رفتن به بالا

هفته‌نامه فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی رۆژان

تعداد اخبار امروز : 0 خبر


  • یکشنبه ۶ خرداد ۱۳۹۷
  • الأحد ۱۲ رمضان ۱۴۳۹
  • 2018 Sunday 27 May

  • هفته‌نامه روژان

    صاحب امتیاز و مدیر مسوول: سلیمان الله‌مرادی

    ..............................................................

    نشانی: سنندج - میدان آزادی - انتهای کوچه سجادی (کوچه رزان) - پلاک ۱۱۵

    کد پستی: ۳۳۹۵۳-۶۶۱۳۷

    ..............................................................

    تلفن: ۳۳۲۳۸۵۴۵-۰۸۷

    ای‌میل: info@rojanpress.com

    کانال تلگرام: rojanpress@


اوقات شرعی

  • شنبه ۲۶ فروردین ۱۳۹۶ - ۱۳:۴۵
  • کد خبر : 2550
  • هفته‌نامه روژان
  • چاپ خبر : همه دوست دارند رئیس‌جمهور شوند

از ابتدای ثبت نام داوطلبان انتخابات ریاست جمهوری کشورمان تا این لحظه شاهد اتفاقاتی بوده‌ایم که به نظر می‌رسد از چندین جنبه جای بحث و بررسی داشته باشد با باز شدن درهای ستاد انتخابات وزارت کشور با تعداد زیادی از افراد روبرو شده‌ایم که جهانیان را شگفت‌زده نموده است سوت آغاز را مردی می‌زند که […]

