردمان مناطق کوردنشین عرض نمایم:

برنامۀ نوروزی کلاه قرمزی که در حال حاضر در حال پخش شدن است، مربوط به سال ۹۶ نیست و درواقع بازپخش برنامۀ نوروزی سال ۹۴ است، اما چه عاملی باعث شده که این سکانس چالش برانگیز، که به باورم تحت هیچ شرایطی نمی توان سوءاستفاده از پوشش کوردی تلقی شود، مورد توجه فعالین فضای مجازی قرار گیرد و به یک چالش جدی تبدیل شود؟ بر اساس مشاهداتی که در چند روز گذشته در شبکه های اجتماعی و گروهها و کانالهای تلگرامی مشاهده کردم می توان معترضین به این مسئله را به سه دسته تقسیم بندی کرد :

دسته اول کسانی هستند که اصلاً این سکانس را مشاهده نکردەاند و صرفاً برمبنای دادەها و اطلاعات مجازی که در شبکەهای اجتماعی در حال بازنشر هستند، به این مسئله واکنش تعصبی و ناسیونالیستی نشان دادەاند. نگارنده مطلقاً مخالفتی با تعصب و غیرت ناسیونالیستی ندارد و به باورم یکی از عواملی که توانسته به حفظ و بازتولید ارزشهای فرهنگی ملت کورد یاری رساند، همین تعصب و نگرش ناسیونالیستی است اما باید دقت کرد در صورتیکه این تعصب بخواهد روند غیرعُقلایی و غوغاسالارانه بخود گیرد، به راحتی ماهیت فاشیستی بخود خواهد گرفت و در این شرایط ملت کورد که خود سالها قربانی نگاه فاشیستی بودەاند به یک عنصر در جهت بازتولید این نگاه سخیفانه مبدل خواهند شد.

دستۀ دوم کسانی هستند، که این سکانس را مشاهده کردەاند اما به سبب بی اعتنایی که از طرف حاکمیت به حقوق اقلیتها صورت گرفته و به آن اشاره شد، در صورت تهییج فضا و اعتراض برآمدەاند که باید خطاب به این دوستان گفت تمسک جُستن به مسائل جزئی مانند همین بولد نمودن پوشش توری بر روی شانۀ کاراکتر عروسکی نمی تواند عنصر مناسبی جهت یک اعتراض منطقی و قانونمند باشد و بیشتر از آنکه این اعتراض مطالبه گر باشد، تقلیل گر است.

دسته سوم که تحت عنوان عوامفریبان کورد از آنها یاد می کنم، افرادی هستند که قصد سوءاستفاده ابزاری از این دست مسائل را دارند؛ این افراد به هیچ وجه مطالبەگر نبوده و مصائب ملت کورد برای آنها فقط دستاویزی جهت رسیدن به مطامع شخصی، گروهی و جناحی است. این طیف از معترضین که می تواند شامل نمایندگان مجلس، کاندیداهای شورای آتی، آوانتوریستها و در کل طیفی از دماگوگها باشد، صرفاً موج سواران فضای عمومی جامعه هستند و بسته به شرایط پیش آمده اقدام به بهره برداری شخصی و گروهی می نمایند، از این رو باید به شدت مواظب دستۀ سوم بود تا سوار بر موج احساسات پاک قومیتی نشوند.
در نهایت فعالین مجازی مناطق کوردنشین باید در اینگونه موارد موضع درست و منطقی اتخاذ کنند و در قبال شیطنت هایی که می تواند به نوعی از جانب بدخواهان ملت کورد برنامەریزی شده باشد، هوشیاری لازم را داشته باشند و دفاع از آداب، رسوم و فرهنگ مناطق کوردزبان را کاملاً عُقلایی و بر مبنای فاکت، پیش ببرند تا افرادی که درصدد هستند کوردها را بی منطق و غوغاسالار جلوه دهند، خودبخود در به نتیجه رساندن نقشەهای شوم و پلید خویش ناکام بمانند.

