رفتن به بالا

هفته‌نامه فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی رۆژان

تعداد اخبار امروز : 0 خبر


  • یکشنبه ۶ خرداد ۱۳۹۷
  • الأحد ۱۲ رمضان ۱۴۳۹
  • 2018 Sunday 27 May

  • هفته‌نامه روژان

    صاحب امتیاز و مدیر مسوول: سلیمان الله‌مرادی

    ..............................................................

    نشانی: سنندج - میدان آزادی - انتهای کوچه سجادی (کوچه رزان) - پلاک ۱۱۵

    کد پستی: ۳۳۹۵۳-۶۶۱۳۷

    ..............................................................

    تلفن: ۳۳۲۳۸۵۴۵-۰۸۷

    ای‌میل: info@rojanpress.com

    کانال تلگرام: rojanpress@


اوقات شرعی

  • دوشنبه ۲۱ فروردین ۱۳۹۶ - ۱۱:۲۵
  • کد خبر : 2469
  • هفته‌نامه روژان
  • چاپ خبر : کردستان از رفتارهای سیاسی رنج می‌برد یا نگاه‌ها‌ی امنیتی

نگاه امنیتی، سهل و ممتنع‌ترین گزاره‌ در تحلیل‌های امروز است که از مدت‌ها قبل با ادبیات سیاسی کشور مأنوس شده است. دقیقا معلوم نیست از چه وقت و توسط چه کسی این واژه وارد این عرصه شده اما مشخصاً این بحث برگرفته از موضوع امنیت و به‌نوعی از مشتقات و از جنس آن محسوب می‌شود. […]

