رفتن به بالا

هفته‌نامه فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی رۆژان

تعداد اخبار امروز : 0 خبر


  • سه شنبه ۳۰ مرداد ۱۳۹۷
  • الثلاثاء ۹ ذو الحجة ۱۴۳۹
  • 2018 Tuesday 21 August

  • هفته‌نامه روژان

    صاحب امتیاز و مدیر مسوول: سلیمان الله‌مرادی

    ..............................................................

    نشانی: سنندج - میدان آزادی - انتهای کوچه سجادی (کوچه رزان) - پلاک ۱۱۵

    کد پستی: ۳۳۹۵۳-۶۶۱۳۷

    ..............................................................

    تلفن: ۳۳۲۳۸۵۴۵-۰۸۷

    ای‌میل: info@rojanpress.com

    کانال تلگرام: rojanpress@


اوقات شرعی

  • دوشنبه ۲۱ فروردین ۱۳۹۶ - ۱۳:۳۶
  • کد خبر : 2496
  • هفته‌نامه روژان
  • چاپ خبر : کدام شعار انتخاباتی را باور کنیم؟

اولین شاخص ارزیابی صلاحیت کاندیداها, شعار اصلی آنان به عنوان رویکرد محوری در طول خدمت ایشان در صورت کسب آرای لازم از طرف مردم است. این شعارها معمولا از بطن مسائل عمومی که حالت مطالبه عمومی پیدا کرده باشد شکل گرفته و به عنوان ابزاری برای جذب آرای عمومی استفاده می‌شود. با ارائه این شعارها […]

اولین شاخص ارزیابی صلاحیت کاندیداها, شعار اصلی آنان به عنوان رویکرد محوری در طول خدمت ایشان در صورت کسب آرای لازم از طرف مردم است. این شعارها معمولا از بطن مسائل عمومی که حالت مطالبه عمومی پیدا کرده باشد شکل گرفته و به عنوان ابزاری برای جذب آرای عمومی استفاده می‌شود. با ارائه این شعارها آنان بیان می‌کنند که قصد و توان برای برآورده سازی مطالبات عمومی را دارند. سئوال مهمی که قابل طرح می باشد این است که : چگونه بدانیم این شعارها قابلیت اجرایی و حل مسائل عمومی مردم را دارند؟
برای بررسی شعارهای انتخاباتی از مؤلفه های متعددی می توان استفاده کرد. یکی از مهمترین و تعیین کننده ترین آنها, برنامه مالی کاندیداها برای تحقق شعارهایشان است. زیرا اگر برنامه ای مطرح و ادعای پیاده سازی آن می رود با خود بار مالی داشته و باید منابع لازم جهت هزینه های آن معین گردد. در حال حاضر کل منابع مالی کشور که در قالب قانون بودجه سالیانه کشور از مجلس شورای اسلامی تاییدیه اجرا گرفته است, حدود ۳۰۰ هزار میلیارد تومان است. که حجم بالایی از این مبلغ صرف پرداخت هزینه‌های جاری نظیر حقوق و دستمزد کارکنان دولت می شود. این بدان مفهوم است که بدنه اداری کشور در شرایط فعلی توان تامین هزینه های سرمایه ای را ندارد. وقتی کاندیدایی ادعای اجرای برنامه‌ای که هزینه‌های مالی بیش از مبلغ مذکور را دارد باید بیان کند که آنرا از کدام منابع مالی ملی تامین خواهد کرد؟ از محل فروش بیشتر نفت یا اخذ مالیات بیشتر؟ و یا از محل صادرات بیشتر کالا و خدمات؟!
در حال حاضر به دلیل تحریم‌های بانکی بین‌المللی و قیمت پایین نفت, کشور توان کسب منابع مالی جدید از این محل را ندارد. نظام جامع مالیاتی کشور نیز راه درازی برای اجرا داشته و بخش خصوصی نیز به دلیل آسیب‌های رکود اقتصادی وضعیت مناسبی برای تولید و صادرات کالا و خدمات ندارد. در مجموع برای یک دوره میان‌مدت کشور توان دست‌یابی به منابع مالی مازاد بر منابع موجود نداشته و اقتصاد ما قابلیت تحقق شعارهای دهن پرکن را نخواهد داشت!! و هر کاندیدایی که خارج از چارچوب منابع مالی ملی فعلی, برنامه‌ای طرح کند صرفا یک بازی انتخاباتی بوده و در زندگی ما اثری نخواهد داشت.
نکته بسیار حائز اهمیت دیگری که باید آنرا مد نظر قرار دهیم, رویکرد کلی کاندیداها است. یعنی باید بررسی کنیم که در چارچوب قوانین از جمله قانون برنامه ششم توسعه کشور, برنامه‌های کاندیداها معطوف به کدام قشر جامعه است و عملکرد گذشته کاندید مورد توجه قرار گیرد که آیا به تعهدات گذشته خود عمل کرده یا نه و اطرافیان آنها از چه افراد و قشری هستند و نسبت به انقلاب و آرمانهای انقلاب چه نظری دارند. فرد یا مجموعه‌ای که حجم بالایی از اعتبارات را صرف پروژه‌هایی برای قدرت بیشتر قشر مرفه و اشرافی کشور می‌کند, هرگز نمی‌تواند فرد مناسبی برای فهم رنج و درد قشر مستضعف جامعه که اکثریت جمعیت کشور و استان را تشکیل می دهند باشد. تجربه چند دوره اخیر انتخابات نشان داده است که هرگاه مجموعه مردمی و انقلابی در رأس امور قرار گرفته است عمده توجه خود را صرف اقشار ضعیف جامعه کرده است. لذا بنظر می‌رسد مردم استان ما همراه مردم مستضعف کشور, به دور از هیجانات و فضاسازی‌های تبلیغاتی به کاندیدایی رای دهند که در دوران مسؤلیتش وضعیت معیشتی مستضعفین را تغییر داده و زمینه‌های حضور فرزندان آنانرا در مناصب اجرایی فراهم سازد و اینگونه از ورود فشار بیشتر به قشر ضعیف جامعه جلوگیری نموده و خیل جوانان بیکار استان که بیشترین فشار روحی و اجتماعی را متحمل می‌شوند و روز به روز امید به زندگی آنها رو به افول است وضعیت بهتری پیدا کنند.