اخبار مرتبط

نظرات

یادداشت روژان

نگاهی به سوانح دلخراش جاده‌ای در راه‌های استان کردستان

گوش‌هایی که نمی‌شنوند و چشم‌هایی که نمی‌بینند

بامداد سەشنبه ۲۰ تیر درحالیکه غالب مردم براساس نظم و گردش شبانەروز در بستر خواب بودند جمعیتی از شهر سنندج، به اقتضای نیاز و کار ضروری عزم سفر کردند تا در این گردش روزگار به نیازهای خود پاسخ دهند اما انگار مقدر چنین بود که به مقصد نرسند و در همان ابتدای سفر راهی دیار باقی شوند. حادثه دلخراشی که به سبب ارتباطات پیشرفته و شبکەهای اجتماعی خواب را در همان نیمەهای شب از چشم هموطنان ربود و به خبر اول خبرگزاری‌های ایران تبدیل شد، به گونەای که سه روز عزای عمومی اعلام شد و مقامات کشور از رئیس جمهور و رئیس مجلس گرفته تا بسیاری از وزرا و شخصیت‌های مطرح کشور با صدور پیامهایی به ابراز همدردی با مردم داغدار کردستان پرداختند و  روز پنجشنبه نیز خبر آن در صفحه اول همه روزنامەهای سراسری قرار گرفت. مرگ دست کم ۱۱ نفر که به سبب نوع حادثه قلب بسیاری‌ها را جریحەدار کرد. نکته حائز اهمیت در این رویداد تلخ ایجاد موجی از حزن و اندوه در عرصه استانی و ملی بود که اگر نبود این ابراز همدردی‌ها شاید تالم ناشی از آن برای  خانواده‌های داغدار قابل تحمل نبود. اما پیرامون این سانحه نکاتی قابل تامل است که بیان آن ضروری به نظر می‌رسد: ۱- تلنگری بود به مسوولان که هشدار رسانه‌ها و کارشناسان را جدی بگیرند. نقطه وقوع حادثه به عنوان مکانی حادثه خیز بارها مورد نقد قرار گرفته بود اما دریغ از یک پاسخ منطقی! ۲- بارها گفتیم و بار دیگر تکرار می‌کنیم، مردم کمبودها و ناملایمات را تحمل می‌کنند اما بی‌توجهی، اهمال، فخرفروشی و بی‌عدالتی ازسوی مسئولان را تحمل نمی‌کنند. شکی نداریم که با هزینه چندبرابرهم که شده این مسیر تحت فشار افکارعمومی در کوتاه‌ترین زمان اصلاح خواهد شد، همچنانکه قطعه‌ای از مسیر راه سنندج- حسین آباد، در سال 1382 پیش پس از واژگونی تانکر حامل مواد شیمیایی MTBE و سرازیر شدن مواد آن به داخل آب سد قشلاق بلافاصله اصلاح شد، آیا بهتر نیست قبل از وقوع حوادث تلخ و تحمیل هزینه‌های بسیار گوشها را بروی انتقادات بگشایند و اینقدر بیخیال نباشند. حتما باید جان چند نفر گرفته شود تا معبری حادثه خیز اصلاح شود؟ 3- بارها از تردد تانکر‌های نفتکش در جاده‌های کردستان به عنوان ارابەهای مرگ و کابوس نام برده شده است و سال‌هاست واژگونی تانکر‌ها که نفت و مشتقات نفتی عراق را از طریق جاده‌های باریک و ناامن کردستان به ویژه مریوان و سنندج به ایران می‌آورند یا محصولات نفتی فراوری شده مانند بنزین و گازوئیل را به آن کشور منتقل می‌کنند، همچون کابوسی مردم و محیط زیست منطقه کردستان را تهدید می‌کند. گفته می‌شود در سوآپ نفتی ایران و عراق روزانه ۳۰ تا ۶۰ هزار بشکه نفت خام از طریق مرز به پالایشگاه‌های کرمانشاه، شازند، تهران و تبریز انتقال داده می‌شود و ایران معادل آن را در بنادر صادراتی جنوب تحویل مشتریان عراق می‌دهد. آمار تردد روزانه از ۶۰ تا ۴۰۰ کامیون در محور مریوان – سنندج که یکی از باریک‌ترین و ...