از ابتدای ثبت نام داوطلبان انتخابات ریاست جمهوری کشورمان تا این لحظه شاهد اتفاقاتی بوده‌ایم که به نظر می‌رسد از چندین جنبه جای بحث و بررسی داشته باشد با باز شدن درهای ستاد انتخابات وزارت کشور با تعداد زیادی از افراد روبرو شده‌ایم که جهانیان را شگفت‌زده نموده است سوت آغاز را مردی می‌زند که کفن پوشیده است و با پرچم و دسته‌گل و قران به دست برای نوکری ملت پا به میدان گذاشته است کمی بعد مردی با ادعای وحی و پیغمبری مردم و مسئولین را تهدید به عدم حمایت از خود می‌کند و شواهد و نشانه‌هایی از عذاب الهی می‌دهد انگار ید طولایی در سرکیسه کردن و وعده‌های دروغین دارد، دیگری با دمپایی آمده است ادعا می‌کند سایز پاهایش بزرگ است ساده و بی‌پیرایه آمده است انگار قصد رفتن به حمام یا… داشته باشد، یکی بدون اجازه والدینش آمده است تازه در اوایل نوجوانی است و به قول خودمانی سبیل پشت لبش نروییده است یکی دیگر با شش کلاس سواد و لهجه فارسی و انگلیسی برای نجات کشور آمده است و کلی اعتمادبه‌نفس دارد و برنامه می‌دهد حتی لباس و نحوه آقای میرسلیم از کاندیداهای جدی هم به رنگ جماعت درآمده است با لباس کار و کلاه ایمنی آمده است یا از عدم امنیت ساختمان می‌هراسد یا می‌نماید که کارگر است و بالاخره سه یار در بهار باهم می‌آیند و برای ثبت نام یکی و در این میان دیگری اتفاقی شناسنامه در جیب دارد و محض پشتیبانی از یار و تکمیل نمودن زیارت و تجارت ثبت نام می‌کند و خلاصه تنور را از داغ داغ‌تر می‌کنند و به نظرم بازتاب اتفاقات روز اول ثبت نام در رسانه‌ها گرمای تنور را به مناطق مختلف و درون خانواده‌ها منتقل نمود، روز بعدی دوقلوها به میدان آمدند مثل دوقلوهای افسانه‌ای و نیروی جادویی برای اداره کشور بدون هیچ دعوت و تعارفی پیش‌قدم شدند، کمی بعد شوخی به طنز بدل می‌شود مردی دختربچه شش‌هفت‌ساله‌اش را کاندیدای ریاست جمهوری نمود یعنی اداره مملکت را دون شان خود دانسته و خودش احتمالاً کاندیدای دبیر کلی سازمان ملل شود، هنوز ثبت نام دختربچه به پایان نرسیده پیرمرد نود ساله هم بزرگواری کردند و محفل را آراستند هر خانه که پیر ندارد برود و یکی بخرد چه چیز از این بهتر که خودش رایگان آمده است که بالای سر ما جای بگیرد، روحانی‌ای آمده با 5 همسر و حدود 18 فرزند و شاید بیشتر، قطعاً مدیریت چنین جمعیتی تجارب گران باری دارد و چندان تفاوتی با جمعیت 80 میلیونی نداشته که این توانایی را در خود دیده است و برای اداره کشور با برنامه‌های جدی و کاملاً جدید مردم را غافلگیر نمود آزاد نمودن تریاک دوای درد این ملت است تازه داعش هم نتیجه همین تحریم تریاک است، کسانی هم خارج نشین هوس اداره مملکت به سرشان زده است یا پنداشته‌اند که اینجا متخصص کار نداریم و یا گمان می‌کنند که ظرفیت شغلی در اینجا به حدی است که برای اداره مملکت نیاز به لژیونر داشته باشیم حالا با هر خیال و گمان برگشته تا ما را اداره نماید، دیگری به‌قصد بستن دانشگاه آزاد و پیام نور آمده است و با کسی هم شوخی ندارد کم‌کم تک نفره و دوقلو صفایی ندارد دست آخر خانواده‌ای دست جمعی بجای پیاده‌روی و هواخوری برای ثبت‌نام آمدند پدر، مادر، پسر، دختر البته زیاد جمعیتی نبود می‌شود ریاست جمهوری را شورایی کرد، یکی بالباس عربی، دیگری با لری و پدر و دختر چست و چابک بالباس کردی خلاصه در کمتر مجلس عروسی و عزایی می‌شود چنین تنوعی را شاهد بود مگر در عروسی‌های حاشیه‌های شهر تهران چون ورامین و قلعه حسن خان و ملارد و شهریار از رمال و شاعر و نقاش و نوازنده و ورزشکار و پیرو جوان و دختر و پسر تشریف آوردند جمعیت به حدی زیاد است که صف تشکیل می‌شود و لیست صف و نگهبان صف هم گرفته می‌شود و کسانی بعد از گرفتن نوبت به امور دیگر چون نانوایی، سلمانی، خرید و دیگر کارهایشان می‌رسند و باز به سر صف برمی‌گردند و چنین خیل شیفتگان خدمت ثبت نام می‌کنند همه شوق خدمت به خلق دارند یکی نوکر مردم است دیگری برنامه اصلی‌اش حمله به بیکاری است و آن دیگر در بهار آمده است انگار با یک درخت کاشتن هم بهار را آورده‌اند و دیگری به نام خدای گرازهای مظلوم وارد گود شده است خلاصه این پست بیچاره ریاست جمهوری شده فیل داستان مولانا و هرکسی جایی از وی را بسوده و از ظن خود می‌خواهد یارش شود.
