رفتن به بالا

هفته‌نامه فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی رۆژان

تعداد اخبار امروز : 0 خبر


  • شنبه ۵ خرداد ۱۳۹۷
  • السبت ۱۱ رمضان ۱۴۳۹
  • 2018 Saturday 26 May

  • هفته‌نامه روژان

    صاحب امتیاز و مدیر مسوول: سلیمان الله‌مرادی

    ..............................................................

    نشانی: سنندج - میدان آزادی - انتهای کوچه سجادی (کوچه رزان) - پلاک ۱۱۵

    کد پستی: ۳۳۹۵۳-۶۶۱۳۷

    ..............................................................

    تلفن: ۳۳۲۳۸۵۴۵-۰۸۷

    ای‌میل: info@rojanpress.com

    کانال تلگرام: rojanpress@


اوقات شرعی

  • جمعه ۱ اردیبهشت ۱۳۹۶ - ۱۹:۵۴
  • کد خبر : 2598
  • هفته‌نامه روژان
  • چاپ خبر : گزارش روژان از روند تخریب عمارت تاریخی «رحیم‌زاده» سنندج/ اینجا زمان ایستاده است

هفته گذشته به پیشنهاد یکی از دوستان برای تهیه گزارش از یکی از عمارت‌های تاریخی سنندج که از لحاظ مکانی در مرکز این شهر واقع شده و دارای تاریخچه‌ای قابل توجه است اما در سال‌های اخیر مورد بی‌توجهی قرار گرفته و از لحاظ فیزیکی در شرایط خوبی نیست با مالک عمارت تماس گرفتم. پس از […]

هفته گذشته به پیشنهاد یکی از دوستان برای تهیه گزارش از یکی از عمارت‌های تاریخی سنندج که از لحاظ مکانی در مرکز این شهر واقع شده و دارای تاریخچه‌ای قابل توجه است اما در سال‌های اخیر مورد بی‌توجهی قرار گرفته و از لحاظ فیزیکی در شرایط خوبی نیست با مالک عمارت تماس گرفتم. پس از گذاشتن قرار ملاقات به اتفاق وی، راهی عمارت تاریخی شدیم.

از کوچه صلاح الدین ایوبی (سەرتەپۆڵە) و از مقابل هاجره خاتون گذشتیم. در طول مسیر پارچه‌های رنگارنگ خودنمایی می‌کردند و من غرق تماشای طرح‌ها و رنگ‌ها بودم که مالک عمارت گفت رسیدیم. من به جز دیواری که با پارچه‌های رنگی پوشیده شده بود چیزی نمی‌دیدم. پارچه‌ها را که کنار زدیم کوچه‌ای بن بست نمایان شد که دری قدیمی در انتهای کوچه نمایان شد. پس از باز کردن درب، به دالانی تاریک و نمور وارد شدیم. گویا سالیان سال بود کسی از آن درب، نگذشته بود. با عبور از دالان حیاطی بزرگ نمایان شد. قدم به دنیایی دیگر گذاشتیم، حس کردم عقربه‌های ساعت از حرکت ایستاده‌اند. اینجا عمارت رحیم‌زاده است.
عمارتی تاریخی از دوران قاجار، منزل اولین نماینده مجلس سنندج و این آخری‌ها و در دوران شاه، منزل فرماندار بوده.
عمارتی به ظاهر سرپا که نفس‌های آخر را می‌کشد.
حیاطی بزرگ و آبنمایی مستطیلی و درخور حیاط که در همه جایش علف‌های هرز روییده است.
خانه‌ی همسایه از یک پنجره، تمام کیسه‌های زباله این سال‌های خود را به داخل حیاط انداخته است؛ کوهی از کیسه‌های زباله در گوشه حیاط… – این یکی از معدود دفعاتی است که هنگام نوشتن این گزارش حقیقتا نمی‌توانم آن صحنه را توصیف کنم- با ورود به داخل عمارت و اطاق‌های کوچک و بزرگ آن متوجه عمق فاجعه شدم. اکثر اطاق‌ها در زمستان و هنگام بارندگی پر از آب شده بودند، طوریکه در بعضی جاها گلی به ارتفاع 30 سانتیمتر انباشته شده بود…
از بلاهایی که گذر زمان بر سر عمارت آورده بود بگذریم؛ متأسفانه باخبر شدیم که سرقت‌هایی از این بنای تاریخی صورت گرفته است، باخودم گفتم مگر چه چیز با ارزشی وجود دارد که کسی بخواهد آنرا بدزدد، -در این فکر بودم که وارد شاه‌نشین شدیم- با دیدن سقف شاه‌نشین خشکم زد. سقفی چوبی و تزیین شده که هنوز می‌توان هنر نازک کاری هنرمندان چیره دست سنندجی را در آن مشاهده کرد. سقفی مشهور به “قاب گره چینی” که طرحش طرح فرش‌های سنندج (ماسی دەر‌هەم) است با رنگ آمیزی معرق که به گفته مالک عمارت، در رنگ‌آمیزی آن از رنگهای طبیعی استفاده شده است. ظاهرا وسط سقف طبقه اول یک تکه آینه‌ی قدیمی بوده که توسط سارقان به یغما رفته بود.
جدای از سقف، ظاهرا سارقان به شومینه‌ها و برخی از دیوارها هم رحم نکرده‌اند و در فکر یافتن گنج آنها را هم تخریب کرده بودند.
به طبقه دوم شاه‌نشین که رفتیم باز هم شاهد آثار تخریب سقف و دیوارها توسط دزدان بودیم.
عمارت جدای از سقف بسیار دیدنی آن ویژگی‌های دیگری مثل ارسی‌های رنگی و دو بادگیر در دو سوی شاه نشین دارد. نکته جالب دیگر نوبت آب عمارت از چشمه‌های کوه آبیدر است.
سوالی که مطرح است اینکه اگر چنین گنجینه‌ای غیر از سنندج در شهر دیگری بود چگونه از آن استفاده می‌کردند. فضایی به مساحت تقریبی 2500 متر مربع در وسط شهر سنندج با گنجینه‌ای از آثار معماری و هنر نازک کاری چرا باید اینگونه بلااستفاده رها شده باشد؟ اگر جزو آثار ملی است (سال 81 ثبت ملی شده است) چرا متولیان امر به مرمت و تعمیر و نگهداری آن همت نمی‌کنند؟ و اگر نیست چرا به گفته مالک عمارت به وی اجازه ساخت و ساز نمی‌دهند. امید که سازمان میراث فرهنگی به این عمارت نگاهی ویژه کند و آن را از بلاتکلیفی برهاند.