اخبار مرتبط

نظرات

یادداشت روژان

نگاهی به سوانح دلخراش جاده‌ای در راه‌های استان کردستان

گوش‌هایی که نمی‌شنوند و چشم‌هایی که نمی‌بینند

بامداد سەشنبه ۲۰ تیر درحالیکه غالب مردم براساس نظم و گردش شبانەروز در بستر خواب بودند جمعیتی از شهر سنندج، به اقتضای نیاز و کار ضروری عزم سفر کردند تا در این گردش روزگار به نیازهای خود پاسخ دهند اما انگار مقدر چنین بود که به مقصد نرسند و در همان ابتدای سفر راهی دیار باقی شوند. حادثه دلخراشی که به سبب ارتباطات پیشرفته و شبکەهای اجتماعی خواب را در همان نیمەهای شب از چشم هموطنان ربود و به خبر اول خبرگزاری‌های ایران تبدیل شد، به گونەای که سه روز عزای عمومی اعلام شد و مقامات کشور از رئیس جمهور و رئیس مجلس گرفته تا بسیاری از وزرا و شخصیت‌های مطرح کشور با صدور پیامهایی به ابراز همدردی با مردم داغدار کردستان پرداختند و  روز پنجشنبه نیز خبر آن در صفحه اول همه روزنامەهای سراسری قرار گرفت. مرگ دست کم ۱۱ نفر که به سبب نوع حادثه قلب بسیاری‌ها را جریحەدار کرد. نکته حائز اهمیت در این رویداد تلخ ایجاد موجی از حزن و اندوه در عرصه استانی و ملی بود که اگر نبود این ابراز همدردی‌ها شاید تالم ناشی از آن برای  خانواده‌های داغدار قابل تحمل نبود. اما پیرامون این سانحه نکاتی قابل تامل است که بیان آن ضروری به نظر می‌رسد: ۱- تلنگری بود به مسوولان که هشدار رسانه‌ها و کارشناسان را جدی بگیرند. نقطه وقوع حادثه به عنوان مکانی حادثه خیز بارها مورد نقد قرار گرفته بود اما دریغ از یک پاسخ منطقی! ۲- بارها گفتیم و بار دیگر تکرار می‌کنیم، مردم کمبودها و ناملایمات را تحمل می‌کنند اما بی‌توجهی، اهمال، فخرفروشی و بی‌عدالتی ازسوی مسئولان را تحمل نمی‌کنند. شکی نداریم که با هزینه چندبرابرهم که شده این مسیر تحت فشار افکارعمومی در کوتاه‌ترین زمان اصلاح خواهد شد، همچنانکه قطعه‌ای از مسیر راه سنندج- حسین آباد، در سال 1382 پیش پس از واژگونی تانکر حامل مواد شیمیایی MTBE و سرازیر شدن مواد آن به داخل آب سد قشلاق بلافاصله اصلاح شد، آیا بهتر نیست قبل از وقوع حوادث تلخ و تحمیل هزینه‌های بسیار گوشها را بروی انتقادات بگشایند و اینقدر بیخیال نباشند. حتما باید جان چند نفر گرفته شود تا معبری حادثه خیز اصلاح شود؟ 3- بارها از تردد تانکر‌های نفتکش در جاده‌های کردستان به عنوان ارابەهای مرگ و کابوس نام برده شده است و سال‌هاست واژگونی تانکر‌ها که نفت و مشتقات نفتی عراق را از طریق جاده‌های باریک و ناامن کردستان به ویژه مریوان و سنندج به ایران می‌آورند یا محصولات نفتی فراوری شده مانند بنزین و گازوئیل را به آن کشور منتقل می‌کنند، همچون کابوسی مردم و محیط زیست منطقه کردستان را تهدید می‌کند. گفته می‌شود در سوآپ نفتی ایران و عراق روزانه ۳۰ تا ۶۰ هزار بشکه نفت خام از طریق مرز به پالایشگاه‌های کرمانشاه، شازند، تهران و تبریز انتقال داده می‌شود و ایران معادل آن را در بنادر صادراتی جنوب تحویل مشتریان عراق می‌دهد. آمار تردد روزانه از ۶۰ تا ۴۰۰ کامیون در محور مریوان – سنندج که یکی از باریک‌ترین و ...