آن‌طرف گود شماری زیاد از عکاس و خبرنگاران خبره و متخصص در امر پرسش و سرگرمی و گاه حتی تمسخر برای این بیچاره‌ها دام و تله چیده‌اند و آنها را به چالش می‌کشند از کابینه و برنامه‌هایشان می‌پرسند گاه حتی سؤالات خصوصی و خانوادگی از هر شکل و فرم و زشت و لبخند و گوشخند و تلخندشان عکس می‌گیرند همچون بازرس مدارکشان را چک می‌کنند و حتی وسایل و کیفشان را از دستشان می‌گیرند که عکسشان خوب دربیاید، به رنگ جوراب تا اندازه ناخن‌هایشان توجه می‌کنند و با وسواس و حساسیت عکس می‌گیرند و در مخابره این هفته‌بیجار رقابت می‌کنند و سر و دست می‌شکنند و افتخار اولین بودن را برای خود می‌خرند و به‌زودی در فضای مجازی هم این بسته‌های تمسخر دست‌به‌دست می‌چرخند و خودمان اسباب مضحکه خودمان و دیگران می‌شویم و چنین است که آبروی کشوری بنام دمکراسی و مردم‌سالاری به باد داده می‌شود.
معمولاً نظام‌های سیاسی مختلف و تنوعی از پادشاهی، ریاستی و نیمه ریاستی و ترکیبی از اینها و انواع دیگر در جهان وجود دارد و با نگاهی کوتاه به مکانیسم‌های مختلف در این نظام‌ها می‌توان پی برد که کاندیدای ریاست جمهوری، نخست‌وزیری، صدراعظمی در هر کشوری علاوه بر شرایط عمومی چون تابعیت، سن و الزامات دینی، قانونی و ملی دارای شرایط دیگری نیز می‌باشد که اصولاً با این شکل معمولاً افراد محدودی می‌توانند کاندیدای احراز این پست شوند و بنابراین هرکسی توانایی و اراده ثبت نام در انتخابات پست‌های مذکور را نخواهد داشت که معمولاً احزاب به‌عنوان یکی از ارکان مهم دمکراسی در تعیین صلاحیت و شایستگی کاندیداها نقش اساسی بر عهده‌دارند و برنامه و سیاست‌ها و همچنین مسئولیت و پاسخگویی آنها بر عهده احزابی است که آنها را معرفی نموده‌اند در زیر با نگاهی گذرا چند نمونه کوتاه از این شرایط و نظامات سیاسی در سطح جهان را به‌صورت مختصر توضیح می‌دهم.
در ‌آمريكا مردم به دو شيوه مستقيم و غيرمستقيم در معرفي كانديداي رياست جمهوري و انتخاب رئیس‌جمهور دخالت دارند و نامزدهاي رياست جمهوري نيز توسط احزاب دمكرات و جمهوري‌خواه در گردهمايي ملي اين احزاب انتخاب مي‌شوند. ضمناً بر اساس اصل دوم قانون اساسي آمريكا، رئیس‌جمهوری بايد شهروند تولد يافته در آمريكا و حداقل 35 ساله بوده و دستكم 14 سال نيز در آمريكا زندگي كرده باشد.
در فرانسه هر فرانسوی که بتواند ۵۰۰ امضا از مقامات انتخابی محلی یا ملی در سطح ۳۰ استان داخل فرانسه یا قلمروهای آن سوی دریاها گردآوری کند می‌تواند نام خود را در برگه‌های رأی دور نخست بگنجاند، مشروط بر این‌که امضاها از هیچ استانی بیش از یک‌دهم از کل امضاهای گردآوری‌شده نباشد.
در مصر نيز رئیس‌جمهور بايد مصري‌الاصل، حداقل 40 ساله و از حقوق مسائل سياسي و مدني برخوردار باشد. ضمناً تا پيش از اصلاح ماده 76 قانون انتخابات رياست جمهوري در سال 2005 تنها يك نامزد توسط پارلمان مصر به مردم معرفي مي‌شد كه چنانچه اين شخص درصد معيني از آراء ملت را كسب مي‌كرد، رئیس‌جمهور مي‌شد ولي با اصلاح ماده 76 افراد مختلفي مي‌توانند در انتخابات رياست جمهوري شركت كنند ولي كانديداهای رياست جمهوری بايد عضو شوراي رهبري يكي از احزاب سياسي كشور كه سابقه قابل توجهي در زمينه فعاليت سياسي دارد، باشند.
در آلمان برای انتخاب صدراعظم معمولاً از سوی احزابی که اکثریت مجلس را به دست می‌آورند کاندیدای صدراعظمی معرفی می‌کنند هرچند احزاب اقلیت هم می‌توانند چنین نامزدهایی معرفی نمایند ولی معمولاً پس از مناظره و تبلیغات کاندیدای احزاب اکثریت حائز اکثریت آرا شد و صدراعظم می‌شوند. در افغانستان بر اساس شرایط افرادی که خواهان نامزد شدن در انتخابات ریاست جمهوری‌اند باید یک‌میلیون نفر افغانی به شکل ضمانت و صد هزار شماره کارت رأی دهی از بیست ولایت کشور برای تائید نامزدی‌شان به کمسیون انتخابات تحویل نمایند.
نمونه‌های فوق از آمریکا و اروپا تا افغانستان در همسایگی ما نشان می‌دهد که وجود قوانین مشخص و مدون در این زمینه به شکلی کارآمد می‌تواند هم این اسباب تمسخر و خنده دیگران را از سر ما کوتاه نماید و هم به عوام‌فریبی و شکل نمایشی دمکراسی متهم نشویم و هم از سوی دیگر کار نهادهای نظارتی را برای رد و تائید کاندیداهای یک پست با جمعیتی 500 یا هزارنفری از داوطلبین مواجه نسازد و قبل از این گزینش افراد از دریچه توانایی و تخصص و شایستگی در انتخابات ثبت نام نمایند.
فارغ از سازوکارهای حزبی و قانونی فرهنگ عمومی مردم و تصورات اجتماعی در چنین مسیر بیمارگونه‌ای به پرورش فردیتی همت گماشته است که انتخابات ریاست جمهوری و اداره مملکت با مجلس به برون عروسی و شوی لباس و مسابقات تلویزیونی عجیب‌ترین‌ها اشتباه گرفته می‌شود و گاها همین حرکت خنده‌دار موجب شهرت این داوطلبان در منطقه و شهر و روستای محل زندگی‌شان می‌گردد، این در حالی است که پیش‌تر برای موج عظیم ثبت نام کنندگان انتخابات شورای شهر و روستا و ورود ورزشکاران و هنرمندان ایراد می‌گرفتیم ولی اکنون در شرایط کنونی با وضعیتی مواجهیم که کیفیت داوطلبین شوراها را باید به‌مراتب قابل قبول‌تر و بسی جای خوشحالی بدانیم.