نگاه امنیتی، سهل و ممتنع‌ترین گزاره‌ در تحلیل‌های امروز است که از مدت‌ها قبل با ادبیات سیاسی کشور مأنوس شده است. دقیقا معلوم نیست از چه وقت و توسط چه کسی این واژه وارد این عرصه شده اما مشخصاً این بحث برگرفته از موضوع امنیت و به‌نوعی از مشتقات و از جنس آن محسوب می‌شود. امنیت، خود دارای معانی گسترده و‌ ابعاد مختلفی است؛ به‌طوری‌که تاکنون کسی نتوانسته تعریف جامعی از آن ارائه دهد خصوصاً در تعاریف جدید، امنیت از حوزه نظامی خارج و حوزه‌های اقتصادی و اجتماعی و همه ابعاد زندگی انسان‌ها را در برمی‌گیرد و اخیراً نیز به حوزه زیست‌محیطی و امنیت جهانی واردشده است که بیشتر، از آن به‌ امنیت فراگیر تعبیر می‌گردد. عدم اجماع بر سر معنی امنیت، خود مبین گستردگی و پیچیدگی آن است که حاکی از عمیق بودن مفاهیم این واژه است و نارسایی‌های مفهومی امنیت، سبب شده که عمده نظریه‌پردازان در حوزه امنیت از آن به‌عنوان تضمین رفاه آتی نام ببرند؛ اما اهمیت امنیت تا حدی است که در منظر اندیشمندان واقع‌گرا تقدم ذاتی امنیت بر دیگر فضایل اجتماعی ازجمله آزادی، امری مسلم باشد و در حقیقت فضایل اجتماعی را تابعی از امنیت بدانند.
در تعریف دیگری نزدیک به واقعیت گفته می‌شود: امنیت عبارت است از فراغت نسبی از هرگونه تهدید و رسیدن به آرامش و آسایش؛ اما با ملاحظه ایدئولوژیکی به موضوع امنیت، معنی آن کامل‌تر می‌گردد و آن، ایجاد بستر مناسب به‌منظور رشد و تعالی گوهر انسانیت است؛ انسانی که غایت آن سعادت و عاقبت‌به‌خیری است. از شیواترین تعاریف امنیت در غررالحکم و در الکلم آمده است: “رفاهیه العیش فی الامن” آسایش زندگی در امنیت است. “لا نعمه اهنا من الامن” نعمتی گواراتر از امنیت نیست. نهایتاً عنصر امنیت به‌قدری بااهمیت می‌گردد که در ردیف نعمت سلامت قرار می‌گیرد “نعمتان مجهولتان الصحه و الامان” دو نعمت ناشناخته‌اند؛ سلامت و امنیت؛ بنابراین تعاریف، امنیت را می‌توان ابتدائا اساس تشکیل جوامع و مقوم ابناء بشر دانست که وی را از سرگردانی صیرورت به ابدیتی مقدر تبدیل می‌کند.
متأسفانه تعریف ناقص و نارسا از مفهوم امنیت موجب گردیده همواره برداشت‌های متفاوتی از آن صورت بگیرد که بخشی از آن در حوزه‌های نظری ارائه می‌گردد که با دیدگاه‌های مخصوص خودش قابل ارزیابی است و در حوزه‌های اندیشه‌ای دارای شرح و جرح خاص خود است که ورود به آن در این مقال نمی‌گنجد؛ اما برخی دیگر معمولاً در کلام عاملان اجرایی دیده می‌شود که منظور اصلی این یادداشت است. ابراز این دیدگاه از سوی برخی چهره‌های اجرایی بدون ارائه چهارچوب نظری، غیرمسئولانه بوده و بیشتر می‌توان آن را حاکی از نوعی سردرگمی سیاسی تلقی کرد.
واژه «نگاه امنیتی» دارای جذابیت خاصی است و بدوا کارکرد آن اغلب در انحصار منتقدین وضعیت موجود قرار داشت؛ لیکن براثر تکرار، به‌تدریج حالت عادی به خود گرفته و بر سر زبان‌ها افتاد و از آن به بعد نقل هر محفل گردید و کم‌کم قبای تبلیغات به تن کرد و کاربرد همگانی یافت و بدون ارائه تعریف واضح عموماً تفسیر به رأی گشته درحالی‌که دامنه امنیت و زیرشاخه‌ها و ابعاد آن به‌قدری گسترده است که در بسیاری حوزه‌ها موضوع امنیت نقش مکمل و حیاتی به‌خود می‌گیرد که بعضاً از روی غفلت و یا عمده از آن استفاده ابزاری می‌کنند.
این گزاره پس از فروکش کردن التهابات سیاسی- امنیتی دهه شصت در مناطق غرب و شمال غرب کشور وارد ادبیات سیاسی کردستان شد. متولیان امنیت و سیاست منطقه، جزو پیشگامان رفع این پدیده و حتی تغییر نگرش عمومی جامعه نسبت به آن بودند؛ اما دو طیف از بازتولید این گزاره همواره در ادبیات خود استقبال می‌کنند اولی، جریانات دگراندیش که سهمی از قدرت ندارند و دیگری مدیران جناحی که از روی استیصال بدان متوسل می‌شوند. این پدیده به جریان خاصی مربوط نمی‌شود بلکه هر جریان سیاسی و یا شخصیت حقیقی که به‌نوعی بن‌بست کاری می‌رسد به‌منظور فرافکنی و ژست انتقادی از این ادبیات استمداد می‌طلبد. بدون اینکه هیچ‌گونه تعقلی در ورای این ادبیات و مسئولیت و جایگاه خود داشته باشند. کاربرد این ادبیات در کلام منتقدین چندان دور از انتظار نیست ولی جالب آن زمانی است که مسئولین آن را بکار می‌برند؛ مسئولینی که خود در بخشی از پروسه امنیت قرار دارند. اگرچه نمی‌توان پدیده رفتارهای امنیتی در مناطق کردنشین را به‌طورکلی نادیده گرفت که بخشی از آن‌هم زائیده خشونت‌های دهه‌های گذشته است که تاکنون همواره شیب نزولی داشته و بخشی دیگر مولود سوء مدیریت‌های کلیشه‌ای ادوار گذشته و حال است. بیان این موضوع از طرف مسئولین سهیم در قدرت سیاسی هدفمندانه و از سوی کسان خارج از قدرت ناآگاهانه است؛ چون اولی دانسته و هدفمند به این موضوع دامن می‌زند و دومی از کم‌اطلاعی ساختار قدرت بدان می‌پردازد.