هژیر الله مرادی

اخبار مرتبط

نظرات

یادداشت روژان

روژان؛ روزنامه‌ای برای مردم

ضرورت وجود روزنامه در کردستان و اینکه چرا باید استان ما از وجود یک نشریه روزانه محروم بماند همواره دغدغه اینجانب در سال‌های گذشته بود؛ محرومیتی که حداقل برای اهالی فرهنگ و به خصوص رسانه دردآور می‌نمود؛ آن هم مردمانی که بر پیشانی آنان فرهنگ می‌درخشد و سابقه روزنامه‌داری را بیش از دیگران دارند. جدا از پیشینه فرهنگی این استان و نقش مطبوعات در بالابردن سطح آگاهي‌های مردم و فرهنگ عمومي نسبت به مسائل اجتماعی، سیاسی، فرهنگی و اقتصادی كه در جامعه صورت مي‌گيرد و اینکه رسانه‌ها سهم مهمي در اطلاع‌رساني مردم خواهند داشت، استان کردستان به دلیل برخورداری از پتانسیل تجارت، بازارهای مرزی و کشاورزی از دیرباز به لحاظ اقتصادی هم یکی از استان‌های مورد توجه دولتمردان و سرمایه‌گذاران بوده است. نخبگان فرهنگی ما نقش تعیین‌کننده‌ای در حفظ فرهنگ و هویت ایرانی اسلامی و احیای مرجعیت علمی کشور داشته‌اند و بی‌جهت نیست که رهبر معظم انقلاب آن را استان فرهنگی نامیدند. امروز اما پس از سال‌ها انتشار هفتگی، با کمک و یاری دوستان گرانمایه‌مان در تحریریه، انتشار اولین شماره روزنامه را با شما مردم و خوانندگان خوبمان جشن می‌گیریم و بعد از الطاف الهی، تنها امیدمان را به خوانندگان عزیزی که ما را در این راه یاری خواهند کرد، می‌بندیم. «روژان» روزنامه‌ای است مردمی و برای مردم کردستان و همه کسانی که در این استان وقت خود را برای توسعه و آبادانی کشور وقف کرده‌اند. دست همه شما را برای کمک به بهبود و پیشرفت فعالیتمان در این راه به گرمی می‌فشاریم. در نخستین شماره انتشار روژان، دوست و استاد ارجمندم جناب آقای ناصر کانی‌سانانی مقاله‌ای نوشتند و در آن به نگارنده تذکر دادند که این راه صعب و دشوار را بارها تجربه کرده‌ای و انتشار نشریه آنهم در کردستان کار مجنونان و عاشقان است! امروز بعد از انتشار 180 شماره در سخت‌ترین دوره از نظر اقتصادی می‌توانم با افتخار بگویم استاد عزیز؛ در این آزمون سخت خوشبختانه سرافراز بیرون آمدیم و ثابت کردیم که مجنون نیستیم اما عاشق چرا. البته این موفقیت حاصل نمی‌شد مگر با پشتوانه معنوی و استفاده از تجارب ایشان و اندیشه‌ی اندیشه‌ورزانی چون کاک عماد کریمیان، دکتر افراسیاب جمالی، دکتر بهروز خیریه، آقایان عباد زینبی، حسین اندان، ناصر نجفی، هژیر الله‌مرادی، آرش علیمرادی، یحیی صمدی، امید باتو، صدیق مینایی، عطا امانی، کاک احمد یاسینی (پشکو)، سرکار خانم آسو حسینی و بسیاری دیگر از همراهان که در طول پنج سال گذشته تلخی‌ها و شیرینی‌های وقایع روز جامعه را با زبان یادداشت و خبر با شما درمیان گذاشتند و نیز حمایت مخاطبینی که تذکرات و انتقاداتشان چون شهد، تلخکامی‌های حاصل از لجن‌پراکنی تاریک‌اندیشان را بر کام ما شیرین کرد و راه را برای ادامه مسیر ممکن و عزم ما را برای همپیمانی با مردم مصمم‌تر ساخت؛ اگر نبود تشویق‌ها و حمایت‌های مردم، قطعا ادامه مسیر برایمان امکان‌پذیر نبود. خرسندیم که در این مدت، هرگز به تندی سخن نگفتیم مگر مستدل و ابزار هیچ جریان و گروه سیاسی و دولتی نشدیم مگر گروه‌های ان.جی.او که خود را بخشی از ...