اخبار مرتبط

نظرات

یادداشت روژان

روژان؛ روزنامه‌ای برای مردم

ضرورت وجود روزنامه در کردستان و اینکه چرا باید استان ما از وجود یک نشریه روزانه محروم بماند همواره دغدغه اینجانب در سال‌های گذشته بود؛ محرومیتی که حداقل برای اهالی فرهنگ و به خصوص رسانه دردآور می‌نمود؛ آن هم مردمانی که بر پیشانی آنان فرهنگ می‌درخشد و سابقه روزنامه‌داری را بیش از دیگران دارند. جدا از پیشینه فرهنگی این استان و نقش مطبوعات در بالابردن سطح آگاهي‌های مردم و فرهنگ عمومي نسبت به مسائل اجتماعی، سیاسی، فرهنگی و اقتصادی كه در جامعه صورت مي‌گيرد و اینکه رسانه‌ها سهم مهمي در اطلاع‌رساني مردم خواهند داشت، استان کردستان به دلیل برخورداری از پتانسیل تجارت، بازارهای مرزی و کشاورزی از دیرباز به لحاظ اقتصادی هم یکی از استان‌های مورد توجه دولتمردان و سرمایه‌گذاران بوده است. نخبگان فرهنگی ما نقش تعیین‌کننده‌ای در حفظ فرهنگ و هویت ایرانی اسلامی و احیای مرجعیت علمی کشور داشته‌اند و بی‌جهت نیست که رهبر معظم انقلاب آن را استان فرهنگی نامیدند. امروز اما پس از سال‌ها انتشار هفتگی، با کمک و یاری دوستان گرانمایه‌مان در تحریریه، انتشار اولین شماره روزنامه را با شما مردم و خوانندگان خوبمان جشن می‌گیریم و بعد از الطاف الهی، تنها امیدمان را به خوانندگان عزیزی که ما را در این راه یاری خواهند کرد، می‌بندیم. «روژان» روزنامه‌ای است مردمی و برای مردم کردستان و همه کسانی که در این استان وقت خود را برای توسعه و آبادانی کشور وقف کرده‌اند. دست همه شما را برای کمک به بهبود و پیشرفت فعالیتمان در این راه به گرمی می‌فشاریم. در نخستین شماره انتشار روژان، دوست و استاد ارجمندم جناب آقای ناصر کانی‌سانانی مقاله‌ای نوشتند و در آن به نگارنده تذکر دادند که این راه صعب و دشوار را بارها تجربه کرده‌ای و انتشار نشریه آنهم در کردستان کار مجنونان و عاشقان است! امروز بعد از انتشار 180 شماره در سخت‌ترین دوره از نظر اقتصادی می‌توانم با افتخار بگویم استاد عزیز؛ در این آزمون سخت خوشبختانه سرافراز بیرون آمدیم و ثابت کردیم که مجنون نیستیم اما عاشق چرا. البته این موفقیت حاصل نمی‌شد مگر با پشتوانه معنوی و استفاده از تجارب ایشان و اندیشه‌ی اندیشه‌ورزانی چون کاک عماد کریمیان، دکتر افراسیاب جمالی، دکتر بهروز خیریه، آقایان عباد زینبی، حسین اندان، ناصر نجفی، هژیر الله‌مرادی، آرش علیمرادی، یحیی صمدی، امید باتو، صدیق مینایی، عطا امانی، کاک احمد یاسینی (پشکو)، سرکار خانم آسو حسینی و بسیاری دیگر از همراهان که در طول پنج سال گذشته تلخی‌ها و شیرینی‌های وقایع روز جامعه را با زبان یادداشت و خبر با شما درمیان گذاشتند و نیز حمایت مخاطبینی که تذکرات و انتقاداتشان چون شهد، تلخکامی‌های حاصل از لجن‌پراکنی تاریک‌اندیشان را بر کام ما شیرین کرد و راه را برای ادامه مسیر ممکن و عزم ما را برای همپیمانی با مردم مصمم‌تر ساخت؛ اگر نبود تشویق‌ها و حمایت‌های مردم، قطعا ادامه مسیر برایمان امکان‌پذیر نبود. خرسندیم که در این مدت، هرگز به تندی سخن نگفتیم مگر مستدل و ابزار هیچ جریان و گروه سیاسی و دولتی نشدیم مگر گروه‌های ان.جی.او که خود را بخشی از ...