بنابراین می‌توان گفت قائلین به این نوع دیدگاه‌های امنیتی یا منفعلانه بدان می‌پردازند و یا بعضاً شناخت مبنایی از امنیت و تعاریف متنوع و گسترده آن نداشته و تنها به‌صرف جذابیتش از آن استفاده می‌کنند که بیشتر ناظر به نازل‌ترین کاربرد معنی امنیت است که آن‌هم معلول ناکارآمدی اجرایی و سیاسی است.
با نگاهی واقع‌بینانه به بسیاری از آنچه که از آن به‌عنوان موانع توسعه همه‌جانبه با تأکید بر دیدگاه امنیتی در مناطق قومی و مذهبی نام برده می‌شود می‌توان گفت قسمت اعظم آن اقدامات، مستقیم و غیر مستقیم معلول رفتار سیاسی حوزه‌های اجرایی در همه سطوح و در همه گفتمان‌های رایج کشوری در کردستان بوده است که اندکی از آن را ملاحظات امنیتی در بر می‌گیرد و آن‌هم به خاطر شرایط خاص منطقه‌ای است که بعضاً اجتناب‌ناپذیر است. تحقیقاً بسیاری از ناهنجاری‌هایی که دیدگاه امنیتی از آن استنباط می‌شود عمدتاً مربوط به حوزه رفتاری مدیران اجرایی است که با دیدگاه امنیتی خلط مبحث می‌گردد؛ چون این واژه یک موضوع انتزاعی است که انطباق آن با وقایع پیرامونی سهل نمی‎باشد؛ بنابراین هرگونه مانعی در این مناطق نمی‌تواند حتماً به امنیتی ختم شود. ولی بعضاً چون راهکار اجرایی آنها کمی دشوار به نظر می‌رسد لاجرم مدیران اجرایی قبای امنیت برآن می‌پوشانند که قابل عبور نباشد. اگر کمی با سعه صدر به مسائل مطروحه نگریسته شود، راهکارهای موارد مشابه آن با دیگر مناطق کشور می‌تواند راهگشا باشد که هم مدیریت اجرایی را از انفعال خارج نموده و هم حدود موضوعات امنیتی ترسیم گردد که به‌راحتی هر موضوعی به امنیتی تبدیل نشود.
نمونه‌هایی از رفتار سیاسی مدیران اجرایی که نارضایتی‌آفرین بوده و به‌غلط آنها را به دیدگاه‌های سیاسی منتسب می‌کنند:
ناکارآمدی قدرت اجرایی و برخوردهای جناحی و رفتارهای ناصحیح با سرمایه‌های انسانی و مدیریت انحصاری در استان‌های غربی که موجب ایجاد عقده‌های سیاسی گشته چه ربطی به امنیت دارد؟
تشدید فضای قوم‌گرایی با اطلاع مدیریت عالی برخی استان‌ها و نفرت پراکنی قومی از رسانه‌های مجاز توسط مدیران ارشد استانداری‌هایی که شکاف‌های قومی را تقویت نموده چه رابطه‌ای با امنیت دارد؟
وعده‌های بی‌سرانجام و غیر واقعی به مردم و انتظارسازی در جامعه توسط مدیریت کلان اجرایی که موجب رسوب مطالبات اجتماعی گشته و اجرایی نگردیده چه ربطی به دستگاه‌های امنیتی دارد؟
جامعه از فساد اداری لجام‌گسیخته و رو به رشد که در سایه بی‌تفاوتی مسئولین به بخش لاینفکی از سیستم اداری تبدیل شده و باورهای اعتقادی جامعه را هدف قرار داده رنج می‌برد یا دیدگاه‌های امنیتی؟
به‌کارگیری بی‌سابقه و گسترده مدیریت غیر مرتبط با سیستم مربوطه در دولت‌ها تنها به‌صرف گرایش سیاسی تولید نارضایتی کرده است یا دیدگاه‌های امنیتی؟
نگاه اقتصادی و ابزاری به قدرت سیاسی برخی مدیران ارشد استان‌ها موجب واگرایی عمومی گشته یا نگاه‌های امنیتی؟
ارائه آمارهای غیرواقعی از وضعیت توسعه‌ای مناطق در راستای پیشبرد اهداف سیاسی که خدمات گذشتگان را نامعتبر و موجب انتظارسازی ناثواب در جامعه گشته و بدبینی عمومی نسبت به کیان مدیریتی را به همراه دارد، جامعه را رنج می‌دهد یا نگاه‌های امنیتی؟
بخش عمده مشکلات پیچیده اقتصادی جامعه مربوط به این بنگاه‌های اقتصادی و بانک‌ها است که متأسفانه اراده‌ای بر رفع این معضل وجود ندارد و این مولد ناکارآمدی و نهایتاً نارضایتی عمومی را به دنبال داشته است. این پدیده که روح و روان جامعه را مضطرب و پریشان کرده چه ربطی به دیدگاه امنیتی دارد؟
عدم استفاده بهینه از ظرفیت مدیریت‌های ملی به نفع مردم و توسعه منطقه که در دولت‌های گذشته به‌عنوان فرصتی برای هردو جناح سیاسی کردستان به وجود آمد و موجب سرخوردگی و پراکندگی نیروها گردید چه ربطی به امنیت دارد؟
اگر چنانچه نارضایتی‌های عمومی و موانع توسعه همه‌جانبه در مناطق قومی و مذهبی احصا و رفتارهای سیاسی مدیران اجرایی از آنها منها شود، حاصل آن مطالبات کف جامعه خواهد بود که پذیرفتنی‌است و جامعه با آن تا حدودی کنار خواهد آمد. مع‌الأسف فرافکنی‌های غیر مسئولانه مدیران و اظهارات غیر کارشناسانه ناآگاهان، هردو موجب خلط این موضوع گردیده و فضای حقیقی را به فضای غیر واقعی سیاسی تبدیل کرده‌اند که در آن ظرفیت‌های نظام به‌شدت نادیده گرفته‌شده و همه‌چیز با معیار منافع شخصی و گروهی گره‌خورده است. این تنها بخشی از نارسائی‌های مرسوم در حوزه اجرا بوده که پایان‌ناپذیر است. این مواردی چند در حوزه اجرا بود. حوزه مجلس و برخی نمایندگان آشفته‌تر از آن است که بتوان راجع به آن به جمع‌بندی رسید.

