رفتن به بالا

هفته‌نامه فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی رۆژان

تعداد اخبار امروز : 0 خبر


  • چهارشنبه ۳۱ مرداد ۱۳۹۷
  • الأربعاء ۱۰ ذو الحجة ۱۴۳۹
  • 2018 Wednesday 22 August

  • هفته‌نامه روژان

    صاحب امتیاز و مدیر مسوول: سلیمان الله‌مرادی

    ..............................................................

    نشانی: سنندج - میدان آزادی - انتهای کوچه سجادی (کوچه رزان) - پلاک ۱۱۵

    کد پستی: ۳۳۹۵۳-۶۶۱۳۷

    ..............................................................

    تلفن: ۳۳۲۳۸۵۴۵-۰۸۷

    ای‌میل: info@rojanpress.com

    کانال تلگرام: rojanpress@


اوقات شرعی

  • پنجشنبه ۲۴ فروردین ۱۳۹۶ - ۰۲:۳۷
  • کد خبر : 2542
  • هفته‌نامه روژان
  • چاپ خبر : انتخابات شورا و معتمدین

روژان: معتمد باید گذشتەای بی غل و غش داشته و در بزنگاەها نشان داده باشد که منافع جمعی را بر منفعتهای فردی و علقەهای عاطفی و خانوادگی ترجیح می دهد.

اگر نوشتەهای هفتەها و ماەهای گذشته این قلم را به حساب نیاوریم، این چهارمین یادداشت در روزهای اخیر است که مستقیما به انتخابات شوراها می پردازد.

در این نوشتەهای کوتاه به اجمال می کوشم تا به جوانب گوناگون مساله بپردازم.
این یادداشت کوتاه نیز تلاش می کند از منظری متفاوت به مساله انتخابات شوراها بپردازد.
این روزها فراوان از لزوم ائتلاف کاندیداها و ارائه لیست انتخاباتی سخن می رود.
خود این ایده مولود سرخوردگی عمومی از بلبشو و آشفته بازار انتخابات در دوره های قبل است که ورود فردی کاندیداها و جهت گیریهای قوم و خویشی رای دهندگان، در خیلی از حوزه های‌ شهرستانی نتایجی نامطلوب بدنبال آورد.
بلافاصله پس از طرح این ایده این سوال هم مطرح می شود چه کسی باید لیست بدهد؟
یا چه کسی یا چه کسانی باید افراد شایسته و توانمند را یافته و آنها را در ائتلافی‌ انتخاباتی متشکل کرده و مورد حمایت قرار دهند؟
طبیعتا در یک شرایط استاندارد، این مهم وظیفه حزب و کنوانسیونهای حزبی و رقابتها و گزینشهای درونی حزب است، اما وقتی سازوکارهای حزبی موجود نیست، اذهان فورا به سمت واژگانی چون نخبگان و معتمدان شهر می روند.
معتمدان واژەای قدیمی و جاافتاده است و در گذشته بر مدلول مشخصی دلالت داشت.
نخبگان اما داستان متفاوتی دارد. چرا که مرجع آن مشخص نیست. خیلی وقتها برای اشاره به صاحبان مدارک تحصیلی بکار می رود.
مشخص‌ نیست در شرایطی‌ که انبوهی از دانشگاههای نامعتبر مشغول صدور و فروش مدرک هستند و معیاری معتبر برای مرزبندی میان مدرک و دانایی و مهارت وجود ندارد، چگونه می توان هر دانشگاه رفتەای را نخبه خواند؟
البته مشکل صرفا در تعمیم واژه فنی و جامعه شناختی نخبه نیست. اصطلاح معتمد نیز به تعبیر هاینریش بل به لحاظ زبان شناختی مورد خیانت قرار گرفته و نسبتی با ریشەها و اصالتهای خود در جامعه قدیم ندارد.
چه معتمدان در گذشته بیشتر دیگرخواه و مورد وثوق و محل مراجعه و کمتر خودپرست و فصلی و موسمی بودند.

در مورد خاص انتخابات شوراها به صورت مشخص به چه کسانی به عنوان گروه مرجع باید اعتنا کرد؟
مهمترین شرط ” آگاهی از شهر ” است. آگاهی از شهر یعنی آشنایی با لوازم و استلزامات و چالشها و چشم اندازهای توسعه شهری پایدار و متوازن.
این آگاهی نباید صرفا کتابی باشد و در خطابەها و نوشتەهای انشایی و کلی گویی های غیر کاربردی ظهور یابد، بلکه باید همراه با یک بینش سیاسی‌ و درک تاریخی متناسب و واقع بینی دقیق باشد. بدون اینها امکان استخراج راهبردهای عملیاتی و شناختن فضای واقعی و برآیند نیروها ممکن نخواهد بود.