محمد هادی فر

اخبار مرتبط

نظرات

یادداشت روژان

روژان؛ روزنامه‌ای برای مردم

ضرورت وجود روزنامه در کردستان و اینکه چرا باید استان ما از وجود یک نشریه روزانه محروم بماند همواره دغدغه اینجانب در سال‌های گذشته بود؛ محرومیتی که حداقل برای اهالی فرهنگ و به خصوص رسانه دردآور می‌نمود؛ آن هم مردمانی که بر پیشانی آنان فرهنگ می‌درخشد و سابقه روزنامه‌داری را بیش از دیگران دارند. جدا از پیشینه فرهنگی این استان و نقش مطبوعات در بالابردن سطح آگاهي‌های مردم و فرهنگ عمومي نسبت به مسائل اجتماعی، سیاسی، فرهنگی و اقتصادی كه در جامعه صورت مي‌گيرد و اینکه رسانه‌ها سهم مهمي در اطلاع‌رساني مردم خواهند داشت، استان کردستان به دلیل برخورداری از پتانسیل تجارت، بازارهای مرزی و کشاورزی از دیرباز به لحاظ اقتصادی هم یکی از استان‌های مورد توجه دولتمردان و سرمایه‌گذاران بوده است. نخبگان فرهنگی ما نقش تعیین‌کننده‌ای در حفظ فرهنگ و هویت ایرانی اسلامی و احیای مرجعیت علمی کشور داشته‌اند و بی‌جهت نیست که رهبر معظم انقلاب آن را استان فرهنگی نامیدند. امروز اما پس از سال‌ها انتشار هفتگی، با کمک و یاری دوستان گرانمایه‌مان در تحریریه، انتشار اولین شماره روزنامه را با شما مردم و خوانندگان خوبمان جشن می‌گیریم و بعد از الطاف الهی، تنها امیدمان را به خوانندگان عزیزی که ما را در این راه یاری خواهند کرد، می‌بندیم. «روژان» روزنامه‌ای است مردمی و برای مردم کردستان و همه کسانی که در این استان وقت خود را برای توسعه و آبادانی کشور وقف کرده‌اند. دست همه شما را برای کمک به بهبود و پیشرفت فعالیتمان در این راه به گرمی می‌فشاریم. در نخستین شماره انتشار روژان، دوست و استاد ارجمندم جناب آقای ناصر کانی‌سانانی مقاله‌ای نوشتند و در آن به نگارنده تذکر دادند که این راه صعب و دشوار را بارها تجربه کرده‌ای و انتشار نشریه آنهم در کردستان کار مجنونان و عاشقان است! امروز بعد از انتشار 180 شماره در سخت‌ترین دوره از نظر اقتصادی می‌توانم با افتخار بگویم استاد عزیز؛ در این آزمون سخت خوشبختانه سرافراز بیرون آمدیم و ثابت کردیم که مجنون نیستیم اما عاشق چرا. البته این موفقیت حاصل نمی‌شد مگر با پشتوانه معنوی و استفاده از تجارب ایشان و اندیشه‌ی اندیشه‌ورزانی چون کاک عماد کریمیان، دکتر افراسیاب جمالی، دکتر بهروز خیریه، آقایان عباد زینبی، حسین اندان، ناصر نجفی، هژیر الله‌مرادی، آرش علیمرادی، یحیی صمدی، امید باتو، صدیق مینایی، عطا امانی، کاک احمد یاسینی (پشکو)، سرکار خانم آسو حسینی و بسیاری دیگر از همراهان که در طول پنج سال گذشته تلخی‌ها و شیرینی‌های وقایع روز جامعه را با زبان یادداشت و خبر با شما درمیان گذاشتند و نیز حمایت مخاطبینی که تذکرات و انتقاداتشان چون شهد، تلخکامی‌های حاصل از لجن‌پراکنی تاریک‌اندیشان را بر کام ما شیرین کرد و راه را برای ادامه مسیر ممکن و عزم ما را برای همپیمانی با مردم مصمم‌تر ساخت؛ اگر نبود تشویق‌ها و حمایت‌های مردم، قطعا ادامه مسیر برایمان امکان‌پذیر نبود. خرسندیم که در این مدت، هرگز به تندی سخن نگفتیم مگر مستدل و ابزار هیچ جریان و گروه سیاسی و دولتی نشدیم مگر گروه‌های ان.جی.او که خود را بخشی از ...