ممکن است فردی دارای حسن نیت باشد و گذشته سالم و قابل دفاعی هم داشته باشد، ولی واجد دقت و ریزبینی های پیشگفته نباشد، طبیعتا چنین فردی به کار تصمیم گیری و تصمیم سازی‌ در این حوزه نمی آید. صد البته عکس این فرضیه هم درست است. معتمد باید گذشتەای بی غل و غش داشته و در بزنگاەها نشان داده باشد که منافع جمعی را بر منفعتهای فردی و علقەهای عاطفی و خانوادگی ترجیح می دهد.
موضعگیری در قبال انتخاباتهای گذشته آزمونی مهم است.
برای تعیین مصادیق و ارائه لیست های انتخاباتی، حتما معیارها و شرایطی در نظر گرفته می شود. این مساله مهمی است که به اصطلاح نخبگان و معتمدان مذکور خود واجد محاسن و فضایلی باشند که آن را از دیگران می خواهند.
همزمان با انتخابات شورا، انتخابات ریاست جمهوری هم برگزار می شود که بیان اهمیت آن نیاز به هیچ استدلالی ندارد.
آیا معقول است که معتمدان و نخبگان از این مساله سرنوشت ساز به کلی غفلت کرده و صرفا به انتخابات شوراها بپردازند؟
صد البته این پرداختن هردو گزینه مشارکت و یا عدم مشارکت را در بر می گیرد، منتها مراد این است که این مساله و نحوه مواجهه با آن شاخصی است برای ارزیابی فعالان مدنی و نخبگان واقعی و تمیز آنها از معتمدان فصلی و گاەگاهی.
برای نخبه واقعی نوع بازی مهم است و نحوه بازی هم. در حالیکه برای نخبگان و معتمدان خودخوانده صرف به بازی گرفته شدن اولویت است. طبیعی است انگیزەهای ناسالم، همیشه انگیختەها و پیامدهای مستحسن بدنبال نداشته باشد.
این مساله در انتخابات و پیش درآمدهای آن نیز صادق است.

اخبار مرتبط

نظرات

یادداشت روژان

نگاهی به سوانح دلخراش جاده‌ای در راه‌های استان کردستان

گوش‌هایی که نمی‌شنوند و چشم‌هایی که نمی‌بینند

بامداد سەشنبه ۲۰ تیر درحالیکه غالب مردم براساس نظم و گردش شبانەروز در بستر خواب بودند جمعیتی از شهر سنندج، به اقتضای نیاز و کار ضروری عزم سفر کردند تا در این گردش روزگار به نیازهای خود پاسخ دهند اما انگار مقدر چنین بود که به مقصد نرسند و در همان ابتدای سفر راهی دیار باقی شوند. حادثه دلخراشی که به سبب ارتباطات پیشرفته و شبکەهای اجتماعی خواب را در همان نیمەهای شب از چشم هموطنان ربود و به خبر اول خبرگزاری‌های ایران تبدیل شد، به گونەای که سه روز عزای عمومی اعلام شد و مقامات کشور از رئیس جمهور و رئیس مجلس گرفته تا بسیاری از وزرا و شخصیت‌های مطرح کشور با صدور پیامهایی به ابراز همدردی با مردم داغدار کردستان پرداختند و  روز پنجشنبه نیز خبر آن در صفحه اول همه روزنامەهای سراسری قرار گرفت. مرگ دست کم ۱۱ نفر که به سبب نوع حادثه قلب بسیاری‌ها را جریحەدار کرد. نکته حائز اهمیت در این رویداد تلخ ایجاد موجی از حزن و اندوه در عرصه استانی و ملی بود که اگر نبود این ابراز همدردی‌ها شاید تالم ناشی از آن برای  خانواده‌های داغدار قابل تحمل نبود. اما پیرامون این سانحه نکاتی قابل تامل است که بیان آن ضروری به نظر می‌رسد: ۱- تلنگری بود به مسوولان که هشدار رسانه‌ها و کارشناسان را جدی بگیرند. نقطه وقوع حادثه به عنوان مکانی حادثه خیز بارها مورد نقد قرار گرفته بود اما دریغ از یک پاسخ منطقی! ۲- بارها گفتیم و بار دیگر تکرار می‌کنیم، مردم کمبودها و ناملایمات را تحمل می‌کنند اما بی‌توجهی، اهمال، فخرفروشی و بی‌عدالتی ازسوی مسئولان را تحمل نمی‌کنند. شکی نداریم که با هزینه چندبرابرهم که شده این مسیر تحت فشار افکارعمومی در کوتاه‌ترین زمان اصلاح خواهد شد، همچنانکه قطعه‌ای از مسیر راه سنندج- حسین آباد، در سال 1382 پیش پس از واژگونی تانکر حامل مواد شیمیایی MTBE و سرازیر شدن مواد آن به داخل آب سد قشلاق بلافاصله اصلاح شد، آیا بهتر نیست قبل از وقوع حوادث تلخ و تحمیل هزینه‌های بسیار گوشها را بروی انتقادات بگشایند و اینقدر بیخیال نباشند. حتما باید جان چند نفر گرفته شود تا معبری حادثه خیز اصلاح شود؟ 3- بارها از تردد تانکر‌های نفتکش در جاده‌های کردستان به عنوان ارابەهای مرگ و کابوس نام برده شده است و سال‌هاست واژگونی تانکر‌ها که نفت و مشتقات نفتی عراق را از طریق جاده‌های باریک و ناامن کردستان به ویژه مریوان و سنندج به ایران می‌آورند یا محصولات نفتی فراوری شده مانند بنزین و گازوئیل را به آن کشور منتقل می‌کنند، همچون کابوسی مردم و محیط زیست منطقه کردستان را تهدید می‌کند. گفته می‌شود در سوآپ نفتی ایران و عراق روزانه ۳۰ تا ۶۰ هزار بشکه نفت خام از طریق مرز به پالایشگاه‌های کرمانشاه، شازند، تهران و تبریز انتقال داده می‌شود و ایران معادل آن را در بنادر صادراتی جنوب تحویل مشتریان عراق می‌دهد. آمار تردد روزانه از ۶۰ تا ۴۰۰ کامیون در محور مریوان – سنندج که یکی از باریک‌ترین و ...